تکنولوژی و نرمافزار- دکتر رها خرازي*
متن كامل مقاله دكتر رها خرازي،رئيس انستيتو تحقيقات استراتژيک و بينالمللي ارتباطات و رسانهها كه در همايش فضاي تعاملي جهاني - محلي و نهاد هاي مجازي ارائه شد:
اگر چه هنوز دهکده جهاني مارشال مک لوهان کاملا جايگزين دولت – ملت نشده است، اما دهکدههاي امروزي چنان به هم مرتبط شدهاند که دنياي وستفاليا به عنوان مبناي ديپلماسي نوين، کمتر و کمتر قابل تشخيص است.
در فضاي ديپلماتيک و سياست خارجي نوين، تحليلگران از ظهور روابط فراملي Transnational Relations در مقابل مفهوم قديمي روابط بين الملل International Relations سخن ميگويند. به اين معنا که رويدادهاي امروز را ديگر نمي توان از منظر پارادايم مسلط روابط بين المللي که بعد از شکل گرايي نظام جهاني برپايه عهدنامه وستفاليا و دولت – ملتها حاصل شد، درک کرد.
بديهي است که به موازات تحول جوامع، سناريوهاي جديدي در قلمرو روابط بين الملل محقق ميشود كه اولويتهايي نوين همراه با اتخاذ شيوه هايي نوين مي طلبد. پيروي صرف از اصول، اهداف و طراحي هاي کلاسيک ديپلماسي ديگر پاسخگوي نيازهاي ديپلماتيک نوين نيست.
نيروهاي نوين ايجاد کننده تغييرات، به روندهاي جهاني شدن بازرگاني و مالي، رشد رسانه هاي نوين و جوامع مدني فعال تر و مدعي تر، افزوده مي شوند. اما عامل اصلي پديدآورنده تغييرات، که اتصال دهنده و تسريع کننده ساير نيروهاي ايجاد کننده تغييرات است، « تکنولوژي ارتباطات و اطلاعات » است.
اگر زماني ملتها تنها از طريق وزارتخانه هاي امور خارجه و تجارت خود با سايرين در ارتباط بودند، هم اينک " از طريق ميليونها نفر که با به کارگيري فيبر نوري، ماهواره ها، تکنولوژي هاي بي سيم و کابل، در يک شبکه پيچيده و بدون کنترل مرکزي به هم متصل مي شوند، با هم در ارتباط هستند".
هم اينک ارتباطات جهاني و پيشرفتهاي روزافزون تکنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات ( ICTs ) با پراکندن اقتدار ميان بازيگران متعدد، افزايش حضور و تاثيرجامعه مدني جهاني، و رهبري جريان توسعه جهاني امور مالي و تجاري ؛ روند سنتي روابط بين الملل را با چالشي نوين مواجه ساختهاند.
در اين فضا دولتها با شكل نويني از ديپلماسي مواجه هستند كه آنها را وادار ميكند عنصري استراتژيك را در كانون مركزي كنشهاي خود، در اداره امور بين المللي معاصر اتخاذ نمايند.
در آستانه يک انقلاب اطلاعاتي قرار داريم که در آن اشکال الکترونيکي ارتباطات، آن هم فارغ از هر گونه قانون گذاري و مقررات پذيري، اشکال اصلي ارتباطات آن را تشکيل خواهند داد.
برپايه گزارش سال 1998 موسسه مطالعات استراتژيک و بين المللي واشنگتن :" مدل هاي سلسله مراتبي جاي خود را به شبکه ها داده اند، " گشودگي و شفافيت مرزهاي اطلاعات سري را درنورديده اند" و " عقايد و ثروتها با سرعت بي سابقه اي حول يک شبکه جهاني متشکل از دولتها، شرکتها و سازمانهاي غيردولتي در جريان هستند.
در اين ميان، پيشگامان عرصه تکنولوژيهاي اطلاعات، به عنوان کاتاليستهاي تسريع کننده اي عمل مي کنند که نتيجه عملکرد آنان تقويت تکثرگرايي همزمان با همگرايي، در سيستم بين المللي کنوني است.
افزايش توان دستيابي، ميزان دسترسي و سرعت انتقال حجم بالايي از اخبار و اطلاعات به مخاطبان جهاني، آن هم در زمان واقعي ( Real Time )، مديريت سياست خارجي کشورها را بيش از پيش پيچيده ساخته است.
مدلهاي چندوجهي ارتباطات، جايگزين مدل سنتي سلسله مراتبي و يک سويه، يک فرستنده به گيرندگان بسيار در ارتباطات شده است. اين امر نشانه آن است که دولتها به زودي لذت کنترل بر حجم گسترده اي از اطلاعات را از دست خواهند داد.
در نهايت موازنه جديد محصول فضايي مملو از پيشامدها و موقعيتهاي نوين حاصل از رشد وگسترش بهره گيري از تكنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات است كه در نتيجه آن، پيچيدگي حاصل از وابستگي متقابل، جهاني شدن فرهنگ، امپراطوري افكار عمومي، انقلاب رسانهها و علاوه بر اينها جريان بين المللي فرهنگ، عقايد و اطلاعات جملگي به عنوان عوامل نوين و در راس ساير عوامل، بردولتهاي ملي فشار مي آورند و آنها را وادار ميسازند تا سريعا به تجديد نظر در ساختارهاي مدل سياست خارجي و روند ديپلماسي خود و ايجاد تحول در آنها بپردازند.
اين فشار آنها را وادار ميكند تا سايبر ديپلماسي را به عنوان كانون مركزي تلاشهاي ديپلماتيك خود، رشد و توسعه دهند.
تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات (ICTs)؛ ديپلماسي و سياست خارجي
فرضيه ما اينست که تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، در صحنه بين المللي تحولاتي بسيار شگفت انگيز و مهيج ايجاد خواهند کرد.
تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات (ICTs) تاثيرات بسياري بر جريان ديپلماسي و محيط بين المللي دارد. تعاملات ديداري، شنيداري و نوشتاري، که به واسطه به کارگيري تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات بيش از پيش تسهيل شده اند، روشهاي پيشين سازمانهاي ديپلماتيک را در فرآيند گردآوري، ارزيابي، انتشار و عدم انتشار اطلاعات، دچار تحولات بسياري نموده اند.
بسياري از پروتکل هاي قديمي، که به دوران قرون وسطي و پيش از آن برمي گردند، در جهاني که " مرگ فاصله ها" گامهاي بازيهاي ديپلماتيک را افزايش داده است، جهاني که ديگر ديپلماتها در آن يکه تاز نيستند و در اصل طرفهاي مذاکرات، شهروندان کشورهاي مختلف جهان هستند؛ نياز به بازانديشي دارند.
بروز اين تحولات غيرقابل اجتناب است، اما نشانه پايان ديپلماسي نيست. بايد نسبت به ادعاهاي تکنولوژيک محتاط بود. حتي در عصر تغييرات بسيار سريع نيز « همه چيز » تغيير نخواهد کرد.
حتي زماني که تکنولوژيهاي ارتباطات و اطلاعات، فضاي عمل ديپلماتيک و ابزارهاي حصول به اهداف ديپلماتيک را دچار تحول کرده اند، باز نقش رهبري دولت – ملت محفوظ باقي ميماند.
زماني که مونوپولي دولتها در تقابلات بين المللي با افزايش توان تکنولوژيک ( تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات ) بازيگران غيردولتي که سطوح عملکردشان جهاني است، محاصره مي شود؛ باز دولت – ملتها به ويژه نمايندگان ديپلماتيک آنها، بازيگران خط مقدم صحنه بين المللي باقي خواهند ماند.
به هر حال ديپلماتها براي عملکرد موثر در محيط نوين، لازمست به کاربراني مجذوب ابزارهاي نوين ارتباطات و اطلاعات تبديل شوند. اين امر به سختي صورت مي گيرد، اما براي تطبيق با سرويسهاي خارجي سراسر جهان، براي دستگاههاي سياست خارجي و ديپلماسي کشورها، به الزامي مبدل شده است.

به اين ترتيب ديپلماتها نقش مهمي در تقويت زير ساختهاي جهاني اطلاعات خواهند داشت و در مقابل نيز تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، با توليد صنايع نوين و تامين فضاي عملکردهاي نوين، آنها را براي فائق آمدن بر کارکردهاي نوين ديپلماتيک و کنار زدن روندهاي ناکارآمد ديپلماسي سنتي، آماده مي سازند.
تاثير تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات ICTs بر ديپلماسي و سياست خارجي
در صورتي که بر آن باشيم تا تاثيرات انقلاب ارتباطات و انقلاب اطلاعاتي نوين را در گستره ديپلماسي و سياست خارجي خلاصه کنيم، بايد از ايجاد « ارتباطات متعامل»، « تمرکززدايي»، « شتاب زدگي»، «بسط يافتگي» و « فرامتن گرايي» Hypertextuality صحبت کنيم. ارتباطات گسترده افراد، موسسات و اجتماعات، نتيجه افزايش تماسهاي بيشمار و متعاملي است که زيرساختهاي عمومي و خصوصي مخابرات و ارتباطات راه دور، امکان برقراري آنها را فراهم آورده اند.
فراواني روزافزون ارتباطات متعامل ميان افراد، سازمانها و اجتماعات در نوع خود، موجب هدايت حوزه هاي عمومي يا خصوصي به سوي تمرکز زدايي و تکثر اقتدارهاي سنتي خواهد شد. از نتايج تبديل هر چيز به شکل ديجيتالي آن، اينست که هر گونه متن و محتوايي - از جمله متن و حتي تصاوير – مي تواند در هر رسانه اي – نظير نوار ويدئويي، کامپيوتر، ديسک و سي دي - ذخيره شود و از طريق هر انتقال دهنده اي- مانند سيم، اشعه مادون قرمز و فيبر نوري - مي تواند منتقل شود و اين ويژگيها همزمان با افزايش قدرت پردازشگرهاي ديجيتالي، موجب افزايش شتاب و سرعت در تصميم گيريها شده است. همچنين موجبات بازيگري دولت در زمان واقعي را فراهم آورده است.
به بيان ديگر دولت مجبور شده است تا در زمان واقعي عمل کند. با افزايش بي نهايت گسترده قدرت پردازش و تقويت پهناي باند، شمار بي سابقه اي اطلاعات توان آن را يافته اند که در هر زمان و مکان، از طريق تار جهاني اينترنت و با کمترين بها در دسترس قرار گيرند و دولت را به سوي فرامتن گرايي هدايت کنند. آن چه از « هزينه کم » در ترکيب با « گستردگي محتوا » و « افزايش شتاب انتقال اطلاعات » حاصل مي گردد، بسيار فراتر از جمع اين تاثيرات است.
کمترين تاثيرات قابل مشاهده اين انقلاب، بي مکاني(Dislocation) و کاهش عدم همزماني(symmetry) است. «بي مکاني» يا «فارغ از مکاني» به عدم وابستگي تبادل اطلاعات از به مکانهاي فيزيکي بر ميگردد.
به عنوان نمونه، گروههاي ذينفع مي توانند بدون داشتن "محل استقرار ملي"، دائما از يک مکان به مکان ديگر بروند. عدم تقارن نيز به امتياز سنتي « کنترل اطلاعات » بر مي گردد که توسط دولتها، شرکتها و نهادها اعمال مي گرديدند.
از پتانسيلهايي که در نتيجه پيشرفت تکنولوژيهاي ارتباطات حاصل شده است اين است که سازمانهاي بسيار کوچک – حتي سازمانهاي فردي – با استفاده از آنها، درست مانند سازمانهاي بزرگ، توانايي رقابت با ديگر سازمانها را به دست آورده اند.
همان طور که خواهيم ديد، در حال حاضر، شبکه هاي ارتباطات در سراسر جهان با بسياري از شبکه هايي که از دروازه بانان سنتي اطلاعات منشعب شده اند و توسط دولت يا بخش خصوصي کنترل مي مي شوند، به هم تنيده شده اند.
ترکيبي از رسانه هاي اکثرا جهاني، تکنولوژي ارزان و رشد نفوذ اينترنت نويد آن را مي دهد که با برقراري نظمهايي فراتر از نظم هاي نوين، بر ميزان شفافيت جهاني در دهه آينده افزوده خواهد شد. همچنان که مدل « شبکه اي » از مدلهاي « سلسله مراتب » و « بوروکراسي » به عنوان الگوهاي اوليه سازمان و ارتباطات پيشي مي گيرد، به تدريج کنترل اطلاعات، شکل دهي به آن و تاثير گذاري بر انتشار آن براي دولتها مشکل تر خواهد شد.
دموکراتيزاسيون ديپلماسي
دموکراتيزاسيون ديپلماسي محصول ارتباطات فراگير از طريق تكنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات است. اكنون نطفه هاي سياستهاي نوين دموكراتيك در اكناف جهان پرشمار و متنوع اند . ابزارهاي الكترونيك براي وسعت بخشيدن به مشاركت شهروندان به كار گرفته ميشوند.
ارتباطات الكترونيك فرصتهاي بيشماري براي تقويت مشاركت سياسي و ارتباط افقي ميان شهروندان پديد آورده اند. در واقع دسترسي مستقيم و همزمان به اطلاعات و ارتباطات كامپيوتري باعث تسهيل انتشار و اصلاح اطلاعات مي شود و امكاناتي براي تعامل و مباحثه در عرصه اي خودمختار و الكترونيك عرضه مي دارد كه از كنترل رسانه ها خارج است.
مهمتر اين كه شهروندان مي توانند منظومه هاي ايدئولوژيك و سياسي مختص به خود را تشكيل دهند و در حال حاضر نيز تشكيل مي دهند ؛ منظومههايي كه بر ساختار سياسي مستقر پيشي مي گيرند و بدين سان عرصه سياسي انعطاف و انطباقپذيري ايجاد مي كنند.
به نظر ميرسد كه چشمگيرترين تاثيرهاي ارتباطات نوين الكترونيكي در حيطه سياست نمادين و ايجاد بسيجهاي منفرد توسط گروه ها و افراد خارج از نظام حزبي رايج باشد . از يك سو، اگر بسيج هاي منفرد بسيج سياست رسمي را پشت سر گذارند ، شايد حتي نهادهاي دموكراسي را نيز تضمين كنند.
از سوي ديگر اگر نمايندگي سياسي و تصميم گيري سياسي ، بدون واگذاري آن به نخبگان تكنولوژيك ، پيوندهاي تازه اي با اين منابع نوين برقرار سازند ، مي توان انتظار داشت كه نوع تازه اي از جامعه مدني دوباره ساخته شود كه در آن امكان پايه ريزي الكترونيك دموكراسي از پايين وجود داشته باشد .
توسعه نمادين و بسيج سياسي در نهضتهاي « غيرسياسي » چه به صورت الكترونيك چه به صور ديگر ، سومين جريان از فرايند بازسازي دموكراسي در جامعه شبكه اي است.
نهضتهاي بشردوستانه اي كه از سوي نهادهايي مانند عفو بين الملل ، صلح سبز ، آكسفام و ... حمايت مي شوند و هزاران هزار گروه فعال محلي و منطقه اي و سازمانهاي غيردولتي در سراسر جهان ، نيرومندترين عامل بسيج در سياست اطلاعاتي هستند.
در نهايت هدف آنها تاثيرگذاري بر فرايند سياسي است ؛ يعني تاثيرگذاري بر مديريت جامعه از طريق نمايندگان جامعه . اما آنها ضرورتا از مجراهاي نمايندگي و تصميم گيري سياسي، مانند رساندن نامزدهايشان به مقام مورد نظر ، استفاده نمي كنند.
اين صور بسيج سياسي ،كه مي توان آنها را « معطوف به مساله » و « سياست غيرجانبدارانه » تعريف كرد ، ظاهرا مشروعيت زيادي در تمامي جوامع كسب كرده اند و بر قواعد و نتايج رقابتهاي سياسي رسمي موثرند . آنها دغدغه و توجه به امور عمومي را در ذهن و زندگي مردم دوباره مشروع مي سازند.
پيامدهاي تاثيرتکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات بر ديپلماسي و سياست خارجي
بيشترين نتايج حاصل از تاثيرات تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات بر ديپلماسي و سياست خارجي کدامها هستند؟ هم اينک شاهد 5 نمونه از مشخص ترين نتايج حاصل از تاثيرات تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات بر ديپلماسي و سياست خارجي هستيم:
- ظهور ارتباطات بين المللي همگان با همگان Many – to - Many
- تسريع روند هاي ديپلماتيک فارغ از زمان
- قابليت تصويرسازي
- قدرت نرم
- تقويت زيرساختهاي جهاني ارتباطات و اطلاعات
ارتباطات بين المللي همگان با همگان Many – to - Many
زماني بود که ديپلماتها بازيگران يکه تاز ارتباطات ميان کشورها بودند. در حال حاضر جريان گفتگو و تبادل اطلاعات ميان شهروندان در سراسر جهان، در 24 ساعت شبانه روز در جريان است. طرحهاي بين المللي دولتها روزانه از طريق ارتباطات متقابل بيشمار جاري در شاهراهاي اطلاعاتي جهاني و نيز طي سفرهاي متعدد افراد و گروههاي مختلف دولتي و غيردولتي به خارج از مرزهاي ملي کشورها، مطرح مي شوند. و همين عوامل موجب کم رنگ شدن عامل حضور ديپلماتها مي شوند.
به اين ترتيب، تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات ضمن افزايش توان و تعداد کانالهاي ارتباطاتي، فرصتهايي نيز فراهم آورده اند. فراتر اين که ديپلماتها روز به روز حضوري کم تاثير تر خواهند داشت. شبکه ها و شاهراهاي دسترسي به اطلاعات و ارتباطات، براي ديپلماتها راههاي نويني در گردآوري اطلاعات، همکاري با مقامات ملي، ايجاد ارتباطات و تقويت اعمال نفوذ به ارمغان آورده است.
بيشتر عوامل بين المللي از طريق مسائلي شکا مي گيرند که هيچ کدام از آنها را شامل نمي شوند. همزمان با توسعه، فروپاشي، پيشرفت و تغيير شکل مسائل ملي و بين المللي، مديريت آنها نيز به ابزارها و استراتژيهاي نويني نياز پيدا مي کند.
تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات امکانات بيشتري براي همکاري با جهان شديدا متمايل به استقلال، فراهم مي کند. سرويسهاي خارجي در راه انجام امورات خود، بيشتر و بيشتر از ترکيب ابزارهاي نوين و سنتي بهره مي گيرند و با آنها سازگار مي شوند.
ديپلماتها اگر بخواهند از عهده امور ديپلماتيک عصر اطلاعات برآيند، لازمست در تماس با فضاي نوين دانايي، نسبت به مبناي دانش و دانايي خود به اندازه کافي انعطاف پذير باشند، مهارت بالايي در به کارگيري رسانه هاي الکترونيک کسب کنند و خود را نسبت به بازيگران نوين صحنه بين المللي از جمله شرکتهاي چند مليتي و سازمانهاي غيردولتي NGOs ، هم آناني که حضور مجازي پايدار دارند و هم آناني که تنها کاربران تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات هستند، نيز متعهد سازند.
با افزايش تقاضاي افکار عمومي براي حضور در صحنه سياستگذاري، تلاش وزيران امور خارجه براي آموزش افکار عمومي درخصوص تعهد به موضوعات بين المللي و عمل به اين تعهدات، اهميت بيشتري خواهد يافت. همين نکته وزيران امور خارجه و دولتهاي آنها را ملزم مي کند که از مدل يک سويه ارتباطات « فرد با همگان » One – To – Many خود به مدلي با حضور بازيگران بيشمار و مبتني بر ارتباطات متعامل« فرد با فرد » One – To - One تغيير شکل دهند.
تا زماني که دولتها و وزارت هاي امور خارجه نسبت به کنترل اطلاعات همچنان تمايل بالايي از خود نشان دهند و در راه انتقال اطلاعات لازم به شهروندان از مدلهاي سلسله مراتبي بهره گيرند، آموزش عموم نسبت به تعهدات بين المللي سخت تر صورت انجام مي شود.

تسريع روند هاي ديپلماتيک فارغ از زمان
شايد مهم ترين تاثيرات بلند مدت تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، با « سرعت » در ارتباط باشد. تا چه زماني دولتها مي توانند به طور تشريفاتي و تنها به فرستادن ديپلماتهاي خود سوار بر کشتي هاي کوچک کم سرعت اتکا داشته باشند.
آنها امروز تقريبا بايد در لحظه، پاسخگو باشند. هرگونه تاخير مي تواند به از دست دادن شهرت بين المللي، امتيازات سياسي، فرصتهاي تجاري و بازرگاني و يا از دست دادن حتي حيات کشورها منجر شود.
حذف زمان به کاهش تامل و تفکر در امور و مسئوليتهاي سياسي، نسبت به گذشته مي شود. قطعا، تقاضاها نسبت به ارائه تحليلهاي تاثيرگذار بيش از پيش افزايش يافته است.
چالشي که وجود دارد اين است که در عين نياز به افزايش تشکيل ائتلاف ها و توسعه گستره نفوذ دولتها، پرداخت تاوان جبران اشتباهات پرهزينه و سخت شده است. بنابراين پاذهري قدرتمند براي تصميم گيريهاي زودرس به وجود آمده است.
در اين شرايط، آن چه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که ديپلماتها مجبور خواهند شد خيلي زود دست به کار شوند و به کاربراني با مهارت بالا در شاخه هاي مختلف تکنولوژيک تبديل شوند تا هر چه سريعتر با عصر « شتاب » و « سرعت » هماهنگ شوند و امتيازات اطلاعاتي خود در فضاي رقابتي نوين را تقويت کنند.
موضوع به اينجا ختم نميشود. به جز برخي استثناء ها؛ ديپلماتهاي حرفه اي نه تنها از نظر سخت افزاري بلکه از نظر خلاقيت بهره گيري از تکنولوژيهاي اطلاعات نيز، نسبت به همتاياي و رقيبان خود در بخشهاي خصوصي و غيردولتي، همچنان عقب هستند.
درسهاي بسياري مي توان از روشهاي ابتکاري شرکتهاي چند مليتي در زمينه بهره گيري از تکنولوژيهاي ارتباطات، به ويژه در بخش همکاري ها گرفت. اين شرکتها به منظور افزايش همکاري ها، از اعمال کنترل دوري مي کنند و اين اطمينان را در ميان اعضاء همکار ايجاد مي کنند که همواره ارتباطات موثري ميان تمامي بخشهاي سازماني وجود دارد.
در مورد سازمانهاي غيردولتي، چابکي و خلاقيت آنها در بهره گيري از تکنولوژيهاي ارتباطات همراه با بهره گيري از ارتباطات کم بها، موثر و در لحظه مورد تاکيد و توجه است. در سالهاي اخير، اتحاديه هاي امور خارجي خود را در فضايي فراتر از يک مانور جنگي مي يابند.
در برخي موارد نيز در موقعيت دفاعي و در ستيز براي جلب همسويي افکار عمومي داخلي و بين المللي، در برابر همتاهاي چابکتر خود، NGOs ها قرار مي گيرند. نمونه بارز اين ادعا را مي توان در پيام نيروهاي ضد جهاني شدن در اجلاس گروه G8 در ژنو، که امکان شنيده شدن نيافت و يا نامفهوم اعلام گرديد، مشاهده کرد.
G8 توانست در انتشار رسمي پيامهاي اين گروه اخلال ايجاد کند و در اين راه بسيار موفق عمل کرد. اما اين اقدام پيشرفته موجب برزو چالشي پايدار در آينده اين اجلاس خواهد شد.
هر زمان که جنگ ميان دولت و بازيگران غيردولتي تيتر روز مي شود، متن خبر به سادگي مرور روند يک رقابت نخواهد بود. به معناي ديگر هنگامي که ميان دولتها و بازيگران غيردولتي جنگي در مي گيرد، توصيف آن به راحتي توصيف يک رقابت نخواهد بود. بازيگران غيردولتي به طور روزافزوني، به گروه نمايندگان ملتها مي پيوندند.
افزون بر آن، در هم پيچيده شدن کار دولتها و ساير بازيگران غيردولتي، در حال توسعه بيشتر و بيشتر است. همکاري ميان دولتها و ساير بازيگران غيردولتي، در تامين منافع و رسيدن به اهداف به طور روزافزوني در حال افزايش است، به گونه اي که نسبت به حضور بازيگران غيردولتي در کنار دولتها، روز به روز نياز بيشتري احساس مي شود.
قدرت نرم
به طور مفهومي، ديپلماسي با تاثيراتي که در نتيجه توسعه شتابان شبکه هاي جهاني ناشي از گسترش عرصه نفوذ و عمل تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات متوجه سيستم بين المللي شده است، آهسته آهسته به پايان خود نزديک مي شود.
ژوزف ناي Joseph Nye به عنوان يکي از پيشگامان طرح قدرت نرم اعتقاد دارد تمرکز قدرت نرم، توجه ويژه به اشغال فضاي ذهني کشور ديگر از طريق ايجاد جاذبه است و نيز زماني يک کشور به قدرت نرم دست مي يابد که بتواند اطلاعات و دانايي را به منظور پايان بخشيدن به موضوعات مورد اختلاف به کاربندد و اختلافات را به گونه اي ترسيم كنند که از آنها امتياز حاصل شود.
اين نوع تاثيرگذاري همواره وجود داشته است، اما با ظهور تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، بر اهميت آن افزوده شده است و همزمان استراتژيهاي عصر جنگ سرد را پشت سر گذاشته است.
مونوپولي اطلاعات و دانايي براي مدت زمان طولاني عنصر مرکزي ديپلماسي بوده است. ناي اعتقاد دارد که ارزش مونوپولي هاي دانايي رو به کاهش است و « دانش » منبع در حال رشد و عظيم قدرت، در عصر فراجنگ سردPost-Cold War است.
مادامي که اين ديدگاه چندان مورد توجه تجربه گرايان سياست واقعي Real-Politicقرار نگيرد، ديپلماتها و کشورها فرصتهاي زيادي را در فرايند تاثيرگذاري بر ديگران از دست خواهند داد، چرا که از فهم تاثيرات قدرت نرم عاجز مانده اند.
قدرت نرم در روابط دولت – با – دولت، مستقيما افکار عمومي خارجي را تحت تاثير قرار مي دهد. از اين زاويه ديد، « قدرت نرم » نوعي تبليغات سياسي نيست، بلکه مباحث عقلاني و ارزشهاي عمومي را شامل مي شود.
تا زماني که از قدرت نرم به عنوان يکي از منابع هم وزن قدرت نظامي استفاده نشود، به هيچ عنوان نيازي به سرمايه گذاري در اين زمينه وجود نخواهد داشت. ملتهايي که به تاثيرات قدرت نرم و قدرت مبتني بر فرهنگ در دستيابي به اهداف و منافع ملي خود اميد بسياري دارند، لازمست خود را براي سرمايه گذاري بر روي زيرساختهاي دانايي، هم در واحدهاي تحقيقات سياسي و دولتي و هم در سراسر جامعه، آماده کنند.
در جريان قدرت نرم عقايد جاري مي شوند و ملتها بدون اين عقايد نمي توانند به دستيابي به تاثيرات قدرت نرم اميدوار باشند. به علاوه آناني که از ديپلماسي قدرت نرم استفاده مي کنند بايد ضمن بهره گيري از ديدگاههاي آينده نگر، جسارت پذيرش چالشهاي حاصل از وضعيتهاي ناشناخته و مبهم را در خود ايجاد كنند.
در نهايت، قدرت نرم تعداد بيشماري روابط متعامل را ميان جوامع معرفتي مختلف دانشگاهي، موسسات تحقيقات سياسي، سازمانهاي غير دولتي NGOs، رهبران رسانه ها و ديپلماتها به وجود مي آورد.
اين تعامل دوجانبه به خلق محيطي مي انجامد که براي ايجاد نوآوريها در تحقيقات حوزه سياست خارجي لازم و ضروري است. قدرت نرم قابليتي است که دولتها در جريان به دست آوردن آن يا غرق مي شوند، يا در راه آن بايد تعاملات بسياري برقرار کنند.
يکي از شگفت انگيزترين و چشم گير ترين وجوه ديپلماسي قدرت نرم اين است که اين نوع ديپلماسي با حاصل جمع صفر ( برد – باخت ) برابر نيست، تا جايي که امکان دارد منافعي که براي يک کشور به همراه مي آورد در نتيجه اعمال قدرت نرم کشور ديگر حاصل شده باشد.
به عنوان نمونه، حاصل اعمال قدرت نرم آمريکا گاهي اوقات مي تواند توسط کانادا برداشت شود، چرا که ترويج ارزشهايي آمريکايي اغلب ارزشها، فرهنگ، جامعه شناسي و ديدگاه جهاني کانادا – از جمله تجارت آزاد، ليبراليسم، آزادسازي، دموکراسي، آزادي بيان و کثرت گرايي - را هم شامل مي شود. عکس اين عمل هم ممکن است به وجود آيد. در اين صورت، طيفي از ارزشها و منافع عمومي در ميان کشورها امکان زمينه رشد مي يابند.

تقويت زيرساختهاي جهاني ارتباطات و اطلاعات
به مرور زمان، مسائل مرتبط با تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات و تاثيراتي که بر مسائل بين المللي مي گذارند، همچنين نيازي که ديپلماسي و روند مذاکرات نسبت به آن پيدا ميکند، روشنتر خواهد شد و در پي آن امکان نياز به زيرساختهاي تحقيقاتي جديد بيش از پيش نمايان خواهد شد.
بسياري از مسائل مرتبط با تکنولوژيهاي ارتباطات و اطلاعات ( مانند فضاي شخصي، آزادي بيان، مالکيت فکري، پورنوگرافي ) عميقا وارد رژيمهاي بين المللي، آن هم در حوزه هاي حساس و مرتبط با قلمرو محدود دولتها شده و در آنها ادغام خواهند شد. موضوعات ديگري، مانند تجارت الکترونيک، اين قابليت را دارند که بر دولت – ملتهاي تحصيلدار و موفقيتهاي آنها، تاثيرات عميقي برجاي بگذارند.
از منظري تجاري، چشم اندازهاي خيره کننده اي که از سوي بازار الکترونيکي به جوامع و افراد اعطا مي شود، موجب ارتقاء زيرساختهاي جهاني اطلاعات مي شود. همچنين ممکن است به دليل نياز به زيرساختهاي جهاني اطلاعات، موضوعات قابل تعامل نويني در عرصه بين المللي به وجود آيند.
بسياري از جنبه هاي ناشي از به کارگيري تکنولوزيهاي ارتباطات و اطلاعات، عميقا با ارزشهاي دموکراتيک مردم درآميخته است و اهداف بسياري از کشورها در زمينه ترويج اين ارزشها در گستره بين المللي را فراهم آورده است.
به منظور دستيابي به زيرساختهاي جهاني اطلاعات، زيرساختهاي ملي اطلاعات و زيرساختهاي اجتماعي متناسب با آنها مجبور خواهيم بود ارتباطات بسيار بيشتري نسبت به گذشته ايجاد نماييم. تکنولوژيهاي نوين ارتباطات با ظرفيتهايي که براي انجام عملياتهاي چندجانبه و ميان رشته اي ديپلماتيک به صورت مجازي فراهم ايجاد مي کنند، زمينه برقراري انواع ارتباطات با درجات مختلف را براي دستگاههاي ديپلماتيک فراهم آورده اند.
ديپلماسي همواره براي ايجاد ارتباطات گوناگون ميان کشورها لازم بوده و هست و برقراري ارتباطات ديپلماتيک ميان دولت – ملتها در جهان واقعي، هنر ديپلماسي به شمار مي رود. اما ارتباطات در جهان واقعي مانند بسياري امور انساني ديگر حرکتي آهسته، نامنظم و براساس موضوعات مورد توافق صورت ميگيرد.
بي شك شكاف ديجيتالي كنوني مانعي بزرگ براي دستيابي به سايبرديپلماسي آرماني خواهد بود. در حالي که يک پنجم جمعيت جهان در حال مهاجرت به فضاي مجازي و پذيرش اصول عصر دسترسي The Age of Accessمي باشند، باقي جمعيت بشري هنوز هم گرفتار فقر و کمبودهاي مالي خود هستند، و در حالي که براي چهار پنجم جمعيت جهان، زندگي به کشمکشي روزمره براي حفظ تبديل شده است، براي مهاجران و ساکنان در فضاي مجازي، اين دغدغه جزء آخرين دلمشغولي هايشان محسوب مي شود.
يقينا درک اين واقعيت که بيش از نيمي از نژاد بشر، هنوز حتي در عمر خود يک تماس تلفني هم نداشته اند، دشوار آيد، اما اين حقيقتي است که در دنياي مجاور دنياي مجازي شکل گرفته است.
اگر چه شکاف بين طبقه غني و فقير، شکافي عميق است . اما واقعيت اين است که شکاف بين طبقاتي که به فضاي مجازي متصل اند، با آن ها که هيچ رابطه اي با اين فضا ندارند، بسيار عميق تر از حد تصور است.
دنياي کنوني به سرعت در حال حرکت به سوي شکل گيري دو تمدن مجزا است؛ تمدني که صاحبان آن در داخل دروازه هاي الکترونيکي فضاهاي مجازي اسکان گزيده اند و تمدني ديگر که مردمان آن پشت ديوارهاي اين دژ به زندگي خود ادامه مي دهند.
علاوه بر اين موضوع و به رغم تاثيرگذاري دستاوردهاي يکسان فني و فرايندهاي جهاني، شرايط و مختصات ظهور و مشروعيت يابي اجتماعي تكنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در همه جا يکسان نيست و تفاوت در زيرساختهاي فني و فرهنگي کشورها، الگوهاي متنوعي از استقبال و مقاومت را سبب شده است. اين امر چالشي بزرگ پيش روي ديپلماسي سايبر است.
شکاف ديجيتالي تنها مسئله دسترسي به رايانه نيست. جامعه اي را تصور کنيم که همه توان دسترسي به فنآوريهاي اطلاعاتي و شبکه ها را داتشه باشد. آيا شکاف ديجيتالي آن با اين تکميل دسترسي پر مي شود؟ البته نه.
بر عکس اين امکان وجود دارد که دسترسي به کامپيوتر از طريق اولويت دهي کاذب به نيازهاي بخش کوچکي از اجتماع، شکاف ديجيتالي را تعميق کند. بحث جامع و واقعي پيرامون جامعه ي مجازي به ناگزير دربرگيرنده ي مباحث پذيرش و طرد اجتماعي، فن آوريهاي تکميلي براي دور زدن تکنولوژيهاي اطلاعاتي، تغييرات اجتماعي، رشد قواي شناختي و اطلاعاتي و از همه مهمتر، کاربردهاي مختلف از تکنولوژيهاي ارتباطات و اطلاعات است.
در عين حال زيرساختهاي جهاني اطلاعات امروزه به محدوده انگليسي زبان آمريکاي شمالي محدود است، اما اگر حقيقتا بخواهد زمينه ديپلماسي مجازي جهاني را فراهم آورد، بايد به طور روزافزون زمينه هاي ارتباطات ميان کشورهاي مختلف جهان را ايجاد کند. براساس اين نياز شناخته است كه تدريس زبان فارسي درآمريكا به بخشي مهم در برنامه امنيت ملي بوش قرار گرفته است.
راديو امريكا در سال 2006 اعلام کرد که بوش خواستار آن شده است كه آمريكائيان بيشتري به فراگيري زبانهاي خارجي بپردازند. بوش براي شروع و گسترش برنامه تدريس زبانهاي خارجي، از جمله عربي، فارسي، هندي و روسي، از كنگره بودجه اي صد و چهارده ميليون دلاري درخواست كرده و افزود افسران اطلاعاتي آمريكا بايد براي محافظت از كشور به زبان هاي فارسي ، عربي و اردو مسلط باشند.
همزمان رايس از زبانهاي چيني، عربي و اردو به عنوان زبانهاي مهم دنيا نام مي برد و در طرح نوين ديپلماتيك وزارت امور خارجه آمريكا بر اين نكته تاكيد مي كند كه ديپلماتهاي آمريکايي حداقل بايد به دو زبان بيگانه مسلط باشند.
و اين همه در حالي است كه در عرصه واقعيت، تلاشهاي اخير سازمان جهاني تجارت و سازمان آزادسازي ارتباطات دور به منظور کمک به تقويت زيرساختهاي جهاني اطلاعات، اکثرا بر ديپلماسي سنتي تکيه دارند. آن چه که براي ايجاد ديپلماسي مجازي کاملا ناکافي و گاه مسيري انحرافي به شمار مي رود.
سازمانهاي نوين ديپلماتيك

مدل آرماني سازمان ديپلماتيك نوين را مي توان تاحدودي از ساختار سازمانهاي مجازي الگوبرداري كرد. سازمانهاي مجازي منحصراً به ساختارهاي ارگانيك متكي هستند. آنها نياز شديد به ارتباطات عمـــودي، افقي، مورب، تيم هاي فراسلسله مراتبي و وظيفه اي و رسميت پايين براي كسب انعطاف پذيري و آزادي عمل دارند.
سازمانهاي مجازي مبتني بر ساختارهاي تيمي هستند كه حول پروژه ها طراحي مي شوند و تعهدات ناپايدار و مقطعي مورد نياز در قبال يکديگر دارند که با تغيير پروژه ها تغيير مي کنند و تيم هاي جديد براي پروژ هاي جديد شکل مي گيرند.
الگوي سازمان مجازي نمونه اي از سازمانهاي آينده را ترسيم مي کند كه در آنها پيچيدگي، وسعت و حجم عمليات به گونه اي است كه ديگر نمي توان آنها را به صورت سازماني متمركز و واحد اداره كرد، بلكه براي ادامه كار آنها نياز به سازمانهاي خصوصي و تخصصي ديگر است.
امروزه کمتر ولي در آينده سازمانها بسياري از فعاليتهاي خود را از خدمات شرکتهاي خصوصي و تخصصي خارج از سازمان تامين مي كند و ساختاري را به وجود مي آورند كه در آن به جاي انجام وظايف سنتي در واحــــد داخلي سازمان، شرکتهاي تخصصي و خصوصي خارج از سازمان عهده دار انجام آن وظايف مي گردند.
در اين راستا سازمان مجازي با رويکرد نوين، شبكه اي موقت از شبكه هاي مستقل خصوصي و تخصصي تشکيل مي دهد كه بتواند به سرعت از فرصتها استفاده كند. تفكر بهره گيري از شبكه هاي خصوصي و تخصصي از براساس مدل استراتژي « تامين خدمات از خارج سازمان » OUT SOURCING منتج شده است.
کاردبرد ICT در سازمان ديپلماسي
در حالي که هم اينک دسترسي به اينترنت در بسياري از کشورها داراي محدوديتهاي فراواني است، اما در طول دهه جاري در سراسر جهان قابل دسترسي خواهد شد. اين عامل رهآورد بزرگي به همراه خواهد آورد:" بهاي امور اداري تا چندي بعد براساس کيلووات يا ساعتهاي انتشار اطلاعات تعيين مي شود، اما با درنظر گرفتن کيفيت و ارائه اطلاعات." آنچه که مي تواند در مورد وزارتخانه هاي امور خارجه نيز کاربرد داشته باشد.
سرويسهاي خارجي مانند بسياري از سازمانهايي که گستره فعاليت آنها جهاني است، با چالشهاي عمده اي در حوزه ارتباطات درون يا برون سازماني روبه رو هستند. اين چالشها براي اغلب ديپلماتهاي حاضر در صحنه، فراتر از تصور است. تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، سازمانهاي سياست خارجي و دستگاههاي ديپلماتيک را قادر مي سازند تا کنترل به اشتراک درآمده خود با ساير بازيگران روابط بين الملل، از جمله رسانه ها را افزايش دهند.
اين امر ممکن است براي برخي ديپلماتها ترکيبي از فوايد و ثمرات را به همراه داشته باشد؛ اما اين تکنولوژيها بيشتر در حمايت از فرايندهاي به کارگيري ديپلماتها و استفاده بهتر از منابع انساني سازمانها به کار گرفته شده اند.
هم اينک تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، روساي سياست خارجي را قادر ساخته است تا به رايزني منظم تر با ديپلماتهاي خود در ساير کشورها مبادرت بورزند و هر دو گروه روساي سياست خارجي در داخل و ديپلماتهاي خارج از کشور را قادر ساخته است تا به طور برابر و شانه به شانه، موجبات پيشرفت همديگر را در « زمان واقعي » فراهم مي آورند.
به اين معنا که هر گروه، گروه ديگر را از جريان امور ملي، منطقه اي بين المللي و جهاني جاري آن هم در زمان واقعي آگاه مي سازد. از اين طريق همديگر را از نيازهاي، فرصتها و تهديدهاي جديد آگاه مي سازند و اين آگاهي بر توسعه و پيشرفت حوزه هر دو تاثيرگذار و بسيار مفيد است.
اين شيوه انتقال متقابل آگاهي، موجب افزايش بهره وري دستگاه ديپلماسي و موثر ساختن انواع رويه هاي ديپلماتيک خواهد شد. سپاهيان ارتش ديپلماسي با استفاده از تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات قادر خواهند بود تا بر خلاف امور خطي، پنهان و سري ديپلماسي سنتي و به منظور حذف زمان در امور درون سازماني دستگاههاي ديپلماسي، درست مانند شرکتهاي چند مليتي و سازمان هاي غيردولتي NGOs عملکردهايي با بازدهي بسيار بالاتر از گذشته داشته باشند.
همين امر در خصوص ارتباطات خارجي دپارتمانهاي وزارت امور خارجه با همتايان خود در ساير کشورها، با دولتهاي ملي، سازمانهاي غيردولتي NGOs و افکار عمومي نيز صادق بوده و نيازمند خلق استراتژيهاي نوين بهره گيري از تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات به منظور برقراري انواع ارتباطات سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ... موثر است.
اگر چه اکثر سپاهيان لشگر ديپلماسي همچنان به استفاده از مدل سلسله مراتبي در ارتباطات درون سازماني خود و مدل ارتباطات يک سويه در ارتباطات خارجي خود تاکيد دارند و بر استفاده از آن اصرار مي ورزند؛ اما فشارها براي برقراري ارتباطات متعامل تر، طراحي و بهره گيري از استراتژيهاي ارتباطات متعامل، دوسويه، همگان با همگان Many - To – Many و استراتژيهاي برآمده از قدرت نرم، بي وقفه در حال افزايش است.
تيمهاي نوين ديپلماتيک
ديپلماسي هاي فعال امروزي، به سوي خلق اشتراکات جديد ميان ديپلماتها و اعضاي سازمانهاي غيردولتي NGOs گام بر مي دارند.
بخش خصوصي و سازمانهاي غيردولتي NGOs در حال حاضر به رشد قابل توجهي در صحنه بين المللي دست يافته اند. عملکرد آنان به دليل داشتن پتانسيل همکاري، رقابت يا تخاصم، به گونه اي روزافزون به موضوعات قابل بررسي تبديل خواهد شد.
در بخش خصوصي، موضوع حول اين نکته قابل بررسي است که قدرت شرکتهاي چندمليتي همراه با رشد حس مسئوليت پذيري آنها در حال افزايش است.
همزمان با رشد قابل توجه شرکتهاي چندمليتي، مواردي نظير فروش کالاهاي محلي در عرصه جهاني نيز رشد قابل توجهي يافته است، از اين رو نقش اين شرکتها در بالا رفتن GNP بالا رفته است و همين موضوع اهميت اين بخش از جامعه را نزد افکار عمومي و دولتها بسيار بالا برده است.
ICT و کمک به انجام امور ديپلماتيک
دولت کانادا به طور کلي و دپارتمان امور خارجه و تجارت بين المللي ( DFAIT ) به طور اختصاصي تلاش کرده اند تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات را در عملياتها و رويه هاي اجرايي خود ادغام کنند.
بايد دانست كه ادغام تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با روندهاي جاري يک سازمان، در همه بخشهاي آن، هرگز به صورت مساوي يا موازي و به طور همزمان انجام نمي شود.
برخي واحدها و فرايندهاي سازماني سريعتر از سايرين در مسير اين ادغام گام بر داشته و به آن نائل مي آيند. به هر حال ادغام تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات با کليه روندهاي درون و برون سازماني دستگاههاي ديپلماتيک، همواره بيش از آن که جز اهداف راهبردي ديپلماسي هاي پيشرو باشد، زمان بر است.
تسهيل فرايند و روند گفتگوهاي ديپلماتيک
زماني بود که براي يک گفتگوي کوتاه ديپلماتيک، لازم بود زمان و هزينه اي بالا و شرايطي ويژه فراهم کنيم، اما امروزه ويدئو کنفرانس، ارتباطات و مکاتبات الکترونيکي فرصتهاي نويني براي انجام گفتگوهاي ديپلماتيک فراهم آورده اند.
البته اين نکته کاملا مشخص است که ارتباطات راه دور هيچ گاه نمي تواند نياز به ارتباطات رو در رو را کاملا از بين ببرد. برعکس، اين تکنولوژيها به عنوان مکملي براي ارتباطات رو در رو عمل مي کنند و زمينه گفتگوهاي آغازين و نيز گفتگوهاي پيشرفته را بيش از پيش فراهم مي آورند.

سفارتخانه هاي نوين؛ ديپلماتهاي نوين
استقرار سفارتخانه هاي نوين و ايجاد مسئوليتهاي جديد ديپلماتيک زمان بر هستند. بايد به دنبال ايجاد رويه ها، واحدها و مسئوليتهايي با پتانسيل اجراء در زمان واقعي و فارغ از محدوديتهاي مکاني باشيم.
هم اينک بهره گيري از تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، زمينه ايجاد سفارتخانه هاي ميکرو-ماموريت Micro – Missions را فراهم آورده اند. ساختار تشکيلاتي اين سفارتخانه ها شامل يک الي 2 نفر ديپلمات رسمي به انضمام 3 الي 5 نفر کارکنان محلي است.
سفارتخانه هاي ميکرو – ماموريت پتانسيلهاي بالايي براي حضور موثر ديپلماتها در سراسر جهان فراهم مي آورند. اين سفارتخانه هايي چمداني “ Embassies in a Suitcase” به دليل کاهش قابل توجه هزينه ها، به ويژه براي انجام ماموريتهاي تجاري و ترويج روندهاي نوين تجاري بسيار مورد توجه قرار گرفته اند.
سفارتخانه هاي ميکرو – ماموريت همچنين براي هر چه سريعتر برافراشتن پرچم کشورهاي خود در دولتهاي تازه تاسيس جديد به کار گرفته مي شوند. نمونه اين مورد را مي توان در حضور ديپلماتيک کانادا در جمهوري تازه استقلال يافته اوکراين مشاهده کرد.
گردآوري اطلاعات و برخط کردن امور اداري يکي ديگر از تاثيرات مهم تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، بر روندها و عملياتهاي ديپلماتيک است. هم اينک بهره گيري از انواع سرويسهاي ارائه دهنده ارتباطات زنده و فارغ از زمان در دفاتر مرکزي دستگاههاي سياست خارجي، زمينه اتصال آنان به ديپلماتها در هر نقطه از کره زمين را فراهم آورده اند. افزايش حوزه عملکرد ديپلماتيک امروز به گستره جهاني؛ نويد افزايش اين حوزه به گستره فضايي در آينده را در دل نهفته دارد.
بر خط بودن، دسترسي ديپلماتها به دفاتر مرکزي سازمانهاي امور خارجه کشورهاي خود، حضور هر لحظه آنها در فضاي سازمان و کشور خود برايشان قابل لمس مي سازد. به اين ترتيب ديپلماتها فارغ از زمان و مکان، در دستگاه ديپلماتيک حضور و ارتباطي، مداوم، 24 ساعته و در لحظه خواهند داشت. اين قابليتي است که بهره گيري از آن را مديون مودم ها و لپ تاپها هستيم.
بسياري از تحليلگران اعتقاد دارند که اين تکنولوژيها با امکاناتي که فراهم مي آورند، بيشتر براي کشورهاي توسعه يافته مفيد هستند تا کشورهاي در حال توسعه. اما ارزاني ارتباطات سايبر، براي بسياري از کشورهاي در حال توسعه و کمتر توسعه يافته اين پتانسيل را فراهم مي کند که آنها نيز قادر باشند تا با ايجاد سفارتخانه هاي ميکرو ماموريت، آن هم با صرف کمترين هزينه، بيشترين حضور و ارتباط را در سراسر جهان برقرار نمايند و در اين زمينه در موقعيتي برابر از نظر ديپلماتيک با کشورهاي توسعه يافته و ثروتمند قرار بگيرند.
تيم هاي مجازي Virtual Teams
تيم هاي مجازي با به خدمت گيري کمترين منابع انساني اما با حضوري به گستره جهاني، از جمله امکانات برجسته و ممتازي است که بر مبناي قابليت بي مکاني و بي زماني ناشي از به کارگيري تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، براي دستگاه هاي ديپلماتيک و سياست خارجي کشورها، به ارمغان آورده شده اند.
از اين طريق همچنين شرايط به کارگيري کارشناسان و ديپلماتهاي حوزه هاي گوناگون به منظور اجراي ماموريتهايي خاص و ميان رشته اي، از طريق تشکيل تيم هاي مجازي ناپايدار و متناسب با موضوع مدنظر ميسر مي شود.
رسانه ها در دستان ديپلماتها
ديپلماتها مشتريهاي لپ تاپ به دست اطلاعات رسانه ها هستند در عين اين که منابع خبري مهم آنها در عرصه ديپلماتيک به شمار مي روند .
تكنولوژيهاي ارتباطات بي سيم Wireless Communication ، براي ديپلماتها در عين ايجاد کردن يک چالش از سوي رسانه ها به عنوان نهادهاي خصوصي ديپلماتيک، يک امکان بي نهايت کاربردي براي برقراري سفارتخانه همراه، Online، فارغ از زمان و مکان، با گستره جهاني امروز و فراجهاني Cosmopolitan فردا هستند.
به دنبال ميز کار Desktop کاملا الکترونيکي
از زمان تاکيد بيل گيتس بر اين نکته که: « صفحه کامپيوتر، ميز کار شما خواهد شد »، جستجو براي يافتن يک ميز کار صد در صد الکترونيکي، دولتها و دپارتمانهاي سرويس خارجي را براي سالها به جستجو واداشته است.
يک ميز کار حرفه اي الکترونيکي و درست سازمان دهي شده عناصري چند را شامل مي شود : سرويس ايميل بدون توقف، سيستم پردازش Word، صفحه گسترده ها، دسترسي به اينترنت، اينترانت، دسترسي به اطلاعات خاص سياسي، اقتصادي و تجاري، اطلاعات مربوط به همکاريها و اخبار روزانه با رويکرد ملي، کشوري و بين المللي.
اين يک ليست بلندبالا از وظايفي است که براي ارتقا ميز کار الکترونيک ديپلماتيک لازم است تا قادر باشد تمامي عوامل را براي استفاده سريع، ساده و کارا فراهم آورد، بدون آن که وقت کاربر را با جزئيات بيهوده تلف کند. جزئيات و پيچيدگيهاي موجود در يک صفحه الکترونيکي، علاوه بر کاهش کارآيي، موجب طرد کاربر نسبت به بهره گيري مستمر از ابزارهاي الکترونيکي مي شود.
تحليلگران آينده تکنولوژيهاي بيشتري براي گسترش سياستها و سياستگذاريهاي خود در اختيار خواهند داشت. بازار اطلاعات جهاني رشد قابل توجهي کرده است، انتظار دستگاههاي ديپلماتيک اين است که ميز کار آينده فضاي باز و گسترده اي فراهم آورد تا اطلاعات سياسي مورد نياز توسط بخش خصوصي جمع آوري گردد، به ويژه اطلاعات مالي و ارزيابي هاي اقتصادي و حتي ارزيابي هاي سياسي.
دولت هم مصرف کننده و هم توليد کننده اطلاعات است. در آينده بسيار مشکل خواهد بود که تشخيص دهيم کدام اطلاعات، اطلاعات داخلي است و کدام اطلاعات ممکن است از بازار اطلاعات به دستگاه ديپلماسي روانه شده باشد و يا ازآن ناشي شده باشد.
ديناميسم بخش خصوصي چگونه به بازيگري موثرتر در عرصه اطلاعات سري تبديل مي شود؟
شکي نيست که از اشتراک اطلاعات ميان بخش خصوصي و بخش دولتي فوايد بيشماري حاصل مي شود. در بسياري موارد، اشتراک اطلاعات براي رسيدن به چشم اندازها، ديدگاهها و رويکردهاي مشترک ضروري است.
شکي نيز وجود ندارد که در امور مربوط به حوزه اقتصاد، اشتراک کامل اطلاعات مي تواند معضلاتي به وجود آورد. اين نکته نيز مهم است که بخش خصوصي از تبديل شدن به « مستعمرات دانايي » Knowledge Colony هراس دارد. اين بخش احتياج دارد ضرورت ايجاد تغييرات نوين در چشم اندازهاي خود را دقيقا مورد ارزيابي قرار دهد.
در نهايت
هدايت جريان ديپلماتيک توسط وجه المثني و الکترونيکي خود، در گامهاي آغازين دوره مهمي از تغييرات قرار دارد. بايد توجه داشت که تکنولوزيهاي نوين ارتباطات تاثيرات عمده اي بر جريان ديپلماسي خواهند گذاشت.
اين تاثيرات در آينده بسيار بزرگتر و وسيعتر از شکل کنوني آن خواهند بود. اگر چه ايجاد تحولاتي که از به کارگيري تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي ايجاد مي شوند زمان بر هستند، اما همه دستگاه هاي سياست خارجي و سرويس هاي ديپلماتيک، به گسترش سطوح بهره گيري و کاربري اين تکنولوژيها در امور خود نيازمندند.
به محض اين که دستگاههاي ديپلماتيک و سياست خارجي به ضرورت اين امر پي ببرند، به عدم کارايي ديپلماتيک خود در قبال سازمانها، کشورها و شهرونداني که به دنبال تاثيرگذاري و نفوذ بر آنها هستند، آگاه مي شوند.
انقلاب تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات پتانسيل تحول زاي خود را شدت خواهد بخشيد . تكميل يك شاهراه اطلاعاتي جهاني و ارتباط تلفني موبايل و قدرت كامپيوتر شاخص هاي قرن بيست و يكم خواهد بود كه قدرت اطلاعات را غيرمتمركز و پخش ، وعده هاي سيستم چندرسانه اي را محقق و لذت ارتباط دوسويه را افزايش خواهد داد .
اين وظيفه شکل دهندگان به سياستهاي ملي است که شرايط خود را در قرن بيست و يکم مورد بررسي دقيق قرار دهند و برنامه هاي انتقال از مرحله ارتباطات يک سويه وسايل الکترونيک ارتباط جمعي به سوي ارتباطات دو سويه و شبکه اي در قالب جامعه اطلاعاتي Information Society را تدارک ببينند.
اين انتقال از تاثيرات آن چنان عميقي برخوردار است که بي ترديد مباني رفتارهاي اجتماعي و حکومت را در قرن نوين دچار تغيير ات جدي خواهد کرد.
جهان يک مرحله انتقالي را طي مي کند. از منظر سياست خارجي، فضايي که بايد در آن عمل کرد، يک فضاي سيال است. جهان نوين، جهاني بدون مرکز، بسيار پيچيده و غيرقابل پيش بيني است. اصول، ارزشها، هنجارها، قوانين و رويدادهاي جديدي در حال شکل گيري هستند.
بازيگران جديدي پديدار مي شوند و با همان شتاب از صحنه محو مي گردند. نقش و کارکرد آنها هنوز به طور دقيق مشخص و شفاف نشده است. رفتارها مبتني بر وضعيت ، کنش و واکنش هستند. و کمتر مبتني بر ساختار يا ايدئولوژي خاص هستند.
به بيان کلنر Kellner ، اين به روشهاي فرهنگي و متفکران فعال حال و آينده بستگي دارد که تعيين کنند تکنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در چه راهي مورد استفاده قرار گيرند و توسعه يابند و چه منافعي را برآورده کنند.
استراتژي ديپلماسي عمومي سايبر Cyber Public Diplomacy ترکيبي است پويا و انعطاف پذير از دانايي و ارتباط. موفقيت در برخورد با چالشها و فرصتهاي قرن 21 ، بستگي به رهبري دليرانه و پيگيرانه و به همان نسبت به يک کادر سياسي - ديپلماتيك فرهيخته تر، کارورزتر و حرفه اي تر دارد. استراتژي که از همگرايي و همکاري متعامل بخش خصوصي و بخش دولتي حاصل و توسط هر دو اجرا گردد.
کستلز بيان مي دارد که قرن بيست و يكم قرني تاريك نخواهد بود . نعماتي را نيز كه شگفت انگيزترين انقلاب تكنولوژيك تاريخ به اكثر مردم نويد داده است به آنان ارزاني نخواهد داشت . چه بسا ويژگي آن سردرگمي آگاهانه باشد .
*دکتر رها خرازي آذر ،رئيس انستيتو تحقيقات استراتژيک و بين المللي ارتباطات و رسانه ها
عضو هيئت علمي دانشگاه