داستانک- مصطفي چترچي:
در زندگياش هيچوقت نتوانست چيزي را به صورت نو و دست اول آنطور كه دلش ميخواست تهيه كند؛ خانه كلنگي محل سكونتش، از پدر به ارث رسيده بود.
ماشيناش را دست چندم خريده بود و از رده خارج بود. كليه وسايل منزلش نيز روزهاي نوييشان را جايي ديگر گذرانده بودند.
اما بهتازگي صاحب چيزي نو و دست اول شده است؛ يك سنگ گرانيتي مشكي صيقلي كه همه مشخصاتش با خطي خوش روي آن نوشته شده است.