داستانک- مريم ضرابي:
قديمها وقتي كوچك بوديم، ما را به مراسم عروسي دوست و آشنا نميبردند و ميگفتند: بچهها را دعوت نكردهاند.
و چه قدر دلمان ميخواست در اين مراسمها شركت كنيم.
حالا كه سالهاي زيادي گذشته و زمانه، گرد پيري بر چهرهمان نشانده، ديگر رمقي براي شركت در اين مراسمها نداريم، خستهايم و جايمان را به جوانها ميدهيم.