Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 22:18  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ادبيات داستانی
 
بستني
داستانک- هالي كانينگهام:
بستني فروش داد مي زد بستني. دهان ما آب مي‌افتاد.

بستني بخور خنك شو. آفتاب بي امان مي‌تابيد و بستني‌فروش عرق مي‌ريخت. سكه‌هاي ما را كه توي دخل مي‌ريخت عرقش را پاك مي‌كرد كه خنك شود.

اسدالله امرايي

تاریخ درج: 23 تیر 1386 ساعت 20:07 تاریخ تایید: 23 تیر 1386 ساعت 20:16 تاریخ به روز رسانی: 23 تیر 1386 ساعت 20:16
 
مطالب مرتبط
پيامك غرور كاذب نخستين دوست اندوه ماه مبارك دلتنگي بعد از مادر چتر قرمز هيچي نگو تجلي اصحاب عشق اتوبوس خداحافظي پسر ساعت نظم در رستوران تابلو طلوع توبه جايزه غريب ساعت مچي تحقق آرزو روز شاهكار پول اجاره خانه غذاي خانگي كفش مارك‌دار زندگي خريد كتاب روز پدر يك سبد گل يخ بدون گذشت راهزن انتظار آسانسور داستان زاغ و روباه -6 پمپ بنزين خدمات پس از فروش مهاجرت داستان زاغ و روباه - 5 آينده دوست من نفس فوتبال كتابخوان داستان زاغ و روباه-3 كتاب داستان چرخ زندگي حضور و غیاب توقف بعدي فاصله غيرت درحسرت جواني گريز از آشيانه دلتنگ مادر داستان زاغ و روباه-1 آرزو وساطت تقلب ادا وام بانکی واهمه ياد اضطراب رستوران خرناس سنگيني بار مسئوليت امتحان قول پدر به دنبال نان پرستار كيف گمشده سربازي ريگ توي كفش دوچرخه دلتنگ واقعي درس زندگي آخر خط
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است