Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی هنر
 
تقليد و تكرار آفت هميشگي جشنواره‌ها
تئاتر- مهرداد ابوالقاسمي:
سياوش تهمورث با اجراي نمايش «روياهاي رام نشده» دست به ابتكار جديدي در حوزه نمايش‌هاي سنتي زده و رويكرد جديدي به سنت‌هاي اصيل نمايش ايراني داشته است.

در نمايش «روياهاي رام‌نشده» داستان، كلام مدرن و امروزي دارد اما بستر نمايش،‌فضايي كاملا سنتي و قهوه‌خانه‌اي است كه بيش از هرچيز مخاطب را به ياد نمايش‌هاي اصيل ايراني مي‌اندازد.

تهمورث به نمايش سنتي با همان شكل و شمايل گذشته اعتقادي ندارد و اين نمايش را نيازمند نگاهي جديد براي حفظ و گسترش آن مي‌داند و در اين راستا با اجراي اين نمايش پيشگام شده است.

به همين بهانه با او گفت‌وگويي انجام داده‌ايم كه در زير مي‌خوانيد. *در اولين برخورد با نمايش «روياهاي رام نشده» تماشاگر با يك قهوه‌خانه روبه‌رو مي‌شود كه تداعي‌گر يك فضاي سنتي، به‌خصوص در حوزه نمايش ايراني است. 

از آنجا كه تالارسنگلج به اجراي نمايش‌هاي آييني – سنتي اختصاص يافته است تماشاگر هم در انتظار اين نوع نمايش مي‌نشيند اما نمايش «روياهاي رام نشده»اثري  مدرن در بسته سنتي است.

با اجراي اين نمايش قصد داشتيد تا ظرفيت‌هاي نهفته در نمايش‌هاي سنتي ايراني را به تصوير بكشيد؟ من معتقدم نبايد تالار سنگلج را درگير اين كليشه‌ها كرد و مبنا را بر اين گذاشت كه صرفا نمايش‌هاي آييني- سنتي در اين تالار اجرا شود.

هر سالني كه نمايش در آن اجرا شود به تفكر كارگردان مربوط مي‌شود كه آن را براي اجراي نمايشش انتخاب كرده است.

تالار سنگلج، به‌رغم آنكه من خاطرات خوبي از آن دارم و از ابتداي كار اين تالار در آن حضور داشتم اما متأسفانه امروزه به مخروبه تبديل شده و اي كاش من منتظر مانده بودم تا تعميرات و بازسازي تالار انجام شود  و سپس نمايشم را در اين تالار روي صحنه مي‌بردم.

به هر حال از اعتقادات من درخصوص كار سنتي كه عمده فعاليتم را به خصوص در سال‌هاي پس از انقلاب تشكيل مي‌دهد اين است كه نبايد فرهنگ، آداب و رسوم و سنت‌هاي ايراني را تكرار كنيم.

من معتقدم كه داشته‌هاي كهن و سنتي خود را بايد با ديدگاه جديد و استفاده از تكنولوژي امروزي وارد ساختار  فرهنگ خود كنيم تا هم آن را حفظ كرده باشيم و هم ديدگاه جديد را بشناسيم.  از نظر من تنها اين نوع كار سنتي داراي ارزش است.

استنباط من از صحبت‌هاي شما اين است كه امروز بيش از هر زمان نمايش سنتي ما نيازمند يك رويكرد و نگاه جديد است تا به رشد و شكوفايي دست پيدا كند.

ما بايد دست از تقليد برداريم. به خصوص كه من معتقدم اين اتفاقات امروزي تقليد بد از گذشته است.

تاكنون به صورت خيلي ناشيانه و خام با نمايش سنتي ايران برخورد شده است.

*به عنوان مثال تاكنون در جشنواره تئاتر آييني – سنتي چه اتفاقي افتاده است؟!

اين جشنواره سرشار از تكرار و تكرار بوده است مضاف بر اينكه اين تكرارها لطمات زيادي به هر سنت، جشنواره و حتي مفاهيم فرهنگي زده است.

اگر رويكرد جديدي به نمايش سنتي داشته باشيم آن وقت است كه ارزش اين هنر را درك كرده‌ايم.

* آقاي تهمورث! شما در اغلب كارهايتان از نمايشنامه‌هاي خودتان استفاده مي‌كرديد. با تو جه به گفته‌هاي شما درباره رويكرد جديد به هنر سنتي مي‌خواستم بپرسم براي همين است كه از نمايشنامه يك نويسنده جوان استفاده كرده‌ايد؟

نه! من پيش از اين يك نمايشنامه از آقاي ايوب آقاخاني خواندم و سپس اجراي آن را ديدم كه خيلي از نمايشنامه و اجراي آن لذت بردم.

در همين زمينه با هم صحبت و همفكري كرديم.

يك طرح نمايشنامه را در اختيار او گذاشتم و سپس وي شروع به نوشتن نمايشنامه كرد و حاصل كار شد «روياهاي رام نشده» كه البته به نظر من موفق بود اما بعد از ‌آن كارگرداني من شروع مي‌شد.

كارگرداني من بر مبناي شناخت من نسبت به سنت و مدرنيته و نسبت به نمايش شكل گرفت و البته تمام اينها در راستاي صحبت‌هاي روز اول من با او در ارتباط با طرح نمايشنامه بود.

* نگاه شما به «زن» در اين نمايشنامه نگاه جديدي است. اين نگاه به طور كلي اثر را به سمت نوعي «زن محوري» سوق مي‌دهد. اين نگاه چگونه شكل گرفت؟ صرفا تأكيد شما بود يا آقاخاني هم با شما هم عقيده بود؟

طبق صحبت‌هايي كه با او داشته و تفكرات و عقيده‌هاي مشتركي كه داشتيم بايد بگويم اتفاقا نمايش اصلا زن محور نيست.

اگر از جنس مونث يا «زن» به طور مطلق دفاع كني و آن را در خطي قراردهي كه تمام حقانيت هستي و زندگي را به او عطا كردي، آنجاست كه اثر معناي زن محورانه پيدا مي‌كند.
* البته اين نوع زن محوري كه شما مي‌فرماييد  متعلق به جامعه ايراني است. منظور من از زن‌محوري، غربي است.

حرف شما را قبول دارم اما اين نوع نگاه زن محورانه ايراني در نمايش‌ها وجود ندارد. در اين نمايش‌ها زن را به عنوان سمبل و نماد طبيعت و هستي كه مي‌تواند تمام آرزوها، خواست‌ها و تمايلات و آمال‌ها را متجلي سازد،‌در نظر گرفته‌ام، «زن» در نمايش‌ ما  صرفا حكم يك جنس مونث را ندارد، بلكه يك سمبل و نماد است.

* چرا زن را به عنوان يك نماد در نظر گرفته‌ايد و چرا اين زن هيچگاه در طول نمايش ديده نمي‌شود؟!

ببينيد گاهي اوقات براي اينكه براي يك جنبه ارزش بيشتري قائل شويم و معني آن را خدشه‌دار نكنيم، ناچاريم آن را پنهان كنيم.

اگر اين زن وارد صحنه مي‌شد، حكم جنس مونث را پيدا مي‌كرد و سمبل و نماد ما را از بين مي‌برد و آن ارزش و مقامي كه در ذهن و تخيل مخاطب حركت مي‌كند و ديدگاهي كه مخاطب نسبت به آن زن پيدا كرده است جسميت مي‌يافت و آن ذهنيت سقوط مي‌كرد در حالي كه من تلاش مي‌كردم ذهن مخاطب نسبت به اين مقوله باز شود و حتي جلوتر حركت كند.

در ساير كارهايم من اين رويه را در پيش مي‌گيرم.

* اين مصداق را به خصوص در شاهنامه به وفور مي‌توان ديد و شما هم در زمينه آثار  ماخوذ از شاهنامه سابقه زيادي داريد. اين نگاه نشأت گرفته از همين رويكرد به شاهنامه نيست؟!

خب اين مقوله در شاهنامه به وفور ديده مي‌شود و من هم در اين زمينه زياد فعاليت كرده‌ام.

به عنوان مثال رستم شاهنامه جايگاه ويژه‌اي دارد. اگر ما زيباترين، قوي‌ترين، خوش‌اندام‌ترين... آدم‌هاي روي زمين را به جاي رستم روي صحنه بياوريم باز هم براي تماشاگر قابل قبول و باورپذير نيست، چرا كه فردوسي در شاهنامه آنچنان رستم را پرورش داده است و آنچنان تخيل مخاطب را برمي‌انگيزاند كه هيچ كس نمي‌تواند به آن شكل دهد،  بنابراين براي پرداختن به آن بايد از ترفندهاي هنري استفاده كرد و بايد در تعريف درست مانند فردوسي عمل كرد تا بتوان به آن اداي دين كرد.

* به نظر مي‌رسد اين ذهنيت گرايي براي شما خيلي مهم است و حتما  اين نگاه طبيعت‌گرايانه حاكم بر اثر هم از اين نگاه نشأت مي‌گيرد.

من معتقدم اگر تماشاگر از سالن خارج شود و با نمايش و خودش درگير نباشد آن وقت من هيچ كاري نكرده‌ام.

تاریخ درج: 3 مهر 1386 ساعت 12:56 تاریخ تایید: 3 مهر 1386 ساعت 16:30 تاریخ به روز رسانی: 3 مهر 1386 ساعت 16:29
 
مطالب مرتبط
برگزاري جشنواره تئاتردرماني براي جانبازان روزهاي پررونق تئاتر در غياب تئاتر شهر اذان صبح فرهنگ دوباره در تالار وحدت مي‌پيچد تجربه‌اي سخت و فرساينده معرفي نمايشنامه‌هاي صحنه‌اي پنجمين جشنواره تئاتر رضوي كشمكش سازمان‌ها، ابهام در بازگشايي تئاتر شهر ارابه نمايش در حياط مدارس به راه مي‌افتد دو خواهر برنامه‌های بیست و ششمین جشنواره تئاتر فجر اعلام شد توقف در نيمه‌هاي راه به آنها اعتماد كنيد حضور چشمگير زنان در دوازدهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس 14 شهريور: آغاز دوازدهمين جشنواره‌ تئاتر دفاع مقدس تكليف مبارك را معلوم كنيد آغاز حرکت تئاتر کشور برای حضور در جشنواره رضوي شكرآب صحنه و صفحه تئاتر شهر یک بار دیگر از گردونه خارج شد سنندج؛ ميزبان جشنواره‌ سراسري تئاتر دفاع مقدس آخر شاهنامه جشنواره بين‌المللي نمايش‌هاي آييني ـ سنتي نياز به جشنواره؟ صحنه بدون پسرفت
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است