نويسندگان و مولفان- ريحانه دوستدار:
دوريس لسينگ نويسنده 88 سالهاي است كه امسال برنده جايزه نوبل شده است. او در 22 اكتبر 1919، در كرمانشاه ايران متولد شده است.
پدرش آلفرد تيلور در ايران كارمند بانك و مادرش اميلي تيلور پرستار بود. دوريس لسينگ تا 5سالگي در ايران زندگي ميكرد تا اينكه والدين او در سال 1925 با آرزوي تصاحب زمينهاي كشت بلال به رودزياي جنوبي كه اكنون زيمبابوه ناميده ميشود، رفتند و او سالهاي كودكي و نوجواني را در مزرعهاي در اين كشور گذراند. نوشتن را از 15سالگي آغاز كرد؛ يعني زماني كه با متنهاي سياسي و جامعهشناسي آشنا شد. او در 1943 در يكي از باشگاههاي كتاب كه عضو آن بود با گوتفريد لسينگ آشنا شد و با هم ازدواج كردند.
دوريس لسينگ اولين رمانش را وقتي كه به لندن مهاجرت كرد نوشت: «سبزه آواز ميخواند». اين رمان توصيف پرحرارتي از سركوب نژادي و استعمار است.
اما اثري كه باعث شهرت دوريس لسينگ شد، «دفترچهطلايي» بود. نوشتههاي او در سالهاي بعد خوانندگان خود را پيدا كردند و همين سبب شد تا بعدها كانديداي جايزههاي بزرگ جهان شود.
او در سال 2001 ميلادي جايزه پرنس استرياس را ـ كه از جايزههاي معتبر ادبي اسپانياست و تاكنون به نويسندگان مشهوري همچون گابريل گارسيا ماركز، ماريو بارگاس يوسا و پل استر اهدا شده است ـ گرفت.او يك بار هم برنده جايزه ادبيات بريتانيا شد و براي كتاب «زير پوست من» جايزه «يادمان تيت بلك» را برد.
لسينگ در فهرست كانديداهاي جايزه ادبي بوكر در كنار نويسندگان مشهوري مثل چينوئا آچه به قرار داشت. سرانجام هم جايزه نوبل امسال به دوريس لسينگ، نويسنده انگليسي تعلق گرفت و اين خبر پنجشنبه 19مهر، از سايت رسمي مؤسسه نوبل اعلام شد.
جايزه نوبل ـ گرانترين جايزه ادبي جهان که بيش از 5/1ميليون دلار ارزش دارد ـ هر سال به يکي از نويسندگان يا شاعران مطرح جهان اعطا ميشود. اين جايزه را آکادمي سوئد توسط اعضاي 19 نفرهاي که شامل استادان زبان و ادبيات، برندگان سابق جايزه و رؤساي سازمانهاي نويسندگان ميشود، به فرد برگزيده اهدا ميكند.
اين نويسنده که ميگويند سالها در فهرست اهداي جايزه نوبل بوده است، اينبار توانست از فيليپ راث و هاروکي موراکامي و کلوديو ماکريس ـ رماننويسهاي ايتاليايي ـ ليس موراي ـ شاعر ايتاليايي ـ و دن دليلو -رماننويس آمريکايي ـ که احتمال ميرفت از برندگان جايزه امسال باشند، جلو بزند و بسياري از منتقدان ادبي جهان را شگفتزده كند.
حالا نوبل در مقابل 57 سال فعاليت ادبي دوريس به او اعطا شده است. اين جايزه حدود يک ميليون و 400هزاردلار به همراه يک مدال طلاست. براي اهداي جايزه، از او دعوت خواهد شد تا براي سخنراني در شهر استکهلم سوئد حضور پيدا كند.
از آنچه مينويسد
لسينگ نميخواهد به عنوان يک نويسنده زن فمينيست شناخته شود؛ اما عدهاي او را در ادبيات معاصر از پيروان اين مکتب به حساب ميآورند. خود او در اين باره ميگويد: «آنها انتظار دارند که من بيايم و بگويم خواهرانم، من در اين ستيز شانه به شانه شما تا به سوي پيروزي ايستادهام. آيا آنها واقعا انتظار چنين عبارتهاي عوامفريبانهاي را دارند؟ با کمال تاسف بايد بگويم بله؛ همينطور است».
دوريس از فضاي عمومي اجتماعاش مينويسد. آنچه در آثارش ديده ميشود، تصوير فضاي حاکم بر جامعه است. او از نوجواني با رنج و فلاکت مردم بهخصوص کشورهاي مستعمره آفريقايي آشنا شد و اين تصويرها وارد آثار او شدند. در همه آثار او ميشود سيماي خسته جامعه را ديد، اما نوبل گرفتن او بيشتر به خاطر سالها تلاش در عرصه ادبيات زنان و مبارزه براي حقوق زنان است.
لسينگ به چند نفر فکر ميکند؟
وقتي خبرنگار بيبيسي خبر برنده شدنش را به او داد، او گفت: «خب... باشد». خبرنگار گفت: «همين؟» و او جواب داد: «اين اتفاق 30 سال است که قرار است بيفتد، توقع نداشته باشيد از اين هيجانزدهتر شوم!».
نوبل گرفتن براي اين نويسنده که حالا ديگر خيلي پير است اتفاق خيلي مهمي نيست؛ «نميتوانم بگويم از كسب نوبل ادبيات غرق در شگفتي شدم؛ من ٨٨ سال سن دارم. آنها هم که نميتوانند نوبل را به كسي كه مرده است بدهند، پس لابد با خودشان فكر كردهاند بهتر است قبل از مردن اين جايزه را به من بدهند».
به گزارش روزنامه واشنگتن پست، انگار اين جايزه براي لسينگ معناي هنري ندارد. لسينگ ميگويد: «جايزه ٥/١ ميليون دلاري نوبل ادبيات رقم چشمگيري است؛ اما آنقدر نيست كه مرا شوكه كند. من در حال حاضر به همه مردمي فكر ميكنم كه نامههاي تكديگرانه برايم خواهند فرستاد. من از حالا در صف ايستادن آنها را ميبينم».
ديگران چه ميگويند
هوراس انگداهل ـ دبير كميته آكادمي نوبل ـ درباره انتخاب لسينگ به عنوان برنده نوبل ادبيات سال ٢٠٠٧ ميگويد: «آثار او، هم براي ديگر نويسندگان و هم براي عرصه ادبيات اهميت زيادي دارند. اعضاي آكادمي سالها او را براي اعطاي نوبل در نظر داشتهاند و اكنون وقت مناسبي براي اين کار بود. ميتوانم بگويم انتخاب لسينگ يكي از آگاهانهترين تصميمات آكادمي بوده است. او دنياي جديدي را ايجاد كرد كه پيشتر در ادبيات پذيرفته نبود».
پائولو كوئيلو ـ نويسنده نامدار برزيلي ـ هم درباره انتخاب لسينگ گفته است: «لسينگ نويسنده نترسي است كه ميتواند فراتر از مرزها برود. او يكي از بهترين نويسندگان دوران ماست».
آکادمي نوبل هم درباره خانم لسينگ اعلام کرده: «خانم لسينگ حماسهسرايي از تجربيات زنانه که با نگرشي نقادانه، شوريدگي و قدرت ژرفانديشي، تمدني غيرمنسجم را موشکافي کرده است».
دوريس لسينگ، يازدهمين زني است که جايزه نوبل ميگيرد و البته دومين نويسنده زني است که طي 3 سال گذشته برنده جايزه نوبل شده است. در سال 2005 هم هارولد پيتر ـ نمايشنامهنويس انگليسي ـ برنده نوبل شده بود.
دوريس لسينگ ـ که همين روزها 88 ساله ميشودـ زني است پرهيجان که انگار هيچوقت پير نشده. او 50کتاب تاليف کرده و خودش ميگويد از اينکه در ايران به دنيا آمده، خوشحال است. نوبل براي او انگيزهاي است براي اينکه اگر نوشتههايش خواننده داشته باشند، باز هم بنويسد.
از اين نويسنده -كه در دهه 70 ميلادي اوج شهرت را تجربه كرده است- تا به حال تنها يك داستان با عنوان «سبزهها آواز ميخوانند» با مترجمي آذر كريمي و از سوي نشر آذربد در سال 1379 منتشر شده و در همان سال نمايشنامه «دري كه ميخواند» نيز به ترجمه مرحوم هوشنگ حسامي از سوي نشر تجربه به بازار كتاب آمده است. خبرها حاكي از آن است كه ضياءالدين ترابي نيز رمان «چال مورچه» از اين نويسنده را در دست ترجمه دارد. جز اين آثار كه اغلب مهجور مانده و ظاهرا مورد استقبال قرار نگرفتهاند، در مطبوعات و نشريات تخصصي ادبي مانند بخارا و كلك و نافه نيز جسته و گريخته اطلاعاتي درباره نوبليست ادبي امسال قابل پيگيري است. اما برجستهترين آثار لسينگ و آثاري كه دليل اصلي اهداي نوبل به او بودند، هنوز به فارسي ترجمه نشدهاند و در نتيجه خواننده فارسيزبان دسترسي چنداني به شاهكارهاي نويسنده ندارد.