آسيبها- محمد امين جليلوند :
يكي از مسايل ناراحتكننده امروز كه توجه بسياري از محققان، جامعه شناسان و روانشناسان را به خود جلب كرده، موضوع نوجوانان و جوانان بزهكار است.
در مورد بزهكاران كم سن و سال نظرات متفاوتي عنوان شده است. برخي ارتكاب بزه از سوي جوانان را، از اختصاصات جوامع متمدن و پيشرفته امروزي دانستهاند و اعتقاد دارند كه بشر به همان سرعتي كه به سوي پيشرفت،تكامل صنعتي و مادي پيش ميروداز معنويات فاصله ميگيرد و به سوي تبهكاري و قانون شكني گام برمي دارد.
عدهاي علت اين پديده را سستي اعتقادات ديني و مذهبي دانستهاند و معتقدند علم، ايمان و عمل صالح موجبات رشد انسان را فراهم ميكند و اخلاق نكوهيده مانند خود پرستي، حب دنيا و تكبر سبب ميشود انسان از رشد و كمال باز مانده و در نهايت به تبهكاري و گناه روي آورد. عدهاي ديگر جنگها را از عوامل مهم ارتكاب به جرم ميدانند.
شايد بتوان گفت كه قرن حاضر، قرن اضطراب و سرعت است،برخي نوجوانان و جوانان سعي دارند هر چه زودتر خود را به مقصد خيالي مورد نظر برسانند حتي اگر شده قواعد و قوانين را درهم شكنند!
آمارهاي منتشر شده حاكي از آن است كه با وجود بهبود وضع زندگي معيشتي و خدمات بهداشتي، در جهان ميزان جرايم با سرعت بيشتري رو به افزايش است.
در ايران حدود 30 نوع بزه، رايج است، كه برخي از آنها عبارتند از: غيبت از مدرسه، دروغگويي مداوم، خيانت در امانت، فرار از خانه، مزاحمت، ولگردي و گدايي، تصادف منجر به جرح، شركت در پارتي و عياشي، ايجاد حريق، تخريب، توزيع نوارهاي مبتذل ويديويي، كاست و عكسهاي مستهجن، ايجاد ضرب و جرح، اعمال منافي عفت، رانندگي بدون گواهي نامه، سرقت، حمل موادمخدر،مشروبات الكلي، قتل عمد و...
در ميان كودكان بزهكار، علائم دزدي، نافرماني، گريز از مدرسه، ولگردي و معاشرت با افراد مجرم ديده ميشود و خانواده هايشان عمدتا دچار از هم پاشيدگي، الكليسم، لاقيدي نسبت به مذهب و فقدان نظم و انضباط هستند. تحقيقات نشان ميدهد كه 70 درصد آنها دچار ناراحتيهاي رواني هستند.
علائم و نشانهها
علايمي وجود دارند كه ميتوان با مشاهده آنها به حالت نابسامان افراد پي برد، اين گونه علايم معمولا در اختلال شخصيت با ابزار مشاهده قابل بررسي است. اين گونه رفتارها عبارتند از:
- نداشتن وقار و متانت كافي همراه با بيقراري و نا آرامي.
- پايبند نبودن به اخلاق و مقررات اجتماعي و ارتكاب اعمال خلاف قانون.
- افراد بزهكار دچار فقدان احساسات يا بيتفاوتي عاطفي هستند.
- گوش ندادن به نصايح و عمل نكردن به آن، بد قولي براي آنها امري عادي است.
- عدهاي از بزهكاران پس از ارتكاب جرم تظاهر به ندامت ميكنند.
- در همه موارد براي رفتار خود دليل دارند و به صورت افراطي استدلال ميكنند.
- در جستوجوي محيط نا مناسب براي جلب لذت هستند و در اين راه قواعد و اصول را ناديده ميگيرند.
- فعاليتهاي آنها ضد اجتماعي، زيانبخش و مخرب است و بدون علت موجه ويا به علت ناصوابي بروز ميكند.
- اغلب در حالت از خود بيخود هستند، كه توأم با آزار و ضربات شكننده و شكستن اشياء و نابهنجاريهاي جنسي و دزديهاي پوچ است.
زمينههاي بزه ديدگي
كمبود يا نارسايي در محبت، تبعيض در خانواده، كثرت فرزندان يا تك فرزندي، بيبند و باري در روابط والدين، مهاجرت و محله مسكوني جديد، ازدواج مجدد، زندگي با نامادري و ناپدري و... ميتوانند فرزندان را به بزهكاري سوق دهد.
خانوادهاي كه در آن محبت كافي به كودكان نميشود، خانوادهاي نابسامان است و موجبات نارسايي در زمينههاي رشد جسماني، رواني، عاطفي و بهخصوص اجتماعي آنان را فراهم ميكند. برخي از تحقيقات نشان دادهاست افرادي كه در كودكي از محبت محروم بودهاند بعدها كارشان به واكنشهاي اجتماعي كشيده شده است.افراط در محبت نيز ممكن است زمينههاي پر توقعي، عصيان عليه پدر و مادر و عدم سازگاري با ساير افراد جامعه را براي فرزند در پي داشته باشد.
طرد ازطرف خانواده ممكن است كودكان را دچار آسيب و انحراف كند. كودكي كه مورد بياعتنايي والدين يا مورد خشونت بهدليل نوع جنسيت و... قرار ميگيرد، نيز آسيبهاي جدي ميبيند، بررسيها نشان داده است كه در غرب 3/13 درصد از پسران بزهكار و گرفتار در دارالتاديبها لا اقل مرحلهاي از عمر خود را مطرود بوده ويا در يتيم خانه ها يا مؤسسهاي غيرخانوادگي گذرانده بودهاند.
مقوله سركشي با برخي از مشكلات در خانواده ارتباط تنگاتنگي دارد در تحقيقاتي كه در بررسي وضعيت جوانان در خانوادهها انجام گرفته فقدان آرامش و امنيت در خانواده ( با ضريب 21 /. - ) پيشبينيكننده سر كشي جوانان است.فقدان ارتباط مثبت درون خانواده نيز (با ضريب 13درصد) ممكن است سركشي جوانان را پيشبيني كند كم توجهي به ضرورت وحدت خانواده وگرايش به جدايي از همسر (با ضريب 14درصد) وجود بيتفاوتي در خانواده و به حال خود رها كردن فرزندان (با ضريب 10درصد)همگي از جمله عوامل پيش ببينيكننده سركشي جوانان هستند كه در اين زمينه توجه به اصلاح امور خانواده ضروري وقطعي است همچنين تعارض با والدين(29درصد) وغربزد گي (6درصد)واعتياد (17درصد) ممكن است در ساختار شخصيت وهويت جوانان باعث روابط غيردوستانه با والد ين وبزرگسالان شود.
دركنار آن ارتباطات مثبت درون خانواده (19درصد)وعملكرد ديني وملي خانواده (15درصد)ووابستگي به خانواده (12درصد) وخانواده قدرتمند با ابهت وپاسخگو (11درصد)وخانواده آسا نگير(6درصد) از عوامل مهمي است كه پيشبينيكننده تفاهم جوانان با والدين وبزرگترهاا ست (سازمان ملي جوانان 1381).
درمان
بهدليل خطر بالاي علائم روانپزشكي در كودكان قرباني بزه و سوء رفتار، ارزيابي رواني جامع ضروري است. پس از آن لازم است تا با كودك يا فرد بزه ديده ارتباط لازم برقرار شود. درمانگر بايد با بزه ديده رابطهاي توأم با اعتماد برقرار كند و به نوعي از اين طريق سعي كند تا ترسها و اضطراب اوليه قرباني را از بين ببرد
. بديهي است كه با توجه به تشخيص اختلال، درمان لازم نيز صورت ميگيرد. روان درماني شامل مداخله در بحران همراه با حمايت، آموزش سازگاري كسب مهارتهاي مقابلهاي و قبول رويداد ميباشد. وقتي اختلال استرس پس از سانحه ظاهر شد، چند رويكرد درماني ميتواند مؤثر باشد.
1 -روبهرو شدن با رويداد آسيب زا از طريق روشهاي تصوري يا مواجهه واقعي.
2 -استفاده از فن حركات سريع چشم از طريق پردازش مجدد EMDR، كه شيوهاي نسبتا تازه است.
3 -آموزش شيوههاي مهار استرس، مانند آرميدگي عضلاني و شيوههاي شناختي مقابله با استرس.
4 -گروه درماني و روان درماني خانواده نيز به بزه ديدگان داراي آسيبهاي روان شناختي كمك بسيار ميكند.
5 -در مواردي كه خطر خود كشي يا ساير انواع خشونت وجود دارد، يا درصورت شدت فوق العاده علايم، ممكن است بستري شدن در بيما رستان ضرورت يابد.در زمينه درمان دارويي تأثير داروهاي سه حلقهاي ( مانند ايمي پيرامين و آ ميتر پيتلين از طريق آزمايشهاي باليني به خوبي تأييد شده است).
براي پيشگيري و درمان بزهكاري درنوجوانان وجوانان متخصصين راهكارهايي ر ا پيشنهاد كردهاند كه عبارتند از: جلوگيري ازتشديد بزهكاري، مشاهده و ملاحظه صغر سن بزهكار، درمان سرپايي، درمان درمؤسسات شبانه روزي، نظام درمان روزانه يا نيمه آزاد، پيگيري يامراقبت بعد از درمان، تربيت متخصصان و كاركنان فني و بالاخره برنامه اصلاح و تغيير رفتار بزهكاران.
مشاهده وضعيت خانوادگي، مشاوره فردي، مشاوره گروهي اصلاح محيطهاي آموزشي، رفتار درماني، آموزشهاي مهارتهاي اجتماعي، كاردرماني، بازتواني واصلاح رامي توان پيشنهادكرد.