Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ارتباطات
 
روزنامه ‌مستقل
روزنامه‌نگاری- سيد محمد تقي ياسيني:
ما با يك فاصله يكصد و اندي ساله از آغازكنندگان روزنامه، تجربه روزنامه‌نگاري را آغاز كرديم. اين از بعد زماني و تجربي آن. اما از بعد كيفي و شايد علمي آن، بر اين باورم كه بابي از اين بناي عظيم گشوده نشده استبه عبارت ديگر، ما هنوز درحال تجربه‌ايم و روزنامه‌نگاري ما روزنامه‌نگاري تجربي است و نه علمي؛ چيزي مثل دندانپزشك تجربي در مقايسه با دندانپزشك دانشگاه ديده و عضو جامعه علمي و خدماتي بهداشتي كشور.
اساس روزنامه‌نگاري – چه از بعد كمي و تجربي و چه ساير ابعاد كيفي آن ـ نحوه و روش به‌كارگيري سيستماتيك وسايل ارتباط جمعي است، با هدف هدايت جريان‌هاي سيال اطلاعات و با رويكرد حفظ نظم در درون ساختار كلان و جلوگيري از انتقال بي‌نظمي (entropy) از بيرون ساختار. منظورم از حفظ نظم در درون ساختار و مقابله با بي‌نظمي‌هاي تهديدكننده خارج از ساختار، نگرش مبتني بر بستر تحليلي نظريه سيستمي اطلاعات يا  Informationtheory  system با تأكيد بر نظريه تعادل يا Balance  theory است.
اگر روزنامه‌نگاري را با رويكرد سيستمي بررسي كنيم، اجزاي سيستم (Sub system) بايد هماهنگ با هم عمل كنند، يا حداقل يك نوع رابطه شبكه‌اي منظم با هم داشته باشند (Social Networking)؛ چيزي شبيه چرخ‌دنده‌هاي يك ساختار مكانيكي مانند ساعت؛ اگرچه مقدار و جهت حركت يك چرخ در ساختار فوق ممكن است با ساير اجزا همسو نباشد ولي هماهنگ است و در مجموع بين دو عضو يا مجموع اعضا و اجزا، تزاحم و تخريبي صورت نمي‌گيرد. ساختار رسانه‌اي حاكم بر ژورناليسم كشورهاي توسعه‌يافته و برخي كشورهاي درحال توسعه نظير هند اين‌چنين است.
در آمريكاي شمالي – به‌عنوان بزرگ‌ترين كشور توليدكننده و توزيع‌كننده اطلاعات كه از ساختاري هماهنگ و يكپارچه بهره مي‌برد‌– شاهديم كه بازار نقدهاي كنترل‌شده و مخالف‌خواني‌هاي روشنفكرپسندانه رواج دارد.
ستون‌نويسان، مديران رسانه‌ها و صاحبان رسانه به‌خوبي از نياز مخاطبان و گرايش و تمايلات سياسي آنها باخبرند و بر واقعيت جاري سياسي و اجتماعي كشور آگاهي دارند. زنجيره‌هاي توزيع اطلاعات كاملا شفاف و روشن است و به قول معروف هر سخن براي خودش جايي و مكاني دارد. اين‌طور نيست كه يك موضوع خطير و حياتي و هشداردهنده در نشريات عامه‌پسند يا روزنامه‌هاي زرد چاپ شود و تنش‌آفريني كند. كارگروه يا TeamWork وجود دارد. بنابراين به همين دليل است كه تندترين انتقادها هيچ‌گاه جنبه تخريبي پيدا نمي‌كند و از سوي مسئولان، مهر براندازي نمي‌خورد. باتوجه به اينكه ساختار سرمايه‌داري بسيار خشك و بي‌رحم عمل مي‌كند و به‌جاي انعطاف و گذشت، پول حرف اول و آخر را مي‌زند، مي‌بينيم كه درگيري‌هاي منجر به شكايت و تنش‌هاي مطبوعاتي، كمتر مجال بروز و ظهور پيدا مي‌كند. دليل اين همكاري مسالمت‌آميز در عرصه ساختار سرمايه‌داري، وجود نظارت سازمان‌هاي بالغ (Mature organization) بر حيطه مطبوعات است.
حالا كه صحبت از سازمان‌هاي بالغ به ميان آمد، بد نيست كه قدري در اين باره توضيح بدهم. سازمان‌ها را از نظر ميزان انعطاف و بهره‌وري در 7 لايه متفاوت تعريف مي‌كنند؛ لايه اول (پايين‌ترين لايه) اختيار اعضا در حداقل ممكن و تبعيت از مافوق در بالاترين حد. به تعبيري نوعي رابطه پادگاني از بالا به پايين، حاكميت دارد. انسان و عقل در اين ساختار، نقشي مكانيكي دارد؛ اراده انساني در مقابل «بفرموده‌»ها عاجز و ناتوان است. هدف اصلي در اين ساختار، نه بهره‌وري بلكه آمادگي براي لحظه‌هاي احتمالي آينده است؛ مثل تفنگي پر و آماده شليك كه فقط به صاحب آن قوت‌قلب مي‌دهد اما اين تشفي خاطر لزوما با توفيق در عرصه واقعي رويارويي، قرين نخواهد بود؛ چراكه نه پشتوانه عقل جمعي دارد و نه مردانه و مردم‌دوست است. به‌قول مولوي:
چون كه مردي نيست خنجرها چه سود
 چون نداري دل ندارد سود خود
كافي است كه هدف، استراتژي و روش به اندازه كافي براي اعضا روشن شود تا سازمان هماهنگ و يكپارچه به سوي اهداف از پيش تعيين‌شده گام بردارد. ساختارهاي مؤثر و كلان نظير آي‌بي‌ام از اين جمله‌‌اند.
يكي از معدود دستاوردهاي اين شركت كه به‌صورت كامپيوترهاي شخصي عرضه شده، چنين تحول شگرفي را در زندگي مردم و تجارت جهاني باعث شده است.
از نظر ارزش‌گذاري، شايد به لايه اول كمترين و به لايه هفتم بالاترين امتياز را بدهيد اما بنا به تحقيقات انجام شده، لايه موسوم به «لايه دوم» مخرب‌ترين لايه است؛ اين لايه از نظر ميزان بهره‌وري از لايه اول كه ديكتاتوري محض است، بدتر عمل مي‌كند.
در لايه دوم، مقامات مافوق پس از كسب و جلب نظر و مشاوره با اعضاي سازمان، در نهايت بدون اعمال نظر مشورت‌دهندگان، رأي متضاد صادر مي‌كنند. به عبارت ديگر، برخلاف‌ لايه‌اول كه فقط به «به فسادكشاندن جسم و فيزيك اعضاي سازمان» بسنده مي‌كرد، لايه دوم انديشه و شخصيت افراد را نيز به تباهي مي‌كشاند.
شاهد مثال آوردن از غرب و آمريكا، نه به قصد تقديس و تكريم اين ساختار در حال افول است بلكه غرض، نقل و ذكر تجربيات بشري در عرصه روزنامه‌نگاري است كه در غرب زودتر از ما به وقوع پيوسته و اگر درست تحليل و بررسي شود، مي‌تواند پس از اصلاحات لازم، به كارمان آيد. جهان غرب هم روزگاري درگير ساختارهاي لايه اوليه و پادگاني و همچنين لايه دوم بود اما توقف آنها در اين لايه دوم در سال‌هاي 60– 1740 به پايان رسيد.
زماني نويسندگان و منتقدان بزرگي همچون دانيل دفو به جرم انتقاد از شاهزادگان به زندان مي‌رفتند اما خيلي زود، نگاه تيز و قدرت قلم آنان از سوي عقلاي حاكميت آن زمان كشف و به خوبي به كار گرفته شد. نتيجه اين اقدام بجا، 2 دهه فعاليت بسيار ارزشمند دانيل دفو در قالب توليد و عرضه نشريه دولتي spectator شد. با اين توصيف، روزنامه‌نگاري را اگر معادل ژورناليسم غربي بگيريم، به تعريف خاص اين حوزه در غرب مي‌رسيم و اگر به حرفه‌اي كه در حوزه يوميه‌هاي خبري و ساير ادواري‌هاي كاغذي در كشور خودمان در جريان است اشاره كنيم، به تعريف ديگر خواهيم رسيد.
روزنامه‌نگاري غربي شامل اكثر عرصه‌هاي اطلاع‌رساني اعم از خبرنامه‌ها (New Papers)، ادواري‌هاي چاپي و همچنين غيرچاپي نظير راديو و تلويزيون داخلي و ماوراي بحار (News Breaking channel) نظير بي‌بي‌سي و سي‌ان‌ان مي‌شود.
امروزه، گردآوري، تحليل و توليد اطلاعات در محيط‌هاي شبكه‌اي بين‌المللي نيز در رديف مشاغل روزنامه‌نگاري قرار مي‌گيرند. اما در كشور ما، اين شغل و حرفه، فناوري اطلاعات (خبري) در حيطه ادواري‌ها تقليل يافته است.
به عبارت ديگر، از بعد لغت‌شناسي، اگر واژه ژورناليسم را از فارسي به انگليسي برگردانيم، بردارهاي معنايي آن فزوني مي‌گيرد (Gain) و در برگردان انگليسي به فارسي، تقليل مي‌يابد (Loss).
يكي از بردارهاي معنايي مهم ژورناليسم كه رد پايي از آن در تاريخ مطبوعات ايران ديده نشده، توليد، عرضه و فعال كردن شبكه‌هاي اجتماعي (social Networking) است.
به طور نمونه، شبكه اجتماعي‌اي نظير washington Post corporation، علاوه بر گره‌‌هاي اصلي اقتصادي (Captal Node)، ارتباط شبكه‌اي (tie) با ساير گره‌هاي سياسي اجتماعي و فرهنگي دارد. اين گره‌ها در قالب انواع شبكه‌هاي پخش مركزي تلويزيوني، FM راديويي و هفته‌نامه‌هاي پرتيراژ و روزنامه خبري واشنگتن پست، اهداف از پيش تعيين‌شده صاحبان رسانه (Media Owners) را پي مي‌گيرند.
شبــكه‌هاي اجتــماعي بزرگ نـظـيـر واشنگتن‌پست و نظاير آن، در 4 گروه عمده شامل گردآوري، تحليل، توليد و توزيع اطلاعات، به صورت درهم تنيده و منسجم عمل مي‌كنند (integrated Networking). از 4 حوزه عملياتي فوق، فقط نقطه تماس اطلاعاتي با جامعه (توزيع اطلاعات) آشكارا عمل مي‌كند و مابقي اين ساختار ترجيح مي‌دهند پنهان باقي بمانند؛ به‌خصوص در گره‌هاي تحليل‌گر و مرتبط با محافل دانشگاهي و نهادهاي بين‌المللي كه تظاهر به بي‌طرفي سياسي و علمي، شرط ايجاد ارتباط است. گروه‌هاي تحليل‌گر در 2 گروه متفاوت قرار مي‌گيرند؛ گروهي كه در سازمان رسانه‌ها و زير نظر مديران رسانه به كار مشغولند. حاصل كار اين گروه، در كار گروهي مشخص، توليد شده و در نشريات تخصصي عرضه مي‌شود. محصول ديگر اين گروه، مطالب به ظاهر تخصصي و منتقدانه است كه طيف عوام و راديكال را تغذيه مي‌كند.
متاسفانه اين محصول آخر در بين بخشي از جامعه روشنفكري ما، شيرين به مذاق مي‌نشيند. گروه ديگر موسوم به خودي‌ها (Insiders)، در اتاق‌هاي فكر (think tanks) و در خدمت صاحبان رسانه به كار گمارده شده‌اند. ژورناليست‌هاي برجسته‌اي نظير الوين تافلر، ساموئل هانتينگتون و فوكوياما و حتي نوام چامسكي از جمله تحليل‌گران گروه دوم محسوب مي‌شوند.
ساخت و هدايت افكار عمومي به سمت شرايط مطلوب، هدف اصلي شبكه‌هاي متحد اجتماعي است؛ به گونه‌اي كه مزاحمي بين شبكه‌هاي اجتماعي مردمي (توده ساخت‌دار) و شبكه سازمان يافته و تعريف‌شده توسط صاحبان سرمايه – كه اكنون صاحب انحصاري رسانه شده‌اند – شكل نگيرد.
روزنامه‌نگاري مدرن جايي براي بروز و ظهور توانايي‌هاي توده ساخت‌دار در عرصه تشكل‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، طبيعي و علمي باقي نگذاشته است. از توده ساخت‌دار در جوامع غربي و متاسفانه در جوامع غربزده، «سوپ الفبا»يي به جاي مانده كه هرروز و هر‌ساعت توسط مستخدمين يقه آبي يا يقه سفيدان شبكه‌ساز به هم زده مي‌شود تا پيوندي، شكلي و انگاره‌اي به صورت طبيعي و انساني منعقد نشود.
B.F.Skinner اين وضعيت را در كتاب «روان‌شناسان درباره روان‌شناسي» چنين شرح مي‌دهد:
«دوستي از چين برگشته بود و به من گفت تو آنجا را دوست خواهي داشت زيرا در چين همه تحت كنترل هستند. به او گفتم، به نظر تو در اينجا (آمريكا) جريان از چه قرار است؟ مردم آمريكا دقيقا به اندازه مردم چين زير كنترل هستند اما كنترل در آمريكا به اندازه كنترل در چين آشكار نيست.»
نكته همين است. ما در آمريكا 100درصد زير كنترل هستيم.
اسكينر، مبلغ و تئوريسين «كنترل مثبت» و هدايت توده ساخت‌‌دار به سمت جامعه مطلوب، ترجيح مي‌دهد تقويت كنندها (Reimforcements)‌ي مثبت را بر «برده‌هاي شاد» اعمال مي‌كند و حتي‌الامكان به «برده‌هاي آگاه» بفهماند كه آرمان‌هاي موهوم و مزاحم فردي يا گروهي در قبال منافع كلان نظام، قابل چشم‌پوشي است. (والدن 2)
در آرمانشهر اسيكنر (آمريكا)، آگاهي (knowledge) فردي و گروهي در برابر آگاهي سازمان يافته و كلان (Imtelligentsia) رنگ مي‌بازد و زماني كه ضرورت ايجاب كند، بزرگاني چون فوكوياما و هانتينگتون و 58 تن ديگر از اعضاي برجسته شبكه اجتماعي ژورناليسم آمريكايي، حاضرند آگاهي و اشتهار خود را در مسلخ منافع احتمالي حمله آمريكا به افغانستان، عراق و ايران قرباني كنند و جنگ صليبي رئيس جمهور بوش را مهر تأييد بزنند.
پشتگرمي مقامات آمريكايي به ژورناليسم مقتدر اين كشور به حدي است كه اخيرا جورج‌بوش، در اقدامي عجولانه، علت آتش‌سوزي كاليفرنيا را به احمدي‌نژاد – رئيس‌جمهور ايران – نسبت داد و اميدوار بود تا اين موضع‌گيري همچون يازدهم سپتامبر توسط نيروهاي ژورنايسم پشتيباني و تقويت شود اما به واسطه تقليل بي‌سابقه محبوبيت رئيس‌جمهور آمريكا، موضوع پس از پوشش مختصر از جريان اخبار خارج شد. آنچه امروز به عنوان ژورناليسم در آمريكا  در جريان است، كنش سازمان يافته عقل محوري است با هدف رشد و شكوفايي «انسان از برون هدايت شده»؛ به قول ماكس وبر «انسان عقلايي اقتصادي» و نه انسان «خودياب» و از درون هدايت شده. در چنين ساختاري، تمام احزاب و گروه‌ها و به دنبال آنها تمام مردم، در بعد رشد و شكوفايي اقتصادي (our Intrests) متحد و متفق‌اند. نظام رسمي و دولتي - هر چند مقدس و درخور احترام – حضوري بسيار كمرنگ دارد.
اطلاع‌رساني دولتي در درون مرزهاي آمريكاي شمالي محدود به تنها شبكه راديويي  National Public Raidio)   fNPR) مي‌شود و خدمات تلويزيوني دولتي – كه زيرمجموعه‌اي از وزارت خارجه آمريكاست– اجازه پخش درون‌مرزي ندارد و هيچ‌يك از شهروندان نيز مجاز به دريافت مستقيم و ماهواره‌اي شبكه‌هاي تلويزيوني دولتي نيستند؛ مگر در مواردي خاص و محدود و مشروط به كسب مجوز از اداره جريان آزاد اطلاعات (Free Flow of information).
شبكه‌هاي دولتي برون‌مرزي عبارتند از:  Voice of America)VOA) كه پروژه جريان آزاد اطلاعات در سطح بين‌المللي را پوشش مي‌دهد و شبكه C-Span‌كه جلسات كميسيون‌هاي مجلسين آمريكا را جهت اطلاع دفاتر آمريكا در خارج از كشور پخش مي‌كند.برنامه‌هاي شبكه خبري جهاني سي‌ان‌ان و اروپايي بي‌بي‌سي نيز در آمريكا قابل دريافت نيست.
محدوديت‌هاي حاكم بر اطلاع‌رساني دولتي در آمريكا و قدرت بلامنازع رسانه غيردولتي از نظر تاثيرگذاري بر تصميمات دولتي و مواضع رئيس‌جمهور (CNN efect) نشان مي‌دهد كه مستقل‌بودن رسانه و روزنامه هميشه مترادف با نقد ساختار رسمي و دولتي (در كشورهاي درحال توسعه) يا نقد ساختار غيررسمي قدرت (آمريكا) نيست بلكه استقلال و پرهيز از شركت در سياست‌هاي عوام‌فريبانه است؛ خواه عوام‌فريبي با روش گسل اطلاعات غيرضروري (Disinformation) سبك آمريكايي باشد يا تبليغات دولتي به سبك تزريق اطلاعات غلط (Mis information) در بستر انحصار دولتي؛ چراكه در هر دو حال مردم وجه‌المصالحه منافع دولتي يا حزبي و ساختاري قرار مي‌گيرند. بشر، در عصر اطلاعات و در آستانه مسموميت اطلاعاتي (Information overdose) نه به انواع اطلاعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و طبيعي متلون و متبلور بلكه بيش از هر چيز و پيش از هر چيز به آگاهي و توان تحليل اطلاعات نيازمند است و اين فهم ميسر نمي‌شود مگر در بستر صبر و بردباري و خويشتن‌داري و پرهيز از منافع آني گروهي روزنامه‌نگاران و صاحبان رسانه.
تاریخ درج: 29 آبان 1386 ساعت 17:49 تاریخ تایید: 29 آبان 1386 ساعت 18:01 تاریخ به روز رسانی: 29 آبان 1386 ساعت 18:01
 
مطالب مرتبط
انتخاب واژه‌هاي مناسب؛ مسئوليت حرفه‌اي در روزنامه‌نگاري كتاب روزنامه‏نگاري و روزنامه‏داري منتشر شد سازمان ملل حمله به آزادي مطبوعات را ناپذيرفتني خواند هفته اخلاق در روزنامه‌نگاري کمک به روزنامه‌نگاری شهروندی ضرورت انتشار ويرايش‌هاي مختلف براي روزنامه‌ها راه نجات رسانه‌هاي نوشتاري، رویکرد فیچری به خبر است چشم سرد ولخرجي؛ پاره‌اي از فلسفه پول درباره كتاب ديويد فريزبي: گئورگ زيمل ترجمه به مثابه تفكر آشنایی با آراي جورج زيمل اسلام و چالش دموكراسي ولي رضا نصر و تحليل دو دهه ظهور دموكراسي‌اسلامي پراگماتيسم اسلامي در گفت و گو با ولي‌رضا نصر دكتر ديناني و كوتاه درباره ملاصدرا و سهرودي چيستي و هستي علم نقدي بر عرفان‌هاي پسامدرن روزنامه‌نگاري ايراني ژورناليسم قومي ژورناليسم راديويي ستون پنجم! طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب اسلامي نگاهي به آخرين كتاب دكتر ديناني نگاهي به سه گانه دفتر عقل و آيت عشق رسانه ديني خط قرمز! روزنامه‌ و نخبگان نام مستعار در فرهنگ رسانه‌اي روزنامه‌ نگاري و اخلاق تبليغ روي كاغذ روزنامه نگاري و كشورهاي در حال توسعه مجازا روزنامه‌نگار آشنايي با شيوه‌هاي مديريت اقتصادي رسانه‌ها ژورناليسم و فلسفه در گفتگو با بيژن عبدالكريمي انديشه در روزنامه؛ درباره صفحات انديشه‌ روزنامه‌ها مثل شعر؛ نگاهي به برخي مؤلفه‌هاي ژورناليسم ژورناليسم و اقتصاد سياست‌زده نيستيم خردنامه شماره بيست ويژه ژورناليسم منتشر شد
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است