روزنامهنگاری- دكتر محمد اخگري:
شايد وقتي از «ژورناليسم راديويي» سخن گفته ميشود، براي برخي افراد اين عبارت چيز تازهاي به نظر آيد.
اما در کشورهايي که راديو در آنها پيشرفت بسيار داشته است، ژورناليسم راديويي رشتهاي تحصيلي است که فارغالتحصيلان آن فرصتهاي شغلي فراواني را در راديوهاي خصوصي و دولتي در اختيار دارند. تفاوت ژورناليست راديويي با کارکنان راديويي ـ که امروزه در ايران با عناوين شغلي مختلف مشغول به کارند ـ در آن است که ژورناليست راديويي مسلط به فنون راديويي و شبكههاي چندرسانهاي است. در حالي كه کارکنان راديويي، هر يک تنها براي انجام دادن يك وظيفه توانمندي دارند. اين نوشتار در پي تبيين نسبي مباحثي است که ژورناليست راديويي براي توفيق در پيشه خود بايد از آنها آگاه باشد.
گسترش و فزوني وسايل ارتباط جمعي در «عصر رسانهها»، علم روزنامهنگاري را متحول و متکثر كرده استامروزه ژورناليسم فقط در برگيرنده رسانههاي مکتوب نيست بلکه رسانههاي جديدتر چون اينترنت را نيز شامل ميشود. رسانه راديو در تعامل با ديگر رسانهها عرصههاي تازهاي را تجربه ميکند که «راديوهاي اينترنتي» تازهترين انواع راديوها در گستره رسانههاي جديد است. به نظر نيل پستمن (Neil Postman) ما «تا سر حد مرگ، اطلاعات کسب ميکنيم». او وضعيتي را توصيف ميکند که مدتهاست شاهد آن هستيم؛ «اين همه اطلاعات تاکنون وجود نداشته است. سيلي از اطلاعات و همزمان اطلاعاتي فشرده و درهم تنيده در ذهن ما فروميريزد. اما در واقع، مقدار زيادي از اين اطلاعات بياستفاده رها ميشوند. از ميزان استفادهشده نيز تنها اندکي به صورت شنيداري قابل درك هستند و حداكثر كاربرد آنها در رايانه و يا به صورت اطلاعات صرف است». (1)
شنيداري بودن رسانه راديو، اگرچه به اطلاعرساني خطي منجر ميشود و اطلاعات به اجبار به دنبال هم و نه همزمان در اختيار مخاطب قرار ميگيرد اما تخيل مخاطب را برميانگيزد و بهويژه در برنامههاي عميقتر، راديو را به رسانهاي براي انجام ديالوگ بدل ميكند. همين ويژگيها، شاخهاي جديد از ژورناليسم را طرح ميكند که به ژورناليسم راديويي مشهور است. آکسل بوخ هلتس و والتر فن لاروش، ژورناليسم راديويي را اينگونه معرفي ميکنند: «روزنامهنگار راديويي همان ويژگيهاي روزنامهنگار تلويزيوني يا مطبوعاتي را داراست. روزنامهنگار راديويي بودن، نياز به ظاهري جذاب ندارد بلکه فقط صدايي گيرا و مؤثر ميطلبد؛ لازم نيست مانند روزنامهنگار تلويزيوني به تصاوير فکر کند و همچنين مجبور نيست مانند روزنامهنگار مطبوعاتي عناوين خبري را با ليآوت (Lay out) صفحه متناسب سازد. با اين حال بايد بتواند سمعي (Akustisch)فکر کند. براي او اين پرسش مطرح است که من به عنوان روزنامهنگار چه بايد انجام دهم که شنونده مرا به عنوان طرف گفتوگوي خود بپذيرد و مرا بفهمد، به جاي آنکه احساس کند ناديده انگاشته شده است؟ من چگونه بايد موضوع را متناسب با راديو عرضه کنم که شنونده بتواند با گوشهايش ببيند؟ انجمن روزنامهنگاران آلمان در گزارش کار سالانه خود در سال 1996، اين فعاليتها را درحوزه شغلي روزنامهنگار برشمرده است: «جستوجو (گردآوري و سنجش منابع)، انتخاب و پردازش اطلاعات، آمادهسازي خلاقانه براي رسانه (تنظيم گزارش و تفسير) و طراحي و انتقال آنها».(2)
ژورناليست راديويي درگام نخست بايد با گستره رسانهاي راديو آشنا شود. گستره رسانهاي راديو در سالهاي اخير بسيار متنوع شده است. گستره راديويي براساس معيارهاي زير تقسيمبندي ميشود:
- حقوقي (راديوهاي دولتي يا خصوصي)
- جغرافيايي (راديوهاي محلي، منطقهاي، استاني، چنداستاني، سراسري و بين المللي)
- وضعيت شنود مخاطب (همراه(3) يا متمرکز(4))
- محتوايي (برنامههاي چندموضوعي و تکموضوعي)
از نظر نوع برنامهسازي نيز راديوها را در اين اشکال تقسيمبندي ميکنند: راديوهاي مناسبتي، راديوهاي تخصصي، راديوهاي کامل، راديوهاي تمرکزي و راديوهاي همراه.
سبکها و انواع مختلف راديويي با پيدايش راديوهاي خصوصي پديد آمدند که با توجه به انواع مختلف راديويي بسيار متنوع هستند و اين نمونهها نشان ميدهد که عرصه روزنامهنگاري راديويي تا چه اندازه گسترده است. علاوه بر آن، انواع برنامههاي راديويي بسيار متنوع هستند که آشنايي با هريک از آنها و توانايي ساخت آنها براي يک روزنامهنگار راديويي ضروري است. نوشتن براي راديو و اجرا و تهيه برنامههاي مختلف همچون نظرسنجي، گزارش، مصاحبه، تفسير، طنز، فيچر و... ويژگيهاي خود را دارد. به همين سبب در حوزه نويسندگي و اجراي برنامههاي راديويي، آثار بسياري تاليف شده است تا با تبيين و تمايز زبان گفتار از نوشتار، فهم مطالب را براي مخاطب سادهتر كند. بنابراين يکي از تفاوتهاي ميان روزنامهنگاري مکتوب و روزنامهنگاري راديويي، نويسندگي و نوشتار راديويي است. زبان راديويي زبان نوشتاري نيست بلکه زبان گفتاريِ نوشتهشده است؛ يعني اگرچه مهارتهاي نوشتن از رسانههاي مکتوب گرفته شده است اما اين مهارتها در رسانههاي شفاهي ويژگيهاي خود را دارد. از سوي ديگر، تحولات نوين درحوزه رسانهاي، ژورناليسم راديويي را به عرصههاي تازهاي وارد كرده است. فناوري ديجيتال و استوديوهاي خودکار اين امکان را براي ژورناليست فراهم آورده است تا هم بتواند گوينده باشد، هم کنداکتور برنامهاي پخش کند و هم با مخاطبان گفتوگو كند. از اينرو امروزه مفسر يا سردبير راديو بايد با همه مهارتهاي فني آشنا باشد. در راديوهاي خصوصي براي صرفهجويي در نيروي کار از اين روش استفاده ميکنند. برخي صاحبنظران معتقدند در اين شيوه، وقتي يک نفر هر چه را در لحظه فکر ميکند به زبان ميآورد و به همين دليل از عمق کار کاسته ميشود، نوع پيشپاافتادهاي از ژورناليسم پديد ميآيد که ژورناليسم ديسک ـ جاکي (DJ-Journalism) ناميده ميشود. به هر روي امکانات جديد، مهارتهاي تازه ميطلبد که اين مهارتها نيز خواسته يا ناخواسته به حوزه کار راديويي وارد شدهاند.
حوزه جديد ديگري که در سالهاي اخير با گسترش اينترنت پديد آمده است، پيدايش راديوهاي اينترنتي است. امروزه راديو ديگر راديو نيست؛ اينترنت و خدمات اضافي ديجيتال از سال 1995، مفهوم راديو را تغيير دادهاند.
- اگر راديو تا امروز تنها رسانهاي منفصل و محدود به شنيدن بود، امروز به وسيله اينترنت، تصاوير متحرك، عكسها، رنگها و حتي تصاوير ويدئويي و انيميشن و دنياي مجازي، راديو دگرگون شده است.
- در دنياي نوين چندرسانهاي، به مخاطب راديو به جاي «شنونده»، «كاربر» گفته ميشود.
- در دنياي امروز به جاي «گروه مخاطبان راديو» عبارت «جامعه ارتباطي راديو» به كار ميرود.
- هر يك از اعضاي اين جامعه ارتباطي ميتوانند از طريق گفتوگوي اينترنتي (چت) و پست الكترونيك با ساير اعضا و مجري ارتباط برقرار كنند.
با کمک ابزار، جهت تبادل دادهها، كاربر ميتواند به صورت غيرمستقيم به جريان پخش راديويي دست يابد؛ مثلا در فهرست انتخاب بهترين عنوان موسيقي، همگام با ديگران ميتواند تعيين كند كدام قطعه موسيقي بايد جلوتر كشيده شود. گام بعدي آن است كه عنوان موسيقي درخواست شده توسط شنوندگان از طريق اينترنت، در برنامه گنجانده و با فهرست برنامه تطبيق داده شود. بدين ترتيب شنوندگان ميتوانند با يک كليك، به طورمستقيم قبل از پخش موسيقي، ترتيب عناوين را تغيير دهند.
بدين ترتيب نقشها با يكديگر عوض شده است؛ مجري به عضوي منفصل در برنامه بدل شده است و شايد در آينده در برخي برنامهها، ديگر نيازي به حضور مجري نباشد. در واقع «مدير داخلي» شنوندگان خواهند بود. آنها با رد و بدل كردن اطلاعات از طريق اينترنت، گرداننده راديوي خود خواهند بود. در حال حاضر، فقط اينترنت در اين وضعيت قرار دارد كه بتواند راديو را از يك ابزار توصيفي صرف به ابزاري ارتباطي بدل كند. بنابراين، علاوه بر ارتباطات برخط (آنلاين)، اين امكان نيز ميسر است كه نه تنها راديو به ارسال پيام بپردازد بلكه پيام را نيز دريافت كند. راديو امروز به وسيله اينترنت به رسانهاي قابل رؤيت تبديل شده است و شنونده، همزمان به نوعي «بيننده» آن نيز هست.
راديوي اينترنتي، شرايط عرضه و تقاضا را بر هم زده است. نتايج تحقيقات چند ساله درARD و ZDF روي برنامههاي آنلاين نشان ميدهد كه از برنامههاي راديويي ـ که از طريق رايانه دريافت ميشده است ـ بيشتر به عنوان يک رسانه همراه استفاده ميشود. اين موضوع، تمركز كامل را روي محتواي تصاوير نميطلبد بلكه ميتوان در كنار آن به ساير كارها با استفاده از رايانه شخصي نيز پرداخت. بنابراين در راديوي اينترنتي نيز آنچه اهميت دارد، صداست.
براي ژورناليست راديويي، دانستن چند مبحث ديگر نيز ضروري است؛ حقوق رسانهاي راديو، تبليغات راديويي، تحقيق رسانهاي در حوزه راديو و حقوق تبليغات بازرگاني در راديو. در کشورهاي مختلف بر اساس قانون اساسي و نيز قوانين حقوقي، براي برنامههاي راديويي، کارکنان، تبليغات و نحوه خبررساني، حقوق رسانهاياي معين شده است که هر ژورناليستي بايد با آنها آشنا باشد و طبيعي است بيتوجهي به اين موارد، مجازات قانوني به دنبال خواهد داشت.
تحقيق رسانهاي يکي از اولويتهاي مهم در کار راديويي است. در کشورهاي پيشرفته هر 6 ماه يک بار، تحقيقات رسانهاي جامعي توسط يک مؤسسه انجام ميگيرد که براساس آن، جايگاه هر رسانه بر مبناي هر هزار نفر شنونده در دقيقه تعيين ميشود. فرستندههاي راديويي براساس اين اطلاعات، قيمت آگهيهاي بازرگاني را براي گنجاندن در بخشهاي برنامهاي تعيين ميكنند. ميزان مبلغ براساس شاخص «قيمت ـ هزار ـ ارتباط (شنود)» (TKP=Tausend-Kontakt-Preis) تعيين ميشود. اين قاعده بيان ميكند كه براي جذب هزار مخاطب در يك ميانبرنامه كوتاه تبليغي، چه ميزان پول بايد پرداخت كرد. با اين روش، قيمت آگهيهاي بازرگاني در برنامههاي مختلف قابل مقايسه هستند.
جدا از آنكه چه تعداد شنونده وجود دارد، شاخص «قيمت ـ هزار ـ ارتباط» به ما نشان ميدهد كه به دست آوردن هزار شنونده در يك آگهي كوچك تبليغي، تا چه ميزان گرانقيمت است. در عرصه رقابت راديوهاي خصوصي، با توجه به جايگاه راديو، قيمت تبليغات بازرگاني مشخص ميشود. از اينرو تحقيق رسانهاي براي آنکه رسانه بتواند مخاطب بيشتري جذب كند، از اولويتهاي کاري ژورناليسم راديويي در دنياي امروز است و آشنايي با روشهاي آن براي روزنامهنگار راديويي ضروري است:
پينوشتها:
1- Schreiben fuer Horent,Stefan Wachtel,2003.
2- Axel Buchholz,Radiojournalismus ,2001.
3 - برنامههايي که مخاطب حين کار يا انجام کاري ديگر ميشنود
4 - برنامههايي که شنونده با دقت و در ساعت خاص خود آن را ميشنود.
منابع:
- Axel Buchholz&walter La Roche,Radiojournalismus,Peraktiscer Journalismus,Muenchen 2000
Brend-Peter Arnold,ABC des Hoerfunk(verlag UVK Medien,Konstanz)
- Walter von La Roche,Einfuehrung in den praktischen Journalismus.Mit genauer Beschreibung aller Ausbildungswege(List Lournalistische Praxis)
- Stefan Wachtel,Schreiben fuers Hoeren.Trainingstexte,Regeln und Methoden(verlag UVK Medien,Kostanz