 |
|
|
روزنامهنگاری- دكتر مجتبي مقصودي:
ژورناليسم علاوه بر شاخصهاي معمول، با 2 مؤلفه حرفهاي بودن و طيف وسيع و متنوع مخاطبان شناسايي ميشود. زماني روزنامهنگاري، يك سويه، محدود و معطوف به انتشار مكتوب و زمانمند گزارش، اخبار و حوادث و تجزيه و تحليل آنها بود و خصلت طبع و نشر و تعهد به دوره زماني انتشار - اعم از روز، هفته و ماه- مبناي ارزيابي آن قلمداد ميشد اما در حال حاضر با گسترش عرصه ژورناليسم به راديو، تلويزيون، شبكههاي اينترنتي و وبلاگها طيف وسيعي از ژورناليسم امكان ظهور و بروز يافته و در اين ميان، ژورناليسم قومي همچون ژورناليسم شهروندي، حرفهاي و فلسفي يا ديگر انواع آن يعني سايبر ژورناليسم، فتوژورناليسم و ژورناليسم تلويزيوني، با بهرهگيري از ابزار و تفكيكهاي نوين به گردآوري، تجزيه و تحليل و ارائه اخبار حوادث جاري، روزنامهها و مسائل در اشكال و شيوههاي خاص خود ميپردازد. ژورناليسم قومي نيز در ميان ديگر انواع ژورناليسم، ناظر بر تلاش مطبوعاتي- رسانهاي نخبگان فكري، سياسي و فرهنگي گروههاي اقليت قومي است كه با هدف اطلاعرساني، تحليل مسائل و تبيين رويدادها به ويژه تحكيم هويت و بنيانهاي گروهي، بيان مسائل و مشكلات خاص گروه و ايجاد تمركز براي طرح تقاضاهاي گروه، پا به عرصه وجود ميگذارد و مهمترين دغدغه و مركز ثقل توجه اين ژورناليسم در ابعاد خبري، تحليل، تفسير، تبيين و تصوير مسائل خرد و كلان گروه قومي است. رشد و گسترش ژورناليسم قومي در چند دهه اخير و از جمله ژورناليسم مجازي قومي، محصول انقلاب تكنولوژيك در عرصههاي ارتباطي و اطلاعرساني و كاهش هزينههاي ارتباطي است كه به رغم محدوديتهاي فراوان دولتي موفق به گسترش فعاليتهاي مطبوعاتي-رسانهاي شده است. فضاي مساعد بينالمللي و داخلي در يك دهه اخير به ويژه حمايت جامعه بينالمللي از امواج دموكراسيخواهي و دموكراسيسازي و تحولات نسبتا موفق منطقهاي در كنار تشديد محروميت نسبياي كه از طريق ابزارهاي نمايشي بهويژه فتو- سايبرژورناليسم قومي بيش از گذشته جلوه و نمود يافته است و عملا طيف وسيعي از جمعيت گروه قومي اعم از باسواد، كمسواد و بيسواد را تحت تأثير خود قرار داده است، ژورناليسم قومي را وارد مرحله جديدي از حيات خود ساخته و از فرصتهاي بيبديلي برخوردار كرده است. در حال حاضر، حد و مرز ژورناليسم قومي علاوه بر مطبوعات و رسانههاي محلي، در مطبوعات دانشجويي، مطبوعات سراسري و حتي فراتر از آن رسانهها و مطبوعات منطقهاي تجلي و گسترش يافته است. سايبرژورناليسم مجازي نيز در خدمت ژورناليسم قومي، عرصه گستردهتر و نامحدودتري را فراتر از ژورناليسم سنتي فراروي نخبگان فكري، فرهنگي و سياسي گروههاي قومي گشوده است كه امكان تطبيق، سازگاري و انعطاف نخبگان ژورناليست و ژورناليستهاي قومي را با محيط محلي، ملي، منطقهاي و بينالمللي فراهم ساخته است.
ژورناليسم قومي؛ نقد بيروني و دروني
ارزشگذاري ژورناليسم و آثار ژورناليستي كار سادهاي نيست و بسته به منظر، رويكرد و جايگاه افراد و نهادهاي متفاوت ميتواند ارزيابي شود. در حالي كه جامعه علمي- دانشگاهي آثار و ادبيات ژورناليستي را عامهپسند، غيرقابل اتكا و استناد ميداند، تودهها از جذابيتهاي خبري، تحليلي و بصري آن بهرهمند هستند. به علاوه، چنانكه نخبگان خارج از قدرت از ژورناليسم به عنوان ابزار نظارتي- كنترلي و افشاگرانه ياد ميكنند و خواستار حق دسترسي به اطلاعات دولتي، محرمانه ماندن منابع كسب اطلاعات و رعايت حق آزادي مطبوعات و رسانهها به عنوان ركن چهارم دموكراسياند، دولتمردان، نخبگان حاكم و مراجع قدرت يا نزديك به قدرت از تعهد اخلاقي- سياسي، رعايت خط قرمزها از سوي روزنامهنگاران و نظارت بر مطبوعات سخن به ميان ميآورند.
كار ويژههاي ژورناليسم قومي
به لحاظ محتوا و مضمون، ژورناليسم قومي چند كار ويژه را توأما يا به صورت مجزا، اعلام شده و نشده پيگيري ميكند. اولين كار ويژه ژورناليسم قومي طرح تقاضاهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي در قالب عكس، فيلم، خبر، گزارش، تحليل و تفسير و تبيين است؛ در عرصه فرهنگي تاكيد بر آموزش زبان محلي، انتشار مطبوعات و رسانههاي بومي، تاسيس دپارتمانهاي دانشگاهي و موسيقي محلي، نامگذاري فرزندان با فرهنگ و گويش قومي و در عرصه سياسي تقاضاي سهم بيشتر يا مناسبتر از قدرت سياسي و مديريتها در سطوح ملي و محلي و به لحاظ اقتصادي، توسعه متعادلتر امكانات اقتصادي و كاهش نابرابريهاي منطقهاي و توسعه ناموزون.
دومين كار ويژه ژورناليسم قومي توليد، بازتوليد و توزيع مؤلفههاي مستقل هويتي و برجستهسازي خردهفرهنگهاي قومي درون جامعه ملي يا حتي سطح كشورهاي منطقه است. بركشيدن تاريخ قومي، بهكارگيري واژهها و ادبيات خاص، متفاوت و تأكيد بر برخي اصطلاحات، كلمات و مراسم و مناسك ميتواند ضمن كاركردهاي مثبت، به وجهي فاصله معناداري را در ميان جامعه ملي ايجاد كند؛ هرچند برخي صاحبنظران، ژورناليسم قومي را منحصرا تريبون طرح درخواستها و مطالبات تودهها از زبان نخبگان ميدانند كه گاه اين تقاضاها و افكار به صورت ابزاري و غيرواقعي ساخته و پرداخته و دستكاري ميشوند.
در كنار «نقش مطالباتي» ژورناليسم، فتوژورناليسم و سايبرژورناليسم قومي گاه نقش و كاركرد تهييجي – انگيزشي تودههاي قومي را بر عهده ميگيرند و خود پيشتاز بسيج براي اقدام سياسي ميشوند.
سخن آخر
با توجه به طيف نيروها، محتوا و جهتگيري ژورناليسم قومي، كاركردهاي ژورناليسم قومي ميتواند متفاوت ارزيابي شود. در حالي كه برخي ايرانگرايان با سوءظن و ترديد فراوان هرگونه فعاليت ژورناليسم قومي را در انواع و اقسام مختلف آن موجب مرزبنديهاي ساختگي، دامن زدن به تقاضاهاي غيرواقعي، تشديد سوءتفاهمات، جعل تاريخ و مخدوش ساختن پيشينه مشترك ملي ميدانند كه در طول يكصدساله اخير بعضا مورد سوءاستفاده بيگانگان قرار گرفته است، برخي ديگر از عناصر واقعگرا، ضمن پذيرش تكثر فرهنگي – اجتماعي در سطح جهان و ايران، بستن باب ژورناليسم قومي را جز ايجاد قهرمانپروري و زيرزمينيسازي يا مجازيسازي فعاليت آنها ندانسته و ضرورت توجه به بسترهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي رشد و گسترش اين پديده را ضروري ميدانند و مديريت سياسي كشور را مهمترين عنصر كارساز در اداره جامعه چند قومي و تدبير ژورناليسم قومي ارزيابي ميكنند. از اين منظر، ايجاد فضاي گفتوگو، مفاهمه، تساهل و مدارا مهمترين بستر نزديكي گروههاي قومي در يك جامعه متكثر بوده و ژورناليسم قومي ميتواند با توجه به وجود مكانيزمهاي نظارتي و تعامل چندسويه با تودههاي قومي از يك سو و مراجع و منابع قدرت دولتي از سوي ديگر، در خدمت كاهش سوءتفاهمات موجود و اعتلاي جامعه و زندگي بهتر براي آحاد مملكت باشد