Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
درباره كتاب ديويد فريزبي: گئورگ زيمل
مرور- علي پاپلي يزدي:
كتاب گئورگ زيمل نوشته ديويد فريزبي ( باترجمه جواد گنجي ، انتشارات گام نو) محور اصلي اين نوشته است كه در آن تصوير جامعي از متفكري كه 24 كتاب نوشته، ارائه شده است.

كارل ماركس (1883-1818)، ماكس وبر (1920-1864) و گئورگ زيمل (1918-1858) 3 محور جامعه‌شناسي آلمان هستند. تاكيد بر اين 3 تن از آن جهت است كه آنها 3 نمونه تيپيك در يك طيف هستند. اگر جامعه‌شناسي ماركس را يك جامعه‌شناسي سيستمي، با كليت ساختاري منسجم كه در يك چهارچوب تئولوژيك قرار دارد بفهميم، جامعه‌شناسي زيمل درست نقطه مقابل آن است؛ جامعه‌شناسي‌اي كه نمي‌توان از ‌آن مفاهيمي كه ناظر به دركي كلي از جامعه و تاريخ باشد،‌ بيرون كشيد. در اين بين، جامعه‌شناسي ماكس وبر در وسط اين طيف قرار دارد. اما  اصلا روح حاكم بر تفكر آلماني – از كانت تا آدورنو – به راحتي به اين طبقه‌بندي‌ها و طيف‌‌بندي‌ها تن درنمي‌دهد.

 نيچه در نقد وصف گوته از روح آلماني كه در اين عبارت «فاوست»: «دريغا كه 2 روح در سينه من در غوغاست» نمايان شد، چنين مي‌نويسد: «آلماني‌اي كه گستاخانه بگويد «دريغا كه 2 روح در سينه من در غوغاست» گمانش درباره حقيقت باطل است. به عبارت درست‌تر، درباره شمار روح‌ها به خطا رفته است». توصيف نيچه به وضوح هم درباره زندگي و هم حيات فكري زيمل صادق است. زيمل تحت‌تاثير محافل نخبه‌گراي اشتفان گئور‌كه است «اما شبكه ارتباطات فكري، اجتماعي و هنري پيرامون زيمل بسي فراتر از محفل گئوركه امتداد مي‌يابد» تا جايي كه «لندمن» او را محور نخبگان فكري آلمان زمان خود مي‌داند. همچنين تاثيري كه زيمل بر طيف گسترده متفكران پس از خود گذاشت، حاكي از وجود وجوه بسيار متفاوتي در آراي اوست كه كمتر متفكري اين توان تئوريك را دارد كه آنها را با هم «ببيند». توضيح اينكه زيمل هم بر لوكاچ و هم بر مارتين بوبر و هايدگر تاثير گذاشته است.

نكته مهم در آراي زيمل،‌ اين است كه او به جاي اينكه سعي در توليد تفكر سيستمي و مفهومي درباره مدرنيته داشته باشد، ‌تلاش كرد فضايي – و نه چهارچوبي – را عرضه كند كه تجربه زندگي مدرن را به ظهور آورد.

مي‌توان گفت نظريه زيمل به نوعي فراآوردن (Poiesis) تجربه زندگي مدرن و «حاضركردن» روح مدرنيته براي مخاطب است. زيمل خود نيز در تحقيقات‌اش حضور دارد. زيمل درباره قرابتش با برلين چنين مي‌گويد: «بسط و تحول برلين از يك شهر به يك كلانشهر در حول و حوش اواخر قرن و پس از آن، ‌با نيرومندترين و گسترده‌ترين تحولات شخصي من همخوان است». درمورد «فلسفه پول» او گفته‌اند كه «اين كتاب فقط مي‌توانست در اين دوران و در برلين نگاشته شود». اما مگر آراي هر متفكري با ساختار اجتماعي‌اي كه او در آن مي‌زيد، نسبتي تنگاتنگ ندارد؟ مگر نظريات كنت، ‌ماركس، دوركيم و... نسبتي با انقلاب صنعتي، انقلاب فرانسه و ساير تحولات اجتماعي ندارد؟ طبيعتا پاسخ مثبت است اما آنچه زيمل را مستثنا مي‌كند

تلاش او در جهت حاضركردن تجربه مدرنيته است. به همين دليل است كه خوانش آراي زيمل – همانند خوانش آراي متفكرين پست‌مدرن – نياز به علم حضوري از زندگي روزمره‌اي كه مورد بحث متفكر است، دارد. اين علم حضوري وقتي تعيين‌كننده‌تر است كه بدانيم زيمل «هيچ ويژگي زندگي روزمره مدرن را بي‌اهميت و ناچيز نمي‌شمارد». اما زيمل در عين اينكه متوجه جزئيات تجربه زندگي مدرن است، با اين جزئيات صرفا به شكل زيبايي‌شناسانه برخورد نمي‌كند بلكه به دنبال نقطه اتكايي مفهومي براي بيان ماهيت روابط متقابل موجود در زندگي مدرن است. در كتاب «فلسفه پول» با يك تحليل اقتصادي راجع به پول مواجه نيستيم بلكه پول در آن كتاب، حكم نمادي را دارد كه ما را به كنه روابط حاكم بر زندگي مدرن مي‌رساند.

پول، نمادي است كه محقق و خواننده را در به ظهور آوردن معنا و ماهيت زندگي مدرن ياري مي‌دهد؛ «ما در سرشت خود پول چيزي از ذات و جوهر» فاحشگي را تجربه مي‌كنيم. بي‌اعتنايي يا بي‌تفاوتي پول نسبت به استفاده از آن، فقدان تعلق خاطر به هر فردي به خاطر عدم ارتباطش با افراد، عينيتي كه ذاتي پول در مقام يك وسيله صرف است و خود هرگونه رابطه عاطفي را حذف مي‌كند – اينها جملگي پول و فاحشگي را به نحوي شوم قابل قياس مي‌سازد». نقل قول فوق از «فلسفه پول» حكايت‌گر علت وجود واژه «فلسفه» در عنوان «فلسفه پول» است. كتاب «فلسفه پول»،‌ نظريه‌اي در باب از خودبيگانگي فرهنگي هم ارائه مي‌دهد كه بعدها در «تاريخ و آگاهي طبقاتي» لوكاچ – در بحث از «شيء وارگي» - انعكاس مي‌يابد.

همان‌طور كه زيمل خود طيف گسترده‌اي از متفكران را تحت تاثير قرار داد، خود نيز متاثر از طيفي به همان گستردگي بود. زيمل از يك طرف با تقليل‌گرايان روان‌شناختي – كه جامعه را چيزي جدا از افراد منفردي كه فهم كليه رفتارهاي آنها از طريق روان‌شناسي قابل فهم است – درگير بود و از طرف ديگر، با نگرش جوهري نسبت به مفهوم جامعه كه شخصا در آراي دوركيم ديده مي‌شود. زيمل آن موضوعي را كه جامعه‌شناسي را به عنوان علمي مستقل معرفي مي‌كرد، «كنش متقابل» و به عبارت دقيق‌تر، كنش متقابل بدون محتوا مي‌دانست.
تعريف جامعه‌شناسي به عنوان بررسي فرم كنش متقابل به نوعي ريشه در فلسفه كانت دارد: «تاريخ يعني تنظيم و تنسيق وقايعي كه موضوع‌هاي تجربه بلافصل‌اند به وسيله مقوله‌هاي پيشيني يا مقدم بر تجربه خرد علمي؛ درست به همان نحو كه «طبيعت» يعني تنظيم و تنسيق داده‌هاي حسي به وسيله مقوله‌هاي فاهمه».

 زيمل در پروژه خود مي‌خواهد مقوله‌هايي را بررسي كند كه پيش از تجربه اجتماعي در هستي اجتماعي موجودند. از اين طريق يك رشته پديده‌هاي انساني جداگانه را مي‌توان با ارجاع به يك مفهوم صوري واحد درك كرد. به عنوان مثال، «جنبش روانكاوي دين با جنبش كمونيستي هيچ ارتباطي نداشت ولي هر دو «رفتار فرقه‌اي» هستند» (1). او جامعه را نه يك موجوديت واحد بلكه مجموعه متقابلي از اين فرم‌هاي كنش متقابل يا هم‌رفتاري قلمداد مي‌كرد. صورت‌ها، وجوه عام كنش انساني است كه امكان توليد جامعه‌‌شناسي را فراهم مي‌كنند. زيمل اين جامعه‌شناسي را «هندسه زندگي اجتماعي» ناميد. انسان‌ها در جامعه مدرن در اين هندسه اجتماعي اسيرند و وجود خود را به صورت تام نمي‌توانند متجلي كنند. هر انساني در محل تلاقي چند فرم مي‌زيد و نه در تمام آنها، در نتيجه حتي نزديك‌ترين افراد در جامعه مدرن به انسان ممكن است بنيادي‌ترين ابعاد وجود خود را پنهان كنند.

 اين پنهان كردن و بيگانگي به فرد مربوط نيست بلكه بعدي جوهري از زندگي مدرن است. زيمل بخشي از پروژه خود را به بحث در مورد نسخ‌هاي اجتماعي اختصاص داد كه مهم‌ترين اين نسخ‌ها، نسخ بيگانه است. بيگانه هم هست و هم نيست، بيگانه خود را به دليل شرايطي كه در «رابطه» دارد، نمي‌تواند كاملا متعين كند. در زندگي مدرن از نظر زيمل بيگانگي در چيزها هم رخنه مي‌‌كند. از هيچ چيزي ديگر نمي‌توان تعريفي ماهوي ارائه داد. اين تهي كردن چيزها از چيستي‌شان كه ناشي از سياليت و عدم ثباتي است كه در زندگي مدرن حاضر است، به شدت مورد تأكيد زيمل است؛ سياليتي كه خود را به عنوان يك فرم ـ هم در كنش‌هاي سياسي و هم در تغيير هر روزه مدها ـ نشان مي‌دهد. از نظر زيمل، «گويا علاقه به مسائل اجتماعي تا حدودي از يك منبع ديگر ريشه مي‌گيرد؛ يعني فلسفه شوپنهاور (يكي از عناصر عمده فلسفه اوليه زيمل) كه در دهه 1860 و 1870 اشاعه يافت؛ فلسفه‌اي كه اين ايده را تجسم مي‌بخشيد كه هيچ نوع هدف غايي‌اي در زندگي وجود ندارد مگر اراده بشر». اين نبودن هدف غايي، دليل وجود ظهور و افول مدها و همچنين مكاتب سياسي در زندگي مدرن است؛ ظهور و افولي كه هر روزه رخ مي‌دهد؛ گويي بازي فرم‌ها در زندگي مدرن پاياني ندارد. 


پي‌نوشت:
1 -(به نقل از فصل زيمل در: كور، ليوئيس (1382)، زندگي و انديشه بزرگان جامعه‌شناسي، ترجمه محسن ثلاثي، نشر علمي)

تاریخ درج: 2 آذر 1386 ساعت 18:07 تاریخ تایید: 4 آذر 1386 ساعت 16:07 تاریخ به روز رسانی: 4 آذر 1386 ساعت 15:52
 
مطالب مرتبط
چشم سرد ولخرجي؛ پاره‌اي از فلسفه پول ترجمه به مثابه تفكر آشنایی با آراي جورج زيمل اسلام و چالش دموكراسي ولي رضا نصر و تحليل دو دهه ظهور دموكراسي‌اسلامي پراگماتيسم اسلامي در گفت و گو با ولي‌رضا نصر دكتر ديناني و كوتاه درباره ملاصدرا و سهرودي چيستي و هستي علم نقدي بر عرفان‌هاي پسامدرن روزنامه‌نگاري ايراني ژورناليسم قومي ژورناليسم راديويي ستون پنجم! طنز مطبوعاتي بعد از انقلاب اسلامي نگاهي به آخرين كتاب دكتر ديناني نگاهي به سه گانه دفتر عقل و آيت عشق رسانه ديني روزنامه ‌مستقل نگاهي به سهرودي پژوهي دكتر ديناني نقد كتاب درخشش ابن رشد در فلسفه مشاء خط قرمز! روزنامه‌ و نخبگان گفت و گو با دكتر ديناني نام مستعار در فرهنگ رسانه‌اي روزنامه‌ نگاري و اخلاق تبليغ روي كاغذ روزنامه نگاري و كشورهاي در حال توسعه مجازا روزنامه‌نگار آشنايي با شيوه‌هاي مديريت اقتصادي رسانه‌ها ژورناليسم و فلسفه در گفتگو با بيژن عبدالكريمي انديشه در روزنامه؛ درباره صفحات انديشه‌ روزنامه‌ها مدرنيته چشم‌چران تلويزيون نمي‌انديشد سينما مرده است هگل زيبا؛ تأملي در آراي زيبايي‌شناسانه هگل مفاهيم: اتانازي چيست؟ روشنايي علم قدسي مثل شعر؛ نگاهي به برخي مؤلفه‌هاي ژورناليسم ژورناليسم و اقتصاد پيام تجدد: نخستين روزنامه‌هاي دولتي و غيردولتي سياست‌زده نيستيم روزنامه‌نگاري براي چيست؟
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است