Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 21:04  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی محيط زيست
 
اورژانس براي طبيعت
حيوانات- عباس محمدي:
در برابر كساني كه معتقد به كمك رساني به حيات وحش هستند، گاه اين پرسش طرح مي‌شود كه «چرا؟ مگر شما نمي‌گوييد كه طبيعت بهتر از انسان‌ها مي‌داند كه چگونه خود را حفظ كند؟».

اين پرسش به‌طور كلي گزاره درستي را پيش مي‌كشد. به اين معنا كه شعور ذاتي طبيعت كه با گذر از ده‌ها ميليون سال انتخاب طبيعي، سازش و جهش ژنتيكي پديد آمده، بسي بيشتر از عقل خودشيفته انساني مي‌داند كه چگونه مهمانان خود را كه همانا ميليون‌ها گونه گياهي و جانوري است، پذيرايي كند.

فراموش نمي‌كنيم آنچه را كه در فرهنگ ما از حضرت سليمان نقل مي‌شود كه روزي خواست با سفره‌اي رنگين و پر، از همه جانوران پذيرايي كند، اما هنگامي كه فقط يك ماهي بزرگ آمد و با يك قورت سفره را پاك كرد، حضرت تازه دريافت كه حتي نمي‌تواند دو قورت ونيم باقي مانده آن ماهي را سير كند!

 اين حكايت، اشاره‌اي است به توانايي شگفت آور طبيعت در فراهم آوردن امكان زيست براي اين همه گونه متنوع و پرشمار. با اين حال، در شرايط كنوني محيط‌زيست كه تقريبا در همه جاي آن ردپاي پرتأثير و تخريب انسان به چشم مي‌خورد، قضيه‌اي كه گفتيم به‌طوركلي درست است، به‌طور مشخص صورت ديگري مي‌يابد.

موضوع مشخص اين است كه انسان تمامي آشيان‌هاي زيستي زمين را، يعني تمام مهارت‌هاي ويژه‌اي را كه به انبوهي از گونه‌ها اين امكان را مي‌دهد كه در كنار هم  زندگي كنند، بي‌آن كه حريم يكديگر را بشكنند و يكي بتواند گونه ديگر را ( نه افرادي از
آن گونه را) از ميان ببرد، اشغال كرده است.

اين اشغال – كه گسترده‌تر از هر اشغال سرزميني ديگر به دست بزرگ‌ترين امپراتوري‌ها بوده است - نه تنها در اشتهاي گارگانتوايي انسان كه همه چيز را مي‌خورد، بلكه در چنگ اندازي به هرنوع سرزمين، از بلندترين كوه‌ها تا پست‌ترين دشت‌ها و از سردترين نقطه‌ها تا گرم‌ترين آنها، خود را نشان مي‌دهد. به بيان ديگر، انسان عرصه زمين را سخت بر تمامي گونه‌هاي ديگر تنگ كرده است.

هر گونه گياهي يا جانوري، كمينه‌اي از مساحت زيستگاهي را مي‌خواهد تا بتواند نيازهاي زيستي خود رابرآورده سازد. آدمي با ساخت و ساز در زيستگاه‌ها و حصاركشي زمين‌ها، آنها را قطعه قطعه كرده است و به اين ترتيب حتي اگر عامل‌هايي مانند نابودسازي منابع غذايي ( پوشش گياهي... ) و شكار را نيز درنظر نگيريم، صرف كوچك شدن زيستگاه‌ها مي‌تواند گونه‌ها را رو به قهقرا ببرد.

ادوارد ويلسون، بزرگ‌ترين زيست شناس معاصر، در نظريه جغرافياي زيستي جزاير خود كه با همكاري رابرت مك آرتور وضع كرده، با دقتي رياضي وار نشان داده است كه با 10بار كاهش مساحت يك زيستگاه، تعداد گونه‌ها به نصف كاهش مي‌يابد. همچنين، ويلسون و ديگران ثابت كرده‌اند كه هر چه اندازه متوسط يك جمعيت كوچك‌تر باشد، آن جمعيت سريع‌تر به نقطه صفر رانده مي‌شود ( نگاه كنيد به فصل يازدهم كتاب تنوع حيات او ).

در ايران، در بيشتر زيستگاه‌ها، با هر دو پديده يادشده روبه‌رو هستيم ؛ هم ابعاد زيستگاه‌ها در30 سال اخير بسيار كوچك شده اند  و هم تعداد افراد هر گونه بسي كمتر شده است. به علاوه، كيفيت زيستگاه‌ها – يكپارچگي، در امان بودن از انسان و دام، پوشش گياهي مناسب، و... – هم سخت افت كرده است.

پس كم شدن تنوع زيستي و انقراض، هر دو به‌دليل دخالت عامل انساني، محيط‌زيست ما را به انحطاط كشانده و وضع روز به روز وخيم‌تر هم مي‌شود. در اين حال، فقط دخالت مثبت انسان مي‌تواند اوضاع را بهتر، يا دست كم در حالت موجود تثبيت كند. صورت‌هاي بسيار مؤثر اين دخالت مثبت جلوگيري از تجاوز بيشتر به زيستگاه، افزودن منطقه‌هاي ضربه گير به اطراف زيستگاه، مطالعه در رفتار گونه‌ها و مانند اين‌ها است. اما، در مواردي ممكن است يك رشته عمليات اورژانسي هم لازم باشد، مثلا دادن كمك تغذيه به گونه‌ها در زيستگاه.

ريختن علوفه و دانه براي علفخواران و پرندگان وحشي، يك كار نمايشي يا رمانتيك نيست و روي آن مطالعه علمي شده است. در زيستگاهي مانند ورجين (در كوه‌هاي شمال تهران)، كل و بز يا قوچ و ميش ديگر در زمستان‌ها امكان مهاجرت به دشت‌هاي چند ده كيلومتر پايين دست كه هيچ، حتي امكان آمدن به كنار رودخانه جاجرود براي استفاده از چمن‌هاي حاشيه آب را هم ندارند، چرا كه تمامي حريم رودخانه را نيز زمين خواران تصرف كرده‌اند.

گدار رفتن سردسته گله‌هاي اين جانوران، كه درشرايط بزرگ بودن زيستگاه، نشانه تشخيص درست غريزي آنها در فرارسيدن فصل سرد و به مثابه سوت قطار براي راه افتادن بود، اينك زنگ خطري است براي محيط بانان كه اين گله‌هاي كوچك باقي مانده ممكن است كمي پايين‌تر گرفتار شكارچي‌ها و افراد ناآگاه شوند يا در جاده‌ها با خودرو‌ها تصادف كنند.

علوفه پراكني در زيستگاه، از مهاجرت به سوي تله‌هاي مرگبار جلوگيري مي‌كند، و البته كمك مؤثري است به تغذيه حيوان علفخوار و گوشتخواراني كه بقايشان در گرو وجود آن علفخوار است. اگر اين دخالت مثبت آدمي نبود، چه بسا كه نسل علفخواران بزرگ در منطقه حفاظت شده ورجين و جاهاي مشابه، چند سال پيش از ميان رفته بود.

در مقياس‌هاي كوچك‌تر يا نيمه شهري مي‌توان به دانه ريختن براي كبوترچاهي در اطراف زيارتگاه‌ها اشاره كرد كه تا حد زيادي به حفظ نسل آنها و بعضي گونه‌هاي ديگر مانند قمري خانگي، ياكريم، گنجشك، سار، كلاغ، زاغ، دم جنبانك، بلبل خرما  و به يمن بقاي آنها، به حفظ گونه‌هايي از پرندگان شكاري در حوزه شهري و روستايي كمك كرده است.

 در مقياس‌هاي بزرگ، مي‌توان اشاره كرد كه در بعضي زيستگاه‌ها و حومه‌هاي شهري كانادا، با فرارسيدن زمستان، مردم و مقام‌هاي مسئول، با دادن غذا به موس ‌ها (گوزن‌هاي شمالي) اين جانوران را كه در شرايط تغييرات محيطي و جوي ديگر نمي‌توانند مانند گذشته زمستان را از سربگذرانند، به زير چتر حمايتي خود مي‌گيرند.

توضيح اين كه محققان دريافته‌اند موس‌ها كه در گذشته، علف‌ها و خزه‌هاي كوتاه روي سنگ‌ها را با كنار زدن برف زمستاني مي‌خوردند، در سال‌هاي اخير در اين كار با مشكل روبه‌رو شده‌اند. علت اين است كه گرم شدن زمين سبب شده كه حتي در روزهاي زمستاني، مقدار بي‌سابقه‌اي از برف‌هاي رويي ذوب شود و به پايين رود.

اين آب‌ها با رسيدن به سطح سنگ يا خاك، يخ مي‌زند و در نتيجه موس‌ها نمي‌توانند با كنار زدن برف‌ها به علف دست يابند. پس از جر و بحث‌هايي در اين زمينه كه تغذيه مصنوعي موس‌ها در زمستان، آنها را بدعادت خواهد كرد، بررسي‌هاي محققان به اين نتيجه رسيد كه اين عمل مضر نيست و درهرحال مي‌تواند كمكي باشد به بقاي جانور.

نكته مهم اين است كه علوفه پراكني و ريختن دانه براي كبك و... بايد در محل‌هايي انجام شود كه حداقلي از شرايط حفاظتي را داشته باشد و از دسترس شكار دزد ‌ها در امان باشد، وگرنه ممكن است كه اين كار به نوعي تله گذاري بدل شود. بنابراين، توصيه اين است كه سازمان‌هاي غيردولتي و داوطلبان ديگر، تغذيه مصنوعي را با هماهنگي محيط بانان انجام دهند.

گروه ديده بان كوهستان انجمن كوه نوردان ايران، در 4-3 سال گذشته از كوه نوردان و ديگر گروه‌هاي دوستدار طبيعت دعوت كرده است تا با تهيه علوفه و دانه و ضمن هماهنگي با پاسگاه‌هاي محيط باني، در منطقه‌هايي كه بارش سنگين برف مشكل جدي براي حيات وحش پيش مي‌آورد، به كمك اين مخلوقا ت زيبا بروند.

تجربه علوفه پراكني ما، توانسته اندكي به محيط بانان سختكوش پاسگاه زردبند دلگرمي بدهد كه كساني هستند كه قدر زحمت‌هاي آنان را بدانند. همچنين توانسته به خود ما ثابت كند كه مي‌توانيم كارهايي مؤثر ( و نه فقط نمادين) انجام دهيم و ديگر اين كه توانسته فرصتي برايمان فراهم كند تا از رهگذر آن به آموزش‌هاي زيست‌محيطي براي گروه‌هايي از مردم بپردازيم.

اين برنامه‌ها در چندين روز تعطيل در منطقه ورجين و چند مورد مشابه آن نيز در ديگر استان‌ها اجرا شده است. سازمان‌هاي غيردولتي جبهه سبز ايران، انجمن حمايت از حيوانات و جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط‌زيست، از همكاران ما در اين برنامه‌ها بوده‌اند.

تاریخ درج: 2 بهمن 1386 ساعت 09:27 تاریخ تایید: 2 بهمن 1386 ساعت 10:20 تاریخ به روز رسانی: 2 بهمن 1386 ساعت 10:11
 
مطالب مرتبط
پاسخ سينمايي به راز مرگ دلفين‌ها مرگ يك يوز ديگر در يزد ماهي قرمز "سين" ندارد كشف قورباغه جهنمي در ماداگاسكار 30 درنا در تالاب يخ‌زده جان باختند سبزترین‌های ایران معرفي شدند افتتاح اولين مركز تحقيقات حيات وحش در ايران پلنگ‌كشان در فارس و برازجان پلنگي ديگر براي تاكسيدرمي درياچه اروميه در اغما ! دو هزار قوچ و ميش‌ به شهر لواسان نزديك شده‌اند حفاظت از محیط زیست بر فراز ابرها اختصاص چهار ميليون يورو براي محيط زيست اروپا غريبگي هنرمندان با محيط‌ زيست حفاظت از محیط ‌زیست در خدمت ایجاد اشتغال رتبه زيست‌محيطي ايران در جهان
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است