 |
|
|
ارتباطات- فريبرز بيات:
زندگي اجتماعي همواره با مشكلات، دغدغهها، فشارها و تنگناهاي مختلف عجين بوده است. كمتر دوراني را ميتوان ديد كه زندگي آدميان با سختيها و مشقات همراه نباشد. اما اين سختيها و مشكلات از زماني تبديل به «مسئله اجتماعي» شد كه امكان شناخت، آگاهي، ارتباط و تبادل نظر ميان مردم فراهم آمد و افراد از پيلههاي فردي، گروهي و خانوادگي به درآمده و خود را در يك محيط اجتماعي يافتند. بازيافتن خود و مشكلات خود در چنين فضا و شرايطي محصول نظام ارتباطي و اطلاعرساني است. نظامهاي ارتباطي و اطلاعرساني بشر را از وضع طبيعي و تصورات بسيط و ساده از محيط پيرامونش خارج كرد. بسياري از مسائل، مشكلات و سختيهايي كه پيش از اين طبيعي و جزئي از سرشت زندگي و طبيعت آدمي تلقي ميشد و به همين دليل نيز كمتر تلاش و كوششي براي تعديل، تغيير يا مبارزه و مقابله با آنها صورت ميگرفت، تغيير كرد.
نظام اطلاعرساني و ارتباطي در دنياي جديد نشان داد كه بسياري از مشكلات زندگي ناشي از ناتوانيهاي فردي، ارادههاي ضعيف يا سستي و كاهلي كه از مناسبات كلان اجتماعي ريشه ميگيرد نيست. رسانهها با نشر و پخش اطلاعات و آگاهي و تمركز روي مسائل اختلافي و چالشانگيز به اتفاقنظر آدميان بر روي «مسائل اجتماعي» كمك شايان توجهي كردند. اما اين نقش و كاركرد رسانهها در افزايش شناخت و آگاهي مردم نسبت به مسائل اجتماعي همواره از سوي مراجع و مراكز قدرت با چالشها و موانع زيادي مواجه شده است. كنترل منابع اطلاعاتي و خبري، تمركز، يكدستي و عدم تنوع رسانهها، محدود كردن فرصت و امكان دسترسي مردم به رسانهها، ارائه اطلاعات مخدوش و غلط يا غير روزآمد، جابهجايي اولويتهاي خبري و اطلاعاتي، فرعي كردن مسائل اصلي و اصلي كردن موضوعات فرعي برخي از مشهورترين روشها و تاكتيكهايي است كه قدرتهاي سياسي از آن طريق در نقش اطلاعرساني رسانهها اختلال ايجاد كرده و به تبع آن امكان آگاهي مردم از مسائل اجتماعي را سلب ميكنند.
بررسيهاي تاريخي نشان ميدهد در ايران نظام اطلاعرساني همواره با انحصار رسانهها و وسايل ارتباط جمعي در دست دولت يا گروههاي خاص از يك سو و انتقال اطلاعات مخدوش و نادرست از سوي ديگر تصويري غلط از مسائل اجتماعي ارائه كردهاند كه لاجرم برنامهريزي و سياستگذاري براي حل مشكلات را به انحراف و بيراهه كشانده و مردم را نيز در تصميمهاي خود دچار سردرگمي و بلاتكليفي كرده است؛ بهطوري كه به واكنشها و رفتارهاي غيرقابل پيشبيني در مواقع حساس و ضروري روي ميآورند. پيشبينيناپذيري رفتار مردم و حتي تصميمگيران و برنامهريزان ريشه در شناختهاي سطحي و ناپايدار از مسائل اجتماعي و اولويتهاي آنها دارد كه بخش عمده آن محصول ناكاركردي رسانهها و نظام اطلاعرساني است. بازنگري و ساماندهي اين نظام متناسب با مقتضيات دنياي جديدگام مهمي در شناخت، اولويتبندي و حل مسائل اجتماعي است.