Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 22:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
گفت‌وگوي همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده - 2
چهره‌ها- همشهري‌آنلاين- سيد ابوالحسن مختاباد:
بخش دوم گفت وگوي بلند همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده را مي‌خوانيد.
  • مي توانم بگويم دليل اصلي استعفاي شما از مدير عاملي خانه موسيقي همين بي‌دغدغگي اهالي موسيقي و هيئت مديره بود و اين كه مي ديديد آدمها تكرار گذشته خودشان شده‌اند؟

آن موقع هنوز به نظرم، موضوع اين قدر فجيع نشده بود.

مجيد كياني و حسين عليزاده بعد از سال ها كنار هم نشستند تادرباره آموزش هاي اكادميك در مويسيقي سخن بگويند

  • الان فكر مي‌كنيد اوضاع فجيع‌تر است؟

نمي‌خواهم منفي نگاه كنم، بسياري از جوانان و حتي خيلي از هم‌سن‌هاي خودم و دوستاني كه سنين بالاتري دارند، در حال تلاش هستند و اين‌طور نيست كه كاري صورت نگيرد. بلكه مهم اين است كه كار جدي صورت نمي گيرد.

  • مي‌توانيد‌ به شكل مصداقي تر بگوييد كه يك كار جدي كه دوستان شما درخانه موسيقي مي توانستند پي گيري كنند چه بود كه پي گيري نكردند؟

دفاع از حقوق هنرمندان موسيقي دربرابر قاچاق و سرقت غيرمجازي كه از سوي كانال هاي رسمي و غير رسمي صورت مي گيرد.چرا بعد اين همه سال بايد همچنان صداو سيما بي اعتنا به حقوق مادي ومعنوي ما هنرمندان موسيقي باشد. چگونه است كه ارشاد دربرابر سرقت و انتشار غيرمجاز فيلم سنتوري در كمترين زمان ممكن واكنش نشان مي دهد، و اين همه حساسيت به سينما و فيلم قاچاق وجود دارد و صدا و سيما هم براي هر بار پخش فيلم حق پخشي در نظر مي گيرد، اما در برابر اين همه بي اعتنايي به اهالي موسيقي خانه موسيقي سكوت مي كند.

در حالي كه خود شما آقاي مختاباد مي دانيد كه قانونش وجود دارد.  حتي اين واكنشي كه وزيرارشاد به سرقت فيلم نشان ميدهند و خود را موظف به حمايت از آن مي‌دانند، در مقابل موسيقي بروز نمي‌دهند و جالب اين كه در مصاحبه‌اي گفتند كه اهل موسيقي خودشان پي گير و حساس به اين كار نيستند. پرسش من از آقاي صفار هرندي اين است كه مگر شما نبايد از قانون حمايت كنيد. چگونه است كه وزارت ارشاد در سينما همين قانون را حمايت مي‌كند اما در موسيقي نه؟

  • شما مخالف اين نظر هستيد كه اهل موسيقي مديريت موسيقي را عهده دار شوند؟

بله. خيلي بد است. قاطي كارهاي اجرايي شدن براي هر هنرمندي مضر است.

  • پس از نظر شما مدير عاملي خانه موسيقي تجربه خوبي نبود؟ اگر اين طور است چرا قبولش كرديد؟

زماني كه مسئوليت خانه موسيقي را برعهده گرفتم، اين موضوع را مي‌دانستم. هنرمندان از من خواستند كه اين كار را به خاطر موسيقي انجام دهم و به طور موقت هم اين كار را قبول كردم. اما وقتي درگير كار شدم، دريافتم آدمي با چيزهايي سر و كار پيدا مي كند كه براي هنرمند دست و پنجه نرم كردن با آن خيلي دشوار است. در ايران هم اين كارها سخت‌تر است، ضوابط وجود ندارد حتي  وقتي من رئيس هنرستان ‌شدم، درخواست هايي داشتم و به تبع آن اختياراتي هم مي خواستم.

 اما براي خاطر رضايت مديري كه از موسيقي و مديريت چيزي نمي فهميد،هيچ‌كدام در نظر گرفته نشد. براي امثال من سخت بود كه اين محيط‌ها را تحمل كنم. واقعيت اين است كه براي اينكه كار اجرايي پيش برود، حتماً لازم نيست در محيط‌هاي اجرايي متخصص موسيقي باشد. كسي كه خلاق است بايد بنشيند، هنرش را خلق كند و كسي كه با مديريت فرهنگي آشنايي دارد،كار مديريتي اش را انجام بدهد.

كافي است، مسئولين فرهنگي، با فرهنگ باشند. از مقوله فرهنگ شناخت داشته باشند. منظورم شخص خاصي نيست كه بخواهد از حرف‌هاي من برداشت مثبت يا منفي بكند. ولي در دوره‌اي كه من هنرستان بودم، واقعاً تعدادي مدير بي‌فرهنگ، مسئوليت ارشاد تهران را بر عهده داشتند. افرادي كه وقتي با آنها درباره  مسائل فرهنگي و هنري و دردهاي هنرستان و كمبودهاي آن، صحبت مي‌كردم گويي با ديوار سخن مي‌گويم.

  • شنيدم كه شما را براي مدتي بازداشت هم كردند؟

وقتي‌مدير هنرستان بودم، يك روز ديدم نيروي نظامي پياده كرده‌اند و هنرستان را بسته بودند و من راهم راه ندادند؛ ديگر تلخ‌تر اين نمي‌شد.

  • شما چه واكنشي نشان داديد؟

لبخند زدم و برگشتم به خانه.

  • در راه خانه به چه فكر مي‌كرديد؟

به مديران ارشاد كه يك كار خيلي ساده را اين قدر پيچيده كردند. خيلي اندوهگين شدم. چون من با عشق به سراغ اين كار رفتم. مي‌خواستم موقعيت و سمت هنري خودم را داشته باشم. پس كارمند كسي نمي‌شدم و وقتي مي‌خواستم بروم آنجا، براي مسئولين آن موقع جالب نبود چون همه را زير دست خودشان نگاه مي‌كردند من كارمند وزارت ارشاد نبودم كه بخواهم از كسي دستور بگيرم. به گمان من اين مهمترين نكته‌اي بود كه با مذاق مديران وقت ارشاد تهران جور در نمي‌آمد. شرطي هم كرده بودم كه حقوقي از هنرستان نگيرم و در مقابل برخي تقاضاهاي خيلي ساده  داشتم كه در مقابل همين تقاضاها موضع گرفتند.

  • آقاي عليزاده به سوال من پاسخ نداديد كه شنيدم شما را براي چند ساعتي بازداشت كردند؟

شباهت به دستگيري داشت. براي اين كه سوء تفاهم نشود اجازه دهيد دلايل گارد گرفتن مديريت در برابر هنرستان و خودم را دقيق‌تر توضيح دهم. وقتي من مسئول هنرستان بودم، صحبت اين شد امكاناتي كه من و شوراي ما براي هنرستان و به نفع آن مي‌خواهد، در اختيارمان قرار دهند.

من طبق قانون در آنجا كار مي‌كردم. براي نمونه هنرستان شورايي داشت مركب از منتخب اولياء‌و مربيان كه بسياري از كارها و تصميمات دراين شورا و با خرد جمعي اتخاذ و به مديريت براي اجرا ابلاع مي شد. اما  مسئولين خودسري مي‌كردند و همه چيز را مي‌خواستند غيرقانوني انجام دهند و اين عملاً سنگ اندازي دربرابر ما و شورا بود.

وقتي در اين بخش موفق نشدند، خواستند ثابت كنند ما آمديم يك شخص از اهل هنر هم گذاشتيم ولي ديديد كه نمي‌توانيد و نمي‌شود. بنابر اين تصميم گرفتند كه حقوق معلمين را پرداخت نكنند.  اين درحالي بودكه از من با اين شرط كه تمامي امكانات را فراهم كنند، دعوت به كار كرده بودند. اما  6 ماه گذشت و هيچ معلمي حقوق نگرفت. اين رفتار خيلي مضحك و كودكانه بود و من به عنوان مدير هنرستان بايد كاري مي‌كردم كه حقوق معلمان پرداخت شود، چون همه آن را از چشم من مي‌ديدند. يك روز همه معلمان هنرستان را در هنرستان دختران جمع كرديم. چيزي حدود 60 نفر مي‌شديم.

نامه‌اي نوشتيم با 60 امضاء خطاب به رئيس جمهور و وزير ارشاد و ساير مسئولين، ازجمله مسئولين ارشاد و شرح داديم كه ما شش ماه است حقوق نگرفتيم. اگر تا يك هفته به اين مسائل رسيدگي نشود امكان ادامه كار در مدرسه غيرممكن است.اين كار ما دقيقا يك حركت صنفي بود در برابر احجاف نابجا و غيرقانوني كه از سوي ارشاد تهران بر ما روا داشته شده بود. متاسفانه مسئولين اين نامه را اعتصاب تلقي كردند و فردا كه ما به هنرستان رفتيم ديديم كه افرادي با اسلحه در هنرستان هستند.

متاسفانه در آن زمان خود مسئولين قدرتي و نيروهايي داشتند و در هنرستان پياده كرده بودند. چيزي شبيه كودتا در برابر افرادي كه تنها اعتراضشان به نپرداختن حقوق 6 ماهه شان بود. اشخاصي را به آنجا آورده بودندكه  هيچ ارتباطي با ما نداشند و تنها وظيفه و ماموريتي  كه داشتند توهين به ما و معلمان بود. آنها براي مدتي مرا در يك اتاق نگه داشتند و البته من بعد به وزير گفتم كه شما بايد بابت اين رفتار روزي از من معذرت بخواهيد.

  • معذرت خواستند؟!

نه . اگرچه بعد ها تمامي كساني كه در هنرستان بودند (از كارمند و معلم تا اولياء ‌آنجا)برنامه‌اي ترتيب دادند و بابت آن روزها از من معذرت خواستند، اگرچه من از آنها بدي اي نديده بودم.

*همان روزها مدير ارشاد تهران بركنار شد و من شنيدم كه دستور از مقامات بالاتر از وزير رسيد؟

ما به همه رده‌هاي مديريتي ، حتي دفتر رئيس جمهور، آقاي هاشمي رفسنجاني نامه نوشتيم ويكي از دلايلي كه آنها عصباني شدند و اين برخوردهاي غير فرهنگي را با ما انجام دادند همين بودكه چرا ما به رده‌هاي بالاتر از آنها هم نامه نوشتيم و ماجرا را به سطوح بالاتر كشانديم.

 در حالي كه اين يك امر طبيعي بود. آدمي وقتي به رده بالاتر شكايت مي‌كندكه مدير اصلي نتواند از عهده حل ماجرا بر‌آيد. بعدها شنيدم كه ماجراي پياده كردن نيروي نظامي و برخوردي كه با من شده به گوش ايشان (رئيس جمهور - هاشمي رفسنجاني) هم رسيد و ايشان مستقيم دستور بركناري مدير ارشاد وقت تهران رادادند. اما چه فايده باز درجايي ديگر كاري ديگر به دستش دادند.

قصد من از اين سخنان اين بود كه مي‌خواستم به اين برسم كه يك مسائلي در جامعه ما آن قدر تكرار مي‌شود، بعضي اوقات آدم احساس تنهايي در آن مي‌كند، كم‌كم انگيزها كم مي‌شود و شما خسته مي‌شويد و به قول معروف مي‌بريد. در هنرستان  بچه‌ها چنان شور و عشقي داشتند كه حتي در و پنجره هنرستان را  رنگ مي‌كردند و مي‌خواستند يك روحيه ديگري به هنرستان بدهند.

خوب وقتي هنرستان را تشكيل داديم، استادان خوب را دعوت كرديم و به خاطر من به هنرستان آمدند ولي برخورد مديران چه بود؛ اينكه خوب همه اين‌ انگيزه و عشق را در نطفه خفه كنند.

گفت‌وگوي همشهري‌‌آنلاين با حسين عليزاده -1

تاریخ درج: 3 فروردین 1387 ساعت 13:54 تاریخ تایید: 4 فروردین 1387 ساعت 12:24 تاریخ به روز رسانی: 11 آذر 1388 ساعت 16:46
 
مطالب مرتبط
تركمن عليزاده و كليدر درويشي در اجراي اركسترال كنسرت عليزاده با گروه ضربانگ در اروپا آواز گنجشك‌‌هاي عليزاده منتشر مي‌شود عليزاده؛ ريشه در سنت، انديشه در خلاقيت زندگينامه: داود گنجه‌اي(1321-) گفت و گوي همشهري آنلاين با حسين عليزاده (واپسين بخش) گفت‌وگوي همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده -3 گفت‌وگوي همشهري‌‌آنلاين با حسين عليزاده -1 خبرهاي تازه از عليزاده در گفتگو با همشهري‌آنلاين برگزيدگان جايزه موسيقي گرمي اعلام شدند عليزاده از تجربه آهنگسازي براي دو فيلم مي‌گويد
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است