Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 20:24  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی موسيقی
 
گفت و گوي همشهري آنلاين با حسين عليزاده (واپسين بخش)
چهره‌ها- همشهري آنلاين-سيد ابوالحسن مختاباد:
حسين عليزاده در واپسين بخش گفت و گوي خود از رابطه اش با ساز،فرزندان دوقلو و البته برخي از نوازندگان موسيقي نواحي سخن مي گويد.
  • آقاي عليزاده! زماني كه با مرحوم حاج قربان صحبت مي‌كردم توصيفي كه از رابطه خود با ساز مي كرد برايم شگفت انگيز بود. براي نمونه مي گفت اين ساز با من قهر است من نگاهش كه مي‌كنم اصلا دوست ندارد من طرفش بروم، [گفت و گوي پنجه و سيم] مي‌خواستم بدانم، اين نوع رابطه را شماهم باساز داريد؟

من در جملات قبل هم گفتم كه ساز هم من را نگاه مي‌كند.  اين نكته اي كه شما گفتيد برايم خيلي جالب است و چه خوب شد كه موسيقي نواحي و هنرمندانشان يك مقداري ارتباط بيشتري با جامعه شهري برقرار كردند. يا حداقل آمدند ما ديديم و شنيديم. چون خالص‌ترين موزيسين‌ها كساني هستند كه خيلي در زد و بندروابط و ضوابط اجتماعي و شهري نيستند.

مثلاً وقتي حاج قربان اين را مي‌گويد در واقع همه وجودش سازش است و سازش مثل جانمازش است؛ خيلي از اين افراد وضو مي‌گيرند و ساز مي‌زنند. هم چنان كه شير محمد اسپندار [كنسرت اسپندار در تهران] يا ديگر استادان و نوازندگان و خوانندگان موسيقي نواحي چنين‌اند.

براي ما اهل موسيقي كه در هنرستان ويا مدرسه نظام بوده است وازديسيپلين خاصي براي نواختن تبعيت مي كرديم، فرصت بزرگي بود كه با امثال حاجي‌ قربان آشنا بشويم و فقط هم حاجي قربان نه... كه متاسفانه به تازگي از دست رفت. اين افراد خيلي چيزها گذاشتند و رفتند؛ شما همين الان از طريق صداي ساز آنها باز همان حس را از آنها مي‌گيري.

  • رابطه خالص با موسيقي و ساز را از اين‌ها مي‌بينييم؟

- دقيقا. يعني در بي‌نيازي زندگي مي‌كردند ضمن اينكه نيازمند بودند ولي واقعاً كار را معنوي مي‌ديدند و اين چيزي بود و چيزي است كه‌ نوازندگان مابايد به آن توجه ويژه مبذول دارند.اي كاش از موسيقي‌نواحي فقط جنبه‌هاي فني و تكنيكي‌اش تحقيق نشود و آن خلوصي كه هنرمند با كارش و سازش دارد را نيز به عرصه هاي بزرگتري گسترش دهيم.

  • در موسيقي دستگاهي هم چنين حالاتي را مشاهده مي‌كرديد؟

بله.چهره اي همانند شهنازي را داشتيم كه وقتي داخل كلاس مي‌شد با خودش نور مي‌آورد. وقتي ايشان مي‌نشستند من احساس مي‌كردم ازوي نور تراوش مي‌كند. آن‌قدر انسان بزرگ و مهرباني بود. اگر تصاوير زنده يا عكس آن زنده ياد در حال نواختن را ديده باشيد، متوجه مي شويد چه رابطه‌شگفتي با سازش دارد.

تمام هنرمنداني كه رابطه خالصانه اي با ساز و موسيقي‌شان دارند را مي‌توان از نحوه رفتار و سلوكشان باساز تشخيص داد. اين كه چگونه و به چه طريقي ساز را از زمين بردارد نشان مي‌دهد كه نوع نگاهش به موسيقي و ساز چه قدر با دل و درونش رابطه دارد.
انگار كه ساز جان‌دار است وقتي برمي‌داريدش. چگونه برداريد تا ساز ناراحت نشود. در هر صورت اين توصيفي كه حاجي قربان مي‌كرد، لحظاتي است كه اين ساز و موسيقي  تو را مي‌كشاند و آدمي ناچيز مي‌شود در مقابلش . رخ دادن چنين لحظاتي ولو چند بار و اندانرژيي به نوازنده تزريق ميكند كه براي يك عمرش كافي است.

  • شما هم از اين تجربه ها داشتيد؟

-در تهران،كنسرت تركمن رااجرا مي‌كردم. بي‌اغراق وسط اجرا نوك انگشتانم را روي زمين فشار مي‌دادم،چرا كه مي خواستم مطمئن شوم روي زمين هستم.
فكر نمي‌كردم من روي صحنه و جلوي مردم هستم.واقعاً من در دنياي خودم بوده‌ام.دنيايي كه گفت وگوي ميان پنجه و ساز برايم ساخته بود.

  • اجراي اخيري كه از شما ديدم . دو حس متفاوت در من مخاطب ايجاد كرد.بخش اول تكنوازي شما كه بسيار حسي بود و بخش دوم كه بسيار تكنيكي.وقتي بخش دوم را مي‌شنيدم اين پرسش به ذهنم رسيد كه  در اين سن آيا عليزاده نياز دارد تكنيك خودش را به رخ ديگران بكشد؟

قطعاً نه. حتي در سنين جواني هم من اين كار را دوست نداشتم.اگر به اين صورت حس شده است خيلي خوب نيست. صادقانه بگويم كه من چنين قصدي نداشتم.

  • پس علتش چه بوده كه اين همه تكنيكي ساز زديد؟

  اگر بخواهم صادقانه بگويم دليل اصلي اش اين بود كه  مدتي ناراحتي دست داشتم و خيلي خوب نمي‌توانستم ساز بزنم و بعد از اينكه فكر كردم حتماً تك‌نوازي و دو نوازي بكنم. خودم را مقيد كردم كه بنشينم و اصلاً با اين مساله دستم مبارزه كنم.

  • آسيب دست شما كه به خيلي قبلتر باز مي گردد؛ زماني كه آقاي[محمدرضا] لطفي تعريف مي‌كردند كه شما دستان شكسته بود و يك روزي دونفري يا يك تار نواختيد( شما با  دست چپ پرده ساز را مي گرفتيد و ايشان  با دست راست  مضراب مي زدند)؟

بله. آن ماجرا و آسيب ديدگي خيلي قبل بود كه  از يك بلندي در كوه افتاده بودم. اما اين آسيب ديدگي به سال‌هاي اخير بر مي گردد  كه مفصل‌هاي دستم ناراحت بود و گرايش كمتري ،به خصوص، به نواختن تار پيدا مي‌كردم. براي همين، در ذهنم خواستم با اين مساله مبارزه كنم و نشستم خيلي به آرامي تمرين و كار كردم، برايم خيلي جالب بود، شايد شنونده اين را دوست نداشته باشد، بالاخره اين اجازه را به من مي‌دهد شنونده كه، من خودم را بايد سلامت نگه دارم كه بتوانم كار كنم.
خيلي برايم عزيز بود، انگيزه اين كنسرت‌ها كه بتوانم ذهناً با درد دستم مبارزه كنم و به تدريج از ماه‌هاي قبل از كنسرت خودم را به جايي برسانم كه قادر باشم ساز بزنم. شايد ناخودآگاه  اين حركات تكنيكي كه شما اشاره كرده ايد  را خواسته باشم در اين اجرا انجام دهم و اجرا كرده باشم اما اين ريشه اصلي اين كار به مبارزه ام با آسيب ديدگي دستانم باز مي گردد.

  • به عنوان يك نوازنده كه هم سه تار مي‌نوازد و هم تار،  به لحاظ شخصي با كدام يك از اين سازها ارتباط بيشتري داريد؟

در حال حاضر خيلي مواقع سه‌تار است كه ارتباط بهتري با آن برقرار مي كنم،اما در «تار» خروشي است كه هر از گاهي حس مي كنم براي برون ريزي احساساتم هيچ ساز ديگري نمي تواند جاي آن را برايم بگيرد. 

اين دو ساز دو كاراكتر كاملا متفاوتي دارند. به ياد دارم استاد هرمزي( و استاد فروتن هم همينطور) كه سن هر دوي آنها بالا بود، مي‌گفتند در سنيني مانند 70 و 80 تار ديگر جواب نمي‌دهد.دليلش هم اين بود كه  مهار كردن تار، مشكل تراز سه‌تار است ، لذا به سه تار گرايش پيدا مي‌كردند. سه‌تار هم نزديك‌تر است و حالت مونس دارد. شما هميشه مي‌توانيد با خودتان همراه كنيد، صداي خيلي خصوصي، شب و نصف شب،  هميشه و همه جا در دسترستان است.

به ياد دارم در سال هاي دور در منزل آقاي(محمد رضا) لطفي با هم مي‌نشستيم ساز مي‌زديم، زندگي مي‌كرديم، غذا مي‌خورديم و تفريح و... وقتي  مي‌خواستيم بخوابيم هر كدام يك سه‌تار بغل مي‌گرفت و همين‌طور كه حرف مي‌زديم سه‌تار هم تمرين مي‌كرديم تا اينكه بالاخره خوابمان ببرد.

  • غير از موسيقي چه كارهاي ديگري انجام مي دهيد. مثلا كتاب‌هايي را علاقه داريد بخوانيد در چه حوزه‌ها و موضوعاتي است؟

الان، بيشترين چيزي كه علاقه دارم، در درجه اول كتاب‌هاي تخصصي است. اگر چه كتابهاي رمان و داستان و اين قبيل موضوعات را هم مي خوانم اما عمده مطالبي كه مي خوانم به نوعي به هنر و موسيقي مربوط است.

  • بين شعراي قديم و معاصر، با كدام يك از شاعران  نزديكي بيشتري  حس مي‌كنيد؟

ارتباط من با شعر بر اساس نسبتي است كه آن شعر يا شاعر با موسيقي دارد. يعني اشعاري كه موسيقي آنها بيشتر است ، بيش از ديگر اشعار مورد توجهم قرار مي گيرد. در ميان شعراي معاصر شعرهاي اخوان  ، سايه و يا شفيعي كه كني از چنين ويژگي برخوردارند . از شعراي كهن يا كلاسيك هم مولوي و حافظ و فردوسي.

  • شما روي شعر هاي مولوي و حافظ كار كرده ايد ، اما روي شعر فردوسي نه! چرا در روي شعرهاي فردوسي تا حالا كار نشده اهل موسيقي كمتر به سراغ آن رفته اند؟

فكر مي‌كنم كاري كه شايسته شاعري چون فردوسي باشد را تا كنون نتوانسته ام بسازم. البته مي توان تصنيفي روي اشعارش درست كرد ،ساده ترين كاري كه مي توان انجام داد، اما من اين كار را نمي كنم ، چون معتقدم قدر فردوسي و شعرش بسيار بيشتر از اين ها است وبراي كار كردن روي اشعار فردوسي بايد انرژي فكري و جسمي افزونتري صرف كرد.
 من اين را كار نمي‌دانم كه حالا بنشينم يك تضييف بسازم و 5 بيت از فردوسي انتخاب كنم و تضييفي ساخته شود.

 وقتي شما به ياد  فردوسي و شاهنامه مي افتيد، ناگهان  منظومه اي بزرگ به ذهنتان مي‌آيد كه فراتر از يك سري شعراست كه پشت‌سرهم آمده است. به نظرم يك تاريخي و فرهنگي پشت اين اشعار است كه بايد بيشتر از آن فكر كرد.

  • در ذهنتان هست كه يك روزي براي فردوسي چيزي بنويسيد؟

مثل همه آرزوهاي ديگرم بله! حتماً. چون در فردوسي خيلي موسيقي است خود به خود اين را شما مي‌توانيد تجربه كنيد. كسي كه زبان فارسي نمي‌داند اگر شعر فردوسي را برايش بخوانيد از آهنگ شعر خوشش مي‌آيد. تمام صداهايي كه در حروف فردوسي چيده است، موسيقي بسيار زيبايي دارد و نمي‌شود با يك موسيقي معمولي به سراغ فردوسي رفت.

همين‌طور هم مثلاً در شعر «نو» صحبت مي‌كنيم. واقعيت اين كه وقتي مي‌گوييم شعر نو و معاصر، موسيقي زمان خودشان را مي‌خواهد. موسيقي نمي‌خواهد... با همان ضوابط موسيقي كلاسيك با شعر بخواهيد كار كنيد، اگر كم در اين زمينه‌ها كار مي‌كنيم، حتماً موسيقي ما به آنجايي نرسيده كه بخواهد. شايد من ذهناً خيلي راحت‌تر بتوانم چيزي را در موسيقي بيان كنم چون خيلي انتزاعي است. شعر عيني‌تر مي‌شود و من را مقيد مي‌كند و كارم را مشكل‌تر مي‌كند يعني بايد خيلي قادر باشم اين كار را انجام دهم و هر كدام از ما قادر باشيم اين كار را مي‌كنيم. اين جور نيست قادر باشيم جلوي خودمان را بگيريم.

  • آقاي عليزاده بخشي از زندگي‌تان با بچه‌هايتان است كه به نوعي در كار موسيقي وارد شده‌اند، رابطه‌تان با بچه‌ها چگونه است؟ چه بخشي رابطه پدري و جه بخشي رابطه استادي است؟

خوشبختانه الان بچه‌ها بزرگ شدند. بچه‌ها از كودكي موسيقي را شروع كردند و هم زير نظر خودم و دوستانم، موسيقيدان‌هاي ديگر، تا موقعي كه سن‌هاي كمتري داشتند و من بايد مي‌ديدم كه فلان كلاس بروند يا نه! به خصوص مادرشان زحمت كشيد كه كلاس‌هاي مختلف بروند و آموزش ببينند حالا كه جوان شدند و بزرگ، مثل همكاران جوان من مي‌مانند وديگر تنها در حكم فرزند نيستند.

  • الان كه آنها بزرگ شده اند درباره شان چگونه فكر مي كنيد؟

 برايم جالبه. بچه‌ها وقتي به اين سن مي‌رسند دركشان عميق‌تر از 10 سال پيش است. [گفت و گو با صبا عليزاده]خيلي دوست دارند ياد بگيرند و الان خيلي زمان‌ها كه وقت‌هاي من فشرده و كم مي‌شود. فرصت كمي دارم كه به آنها چيزهايي را كه مي‌خواهند بگويم.

  • يعني مي‌خواهيد بگوييد حسين عليزاده آنقدر فرصت ندارد كه سوالات بچه‌هايش را پاسخ دهد؟

نه. در واقع براي اين كم وقتي تدبيري انديشيده‌ام و‌آن اين كه بخش‌هايي از كارهاي خودم را با كمك همين بچه ها انجام مي‌دهم . براي نمونه هر نوع كار گروهي و تمريني، حتي ضبط موسيقي فيلم‌ها را بچه‌ها كمك مي‌كنند. براي موسيقي فيلم آقاي مجيدي  آنها دستياران  من در موسيقي بودند. لذت خيلي خاصي دارد. بچه‌هايم مثل جوان‌هاي ديگر در كنارم هستند.

لذتي وصف ناپذير و البته اين‌آ رزو كه  هر آن چيزي كه در اين لحظه دارم، بدهم به ذهن و دست صبا يا نيما.

  • نيما تار مي‌زند؟

«نيما» تار، رباب و سازهاي مضرابي... مي‌زند و «صبا» هم كمانچه مي‌زند. نيما و صبا دوقلو هستند. حس پدري هم اين است كه دوست دارم اولاً نقش اجتماعي خوبي داشته باشند ضمن اينكه مراحلي كه برايشان در موسيقي بازدارنده است را طي كنند و زودتر بتوانند در ذهنشان به موسيقي بپردازند. خوشبختانه با صحبت‌هايي كه با هم مي‌كنيم از نظر ذهني به آنها خيلي نزديك هستم و احساس مي‌كنم در آينده مي توانند تاثير گذار باشند و مهر خودشان را روي كار بزنند و نه مهر پسران حسين عليزاده.

  • شما آدمي هستيد كه از بيرون هم مي‌توانيد به بچه‌هايتان نگاه كنيد. آن ذهن آهنگ‌سازي، ذهن خلاقيتي كه در شما بوده است در بچه‌ها هم است؟

خلاقيت است ولي بچه‌ها يك مقدار پراكنده كار كرده‌اند. آنها عكاسي خواندند و به سينما گرايش دارند.

  • شما خودتان اجازه داديد كه پراكنده كار كنند؟

من و مادرشان از نوجواني بچه‌ها را آزاد گذاشتيم تا علائق خود را دنبال كنند و البته موسيقي هميشه بود و از بچگي با موسيقي ارتباط داشتند و كار مي‌كردند. ولي الان كه به كارهاي آنها نگاه مي كنم ،‌متوجه مي شوم كه اين پراكندگي چندان هم بد نشده ، چون ذهن آنها را وسعت داده و از حالت نگاه يك جانبه و دگم به موسيقي بر حذرشان داشته است.
 يك نگاه بازتري دارند. اولاً بچه‌هاي اين نسل هستند. ولي خوشبختانه چيزهاي منفي كه براي بچه‌هاي اين نسل گفته مي‌شود در آنها وجود ندارد. واقعاً حتي آدم احساس مي‌كند كه بزرگ‌تر از سنشان مي‌فهمند. گرايشاتي كه به هنر دارند و درك و كنجكاوي...

  • رفتارشان را مي‌شود گفت كه پيرمرد تراز سن خودشان است؟

 به نظر اين طور  مي‌آيد. ولي چيزي كه مرا اميدوار مي‌كند، آنها يك ذهنيت كلي نسبت به هنر دارند كه مثلاً نمايشگاه نقاشي و عكاسي مي‌روند و از فيلم ديدن مي‌كنند و كتاب مي‌خوانند تئاتر مي‌روند. يعني همه مجموعه... ممكن است صبا بخواهد بعداً كمانچه بزند ولي آدمي مي‌شود كه كمانچه‌اي مي‌زند كه يك جهان‌بيني دارد، يك ايده دارد و فقط صرف زدن يك كمانچه نيست. من آرزويي كه براي صبا و نيما به عنوان پدر دارم، پرچم موسيقي را با همان فكر دنبال كنند و اين موسيقي را نمي‌خواهم بگويند رشد بدهند و... موسيقي را، با نگاه يك انسان زنده و متعهد نگاه كنند.

گفت وگوي همشهري آنلاين با حسين عليزاده-1

گفت وگوي همشهري آنلاين با حسين عليزاده-2

گفت و گوي همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده-3

تاریخ درج: 7 فروردین 1387 ساعت 19:29 تاریخ تایید: 7 فروردین 1387 ساعت 20:21 تاریخ به روز رسانی: 7 فروردین 1387 ساعت 20:20
 
مطالب مرتبط
تركمن عليزاده و كليدر درويشي در اجراي اركسترال كنسرت عليزاده با گروه ضربانگ در اروپا آواز گنجشك‌‌هاي عليزاده منتشر مي‌شود عليزاده؛ ريشه در سنت، انديشه در خلاقيت زندگينامه: داود گنجه‌اي(1321-) گفت‌وگوي همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده -3 گفت‌وگوي همشهري‌آنلاين با حسين عليزاده - 2 گفت‌وگوي همشهري‌‌آنلاين با حسين عليزاده -1 خبرهاي تازه از عليزاده در گفتگو با همشهري‌آنلاين برگزيدگان جايزه موسيقي گرمي اعلام شدند عليزاده از تجربه آهنگسازي براي دو فيلم مي‌گويد حسين عليزاده در نمايشگاه موسيقي تهران زندگينامه: حسين عليزاده (1330-) تبريك عليزاده به ناظري حسين عليزاده؛ ‌هنرمند بي‌اعوجاج اجراي ويژه عليزاده و گروه هم آوايان 60 درصد بليت هاي كنسرت عليزاده فروش رفت علیزاده بدون مشکل کنسرت مي‌دهد ارزيابي عليزاده از اجراي گروه موسيقي نور عليزاده براي دومين بار از دريافت جايزه گرمي بازماند گزارش همشهري آنلاين از موقعيت رقباي عليزاده در جايزه گرمي 2007 كار مشترك عليزاده و گاسپاريان در مرحله پاياني جايزه گرمي اجراي زنده ني‌نواي عليزاده پس از يك دهه حسين عليزاده و گروه ضربانگ در سوئد استقبال حسين عليزاده از كنسرت‌هاي تكنوازي كاخ نياوران
 
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است