خاورميانه- همشهري آنلاين:
سمیر سامی قنطار، در سال ۱۹۶۲ میلادی در روستای عبيه الجمليه در حومه بيروت به دنيا آمد.
خانواده وي از مبارزان لبناني و با گرايش چبگرايانه بودند و سمير به دليل فعاليتهاي مبارزاتي خانواده در سن چهارده سالگي به جبهه آزادي بخش فلسطين پيوست و در سال ۱۹۷۸ در حين اجراي عملياتي در مرز لبنان و فلسطين دستگير و به مدت يازده ماه زنداني شد.
سمیر قنطار چند ماه پس از آزادی، مجدداً فعايتهاي چريكي خود را آغاز كرد. وي در سال ۱۹۷۹ طراحي يك عميات گرگانگيري از سربازان اسرائيلي را به عهده گرفت.
در اين عمليات كه ۲۲ آوريل همان سال اجرا شد، سه مبارز ديگر او را همراهي ميكردند. قرار بود آنها با قايق به شهر نهاريا نفوذ كرده و گروگانگيري كنند.
اين عمليات انجام و آنها سه نفر را به گروگان گرفتند اما نيروهاي اسرائيلي به تعقيب آنها پرداختند. در خلال اين تعقيب و گريز، دو تن از همراهان سمير يعني عبد المجيد أصلان، منهنا المؤيد كشته و سمير قنطار به همراه همرزم ديگرش، احمد الأبرص دستگير ميشوند
پس از دستگيري قنطار، اسرائیل ادعا میکند سمیر و همرزمانش بعد از درگیری با نیروهای پلیس وارد خانه يكي از شهروندان اسرائیلی به نام هاران شده و پدر و دختر چهارساله خانواده را ربودند. اسرائيليها مدعي شدند كه قنطار در خلال فرار گروگانهاي خود را به قتل رسانده است. از اين روي دادگاه اسرائيل در سال ۱۹۸۰ براي قنطار ۵۸۲ سال حبس صادر كرد.
پنج سال بعد احمد ابرص در تبادل اسرا آزاد شد اما اسرائيل هرگز حاظر به معاوضه قنطار نشد.
قديميترين زنداني اسرائيل
لبنانيها به سمير سامي قنطار لقب "عميد اسري العرب" دادهاند كه معناي آن "ارشد زندانيان عرب" است. وي با سابقهترين اسير عرب در زندانهاي اسرائيل بود و در طول ساليان اسارت بارها عامل اعتصابهاي غذا و برنامههاي اعتراضي به دليل شرايط بد زندانهاي اسرائيل بود.
وي در زندان قصد آن كرد كه ادامه تحصيل دهد و سرانجام بعد از يك اعتصاب غذاي نوزده روزه در سال ۱۹۹۲ توانست اجازه تحصيل بدست آورد. وي توانست در سال ۱۹۹۷ از دانشگاه تلآويو در رشته علوم اجتماعي فارغالتحصيل شود.
يكي از دلايل محبوبيت سمير در ميان اعراب و فلسطينيها قدرت تحمل او در مقابل شكنجه بوده است. وي يكبار طي نامهاي كه به صورت محرمانه از زندان خارج كرد به تشريح بخشي از اين شكنجهها پرداخت.
سمير در بخشي از اين نامه مينويسد: من را کاملا لخت روی دیوار حیاط به صلیب کشیدند و سربازان اسراییل فنون نظامی را بر بدن من تجربه میکردند. چندین روز زیر آفتاب داغ ماندم در حالی که دستهایم به دیوار بسته شده و پارچهی سیاهی روی سرم بود که بوی تعفن میداد. بعد از این مرحله، دست و پایم را با زنجیر بستند و در گوشم گوشیی گذاشتند که از آن صدای بوق ممتد و زیری پخش میشد تا جایی که شعور و درک را از دست دادم. سختترین چیزهایی که شاهدش بودم عمل بیرون آوردن ترکشها از بدنم بود؛ طوری که من میدیدم چگونه ترکش را از بدنم خارج میکردند. آنها از هیچگونه داروی بیهوشی یا بیحس کنندهای استفاده نمیکردند و وقتی میخواستم از شدت درد فریاد بکشم دهانم را میبستند. هرگاه تغییری در وضع زخمهایم روی میداد دکتر را در زندان برای معاینهام میآوردند. دکتر در حالی من را معاینه میکرد که روبرویش با دست و پای بسته مینشستم و دکتر سیگارهایش را روی دستهایم خاموش میکرد. دکتر برای معاینهی زخمهایم انگشتش را در زخمم فرو میکرد تا میزان ترمیم زخم را بفهمد.
حزبالله لبنان به رغم اينكه سمير سامي قنطار ماركسيست است بارها تلاش كرد تا طي مبادله اسرا او را آزاد كند اما هر بار اسرائيل زير بار اين مبادله نرفت تا اينكه در تير ماه سال ۱۳۸۷ و پس از طي فرايند طولاني مذاكرات حزبالله و اسرائيل كه به صورت غير مستقيم و با وساطت سازمان ملل به رهبري آلمان انجام شد، قرار بر اين گرفت كه سمير نيز در قبال تحويل جنازه تعدادي از سربازان اسرائيلي آزاد شود.
تبادل اسرا در ۲۶ تير مصادف با ۱۶ ژوئيه ۲۰۰۸ انجام شد.