روزنامهنگاری- ترجمه - سارا شاپوري:
«ليز فورمن»، نويسنده اين مقاله، يك سال پيش، مديريت يك شبكه تلويزيوني محلي را رها كرد و به استخدام يك روزنامه محلي درآمد.
او ميخواست در يك شغل چندرسانهاي فعاليت كند؛ اما اكنون پس از يك سال، او معتقد است كه تحرك خود را از دست داده است: «پويايي شبكه تلويزيوني در روزنامه وجود ندارد.» او اين مقاله را براي كساني نوشته است كه در شبكههاي تلويزيوني كار ميكنند و فكر ميكنند محكوم به ماندن و كار كردن براي تلويزيون هستند و دوست دارند بدانند در يك روزنامه چه ميگذرد. [تغيير رفتار روزنامهها]
فورمن درباره مهمترين و عمدهترين تفاوتهاي تلويزيون و روزنامه مينويسد:
١- روزنامهها بزرگتر و گستردهتر هستند: واضح بهنظر ميرسد؛ ولي تا وقتي در يك روزنامه كار نكنيد، اين مسئله را درك نميكنيد. مجبور شدم در هفته اول آغاز كارم، چندصد نفر را ملاقات كنم. بهاندازه بزرگي و گستردگي يك روزنامه، شما بايد ملاقاتهاي بيشتري را برنامهريزي كنيد، گزارشهاي بيشتري تهيه كنيد و به انبوهي از نامههاي پستشده و نامههاي الكترونيك پاسخ دهيد. هر طرح يا موضوع، توسط عده زيادي كه در قسمتهاي مختلفي كار ميكنند، پيگيري ميشود. ما در يك ساختمان چندين طبقه در مركز شهر كار ميكنيم؛ تعداد زيادي از طبقات اين ساختمان در اختيار ماست. حالا شما هم ميدانيد روزنامهها بزرگترند، يعني چه. [روزنامههاي سال 2020]
همچنين، تعداد زيادي خبرنگار و گزارشگر در يك روزنامه كار ميكنند. واضح است كه بهنظر كسي كه ١٠سال در يك شبكه تلويزيوني كار كرده، اين تعداد كارمند در يك روزنامه، مانند يك ارتش است. روزنامهها اين ظرفيت را دارند كه مسائل را بهطور كامل و گسترده منتشر كنند و حتي بهدنبال ريشهها و تبعات مسائل باشند. همچنين، روزنامهها چند سردبير و دبير سرويس و حتي ويراستار و نمونهخوان دارند.
٢- هيسسسس... روزنامهها ساكت و آرام هستند: ممكن است مانند يك كودك ناآرام بهنظر بيايم كه در محيط اطرافاش، تغييرات بسيار زيادي روي داده است و همهچيز بهيكباره، آرام و ساكن شده است. روزنامهها تقريبا مانند يك كتابخانه ساكت هستند؛ مثل اينكه ما يك كتابخانه با تعداد زيادي كتابدار داريم! كسلكننده نيست؟! بايد اعتراف كنم كه دلم براي صداي همهمه و گفتوگو در تحريريه خبر تنگ شده است....
٣- در تحريريه روزنامه، با عجله، اين طرف و آن طرف نميروند: هيچكس در تحريريه نميدود يا باعجله، اين طرف و آن طرف نميرود؛ هركسي در سكوت مشغول كار خودش است. از دويدنها و همهمهها براي اجراي يك برنامه تلويزيوني، خبري نيست. همه كارها بهآرامي انجام ميشود؛ چيزي كه من هنوز به آن عادت نكردهام،كارمنداني هستند كه از شبكههاي تلويزيوني به روزنامهها ميآيند و تكاپو و شتاب را نيز با خود ميآورند.
٤- مسئله انتشار آنلاين، براي روزنامهها بسيار جدي است: اين جمله ورد زبان رئيس من است:«براي انتشار آنلاين بنويسيد، براي انتشار كاغذي بهروز كنيد.» [آشنايي با قاعدههاي جهاني آنلايننويسي] مسئله انتشار آنلاين به تمام قسمتهاي يك روزنامه، بهخصوص به تحريريه سرايت كرده است. انتشار آنلاين، يك منبع درآمد مهم و جدي براي يك روزنامه است و يكي از اجزاي اصلي تجارت از طريق روزنامه محسوب ميشود.[روزنامهها و اينترنت] اگرچه بسياري از شبكههاي تلويزيوني علاقه دارند برنامههايشان را بهصورت آنلاين در اينترنت پخش كنند، اما پايگاههاي اينترنتي پردرآمدي ندارند؛ برخلاف روزنامهها كه پايگاهاي اينترنتي بهنسبت سودآوري دارند. درنتيجه، انتشار آنلاين، براي شبكههاي تلويزيوني، مسئله جدي و اساسي نيست.
٥ - روزنامهها بهسراغ استفاده از صدا و تصوير ميروند: بسياري از روزنامهها به استفاده از تصويرهاي ويدئويي در پايگاههاي اينترنتي خود روي آوردهاند، اما براي تعداد بسيار اندكي از آنها استفاده از تصوير براي انتشار آنلاين، رويكردي راهبردي دارد. روزنامهها به كساني احتياج دارند كه لحظهها را شكار كنند، تصويرها را براي انتشار آنلاين ويرايش كنند، همچنين، با همفكري روزنامهنگاران و خبرنگاران، تصويرهاي مناسب انتشار آنلاين را انتخاب كنند؛ تصويرهايي كه براي پايگاه اينترنتي روزنامه، پولساز هستند.
چگونه ميتوان تصويري مناسب براي يك روزنامه بهدست آورد؟
از همان روزهاي اول كار در شبكه تلويزيوني، اين تجربه را بهدست آوردم كه شما بايد در ارتباط برقرار كردن، همكاري كردن با ديگران و تشريك مساعي با همكاران، بسيار قوي باشيد؛ چه با آنها كه كارشان را بهدرستي انجام ميدهند، چه با آنها كه از كار كردن طفره ميروند.
داشتن طرح و راهكار: روزنامهها در جستوجوي بهدست آوردن تصويرهايي هستند كه هم محتوا داشته باشند و هم براي انتشار مناسب باشند. اما بهدست آوردن تصويرهاي مناسب، كار بسيار دشواري است. شكار تصويرهاي اتفاقي، راهكار مناسبي نيست، چون برخورد كاربران با اين موضوعها، قابل پيشبيني نيست. اگر شما كاربراني داريد كه به اتفاقها و حدس زدن درباره آنها علاقه دارند، ميتوانيد از اين راهكار استفاده كنيد؛ بهشرطي كه براي مثال دوشنبهها تصويرهاي ورزشي داشته باشيد، سهشنبهها تصويرهاي خبري و... .
آشنايي با ابزارهاي صنعتي موردنياز: به ياد داشته باشيد كه در ميان كارمندانتان به يك مهندس نيز احتياج داريد؛ براي مرتب كردن، تعمير كردن و فهرست كردن ابزارهاي موجود در روزنامه و كالاها و وسايل مورد نياز. جايي كه من در آن كار ميكنم همچنين به دستگاه پخش تصوير هم نياز داريد. به هر حال، اطمينان داشتن از اينكه همه ابزارهاي لازم براي كسب موفقيت را در اختيار داريد نيز جزئي از شغل شماست!
برانگيختن و الهام بخشيدن: بازهم ميگويم؛ روزنامهها بسيار گسترده هستند. در هر لحظه، تعداد بسيار زيادي ايده و طرح جديد و ابتكاري به ذهنها ميرسد. دبيران بخش تصوير، مانند سفيراني هستند كه به خبرنگاران و روزنامهنگاران يادآوري ميكنند كه ما تصويرها را تهيه ميكنيم، ايدههاي جديد تصويري براي خبرها و گزارشهاي شما پيشنهاد ميكنيم و با احترام ميگوييم كه فقط داشتن ايده جديد، ضامن تهيه تصوير باكيفيت نيست. دبيران بخش تصوير، ساير كارمندان تحريريه را تشويق ميكنند كه فرصت شكار لحظهها و ارسال تصويرهايشان را از دست ندهند.
درنهايت، اين كار دبيران بخش تصوير است كه بهترين تصويرها را براي انتشار در پايگاه اينترنتي انتخاب كنند؛ بخشي كه موفقيت يك روزنامه آنلاين بستگي زيادي به آن دارد.
www.lostremote.com