ارتباطات- دكتر نگين حسيني:
كسي از من نخواسته بنويسم؛ اما وقتي چشمم ميافتد به صفحه اول سايت مرکز تحقیقات همشهري، سر حرفهاي دلم باز ميشود
راستش كمي هم بغض ميكنم؛ به خاطر رشته بزرگ و بي نهايت ارتباطات كه شايد براي بعضي از ما، هنوز كوچك و محصور مانده است...
مطالب سايت مركز تحقيقات و مطالعات همشهري، مرا به دنياي بيانتهاي رشته تحصيليام ميبرد؛ و يادم ميافتد كه در تمام روزهاي دانشگاه، دغدغهام اين بود كه چگونه بايد از پس اين رشتهي بزرگ و بي مرز برآيم. خيلي وقتها احساس كردم رشتهي علمي ارتباطات و رسوخ به زمينه هاي كاري و علمي آن، مستلزم نوع خاصي ازمهارت هاي ارتباطي است كه شايد بعضي ها فاقد آن باشند. آنها نخواسته اند وارد دنياي پيچيده ي روابط «بده و بستاني» شوند. خواسته اند در عالم ارتباطات، «خودشان» باقي بمانند، منهاي ارتباطاتي كه شايد مي توانست آنها را ظاهرا تا سرحد پيشرفت ببرد.
شبكههاي ارتباطي همواره مرا و خيلي ها را آزار داده اند. به نظر مي رسد بعضي ازمراكز تحقيقي وعلمي و حتي انجمن هاي حرفه اي، محل نوع خاصي از ارتباطات بين فردي وشبكه اي اند؛ چيزي كه به اصطلاح به آن «باند بازي» مي گويند. البته بعضي ها هم اعتقاد دارند كه نزديك شدن چند انسان همفكر دورهم و پيش بردن يك مجموعه با هم انديشي گروهي، الزاما به معني تشكيل شبكه و باند نيست. به نظرم اين حرف تا جايي درست است كه درهاي گروه، به روي همگاني كه تخصص و شايستگي لازم را دارند، باز باشد؛ گروه، خود را محصور و كوچك نگه ندارد و از نيروهاي جوان نترسد. ضمن آنكه گروههاي اين چنيني، بايد با هم تعامل لازم را داشته باشند و بجاي نفي هم، در پي پوشش حمايتي يكديگرباشند.
به راستي جايگاه اخلاق در ارتباطات كجاست؟ منظورم از ارتباطات، دامنه ي وسيعي است؛ از روابط بين فردي گرفته، تا شبكه هاي بزرگ و نيز رشته ي علمي ارتباطات. آيا وقتي حرف از «اخلاق حرفه اي» به ميان مي آيد، اين عبارت، پيش از آنكه شغل «روزنامه نگاري» را نشانه رود، نبايد فرد فرد مجموعه ي ارتباطات را هدف قرار دهد؟ آيا اخلاق مداري در يك جامعه ي حرفه اي، مي تواند دور از اخلاق گرايي تك تك اعضاي آن جامعه شكل گيرد و نهادينه شود؟ ارتباطات، وقتي در تور روابط و منافع شخصي و گروهي شبكه هاي كوچك و بزرگ گرفتار ميآيد، چگونه مي تواند نسخه ي اخلاقي قابل قبول و عملي، براي زير مجموعه خود –رسانهها- بپيچد؟ ارتباطات بدون اخلاق، چگونه مي تواند رسانه هاي ظاهرا دور از اخلاق حرفه اي را دعوت به اخلاق گرايي كند؟
البته در اين مجموعه ي بزرگ، همه يكسان نيستند. همه جا، آدم هاي متفاوتي هم پيدا مي شوند كه جريان هاي غالب را مي شكنند، حتي اگر به قيمت شكسته شدن خودشان باشد. كساني هم هستند كه تن به مصلحت هاي شبكه اي نمي دهند، مجموعه ي خود را رها از قيد و بندهاي شخصي و گروهي پيش مي برند و از پذيرفتن افراد جديد و ايده هاي تازه، ابايي ندارند.
* * *
وقتي صفحه اول سايت مركز تحقيقات و مطالعات همشهري را مي بينم، دلم روشن ميشود. مثل اينكه اينجا براي همه جا هست. دنيايش آنقدر بزرگ است كه بزرگي هركسي، جا را براي ديگري تنگ نمي كند. همه هستند. ارزش دارند؛ ارزشي فراتر از ارتباطات بين فردي. منهاي اينهمه، حرف هاي تازه اي دارد؛ بحثهاي كهنه كتابهاي سه دهه پيش، اگر هم باز مطرح شود، ديد و زباني نو دارد. گوشه هاي ناشناخته ارتباطات، در مقاله اي يا مصاحبه اي، خود را نشان مي هد و دروازه جديدي را به رويت باز مي كند. همه چيز بوي تازگي ميدهد.
* * *
من اينجا بس دلم تنگ است اما هنوز هر سازي برايم بدآهنگ نيست و به نظرم، آسمان هركجا هم نمي تواند همين رنگ باشد.