Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 23:34  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
سرزمين بي بازگشت
مترجمان- ژاك دريدا، فيلسوف پست مدرن فرانسوي پيرامون مرگ و جستارهاي مرتبط با آن در نوشته‌ها و غالب آثارش حضور مرگ را همواره نابهنگام توصيف كرده و مي‌گويد: مرگ مرزي ندارد و هيچ حد تاريخي يا دوره‌بندي‌اي اصول آن را از بين نمي‌برد.

از نگاه او مرگ فرهنگ‌هاي متعددي دارد و در گذر از مرزها، چهره، معنا، زبان و حتي پيكرش قابل تغيير و نوسان است. او در كتاب «معضل‌ها» به مرگ به مثابه معضلي انساني نگاه مي‌كند و به نقد تاريخ فرهنگي و انسان‌شناسي مرگ مي‌پردازد. حتي قاطعانه‌تر، اين معضل را به دستگاه فلسفي «مارتين هيدگر» مي‌برد و آن را ناشي از تحليل‌شناسي وجودمندانه به سوي مرگ و هستي مي‌داند و طرح مي‌كند.

اين اثر دريدا كه به تازگي به همت انتشارات «فرهنگ صبا» و با ترجمه مهشيد نونهالي روانه بازار شده است عصر يكشنبه (اول دي‌) با حضور مترجم اثر و سياوش جمادي، نويسنده و مترجم آثاري چون هستي و زمان يادبود ايوب در جهان كافكا، هيدگر و سياست، سيري در جهان كافكا، نيچه درآمدي به فهم فلسفه‌ورزي و... در سالن همايش‌هاي سراي اهل قلم و با حضور اساتيد و دانشجويان و علاقه‌مندان اين حوزه مورد نقد و بررسي قرار گرفت و پيرامون اثر، ديدگاه روشنفكران و فيلسوفان درباره آن و دشواري‌هاي ترجمه، مباحث مختلفي توسط كارشناسان با حاضرين در جلسه مطرح شد.

سياوش جمادي ابتداي نشست پيرامون مسئله مرگ و حواشي آن گفت: اگر آنچه دريدا درباره مرگ مي‌گويد عقيده خودش باشد و به نوعي شخصي باشد، در اين صورت زياد قابل بررسي نيست اما اين مسئله حتما چيزي فراتر از عقيده شخصي است. البته فلاسفه همه مدعي هستند كه آنچه مي‌گويند عموميت دارد حتي نسبي‌گرا‌ترين فلاسفه كه به مطلقيت در عقايد خود قائل هستند اگر بگوييم كه اين دريافت شما يا عقيده شماست به آنها برمي‌خورد. وي در پاسخ به اين سؤال كه مسئله مرگ در زمانه ما چه جايگاه و وضعي دارد گفت: ما در وضعيت خاصي هستيم و قبل از هر چيز با وضعيت پيرامون خودمان درگير هستيم. يكي از نكاتي كه دريدا در كتاب «معضل‌ها » مطرح مي‌كند همين مسئله مرگ است.

هيدگر فيلسوفي بزرگ است كه نقطه عطف محسوب مي‌شود و فلسفه غرب را تكان مي‌دهد اما بابي را در فلسفه باز مي‌كند به‌نام «ناانديشيده‌‌ها». مقصود او از اين «ناانديشيده‌‌ها» اين است كه نوبت آن رسيده كه فلسفه به تفسير فلسفه و بازخواني فلسفه و حسابرسي و تسويه حساب با فلاسفه غرب مشغول شود و در واقع اين كار از كانت بايد شروع ‌شود. اصلا مسئله حد و حدهاي حقيقت را اگر بخواهيم از عقيده شخصي دريدا فراتر ببريم بايد به صدر مدرنيته رجوع كنيم.

نويسنده كتاب «يادبود ايوب در جهان كافكا» ادامه مي‌دهد: كتاب «معضل‌ها» همان چيزي را كه هيدگر به‌عنوان ناانديشيده‌ها طرح مي‌كند دوباره از نو در قالب ناانديشيده ناانديشيده‌ها بررسي مي‌كند. هيدگر توصيفي دارد درباره مرگ تحت عنوان «هماره از آن مني»- كه من به معناي اسمي كلمه آن را ترجمه كرده‌ام- مقصود او اين است كه مرگ نيابت‌ناپذير است يعني كسي به جاي ديگري نمي‌ميرد.

اولين گام در كتاب «معضل‌ها» نوشته دريدا اين است كه اگر بتوانيم نقل‌قول‌ها را فارغ از نام‌ها در نظر بگيريم و آنها را بدون گيومه و بدون نام مورد بررسي قرار دهيم، تازه مي‌توانيم احساس كنيم قدمي و گشايشي در تفكرمان ايجاد شده است. اينكه دريدا يا آدرنو افرادي معتبر و مشهورند و كتاب داشتند پس دهانشان مصدر صدور فتوا و اعتبار است درست نيست. دريدا درباره هيدگر با احترام ياد مي‌كند كه بعضا اين احترام با اعتراض همراه شده است.

 دريدا در عين احترامي كه براي هيدگر قائل است از جمله كساني است كه معتقد است هيدگر قسمت‌هايي را كه بايد با مخاطبش در ميان مي‌گذاشته آن طور كه بايد مطرح نكرده و در جاهايي اصلا به آنها اشاره نيز نكرده است. قسمت‌هايي كه مانند شكاف‌ در متن ديده مي‌شود و در حقيقت بين مضامين و انديشه‌ها فاصله ايجاد مي‌كند. مسئله اين است كه يكي از كارهاي دريدا در اصل پيدا كردن شكاف‌هايي است كه در اين كتاب تمامي هم ندارد.

مترجم كتاب «هيدگر و سياست» درباره مسئله مرگ در صدر مدرنيته ادامه داد: قبل از دوران مدرن انسان تبعه و رعيت بود. قدرت‌ها وجود داشتند و رعايا  زيردست آنها. رعايا خود را از تفكر معاف مي‌دانستند و قدرت‌ها بودند كه تعيين مي‌كردند حق چيست و باطل چيست. در آن دوران يك نوع آسودگي وجود داشت. مرگ معبري بود به جهان ديگر. در واقع مرگ به مفهوم معدوم شدن وجود نداشت.

در حقيقت آنچه از نيايش‌ها و مراسم ترحيم امروز براي ما مانده تماما مربوط به دوران پيشامدرن است كه در دوران مدرن نيز نفس مي‌كشد. پس هر چه آيين نيايش و ترحيم در مسيحيت هست مربوط به دوران پيشامدرن است.

وي اضافه كرد: سنكا در آغاز دوران مدرن توسط اومانيست‌ها از آرشيو كتابخانه‌ها بيرون مي‌آيد و مقالاتش درباره مرگ مورد بررسي قرار مي‌گيرد. مقالات مرگ سنكا توسط انسان مدرن بيرون كشيده مي‌شود براي اينكه مشكلات امروز انسان مدرن را مرتفع كند. در يكي از اين مقالات سنكا مي‌نويسد؛ «دوست من تو برده‌اي؛ برده آدميان، برده كار، برده زندگي.

آن زندگي كه شجاعت مواجه با مرگ در آن نباشد جز بردگي نخواهد بود.» در مقاله ديگري مي‌نويسد؛ «آيا هيچ‌چيز هست كه بيارزد به انتظارش نشست؟» و بلافاصله وارد مقوله مرگ مي‌شود و اين موضوع را به‌عنوان قطعي‌ترين پايان و حقيقت زندگي مطرح مي‌كند و مي‌پرسد: «پس چه تفاوت كه كجا ايستاده‌ايم؟» و سرانجام مقاله‌اش را اين‌طور تمام مي‌كند: «تنها كاري كه براي تو مي‌ماند آن است كه اين پنج روزه را به خير بگذراني.»

جمادي مترجم كتاب «متافيزيك چيست؟» در ادامه صحبت‌هايش درباره مرگ گفت: وقتي كه مي‌بينيم مسئله مرگ، مسئله‌اي بين‌الاذهاني است، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه اين مسئله از دايره عقيده‌اي شخصي خارج مي‌شود. شكسپير در خودگويه بسيار معروفش مي‌گويد: «مردن، خفتن و شايد خوابيدن و با يك خواب ما خاتمه مي‌دهيم هزاران ضربه طبيعي را...». در اين نمايشنامه هملت در مرزي ايستاده بين بودن و نبودن. به سبك دريدا مي‌توان اين جايگاه را فلش زد بين بودن و نبودن و مغاك بين بودن و نبودن در اين دوگانه را از ياد نبايد برد.

هملت متني است كه ناقوس شك و تزلزل دوران مدرن نسبت به مرزها و حدود حقيقت در آن نواخته مي‌شود. در اينجا كه هملت شكوه مي‌كند كه؛ «چه كسي تحمل مي‌كند ظلم ظالم و تفرعن متفرعن...» را، او از ستم‌ها و فشارهايي كه در پيرامون دارد مي‌گويد و مي‌پرسد: « چه كسي تحمل مي‌كند اين همه را وقتي كه مي‌تواند با يك خنجر برهنه به زندگي‌اش خاتمه دهد.» و بعد مي‌گويد: «ترس از سرزميني كه كسي از آن بازنگشته عزم را سست مي‌كند.»

جمادي خاطرنشان ‌كرد: انسان با خرد خودش با خردي كه دكارت كشفش كرده قادر است بر همه علوم، ناانديشيده‌ها و نادانسته‌ها احاطه پيدا كند. اين يك طرح است. يعني اين علوم را دور بزند و آنها را احاطه كند. اين ادعاي اصحاب دايره‌المعارف با دكارت شروع مي‌شود كه در تاملات خودش بعد از اينكه همه چيز را مورد شك قرار مي‌دهد مي‌گويد: چيزي است كه شك‌ناپذير است. خودش را به من تحميل مي‌كند. هيچ‌گونه شكي نمي‌توان به آن كرد؛ سماجت مي‌كند و شمشير شك آن را از پا در نمي‌‌آورد و صداش به گوش مي‌رسد. بنابراين اين اسم را روي آن مي‌گذارد «فكر مي‌كنم پس هستم» اين فكر يك فكر‌كننده دارد.

فكر‌كننده همان سوژه‌اي است كه سوژه دكارتي ناميده مي‌شود. او بعد‌ها در تاملات بعدي‌اش به اثبات خدا و دوام نفس مي‌پردازد. پس هر كدام از اصحاب دايره‌المعارف مي‌دانستند كه مسئله مرگ ويروس مدرنيته است. همانطور كه به‌نحوي دريدا در جايي از اين كتاب اين مسئله را مطرح مي‌كند و از آن با عنوان خط قرمز و نقطه ممنوعيت دوران مدرن نام مي‌برد. چيزي كه بايد فراموشش كرد، اقتضاي زندگي مدرن است كه بلافاصله فكر مرگ را بايد دفن كرد.

كانت جمله‌‌اي دارد تحت اين عنوان كه «هيوم مرا از خواب جزميت بيدار كرد» اين جمله در دوران مدرن كه مدعي گذشت از دگم‌ها هست آيا عجيب نيست. اصلا دوران مدرن در مقابل خشك‌انديشي و كليسا قيام مي‌كند و مي‌خواهد چيزي را كه معقول هست بپذيرد و چيزي را كه معقول نيست نپذيرد. منظور او از دگماتيسم چيست؟ كانت مي‌گويد: عقلي كه دكارت يا ديدرو و... آن را مرجع و مبدا قرار دادند آيا به‌خودش - به‌خود آن عقل- رسيدگي كردند و حدود ذاتي‌اش را بررسي كرده‌اند؟ پس بحث از حد در واقع نقطه عطف متافيزيك غرب است.

كانت مي‌گويد: مي‌خواهم حدود عقل نظري و احكام خبري كه چه هست و چه نيست وحدود عقل عملي كه حكم مي‌دهد به احكام انشايي كه چه بايد كرد و چه نبايد كرد و نيز حدود امر داوري  را درباره امر زيبا كه چه چيزي زيبا است و چه چيزي زيبا نيست بررسي كنم. كانت مي‌‌خواهد در اين حوزه‌ها تعيين حدود كند. آيا او از مرگ سخن مي‌گويد؟ بله اما اگر همه آثارش را مطالعه كنيد كمتر در آثارش مرگ را مي‌بينيد.

مرگ نقطه غايب آثار او است. اما او فيلسوفي نيست كه اهل پنهان‌كاري و ريا كاري باشد. او مي‌گويد: حدود فاهمه و حس ما در حد مشخصي است نه اينكه چيزهايي باشد كه عقل نظري امروز نفهمد و فردا بفهمد. عقل نظري به‌طور كلي آنچه را كه از تجربه حاصل نشده نمي‌تواند بفهمد و معتقد است اينها همه افسانه‌بافي است. جمادي در صحبت‌هايش اين سؤال را مطرح كرد كه آيا انسان مدرن مي‌تواند نسبت به مرگ بي‌اعتنا باشد؟ او در پاسخ به اين سؤال مي‌گويد: انسان مدرن به تفكر راجع به مرگ نياز دارد نه براي آن سوي مرگ بلكه براي اين سوي مرگ.

ژاك دريدا در كتاب معضل‌ها عمدتا روي همين مسئله مرگ متمركز مي‌شود و بنابه تاريخچه‌اي كه عرض كردم شايد تا حدي روشن شده باشد كه ابتدا به ساكن چنين كاري را نكرده و اين‌طور نبوده كه به شيوه رمانتيك‌ها از اجتماع منزوي شده و به ياد مرگ افتاده باشد بلكه مرگ به‌عنوان يكي از مسائل مهم در زندگي مدرن مطرح است.

پيشتوانه ژاك دريدا در حقيقت هيدگر است. او مهم‌ترين پشتوانه وي است چرا كه هيدگر در كتاب هستي و زمان مسئله مرگ را چنان مطرح مي‌كند كه با طرح مرگ در گفتمان سنتي كاري ندارد مقصود از كاري ندارد با انكار مي‌كند يا رد مي‌كند فرق مي‌كند. به هرحال هيدگر كانتي است و در سنت هگلي،  نيست. او دنبال بنياد ماتقدم ازلي و ابدي است يعني چيزي كه انسان مدرن از دست داده است. به هر روي دوران مدرن، دوراني است كه انسان مدام دنبال يقين است. دنبال تكيه‌گاهي است كه به جاي تكيه‌گاه‌هاي متزلزل شده سابق از آنها استفاده كند و بهره ببرد.

 مهشيد نونهالي، مترجم كتاب «معضل‌ها» نيز در خاتمه اين نشست با اشاره به مشكلات و معضلات برگرداندن متن از فرانسه به فارسي گفت: من اين كار را صرفا از ديدگاه تسلط و دانش به فلسفه انجام ندادم يعني در مواجهه با اين دست كتاب‌ها مثل خواننده‌اي كه دوست دارد چيزي را ياد بگيرد برخورد كردم. من كتابي فلسفي را به زبان فرانسه خواندم و بعد به‌دليل تسلطم به فرانسه و احاطه‌اي كه به زبان فارسي داشتم به اصرار دوستان آن را به فارسي ترجمه كردم.

مشكلات در ترجمه اين اثر بيشتر در برگرداندن عبارات و اصطلاحات به فارسي بود  نه در مورد فهم مطلب؛ جهت برگرداندن به زبان فارسي. جاهايي وجود دارد كه دريدا از واژه‌هايي استفاده كرده كه حتي خوانش آنها در زبان فرانسه و فهم و درك آنها مشكل است و در ترجمه نيز دشواري‌هايي پيدا مي‌شود. دريدا سخت‌نويس است و اين سخت نويسي‌اش را به تأثير از بلانشو دارد.ممكن است در طول ترجمه كتاب اصلا احتياج به مراجعه به لغت‌نامه نبوده باشد اما برگردان عبارات سهل و ممتنع آن سخت و دشوار بوده است.

بازي‌هاي زباني دريدا مشكلات زياد و معضلاتي را در ترجمه ايجاد مي‌كند. حتي دريدا خودش در اين كتاب از يك جمله‌ ترجمه‌ناپذير فرانسوي ياد مي‌كند كه ترجمه آن به زبان‌هاي ديگر بسيار مشكل بوده و حتي فرانسوي‌زبانان بعد از خوانش آن با مفاهيمي مختلف روبه‌رو شده‌اند.

تاریخ درج: 7 دی 1387 ساعت 09:00 تاریخ تایید: 7 دی 1387 ساعت 11:48 تاریخ به روز رسانی: 7 دی 1387 ساعت 11:46
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است