Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 20 بهمن 1388 ساعت 19:10  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی کتاب
 
دو قدم جلوتر از نوبل
مترجمان- احسان حضرتي:
رمان «بيابان» اثر ژان ماري گوستاو لوكلزيو كه طي چند روز آينده چاپ سوم آن منتشر خواهد شد، براي نخستين بار در سال 1377 با ترجمه آزيتا همپارتيان به بازار كتاب راه يافت.

اما آنچه انگيزه اصلي گفت‌وگوي ما با همپارتيان شد ترجمه آخرين رمان لوكلزيو با عنوان «آفريقايي» است كه به تازگي از سوي نشر نيلوفر منتشر شده است.

  • خانم همپارتيان! زماني كه شما اقدام به ترجمه رمان بيابان كرديد، لوكلزيو در ايران شناخته شده نبود، چه شد كه به سراغ ترجمه آثار او رفتيد؟

درست است كه لوكلزيو در ايران معرفي نشده بود اما او به‌عنوان يك نويسنده توانمند در فرانسه كاملا شناخته شده بود و حتي رمان «صورت جلسه» كه لوكلزيو آن را در سن 23 سالگي نوشته، برگزيده جايزه ئتوفراست رنودو شده بود.

  • به‌نظر شما اين مسئله كه تا پيش از آنكه لوكلزيو به‌عنوان برنده جايزه ادبي نوبل 2008 معرفي شود هيچ اثري از او به انگليسي برگردانده نشده بود، نشان‌دهنده عدم‌استقبال مخاطبان جهاني از آثار او نيست؟

نه! نمي‌شود اين طور قضاوت كرد. اين به وضعيت نشر و سلايق ادبي خاص آن كشورها مرتبط مي‌شود اما شايد اين مسئله كه لوكلزيو هيچ وقت نويسنده جنجالي‌اي نبوده و اساسا شخصيت مردم گريزي دارد و هميشه هم مخاطبان خاصي داشته است، در ايجاد اين وضعيت بي‌تاثير نباشد. حتي در خود فرانسه هم اوايل خيلي كارش را جدي نمي‌گرفتند چون آثار او به معناي شوخي كلمه خيلي روشنفكرانه نيست و با ديدي عرفاني به مسائل و دنيا نگاه مي‌كند اما به هر حال اصالت و درخششي كه در آثار او هست سرانجام موقعيت لوكلزيو را به‌عنوان يك نويسنده خلاق و نوآور در جامعه ادبي فرانسه تثبيت كرد.

  • شما در مقدمه رمان بيابان نام لوكلزيو را در ميان نويسندگان جنبش رمان نو آورده‌ايد اما با وجود روايت ساده‌اي كه آفريقايي دارد، چطور مي‌شود او را جز نويسندگان جنبش رمان نو به شمار آورد؟

جنبش رمان نو واقعا تعريف مشخصي ندارد و طيف وسيعي از نويسندگان مثل ساروت دوراس، بوتور، رب گريه و... را دربر مي‌گيرد. در واقع منتقدان وقتي نمي‌دانستند نويسندگان بعد از كامو و قرن بيستمي‌ها را كجا بگذارند در جرگه بسيار متنوع رمان نو قرار مي‌دادند. به همين دليل هم هست كه نمي‌شود نقطه مشترك مشخصي ميان نويسندگان جنبش رمان پيدا كرد.

  • بيابان و آفريقايي زبان متشخص و شناسنامه داري دارند براي درآوردن اين زبان چه مشكلاتي داشتيد و چقدر به متن اصلي آثار لوكلزيو وفادار بوديد؟

از ميان بي‌شمار تئوري‌هاي ترجمه‌اي كه وجود دارد من هوادار نظريه‌اي هستم كه مي‌گويد مترجم بايد فروتنانه پشت سر نويسنده قرار بگيرد و او را در قالب اثرش معرفي كند. به‌نظر من اگر سبك و استيل ويژه نويسنده بازسازي نشود ترجمه در بهترين حالت مي‌تواند اقتباسي از اثر اصلي باشد.

  • توجه به اسطوره و تمدن سرخ پوستان آمريكا و بازنمود انديشه‌هاي عرفاني و سلوك عارفانه در آثار لوكلزيو محصول چيست؟ آيا اين به نوع خاص تربيت او برمي‌گردد؟

لوكلزيو بر خلاف بسياري از نويسندگان، مرد سفر است و مدام از اين كشور به آن كشور مي‌رود؛ گاهي در فرانسه و چند ماهي در مكزيك و آمريكا. او پيوسته در حال كشف رويدادهاي شخصي است و آنچه برايش مهم است انسان و انسانيت است.

تاریخ درج: 16 دی 1387 ساعت 10:05 تاریخ تایید: 16 دی 1387 ساعت 11:30 تاریخ به روز رسانی: 8 دی 1388 ساعت 14:08
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است