ايرانگردی- سينا قنبرپور:
پس از آنكه سايه درختان بلوط ميزبانت ميشوند، خنكاي آب به استقبالت ميآيد.
جنب و جوشي جريان دارد كه خيرهات ميكند. چنان از لابهلاي صخرهها و قلوهسنگها راه ميجويد كه گويي اين «مبارز راه روشنايي»، هيچ فرصتي را نميخواهد از دست بدهد. بايد اهل مبارزه باشي تا بتواني همراه مبارز راه روشنايي اين مسير را بپيمايي تا او در اين تابستان گرم هيجان و خنكايش را به تو نصيبي دهد.اينجا بسيار دورتر از پايتخت، هياهويي از موج، خروش و هيجان برپاست. فقط بايد راه مبارزه را بلد باشي. بدون لباس و ابزار مناسب، ميدان را باختهاي و هيچ حظي برايت باقي نخواهد ماند.
وسوسه تن دادن به آب در اين گرما هر لحظه بيشتر و بيشتر ميشود ولي تنها راه لذت بردن همان است كه با ابزار و لباس مناسب پا به اين ميدان بگذاري. ميدان سرزمين عشاير غيور بختياري است اما خبري از تير و تفنگ نيست. قايق، پارو، جليقه نجات، كلاهايمني و توصيههايي است تا در ميان رشتهكوههاي زاگرس رودخانه ارمند را همراه شوي. نام اين مبارزه را گذاشتهاند «گردشگري ماجراجويانه در آبهاي خروشان». يك طرح ملي كه شايد بتواند هم گردشگري را رونق ببخشد و هم ارتقاي جامعه محلي را. اما نكته اينجاست كه اگر قرار باشد گمان كنيم كه حريف رودخانه و جريانش ميشويم آنگاه است كه سفر را به كام خود و خانوادهمان تلخ كردهايم.
تيرماه كه فرارسيد و امتحانات كنكور و دانشگاه هم سپري شد موسم سفرهاي تابستاني فرا رسيد. همه ساله در فصل گرما اين سفرها رونقبخش گردشگري داخلياند و در سالهاي اخير بسياري از كارشناسان توصيه ميكنند براي سفر مقاصدي جز مقاصد هميشگي بجوييم و جاذبههاي همه ايران را در اين فرصت ببينيم. شايد گرما و خشكي بسياري از مناطق در ايران سببي شده براي سفرهاي بسيار به شمال ايران در حاشيه درياي خزر. اما مناطق بسياري هست كه در اين فصل هم آب دارند و هم جاذبه.
البته با اين تفاوت كه بهدليل آنكه تاكنون در ديد مردم و مسئولان نبودهاند هنوز امكانات مناسبي در خود جاي ندادهاند. يكي از اين مناطق استان چهارمحال و بختياري است. اين بار مقصد روستاي معدن است. در استان چهارمحال و بختياري، نه هتلي در مقصد هست و نه ويلايي. قرار هم نيست كه باشد. فقط خانههاي روستايي است. رودخانه ارمند و گروهي كه ميتوان دل به حرفهايشان سپرد و با آنها تن به خنكاي آب و جوش و خروشاش سپرد.
اگر از تهران حساب كنيد بايد مسيري حدود 700 تا 800 كيلومتر را پيمود تا به اين منطقه بكر رسيد. البته قرار نيست هر كدام از ما به تنهايي به آنجا برود زيرا اين تفريح و اين گردش كاري تخصصي و حرفهاي است و كوچكترين سهلانگاري در آن موجب رقمخوردن خاطرهاي تلخ ميشود.
از تهران بايد مسير اصفهان را در پيش بگيريم. به قم كه برسيم از 2 مسير ميتوان به اصفهان رسيد. اتوبان قم – سلفچگان – اصفهان و آزادراه كاشان – اصفهان. بعد از اصفهان بايد به شهرضا رفت و از آنجا به بروجن. بروجن تا لردگان حال و هواي همه چيز متفاوت ميشود حتي جاده و جاذبههاي طبيعي اطرافش. نزديكيهاي لردگان بايد مسير خوزستان را در پيش گرفت. از اينجا ديگر ميزبان، درختان بلوط رشتهكوههاي زاگرس است.
بعد از روستاهاي ارمندسفلي و عليا، بايد سراغ جاده روستاي معدن را گرفت. هيچ تابلويي براي راهنمايي نيست. تنها نشاناش اين است كه قبل از رسيدن به پلي بزرگ و روستاهاي ونك و مس جادهاي به سمت راست منشعب شدهاست؛ تازه اين اول راه بهشتي است كه معدن در آن قرار گرفته است.
اينجا نه خبري از دود هست و نه از صداي بوق و ديگر نواهاي گوشخراش درون پايتخت و شهرهاي بزرگ. ميتوانيد شيشههاي ماشين را پايين بياوريد و از برخورد هواي پر از اكسيژن و فضاي پر از چهچهه پرندگان بومي لذت ببريد. در ميانه راه تا به روستاي معدن برسيد دستكم 3 روستا را پشت سر خواهيد گذاشت. تنها چيزي كه ممكن است اندكي سوي چشمانتان را اذيت كند ديدن زبالههايي است كه از آلودهشدن زندگي روستاييان به روشهاي شهري نظير استفاده از ظروف يكبار مصرف رخ نموده است.
سرانجام پس از عبور از پلي آهني كه يكي ديگر از انشعابهاي ارمند از زير آن ميگذرد و بوي گوگرد از آن به مشام ميرسد و نويد چشمههايي معدني را ميدهد به روستاي معدن ميرسيد. اين روستا 260 خانوار و حدود يكهزار و 500 نفر جمعيت دارد. اينجا بين 4 شهرستان بروجن(شرق)، كيار(شمال)، اردل(غرب) و لردگان( جنوب) واقع شده است.
خبري از امكانات پشتيباني نيست
آنچه هنوز گردشگري اين منطقه به آن نيازمند است پشتيباني مراكزي چون اورژانس، هلالاحمر، پليس و ساير مراكز دولتي است. هنوز اينجا به سيستمهاي امداد و نجات مجهز نشده است اما خوشبختانه تا دلتان بخواهد خوب آنتن ميدهد و تلفنهمراهتان به كار ميآيد. اين موضوع بهدليل دوري از مركز، بيتوجهي مسئولان به توسعه امكانات و بكربودن منطقه است. بر خلاف شمال كشور كه بهدليل رفتوآمدهاي بسيار به هر نوع امكاني تجهيزشده اينجا اينگونه نيست. همين نبود امكانات امداد و نجات دليلي است كه تنها و بدون فرد راهنما، تن به هيچ كاري در اين منطقه ندهيد.
هر اقدامي در اين منطقه بهويژه ورود به حريم رودخانه بدون داشتن تجهيزات ايمني و بدون همراهي تيم راهنما ميتواند به قيمت جان شما تمام شود اما كافياست همراه گروه و گوشبه فرمان تيم راهنما و قايقرانان باشيد؛ آن وقت هربار كه موج رودخانه در برخورد به قايق همه تن و روح شما را به وجد آورد خاطرههاي خوشي را برايتان از اين سفر رقم ميزند.
ايمني حرف اول را ميزند
چندي قبل يك كوهنورد كه از كلوپ دماوند براي فتح ارتفاعات اين منطقه به چهارمحال و بختياري رفته بود به هنگام عبور از عرض رودخانه ارمند در حالي كه از «تي رول» استفاده ميكرد به رودخانه افتاد و بهدليل آنكه طناب او را محصور كرده بود نتوانست خود را نجات دهد و اقدامات احيا هم نتوانست تنفس او را بازگرداند و جان سپرد. اين اتفاق بازتابهاي مختلفي به همراه داشت اما مهمترين پيام آن اين است كه رودخانه به هيچ عنوان شوخي ندارد.
كيانوش محرابي، كارشناس گردشگري ماجراجويانه در رودخانههاي خروشان دراينباره ميگويد:« حتي راهنماياني كه در اين رشته از گردشگري فعاليت ميكنند بايد از سطح خاصي از دانش و تجربه برخوردار باشند و مرتب دانستههاي آنان آزمايش شود تا بتوانند در رودخانههاي خروشان گردشگران را همراهي كنند زيرا واقعا رودخانه جدي است.»
او در تشريح جذابيتهاي رشته گردشگري در آبهاي خروشان توضيح ميدهد كه «اين نوع گردشگري ظاهر بسيار جذابي دارد در عينحال كه انجام آن بسيار به نكات ايمني نيازمند است. تنها دانستن نكات تئوري اين رشته و تجربه هم نميتواند راهگشا باشد بلكه راهنمايان بايد بتوانند با داشتن تجربهاي نسبي اين تورها را به اجرا گذارند.»
براساس قوانين رفتينگ يك گروه كه شامل قايق بادي ميشوند بايد علاوه بر بههمراه داشتن راهنما در قايق خود كه به آنها چگونگي پاروزدن را گوشزد كرده و آنها را هدايت ميكند بايد يك قايقران كاياكسوار هم آنها را همراهي كند. وظيفه قايقران كاياكسوار شناسايي نقاط مسير و شدت جريان است و علاوه بر اين وقتي اتفاقي در طول مسير گردشگري روي بدهد او ميتواند به سرعت خودرا به گردشگراني كه در آب افتادهاند برساند و آنها را از آب بگيرد.
محرابي دراينباره با اشاره به اينكه بدون رعايت اصول ايمني، اين رشته ميتواند مرگآور و خطرناك باشد ميگويد: «راهنمايان اين رشته بايد بين 18 تا 45 سال سن داشته باشند و علاوه بر داشتن سلامت جسماني و روحي به اصول شنا و نجاتغريقي و همينطور بر مهارت كمكهاي اوليه تسلط كافي داشته باشند. قبل از آغاز دوره آموزشي براي راهنمايان رفتينگ از آنها آزمايشاتي گرفته ميشود و تنها مهارتهاي مربوط به كمكهاي اوليه قابليت گذراندن بعد از دوره آموزشي را دارد.»
او دراين باره ميافزايد:« اين رشته با وجود دشواريهايش، بهشدت معطوف به علاقه راهنمايان است. آنها در دورههاي آموزشي در 2 بخش تئوري و مهارت با امواج رودخانه، برخورد با مسافران، نحوه آشپزي و كمپينگ، ابزارشناسي و نحوه نگهداري وسايل آشنا ميشوند و در دوره مهارت با چگونگي نشاندن گردشگران در قايق، نحوه آموزش به گردشگران، نحوه هدايت قايق بهخصوص در عبور از عرض رودخانه، شناسايي بخشهاي خروشان و... آموزش ميبينند.»
آنها كه از رودخانه هيچ نميدانند
به گفته كارشناسان رشته رفتينگ و گردشگري در رودخانههاي خروشان، آنها كه بدون كلاهايمني و جليقه نجات و به تنهايي تن به آب رودخانه ميدهند گويي هيچ از رودخانه نميدانند و عملا جان خود را ميخواهند به رودخانه تقديم كنند. حتي اگر كسي شناگر ماهري براي شنا در رودخانه باشد بايد بداند كه جريان آب رودخانه بسيار قوي است. 2جريان آبسفيد و آب سبز پيش روي آنهايي است كه در رودخانه وارد ميشوند و آبسبز از جريان قويتر و خطرناكتري برخوردار است.
بايد توجه داشته باشيم كه همين جريان ميتواند اتفاقات تلخي را رقم بزند؛ زيرا كافي است فرد را به صخرهاي بكوبد يا او را به وسيلهاي كه در رودخانه است بزند. آن وقت خطر غرقشدگي نيست كه فرد را تهديد ميكند بلكه خطر ضربهمغزي، پارگي و قطع عضو آنها را به چالش ميكشاند. به همين دليل توضيح اول و آخر اين است كه بدون راهنما، تجهيزات ايمني و آموزشهاي گروهي وارد رودخانه نشويد.