رسانهها- دكتر محمد علي الستي:
پيش از صفحهآرايي مصاحبه من با «همشهريماه»، دستاندركاران ايننشريه از من خواستند تا در مورد دوموضوع، يادداشتي بنويسم:
نخست، روشي كه در سال 75 بهعنوان الگوي كارآمد و موثر تبليغاتسياسي و پروپانگاند مطرحكردم و ديگر، توضيحي در باره اصطلاح تبليغاتپوپوليستي.
در مورد موضوعاول، بايد عرضكنم كه سالها كاركرد و سازوكار شبكهعصبي در انتقال جريانهاي الكتريكي پيام از اعضا به مغز، نخاع و بالعكس، بهشدت مرا جذب كردهبود.
دركنارآن، شيوه عملگروههاي غيررسمي در اجتماعات و سازمانهايمختلف كه منجر بهتوليد و انتشار شايعاتمختلف ميشد، ذهن مرا بهخود مشغول كردهبود.
شايد اگر بخواهم خلاصهاي از نتايجمطالعات و تحقيقات خود را در اينزمينه ذكركنم، بايد بگويم جريانعصبي، الهامبخش ايجاد سيستمهاي رسمي اطلاعرساني و رسانهها و شيوهسرايت بيماريها، الگوساز اشاعهدهندگان شايعات و ادارهكنندگان جنگهاي رواني بودهاست.
پس از آشنايي با نظريه سيستمهايارتباطي «اتهيل دوسولاپول»، به اينفكر افتادم كه درقالب يك شبكهارتباطي بهتوصيف مدلي فراگرد ارتباط در سيستمهاياجتماعي، دستبزنم. در اينميان، آنچه از محصول كار براي ارتباطاتسياسي كسبميشد، همان مدلتلفيقي «انتشار و ابتلا» و يا بهاصطلاح «مدل سرايت» بود. دوسولاپول، شش عامل را در تعيين ميزانكارايي سيستمهايارتباطي مطرحكردهاست كه عبارتاند از:
- ظرفيت حلقهها يا ظرفيتپيوند (Link Capacity)
- ظرفيتپيام (Message Capacity)
- حجم جريانپيام (Network Capacity)
- ساخت شبكه (Type Of Message)
- سازوكار شليك (Triggering)
مثلا در مورد ظرفيتحلقه، تعداد اعضاي سيستم براساس رابطه، ظرفيت را تعيينميكند و هر سيستم اگر در يكسيستم بزرگتر (ابرسيستم) قرارداشت، خود بهمنزله يكعضو در سامانهكلان ظاهرميشود.
در مورد ظرفيتپيام، تعداد واحدهاياطلاعاتي تشكيلدهندهپيام، عاملموثر را تعيينميكند و در مورد حجم جريانپيام، نسبت ميان مقدار اطلاعات و ظرفيتكانال يا رسانهها مهم هستند و در زمينه ساخت شبكه، عواملي چون ساخت جهتي (Directionality Structre)، حلقههايمجاز يا ممكن و احتمال استفاده از كانالها، موثر واقع ميشود و در باب نوع پيام، مساله شناخته يا ناشناختهبودن پيام و تفكيك پيامهاي مورد شناسايي براساس و جوه و ابعاد فرمي و محتوايي مطرحاست و در مورد سازوكار شليكپيام، بحث بر سر ماهيت خروجي سيستم است كه خود ميتواند سبب پايداري و توازن سيستم و يا انحراف از تعادل درآن شود كه در نتيجه ثبات و يا تحول سيستم را در پيخواهندداشت و جهت آن را نيز تعيين ميكنند و بديهي است كه اطلاعات بيشتر در اينزمينه را بايد در كارگاهي تخصصي جستجو كرد.
اما در مورد تبليغات پوپوليستي تنها به درونمايههاي آن كه در شش مضمون اصلي خلاصه ميشوند، اشاره ميكنم:
- مقابله با نظامهايسياسي مبتني بر نمايندگي
- همذاتپنداري اين تبليغات يا كانوني آرماني (Heart Land) در درون جامعهاي مطلوب پنداشتهميشود.
- بيبهرگي از ارزشهاي بنيادين
- واكنش تند نسبتبه احساس وقوع بحران يا بحرانهايي خاص
- محدود شدن عامل تبليغ در تنگناهاي بنيادين كه از رويكردهاي همان تبليغ حاصل ميشود.
- تاثيرپذيري و هم رنگي شديد و افراطي تبليغات با محيطخود