دین- محمدعلي طاهري:
گرچه همه روزها از آن خداست اما روزهايي در طول سال يافت ميشوند كه خداوند عنايت خاصي به آنها دارد.
رمضان ماهي است كه چنين روزهايي را در خود جاي داده و حضرت حق خواسته تا پرتو فيضاش را از طريق آن بر بندگان خويش بيفكند. از اين حيث، رمضان را مبارك خوانده و قدر عبادات در آن را دوچندان ديگر روزهاي سال دانستهاند. با اين حال، رمضان خود گوهري در دل خويش دارد كه از ديد مؤمنان پوشيده نيست و آن شب قدر است. در اين شب كه به هنگامه نزول قرآن بر سينه پيامبر(ص) معروف شده، مؤمنان جهد بيشتري براي كسب فيوضات ايزدي دارند. مطلب حاضر از منظري معرفتشناختي نگاهي دارد به رمضان و روز و شبهاي مباركش.
يكي از زمانهاي مقدسي كه در دين اسلام بهخودسازي اختصاص يافت و برپايي عبادت روزه در آن مقرر شد تا انسان بتواند از طريق آن به فيوض الهي دست يابد، ماه مبارك رمضان است. روزهداري از عهد عتيق در ميان افراد متدين سابقه داشته است و به برخي فوايد آن اشاره خواهد شد. اما نكته مهم اين است كه بركت ماه مبارك رمضان، نه صرفا در نخوردن و نياشاميدن بلكه در تحقق «رمضان» است. «رمضان» در درجه اول، وضعيتي خاص است؛ نه زماني خاص. در ادبيات عرب، رمضان، تابش نور شديد خورشيد است و اگرچه احتمالا دليل نامگذاري اين ماه در سرزمين عربستان، مصادفبودن آن با اوج تابش و گرماي خورشيد بوده است، ميتوان گفت كه «رمضان»، تابش نور شديد فيض الهي است.
برترين نتيجه فيض الهي، اشراق و ادراك، از جمله درك حضور حق است. درك حضور الهي در محضر او، درجات مختلفي دارد و در تاريخ اسلام، نخستين كسي كه به اوج اين رمضان دست يافت، پيامبر اكرم(ص) بود؛ زيرا ايشان در اثر انقلاب دروني و محو عرفاني به معرفتي رسيدند كه منجر به دريافت دفعي قرآن كريم شد.
اين رمضان پيامبر اسلام(ص) كه در ماه رمضان رخ داد، به اين ماه شهرتي معنوي بخشيد و اين درس را براي مشتاقان ديگر باقي گذاشت كه هر كسي ميتواند رمضاني را در اين ماه تجربه كند و يا به عبارتي، همانطور كه رمضان ايشان در ماه رمضان چنين دستاوردي داشته است، ديگران هم ميتوانند در اين ماه، به تغيير و تحول معرفتي مؤثري در زندگي خود دست يابند. بنابراين، ماه رمضان، يادآوري و فرصتي براي رسيدن به فيوض خاص الهي است. بهطور كلي، كساني كه در ايجاد تحولات فردي پويا هستند، به چند گروه تقسيم ميشوند كه تنها يكي از اين چند گروه به درك رمضان نايل خواهد شد:
1- خود محور خود محور: كساني كه بهدنبال اهداف شخصي بوده، در اين راه متكي به تلاش خود هستند.
2- خودمحور خدامحور: افرادي كه بهدنبال اهداف شخصي هستند اما براي رسيدن به اين مقصود از خدا مدد ميطلبند.
3- خدامحور خودمحور: هدف اين گروه قرب خداوند است اما براي رسيدن به اين هدف، بهخود اتكا دارند، نه به خداوند.
4- خدامحور خدامحور: براي اين افراد، هم هدف، قرب خداوند است و هم عامل رسيدن به اين هدف، اوست.
گروه چهارم، به درجه محو عرفاني
دست مييابند و در اين حالت، نگاه آنها نگاه خدا، كلام آنها كلام خدا و... خواهد بود؛ زيرا از اوصاف بشري جدا شدهاند.
همه پيامبران صاحب كتاب در چنين وضعيتي به دريافت كتاب آسماني نايل شدهاند و براي ديگران نيز ممكن است كه به نوبهخود، به درك آثار بينش و منش «خدامحور خدامحور» برسند. ماه رمضان، مقدمات اين جهش شگفتآور و اين درك والا را فراهم ميكند و از اين جهت، مبارك محسوب ميشود. درك و معرفت، موجب ايمان است؛ به همين دليل و با توجه به اين توصيه قرآن كريم كه «يا ايها الذين آمنوا، آمنوا»، ميتوان گفت كه ماه رمضان ميتواند بر ايمان قلبي افراد مشتاقي كه از آن بهرهمند ميشوند، بيفزايد. رسيدن به ايمان دوم، همان مغفرت الهي است و محروم ماندن از اين ايمان، به منزله بينصيب ماندن از بخشايش خواهد بود. از طرف ديگر، «رمضان» واقعي مانع از نفوذ شياطين در وجود انسان ميشود.
نگاه مستقيم به سوي خداوند (كه به هيچ جهتي منحرف نشود)، بزرگترين ايمني از شياطين را فراهم ميآورد و راه نفوذ را بر او ميبندد و يا به عبارت ديگر، معطوفشدن به خداوند، اجابت دعوت «فاستقيموا اليه» است كه دست شيطان را كوتاه ميكند.
نكته جالب توجه اين است كه افزايش توجهات معنوي در يك جامعه (كه ميتواند در زمانهاي تعيينشدهاي رخ دهد) منشأ تأثيري همگاني است؛ به اين معنا كه اگر در يك جامعه تعدادي از افراد، به خدا معطوف شوند (براساس يكي از مجموعه قوانيني كه در اصطلاح، روح جمعي خوانده ميشود) ديگران نيز زمينه مساعدتري براي اين رشد معنوي خواهند يافت.
ميتوان گفت همانطور كه در فصل حراج، موقعيت مناسبي براي خريد فراهم است و خريد، مبارك قلمداد ميشود، در ماه رمضان نيز كه بهخودي خود، تفاوتي با ماههاي ديگر ندارد، فضاي همخواني از خير و نيكي و طلب قرب حق ايجاد ميشود كه براساس «يدالله معالجماعه» موجب گسترش فيض الهي ميشده و ايجاد بركت ميكند. از اين نظر، اين ماه ضيافت خدا براي عدهاي كه تشنه كمال هستند، مفيد خواهد بود و براي عدهاي كه از اين فرصت استثنايي برخوردار نميشوند، بركتي نداشته، حتي گاهي زجرآور نيز بهنظر خواهد رسيد.
در پيشگاه خداوند منان كه مقيد به قيد زمان و مكان نيست، هيچ دو مكان و هيچ دو زماني تفاوت ندارد و اين عملكرد انسان است كه زماني يا مكاني را داراي فضيلت ميكند. مكاني كه به عبادت تعلق ميگيرد، از نظر عرفاني تبديل به ميكده ميشود تا در آن، ميعشق و آگاهي از خم معرفت الهي توزيع شود و زماني كه تحتتأثير روح جمعي معنويت قرار ميگيرد، ويژگي و اثرات معنوي خاصي مييابد. اما براي بهرهمندي از چنين زمانها و مكانهايي خواست هر فرد تعيينكننده است.
يكي از لوازم زمينهساز تحول در ماه رمضان، روزه است. در اديان پيشين، روزه چشم، روزه زبان، روزه انديشه و... انسان را به ترك عادات مربوط به چشم، زبان، انديشه و... دعوت كرده است. در دين آخر نيز، روزه در راستاي ترك عادت نقش مهمي ايفا ميكند. از اين نظر، روزه برنامهاي براي بهبودبخشي به ابعاد بينشي انسان است كه رنگ تعلق را از او ميگيرد تا به سمت بيرنگي رود و علاوه بر اين وجه دروني و معرفتي، با ترك عادات ظاهري مانند عادت خوردن و آشاميدن (كه 11 ماه از الگوي زماني ثابتي تبعيت ميكند)، كمك ميكند كه چيدمان نرمافزارهاي وجود انسان بهگزيني (اصلاح) شود.
با توجه به عادتپذيربودن انسان، اكثر قريب به اتفاق مردم، به نوعي معتاد به شمار ميروند و نيازمند تنظيم الگوي نرمافزاري انديشه و رفتار خود هستند. به اين لحاظ ميتوان گفت كه ماه رمضان، دوره ترك اعتياد است. زيان ناشي از عادت را در 2جنبه ميتوان شناسايي كرد؛ يكي اينكه عادت به امور صواب (آنچه در جهت كمال است) ارزش و اثر پرداختن به اين امور را كاهش ميدهد و بهطور كلي، انسان را دچار تعلق خاطر نسبت بهخود اين امور كرده، از نگاه به معبود بازميدارد و ديگر اينكه عادت به هر چيز، نرمافزارهاي وجود انسان را دچار چرخه اطلاعاتي معيوبي ميكند كه براي وجود او مضر است.
روزه باعث شكستهشدن همه برنامههاي شرطي (اگر اين، آنگاه آن) يعني ممانعت از تداوم عادت و ايجاد اين چرخه اطلاعاتي معيوب ميشود. وجود چنين چرخه معيوبي، بين كالبدهاي درهمپيچيده وي منافذي ايجاد خواهد كرد و اين منافذ، محلهايي براي نفوذ موجودات غيرارگانيك خواهند شد. يكي ديگر از فوايد روزه، مربوط به آثار اجتماعي آن است. طبق تعاليم ديني، روزه زكات بدن محسوب ميشود. زكات، نوعي مراوده با هستي بوده، براساس آن، لازم است در ازاي هر چه از هستي گرفته ميشود، بخشي از آن يا چيزي كه به آن مربوط ميشود به هستي بازگردد؛ بنابراين، زكات به انديشه، مال، بلوغ فكري و هر آنچه به ما بخشيده شده، تعلق ميگيرد. زكات بدن اين است كه در ازاي رفع نياز غذايي خود در طول يك سال، قدري از خوراك يك ماه آن (سي وعده غذايي) به نيازمندان اختصاص يابد و با اين ترك عادت، سلامتي آن حفظ شود.
بنابراين، براي كسي كه در مدت 11 ماه نگاهي به اجتماع نداشته، ماه روزه فرصتي است تا به جامعه خود (كه نسبت به آن بدهكار است) توجه كند و بخش صرفهجوييشده از روزي خود را به آن بپردازد. با رعايت اين جنبه اجتماعي روزه، بخشي از حق معلوم فقرا از دارايي اغنياء حاصل ميشود. در قديم كه جوامع انساني در روستاها يا شهرهاي كوچك مستقر بودند، همه افراد با يكديگر نوعي تعامل داشتند و به فقرا و گرسنگان رسيدگي بيشتري ميشد. اين تعامل، در جامعه ايجاد تعادل كرده، آن را از حسرتزدگي مصون نگاه ميداشت. حسرتزدگي در جامعه بر همه افراد آن اثرگذار است و انعكاس آن در روح جمعي، اغنيا را نيز از احساس خوشبختي محروم ميكند. بنابراين، ارزش جامعهشناختي و روانشناختي روزه قابل انكار نيست.
از اين گذشته، تعاليم ديني مانند اينكه دروغبستن به خدا، موجب ابطال روزه ميشود، از جمله درسهاي بزرگي است كه رعايت آنها روزهدار را به نتايج معرفتي قابل توجهي ميرساند. اگر معناي «الله» را بدانيم و دريابيم كه هر جزئي از اجزاي هستي، اسمي از اسماي «الله» است، آن وقت معلوم ميشود كه هتك حرمت به هريك از اجزاي هستي و عدمرعايت تقدس آن هم ميتواند دروغبستن به خدا محسوب شود. در صورتي كه بينش انسان براساس اين باور تنظيم شود و روزهداري او در اين ماه به نخوردن و نياشاميدن محدود نباشد، مسير زندگي او در جهت مطلوبي قرار ميگيرد و گر نه، براي او رمضان تفاوتي با ماههاي ديگر سال نخواهد داشت.