روسيهو قفقاز- عارف واحدناوان:
مراسم تحليف رياستجمهوري قرقيزستان در نيمه اول مردادماه با شليك 12گلوله توپ بهآرامي برگزار شد و قربان بيك باقياف براي بار دوم روي صندلي رياستجمهوري اين جمهوري فقير آسياي مركزي تكيه زد.
اگرچه اين مراسم بسيار آرام برگزار شد اما صداي شليك گلولههاي توپ همانند سوت آغاز بازي خطرناكي بود كه آسياي مركزي را گرفتار رقابت نظامي كرده است.
مخالفان دولت قرقيزستان معتقدند كه در انتخابات اخير رياستجمهوري بهصورت گسترده تقلب شده است. آنها سلامت اين انتخابات را زير سؤال بردهاند و از پذيرش نتيجه انتخابات خودداري ميكنند.
آلماز بيك آتامبايف، رهبر مخالفان كه در اين انتخابات تنها 8درصد آرا را بهدست آورد تمام كوششهاي خود را بهكار بست تا انتخابات را ملغي كند. وي از رهبران ديگر كشورها خواست كه مراسم تحليف رياستجمهوري باقياف را تحريم كنند اما در اين راه هرگز موفق نشد و طرفداران وي نيز نتوانستند جادهها را به روي رهبران كشورهاي «سازمان پيمان امنيت جمعي» كه قرار بود در بيشكك نشستي داشته باشند، ببندند.
در شرايطي كه مخالفان، برگزاري انتخابات اخير رياستجمهوري را يك فريب بيشرمانه ميدانند اما باقياف با بهدست آوردن بيش از 76درصد آرا روي صندلي رياستجمهوري قرقيزستان 5/5ميليون نفري نشست. وي از همان ابتداي كار به مردم قول داد به تمام وعدههاي انتخاباتياش عمل خواهد كرد و اصلاحاتي را در سيستم رهبري، نيروهاي مسلح، ارگانهاي حقوق بشر و بهويژه مدرنسازي آموزشوپرورش انجام خواهد داد. پس از انتخابات پرحرفوحديث رياستجمهوري، مخالفان بهسرعت سركوب شدند و كشورهاي خارجي كه حوادث اين جمهوري كوچك آسيايي مركزي را زير ذرهبين گرفته بودند روي خوش به مخالفان نشان ندادند.
گروه اپوزيسيون قرقيزستان چشمهايش را به حمايت رهبران مسكو دوخته بود اما كرملين هرگز حاضر نشد بار اغتشاشات و ناآرامي روزهاي انتخاباتي بيشكك را به دوش بگيرد. البته روسها مزد عدمحمايت از اغتشاشگران را گرفتند زيرا قربان بيك باقياف به پاس مهربانيهايي كه رهبران مسكو با او كردند با ايجاد دومين پايگاه نظامي در خاك قرقيزستان موافقت كرد. صدور اين فرمان از سوي رهبر پيروز انتخابات قرقيزستان اگرچه موجب برتري روسيه بر آمريكا در منطقه شد و توازن نيروها را به سود مسكو تغيير داد اما آمريكاييها نيز بيكار ننشستند.
بلافاصله ديويد پترائوس، فرمانده مركزي نيروهاي آمريكا در خاورميانه و آسياي مركزي به ازبكستان رفت و با مقامهاي اين جمهوري كه سخت از روابط نظامي مسكو - بيشكك ناخرسند هستند ملاقاتهاي جداگانهاي كرد. پترائوس ساعتها با اسلام كريماف، رئيسجمهوري مقتدر ازبكستان پشت درهاي بسته گفتوگو كرد. اگرچه هيچ خبري از نتيجه اين گفتوگوها به بيرون درز نكرد اما حوادث بعدي گوياي اين حقيقت تلخ براي روسها بود كه ازبكها نرمشهايي براي بازگشت دوباره نظاميان آمريكايي به كشورشان از خود نشان دادهاند.
نخستين پيامد سفر ديويد پترائوس به تاشكند، اعلام انصراف ازبكستان از حضور نظامي در مانور نيروهاي مشترك پيمان امنيت جمعي بود. روسها برگزاري مانور را بهمدت يك هفته عقب انداختند تا شايد مقامهاي ازبك را براي شركت در اين مانور متقاعد كنند اما گويا مرغ ازبكها يك پا داشت. سرانجام بدون حضور نيروهاي نظامي جمهوري ازبكستان اين مانور تحت عنوان «مشاركت 2009» برگزار شد.
اين مانور كه جزو نخستين تمرينهاي نظامي مشترك نيروهاي واكنش سريع است براي مسكو اهميت فراواني دارد و از اينرو آنها حتي حاضرشدند كه پيششرطهاي اسلام كريماف براي مشاركت نيروهاي ازبكستان در اين مانور مشترك را بپذيرند و براي اين هدف امتيازهايي را به رهبران ازبكستان دادند.
اسلام كريماف معتقد است چارچوب وظايف نيروهاي واكنش سريع مشخص نيست. در واقع طرح اين مسئله از سوي كريماف بهانهاي براي نشان دادن خشم ازبكستان به طرحهاي روسيه براي ايجاد پايگاه دوم نظامي اين كشور در خاك قرقيزستان است.
اين پايگاه كه در فاصله 10كيلومتري مرزهاي ازبكستان ساخته شده است پرستيژ اين جمهوري را بهعنوان ژاندارم منطقه زير سؤال برده است. در آن سو روسها ميكوشند تا به مقامهاي ازبك اطمينان بدهند كه هدف از ايجاد پايگاه دوم در خاك قرقيزستان، صلحجويانه و مبارز ه با تروريسم است و اين هدف هرگز متوجه ازبكستان نيست اما واقعيت اين است كه جمهوري ازبكستان به قرقيزستان به چشم يك رقيب نگاه ميكند و هرگز تمايل ندارد مواضع كشور رقيب تقويت شود.
آنها دوست دارند نقش ژاندارمي منطقه را ايفا كنند و براي اين كار دست به دامان آمريكاييها شدهاند.
با درنظرگرفتن شرايط حاكم بر منطقه آسياي مركزي بازگشت دوباره آمريكاييها به ازبكستان دور از ذهن نخواهد بود. بسياري از كارشناسان بر اين عقيدهاند كه مقامهاي ازبكستان چنان از عملكرد نظامي روسها در منطقه ناخشنودند كه حاضرند حوادث 4 سال پيش انديجان را فراموش كنند. در شورشهاي انديجان كه دولت مركزي ازبكستان را به وحشت انداخت كاخ سفيد، تاشكند را بهشدت تحت فشار گذاشت. اين جمهوري بهدليل نقض حقوق بشر و سركوب شورشيان به وسيله كشورهاي غربي منزوي شد.
بهدنبال اين موضعگيريهاي غربيها بود كه در سال 2005 پايگاه نظامي و هوايي آمريكا در خانآباد تعطيل شد. از آن پس روابط واشنگتن و تاشكند رو به تيرگي رفت و در مقابل، روسها تلاشهاي خود را براي گرفتن جمهوري ازبكستان زير چتر حمايتي خود بهكار بستند. اما با وقوع حوادث اخير بهنظر ميرسد تير روسها به سنگ خورده است. دولت ازبكستان در پي آن است كه فصل تازهاي از روابط با ايالات متحده آمريكا را بگشايد؛ از همين رو اين احتمال وجود دارد كه پايگاه نظامي – هوايي آمريكا دوباره در اين جمهوري گشايش يابد.
اما ضديت ازبكستان با روسها و قرقيزها تنها به بهبود روابط با آمريكا تمام نميشود بلكه آنها در نظر دارند در طرحهاي پيمانهاي بعدي نيز به مسكو پشت كنند. هماينك زمزمه شركتنكردن ازبكستان در رزمايش سازمان شانگهاي به گوش ميرسد.
چندي پيش مجلس عالي اين جمهوري سندي را درباره چگونگي و سطح مشاركت اين كشور در رزمايشهاي مشترك ضدتروريستي سازمان شانگهاي تصويب كرد كه اگر به وسيله اسلام كريماف امضا شود بهصورت قانون درميآيد. محتواي اين سند بر ممنوعيت اعزام نيروهاي نظامي اين جمهوري به خارج از چهارچوب جغرافياي ازبكستان تاكيد دارد.
البته دولت ازبكستان اين اواخر بارها اعلام كرده است كه قصد دارد بهصورت محدود در اين رزمايش شركت كند و تنها نقش ناظر اين رزمايش را بر عهده بگيرد.
بهنظر ميرسد طرح چنين مسائلي به اين معناست كه دولت ازبكستان از هماكنون زمينههاي لازم را براي عدممشاركت در رزمايش نظامي سازمان شانگهاي- كه اين جمهوري ششمين عضو آن است- را پيريزي ميكند. شايد بايد پذيرفت كه اسلام كريماف با انجام يك بازي زيركانه قصد دارد هم با آمريكا رابطه دوستانه برقرار كند و هم از روسها امتيازهاي لازم را بگيرد.
به هر حال از حوادث اخير قرقيزستان و شايعه تقلب گسترده در انتخابات رياستجمهوري اين جمهوري كوچك، اين دولت ازبكستان است كه نهايت بهره را ميبرد زيرا قربان بيك باقياف براي جلوگيري از حمايت شورشيان به وسيله مسكو با شرط روسيها مبني بر راهاندازي دومين پايگاه نظامي در خاك اين جمهوري موافقت و جايگاه خود را در برابر مخالفان مستحكم كرد. در آن سو جمهوري ازبكستان بهانههاي لازم براي مخالفت با روسها را بهدست آورده و اين اقدام روسيه را دستاويزي براي ازسرگيري روابط سياسي و نظامي گسترده با آمريكا قرار داده است.
با اين وجود بايد اعتراف كرد كه آسياي مركزي ناخواسته به سوي رقابت نظاميگري ميرود. بازي بزرگ را اين بار جمهوريهاي كوچك آغاز كردهاند.