از شهرنشيني تا... تمدن شهري
فاطمه انصاري مهابادي:
در طول 10هزارهاي كه ما را از انقلاب نوسنگي جدا ميكند گونههاي متفاوتي از شهر، پديد آمده است كه هريك از آنها داراي گروهي از مشخصات فرهنگي بودهاند. هرچند شهرها، به واقعيتي يكسان تبديل شدهاند، اما نميتوان تأثير آن را از لحاظ انساني بر وضعيت كنوني شهرها ناديده گرفت. روند شهرنشيني شهرنشيني به وسعت امروز پديدهاي تازه است كه جهان را تحت تاثير و سلطه خود گرفته است. حدس ميزنند در سال 1800كمتر از 3درصد مردم جهان در شهرها زندگي ميكردهاند. اين نسبت تا سال 1950 تا25درصد افزايش يافت. درجه بالاي شهرنشيني طي اين دورهها به توسعه صنعتي در كشورهاي توسعه يافته وابسته بود و شهرهاي بزرگ به عنوان كانون اصلي صنايع، فعاليتهاي تجاري و فرهنگي شناخته ميشدند. هم اكنون شهرهاي كشورهاي توسعه يافته سالانه با 1.7 درصد و شهرهاي در حال توسعه با بيش از 4درصد در حال رشد هستند. از ديدگاه تحليلگران، شهرها به خاطر تنوع نقشها، حرف و كاركردهاي خود اقشار مختلف را جذب كردهاند. در اين حركت حتي برخوردهاي فرهنگي نيز صورت گرفته است. كشورهاي در حال توسعه بعد از جنگ دوم جهاني با شكل گسترده شهرنشيني روبهرو شدند و فرآيند شهرنشيني به شكلي شتاب زده روبه فزوني است كه 3دليل را براي آن ذكر ميكنند: 1- رشد بالاي زاد و ولد 2- مكانيزه شدن و تغيير ساختارهاي اقتصادي كشاورزي و بيرون رانده شدن كشاورزان از روستاهايشان 3- تبديل شهرها به تنها اميد براي فقرزدگي. روند شهرنشيني در ايران شكل عمده زيست، در ايران همواره روستانشيني بوده و اين امر تنها طي 2دهه اخير تغيير كرده است. تا سال 1362 در تقسيمات كشوري،آستانه جمعيت عامل اصلي تعيين شهر بوده است. با اين تعريف پس از سال 62، شاخص تعيين شهر، وجود شهرداري بود، اما از نقطه نظر علوم اجتماعي،ملاك تشخيص روستا از شهر را نميتوان به شاخصي اداري محدود كرد. روستا يك واقعيت زيستي فرهنگي است كه ميتوان آن را در گروه بزرگي از خصوصيات تشريح كرد. اين ويژگيها گرچه در محيط فيزيكي روستا شكل ميگيرد اما ميتواند به محيطهاي ديگر از جمله شهر انتقال يابد. رابطه شهر و روستا در ايران نيز به اين گونه بوده است. اشكال فرهنگي و شيوههاي زيستشهري به شدت در روستاها رايج شده و ورود گسترده روستائيان به شهرها در عين حفظ بخش بزرگي از باورها، روشها و شيوههاي زيستي روستايي در شهر، به آنها امكان داد كه شهرها را دگرگون كنند و گاه شهرهاي روستاي پديد آورند. شهرنشيني يا شخصيت شهري گرچه بسياري از شهرنشينان به ظاهر، هويت شهري دارند ليكن به آن معنا نيست كه صاحب تمدن شهري هم هستند. صاحبنظران، شهرنشيني را متفاوت از تمدن شهري تعريف ميكنند. شهرنشيني پديدهاي است كه در حيطه «رشد» اما تمدن شهري مرتبط با «توسعه» مورد بررسي قرار ميگيرد. در تمدن شهري همچنانكه مردم همواره احساس عميقتر درباره چگونگي ظاهر شهرهاي خود دارند به همان اندازه هم به توسعه اقتصادي ميانديشند. در شهرهاي كشورهاي در حال توسعه با وجود تشابهات، تفاوتهاي قابل ملاحظهاي ميان ساكنان ديده ميشود كه اين امر معلول مهاجرتهاي بيقاعده به شهرهاست و اين جمعيت كه «روستاييان شهري» ناميده ميشوند گرچه در پي فرصتهاي شغلي به شهر آمدهاند اما ميان توسعه اقتصادي شهر و شهرنشيني آنها همبستگي اندكي مشاهده ميشود. اينان فقط در شهر زندگي ميكنند ولي به روشهاي متداول در موطن خود عمل ميكنند. بنابراين نسبت شهرنشينان ميزان شهري بودن و شخصيت شهري آنان را نمايان نميسازد. رفتارهايي كه در شيوه استفاده از اموال عمومي شهر، رفتار ترافيك شهري، آپارتمان نشيني وجود دارد ميزان شخصيت و حيات مدني ساكنان را به تصوير ميكشد. حيات مدني در پلاك ساختمانها، بيمارستانها، ادارهها و مدارس رخ نميدهد بلكه در فضاي عمومي شهر شكل ميگيرد. در حيات مدني و تمدن شهري نوعي تداوم تاريخي ديده ميشود كه به ويژه در شهرهاي قديمي نمايان است. قديمي بودن نوعي احساس امنيت به شهروندان ميدهد كه حاصل احساس تداوم در زمان است. قدمت شهرنشيني باعث ميشود تا فضاي شهري مناسب داشته باشيم و اين در حالي است كه شهرنشينان جديد نتوانستهاند بين آنچه انتظار دارند و آنچه وجود دارد تعادلي برقرار كنند لذا در بسياري از نقاط شهري ما، خيابانها و معابر كم ظرفيت، باريك و غير مجهزند. برخلاف شهرهاي غربي در شهرهاي ما غالب مهاجران جايي كه حاشيه گندابيشهر ناميده ميشود ساكن شدهاند. در جوامعي كه شهرنشيني به طور منظم صورت گرفته است و در آن موازين و استانداردها به خوبي رعايت شده است،افراد داراي بهرهوري بالايي هستند كه اين خود، مطلوبيت اجتماعي ايجاد ميكند و اين مطلوبيت، تكامل رفتاري و شخصيتي شهروندان را تضمين ميكند. تهران با حيات يا بيحيات مدني تهران شهري است كه شناسههاي هويتي بافتهاي تاريخي، كوچههاي آشتيكنان و محلههاي خاطره انگيزش را به بهاي ساختمانهاي بيهويت و بدقواره باخته است، كه نسبت فرهنگي هم با پايتخت ندارند. محلههاي آن پر از ساختمانهايي است كه ساكنان آن از گذشته اين شهر، هيچ نميدانند. آنها به ديروز و امروز و همه لحظههايي كه در حصار مرزهاي تهران ميگذرانند كمترين تعلقي ندارند، اما تهران قديم و مناسبات اجتماعي آن آكنده بود از خصايصي كه ميل صميميت و نزديكي ذهنيتها را به دنبال داشت. اما در تهران جديد، فايده گرايي به جاي همگرايي نهادينه شده است. از سويي شهر اين امكان را به ما ميدهد كه در عين حال كه هويت محلهاي و سبكهاي مختلف را تجربه ميكنيم همه اين محلهها و سبكها را با هم هماهنگ كنيم. بايد محلههايي پديد آوريم كه شهرونداني با علائق و ذهنيت شبيه به هم در آن ساكن شوند. اين به ما كمك ميكند تا هم هويت محلهاي را احيا ميكنيم و هم از بروز آسيبهاي اجتماعي ناشي از شهرنشيني جديد پيشگيري كنيم. لذا بايد براساس تفاوتهاي موجود شرايط زيستشهري را فراهم كنيم كه آدمهايي كه به هم شبيهترند و دوست دارند با هم زندگي كنند در يك محله گرد هم آيند. براي جلوگيري از مشكلات فعلي نيازمند به برگشت تفكر محلهاي هستيم تا ارزشهاي سنتي كه شهرسازي مدرن سبب از ميان رفتن آن شد و هويت محلهاي رو به نابودي گذاشت را احيا كنيم. وقتي مردمي كه در يك محله زندگي ميكنند دغدغهها و تعلق خاطري نزديك به هم داشته باشند بيشتر نسبت به آن دلسوزي ميكنند. در كشورهاي توسعه يافته، همگام با توسعه شهرها به توسعه روستاها نيز توجه كردهاند و اين راه حل مناسبي است كه به طور طبيعي روند مهاجرت را كاهش ميدهد. نمونه موفق آن را ميتوان در 2شهر مسكو و لنينگراد مشاهده كرد كه براساس اين راهكار، اجراي سيستم پاسپورت داخلي كه مهاجرت روستائيان را به شهر مسكو و لنينگراد محدود ميكرد اجباري شد و اقامت اختياري در شهرهاي بزرگ از مهاجران سلب شد و براي دانشجوياني كه نميخواستند به طور دائمي در شهرهاي بزرگ اقامت كنند پاسپورت موقتي صادر ميشد.
شايد هم راهحلهاي اجباري در حل مشكل شهرنشيني انگلي راهگشا باشد.
تاریخ ورود
خبر:
12 آذر 1386 ساعت 10:12
تاریخ تایید: 12 آذر 1386 ساعت 11:54
تاریخ به روز رسانی:
12 آذر 1386 ساعت 11:53
لینک خبر:
http://hamshahrionline.ir/News/?id=39806