دو قدم جلوتر از نوبل
احسان حضرتي:
رمان «بيابان» اثر ژان ماري گوستاو لوكلزيو كه طي چند روز آينده چاپ سوم آن منتشر خواهد شد، براي نخستين بار در سال 1377 با ترجمه آزيتا همپارتيان به بازار كتاب راه يافت. اما آنچه انگيزه اصلي گفتوگوي ما با همپارتيان شد ترجمه آخرين رمان لوكلزيو با عنوان «آفريقايي» است كه به تازگي از سوي نشر نيلوفر منتشر شده است. درست است كه لوكلزيو در ايران معرفي نشده بود اما او بهعنوان يك نويسنده توانمند در فرانسه كاملا شناخته شده بود و حتي رمان «صورت جلسه» كه لوكلزيو آن را در سن 23 سالگي نوشته، برگزيده جايزه ئتوفراست رنودو شده بود. نه! نميشود اين طور قضاوت كرد. اين به وضعيت نشر و سلايق ادبي خاص آن كشورها مرتبط ميشود اما شايد اين مسئله كه لوكلزيو هيچ وقت نويسنده جنجالياي نبوده و اساسا شخصيت مردم گريزي دارد و هميشه هم مخاطبان خاصي داشته است، در ايجاد اين وضعيت بيتاثير نباشد. حتي در خود فرانسه هم اوايل خيلي كارش را جدي نميگرفتند چون آثار او به معناي شوخي كلمه خيلي روشنفكرانه نيست و با ديدي عرفاني به مسائل و دنيا نگاه ميكند اما به هر حال اصالت و درخششي كه در آثار او هست سرانجام موقعيت لوكلزيو را بهعنوان يك نويسنده خلاق و نوآور در جامعه ادبي فرانسه تثبيت كرد. جنبش رمان نو واقعا تعريف مشخصي ندارد و طيف وسيعي از نويسندگان مثل ساروت دوراس، بوتور، رب گريه و... را دربر ميگيرد. در واقع منتقدان وقتي نميدانستند نويسندگان بعد از كامو و قرن بيستميها را كجا بگذارند در جرگه بسيار متنوع رمان نو قرار ميدادند. به همين دليل هم هست كه نميشود نقطه مشترك مشخصي ميان نويسندگان جنبش رمان پيدا كرد. از ميان بيشمار تئوريهاي ترجمهاي كه وجود دارد من هوادار نظريهاي هستم كه ميگويد مترجم بايد فروتنانه پشت سر نويسنده قرار بگيرد و او را در قالب اثرش معرفي كند. بهنظر من اگر سبك و استيل ويژه نويسنده بازسازي نشود ترجمه در بهترين حالت ميتواند اقتباسي از اثر اصلي باشد. لوكلزيو بر خلاف بسياري از نويسندگان، مرد سفر است و مدام از اين كشور به آن كشور ميرود؛ گاهي در فرانسه و چند ماهي در مكزيك و آمريكا. او پيوسته در حال كشف رويدادهاي شخصي است و آنچه برايش مهم است انسان و انسانيت است.
تاریخ ورود
خبر:
16 دی 1387 ساعت 10:05
تاریخ تایید: 16 دی 1387 ساعت 11:30
تاریخ به روز رسانی:
8 دی 1388 ساعت 14:08
لینک خبر:
http://hamshahrionline.ir/News/?id=76785