پنج شنبه 29 شهریور 1397 | به روز شده: 6 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 29 مرداد 1391 - 19:00:33 | کد مطلب: 181572 چاپ

آشنایی با مدل رمزگذاری و رمز گشایی استوارت هال

ارتباطات > رسانه و روزنامه‌نگاری - نویسنده استوارت الن*ترجمه یونس شکرخواه:
بر اساس نظریه‌های استوارت هال اگرچه کدگذاری و کدگشایی (encoding-decoding model) پیام اخبار تلویزیونی لحظات متمایز شده‌ای هستند (به این معنی که کاملاً متقارن یا شفاف نیستند)، اما با مناسبات اجتماعی فرایندهای ارتباطی، به مثابه یک کل، با یکدیگر در ارتباطند.

با وجود این، پیش از اینکه این نوع گفتمان بتواند تأثیراتی داشته باشد، باید با گفتمانی که به لحاظ شخصی از سوی بینندة تلویزیون با آن مرتبط شده است، رابطه داشته باشد تا بتواند به طرز معنی‌داری رمزگشایی شود.

از دیدگاه استوارت هال، این مجموعه معانی رمزگذاری‌شده هستند که تأثیر می‌گذارند، سرگرم می‌کنند، آموزش می‌دهند و یا وسوسه می‌کنند و دارای پیامدهای ادراکی پیچیده شناختی، عاطفی، ایدئولوژیک یا رفتاری هستند.

هال معتقد است رمزگشایی در سه موقعیت فرضی مختلف ساخته می‌شود؛ این موقعیت‌های قرائتی یکسان که همه در هنگام رمزگشایی حضور دارند، در ارتباط با اخبار تلویزیونی به شرح زیر قابل تفکیک هستند:

1. هنگامی که بینندة یک گزارش تلویزیونی، پیام را هماهنگ با رمزگذاری آن رمزگشایی می‌کند، در موقعیت هژمونی مسلط قرار می‌گیرد. هال معتقد است در این موقعیت، معنی اقتدارگرایانه، بی‌طرفانه و حرفه‌ای اخبار به عنوان امری طبیعی و بدیهی پذیرفته می‌شود و بیننده‌ای که تحت تأثیر این ذهنیت القایی حاکم بر اخبار قرار می‌گیرد، توصیف هژمونیک موقعیت را از جنبه ایدئولوژیک بازتولید می‌کند.

2. در آنچه که استوارت هال آن را موقعیت مذاکره شده می‌خواند، بیننده مفهوم مورد نظر اخبار تلویزیونی را درک می‌کند، ولی آن را بدیهی و طبیعی نمی‌پندارد. با اینکه بینندگان مشروعیت کلی گزارش را به عنوان یک گزارش واقعی می‌پذیرند، تناقض‌ها، تضادها و تفاوت‌ها را در درون بافت و گستره شخصی خود تعریف و تعیین می‌کنند. از دید آنها، گزارش‌ها می‌کوشند یک برداشت و تفسیر را نسبت به سایر برداشت‌ها به طرزی ارجح‌تر ارائه کنند.

3. آخرین موقعیت قرائت در واقع موقعیتی مبتنی بر رمز مخالفت است. در این حالت، بیننده منطق مسلط ـ هژمونیک را به شیوه‌ای درک می‌کند که عامل آن منطق را به طور مستقیم به چالش بکشد. هال بیننده‌ای را مثال می‌زند که در حال پیگیری مناظره‌ای تلویزیونی در زمینة نیاز به کاهش دستمزدهاست ولی هر بار که در این مناظره اصطلاح منافع ملی مطرح می‌شود، وی آن را منافع طبقاتی تعریف و تعبیر می‌کند.

باید در نظر داشت که این موقعیت‌های قرائت ایده‌آل‌گونه صرفاً برای ایجاد شفافیت در تحلیل ارائه شده‌اند و موقعیت‌ها و مواضعی نیستند که عملاً تجربه شده باشند. ارتباط بیننده با برنامه‌های خبری تلویزیونی معمولاً مجموعه پیچیده‌ای از موقعیت‌ها و مواضع متضاد را به دنبال دارد؛ زیرا درک معنا همواره به مناسبات اجتماعی معنایی به کار گرفته شده وابسته است.

مدل رمزگذاری ـ رمزگشایی این امکان را می‌دهد تا مقوله جبر متنی به عنوان فرایندی ناهمگن و سیال مطالعه شود و در عین حال راه‌هایی که باعث می‌شوند این مقوله در بطن مناسبات قدرت جای گیرد نیز از نظر دور نمانند

مدل رمزگذاری ـ رمزگشایی این امکان را می‌دهد تا مقوله جبر متنی به عنوان فرایندی ناهمگن و سیال مطالعه شود و در عین حال راه‌هایی که باعث می‌شوند این مقوله در بطن مناسبات قدرت جای گیرد نیز از نظر دور نمانند؛ بدین ترتیب، نه جایگاه بیننده اخبار تلویزیون تا سطح یک قربانی منفعل و تن‌سپرده به آنچه ایدئولوژی حاکم از طریق متن دیکته می‌کند تنزل می‌یابد و نه بیننده آنچنان مقتدر می‌شود که بتواند برداشت‌های گوناگون از یک متن داشته باشد.

مدل رمزگذاری ـ رمزگشایی این فرایند پویا را به فرایندی تبادلی تشبیه می‌کند که در چارچوب پارامترهای تغییرپذیر و مشروط انجام می‌شود. بنابراین، این مدل می‌تواند طیفی از موقعیت‌های بالقوه را به صورت اجمالی ارائه کند.

Stuart Allan*

در همین زمینه: