دوشنبه 1 آبان 1396 | به روز شده: 11 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 12 مهر 1396 - 14:16:59 | کد مطلب: 384190 چاپ

سرلشکر صفری: اگر ایران نبود، اقلیم کردستان در برابر داعش سقوط می‌کرد

دفاع > امنیت - همشهری آنلاین:
دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا گفت: آخرین حمایت ایران از کردهای عراق مربوط به پیشروی داعش تا حدود ۳۰ کیلومتری اربیل می‌باشد و داعش بدنبال سقوط اربیل ، مرکز اقلیم کردستان بود.

به گزارش تسنیم، سرلشکر سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در ابتدای  جلسه  درس مقطع دکتری یکی از دانشگاه های کشور  در تبیین محیط بین الملل و نقش جمهوری اسلامی ایران در فضای منطقه ای  و با اشاره به رویدادهای دهه حاضر به پیشینه روابط جمهوری اسلامی ایران و رژیم شاهنشاهی با کردهای کشور عراق اشاره کرد و گفت: دولت عراق تا جنگ جهانی اول  زیر  مجموعه امپراطوری عثمانی بود، ازسال 1920 در تقسیماتی که بین انگلیسی ها و فرانسوی ها شد  حاکمیت بر عراق را انگلیسی ها  عهده دار شدند و مردم عراق مبارزات زیادی را  شروع کردند و سرانجام  در سال 1932 دولت عراق  بعنوان یک کشور مستقل  و پادشاهی شکل گرفت و ملک فیصل اول را  انگلیسی ها از اردن  در عراق بر سر کار آوردند.

 وی افزود: در کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم  در سال 1958 میلادی  رژیم پادشاهی عراق به رژیم جمهوریت تغییر پیدا کرد  ودر سال 1968 پس از چند کودتا ، توسط  آخرین کودتا در سال 1968 ژنرال حسن البکر  و حزب بعث عراق به روی کار آمد  و حسن البکر رئیس جمهور عراق شد و با  معاونش صدام حسین بر مسند امور تکیه زد.

وی با اشاره به تشدید تنش ها در  سال 1968 مابین ایران و عراق ادامه داد: از سال  1968 تنش ها بین عراق و ایران شدت پیدا کرد ، هم تنش های مرزی و هم ادعاهایی که آنها داشتند و هم  عراقی ها از مبارزین ایران حمایت می کردند و ایران هم از کردهای  عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی  حمایت می کرد.در عراق هم دو جریان وجود داشت ، یکی اتحادیه میهنی به رهبری جلال  طالبانی و دیگری حزب دموکرات های عراق که ملا مصطفی بارزانی آنرا رهبری می کرد و ایران از هر دو گروه در مقابل حملات نظامی رژیم بعث عراق  به شمال  داشت حمایت می کرد.

وی افزود: در سال 1975 قرارد اد  همه جانبه ای  بین ایران و عراق  بسته شد که در آن قرارداد علاوه بر آنکه اروند رود ،  خط تالوگ یا خط القعر مقرر گردید  مطابق یکی دیگر از بندهای قرارداد مقرر شد ایران از مخالفین  عراق حمایت نکند و عراق نیز از مخالفین ایران حمایت نکند و بنابر این ملا مصطفی بارزانی و تعدادی از کردهای عراق وارد ایران شدند و تعدادی از آنها در پیرانشهر و اشنویه ساکن شدند و حتی تعدادی از آنها در کرج تهران مستقر شدند  و پس از آن ایران از جریان ملا مصطفی بارزانی و کردهای عراق حمایت نکرد.

اهم اظهارات سرلشكر صفوي به اين شرح است:

*تا قبل از جنگ تحمیلی  و هم اکنون عقبه های ضد انقلاب کردی ما در مناطق کردی عراق  مستقر بود و از حمایت  دولت عراق برخوردار بود،  جمهوری اسلامی  چه قبل از جنگ و چه بعد از جنگ  زمانی که عراق برای سرکوب کردهای عراق وارد شد هم از کردهای بارزانی و هم از اتحادیه میهنی به رهبری جلال طالبانی حمایت کرد  و تقریبا در 8 سال دفاع مقدس حمایت مالی و تسلیحاتی زیادی از آنها داشتیم و حتی مجروحین آنها را در داخل ایران مداوا می کردیم  و  در اواخر جنگ که عراق حلبچه را بمباران کرد و حدود 5 هزار نفر از  مردم حلبچه در اثر بمباران شیمیایی کشته شدند ، تعداد  زیادی از کردهای عراق در منطقه سلیمانیه به ایران پناه آوردند  و ما در مناطق مرزی آنها را اسکان دادیم.

*طی 50 سال گذشته  از رژیم شاهنشاهی تا هم اکنون که سی و نه سال  از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ، حمایت ایران از کردهای عراق ادامه داشت و آخرین حمایت جمهوری اسلامی ایران از کردهای عراق مربوط به پیشروی داعش تا حدود 30 کیلومتری اربیل  می‌باشد و داعش بدنبال سقوط اربیل ، مرکز اقلیم کردستان بود و جمهوری اسلامی ایران بود که حمایت کرد و نگذاشت  اربیل سقوط کند و داعشی ها را با نیروی نظامی سرکوب کرد و در یک جمله ایران همواره حامی مردم کردستان عراق  چه  در گروه طالبانی و چه در گروه بارزانی بود.

*به نظر من این یک زیاده طلبی و فرصت طلبی جریان بارزانی است ، برای آنکه شخص رئیس حزب دموکرات عراق، خود   را بعنوان رهبر استقلال طلب جریان کردی  و یا رئیس جمهور آنچه که در آینده می خواهند شکل دهند ، معرفی کند و این ظرفیت  در آقای بارزانی وجود ندارد مگر با حمایت خارجی و آقای بارزانی این ظرفیت را در خود ندارد که با مخالفت  هم دولت و پارلمان عراق و  در مخالفت  با قانون اساسی عراق و هم با مخالفت سه کشور دیگر مانند ترکیه که بیش از بیست میلیون کرد را دارا می باشد و نیز دولت ایران وسوریه ، دست به این فرصت طلبی بزند و به احتمال زیاد از حمایت یک حامی برخوردار است و در این انگشت اتهام اصلی در ماجرای اقلیم کردستان و حمایت خارجی  در ایجاد تنش در این منطقه به سمت صهیونیست ها است و بعد از آن  اتها م متوجه آمریکائیها و شاید برخی از کشورهای  عربی  منطقه باشد.

*تردد صهیونیست ها گاها با پاسپورت اروپایی به شمال عراق صورت می گیرد ، روابط بارزانی ها با رژیم صهیونیستی روابط پیش رونده ای است  و ما گزارشاتی داریم که برخی از آموزشهای نظامی را رژیم صهیونیستی ارائه می کند و پروازهایی بین اقلیم کردستان و رژیم صهیونیستی برقرار است و حتی سرمایه گذاری هایی توسط صهیونیست ها در شمال عراق و بانک ها ی اقلیم کردستان انجام گرفته و مشاوره هایی  نیز توسط رژیم صهیونیستی به بارزانی ها ارائه می شود  و روابط پنهان و حتی نیمه آشکاری بین رژیم صهیونیستی و اقلیم کردستان  وجود دارد و تنها جایی که  از استقلال اقلیم کردستان حمایت کرد رژیم صهیونیستی بود ، در حالیکه  حتی سازمان ملل نیز این اقدام را  غیر قانونی اعلام کرد.

 

*تصور من این است که دولت جدیدی شکل نخواهد گرفت و بارزانی ها بدنبال گرفتن امتیازات جدیدی از دولت مرکزی عراق هستند و لیکن وجود این تنش و نا امنی باعث نا امنی منطقه و محکم شدن جای پاهای حضور آمریکا در منطقه  و حتی  افزایش  وابستگی برخی از کشورهای منطقه به آمریکا و فروش سلاح  بیشتر به کشورهای منطقه خواهد شد.

 

*مابا دولت ترکیه که دولتی با 80 میلیون جمعیت  که اکثر آنها مسلمان هستند هموارده بدنبال  روابط صلح آمیز بودیم،در برخی از مسائل  منطقه ترک ها با ایران فاصله گرفتند ، مثلا در  موضوع  نا امن سازی سوریه که هفت سال طول کشید متاسفانه ترک ها  هم مرز زمینی خود را به سمت تروریست ها باز کردند و یکی از مسیر ورود تروریست ها به سوریه از مرز ترکیه بود و هم نفت دیرالزور را شرکت هایی از ترکیه خریداری می کردند و این موضوع بدون اجازه دولت ترکیه عملی نبود،بنابر این دولت ترکیه در مساله سوریه و  با حمایت از تروریست ها از ایران فاصله گرفت  و این یک  زوایه اختلاف زا بود.

*: هم اکنون نزدیک یک سال است ترکیه با روسیه به مواضع ایران در مساله سوریه نزدیک شده است  وهمانطور که  نشست های آستانه برگزار شد ، ایران و ترکیه و روسیه  در مسائل سوریه با هم متحد شده اند و یکی از پیشرفت های امنیت سازی در سوریه با مشارکت ترکیه و ایران و روسیه حاصل شده است، مساله جدیدتری که اتفاق افتاد برهم خوردن روابط عربستان و برخی از کشورهای عربی و بستن مرزهای هوایی و زمینی  با قطر  بوده است ، در این  اتفاق ایران و ترکیه به قطر نزدیک شده اند  و حتی  در انتقال نیروهای نظامی ترکیه  به قطر  ایران همکاری کرد و این دو مساله  باعث نزدیک شدن ترکیه به ایران شد.

*در مساله  اخیر و موضوع  همه پرسی ، سفر رئیس ستاد ارتش ترکیه به ایران و ملاقات با رئیس جمهور ایران و ملاقات با  دبیر شورای عالی امنیت ملی  و رئیس ستاد  کل ایران  و سفر  در بالاترین سطح نیروهای مسلح ترکیه به ایران  و همچنین سفر آینده آقای اردوغان به ایران  باعث نزدیک شدن  و پیشروی روابط  دو کشور با یکدیگر می گردد.

 

*امیدوار هستیم روابط ایران و ترکیه  چه در مسائل امنیتی منطقه و بطور خاص در موضوع عراق و سوریه و چه در رابطه با امنیت مرزهای  ترکیه و ایران  که 484 کیلومتر مرز مشترک دارند  گسترش پیدا کند و با مشارکت کشورهای پیرامونی شمال عراق یعنی دولت سوریه ، ترکیه  و ایران و عراق مساله تجزیه و جدا سازی عراق با شکست مواجه شود و  البته دولت عراق بایستی با قاطعیت بیشتری   امنیت  کرکوک را  تامین کند و هم  مرزهای ترانزیتی از ایران به شمال عراق را کنترل کند و در نهایت  با همکاری های پیش رو من تشکیل یک دولت جدید در منطقه را در آینده نزدیک محتمل نمی دانم.

*با فوت ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان و شاهزاده جدید  به نظر می رسد ولیعهد جدید بدنبال تغییراتی در داخل کشور و  منطقه است ، نزدیکی سعودی ها به رژیم صهیونیستی  و کمک گرفتن از صهیونیست ها در رابطه با یمن و بهم زدن رابطه خود با قطر وپیش  شرط قطع رابطه قطر با ایران  توسط عربستان از جمله مسائل دارای اهمیت در موضوع عربستان سعودی است .

*نقش سعودی ها  در حمایت از  تروریست ها در سوریه و در عراق و هم نقش اعزام  نیروی تروریست و کمک مالی سعودی  ها در حمایت از تروریست ها و ایجاد ناپایداری در حکومت بشار اسد  واضح است و البته اقدام سعودی ها نا کام ماند و همه اینها نشان می دهد این نوع  دامن زدن به تنش های منطقه ای به ضرر سعودی ها است و سعودی ها  نه در جنگ یمن و نه در  حمایت از تروریست های سوریه  و عراق منافعی به دست نیاورده اند و سیاست های  منطقه ای آنها با شکست مواجه شده است.

*ایران می خواهد با عربستان روابط صلح آمیز داشته باشد و بدنبال حذف تنش های فی مابین است  چرا که تنش های منطقه ای به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی است و در اثر این تنش ها آقای ترامپ 400 میلیارد دلار قرارداد نظامی و غیر نظامی منعقد می کند و هرچه ایران و عربستان پیوندهای بیشتری با یکدیگر برقرار  و روابط صمیمی دو جانبه ای داشته با شند   این اقدامات به نفع مصالح دو کشور و به نفع ثبات و صلح  منطقه و منجر به امنیت پایدار در منطقه بدون حضور قدرت های فرامنطقه ای و بطور خاص آمریکائی های می شود.

*ائتلاف ایران  توانست هم عراق و سوریه را به ثبات امنیتی برساند  و این توطئه که عمدتا برای  از بین بردن زیر ساخت های حیاتی عراق و سوریه طراحی شده بود و در جهت امنیت سازی برای رژیم صهیونیستی بکار گرفته شده بود را با شکست مواجه سازد، البته در این  مدت 7 سال  کمتر حادثه ای در سرزمین های اشغالی رخ نداد و در حقیقت  رژیم صهیونیستی از اینکه کشورهای محور مقاومت  مانند سوریه و حزب الله لبنان تضعیف شوند و خودش در امنیت بسر ببرد بیشترین سود را برد.

* سوریه پس از داعش برای بازسازی زیر ساخت های حیاتی خود حداقل به 400 میلیارد دلار اعتبار نیاز دارد و تقریبا اکثر شهرهای آن از بین رفته است و در عراق نیز گاها همین شرایط را داریم.

*اگر بتوانیم راه آهن را از مرز خسروی به بغداد و یا خرمشهر به بصره  متصل کنیم  و راه آهن ایران ، عراق - سوریه به مدیترانه متصل گردد  این یک مفهوم اقتصادی دارد که ما کشورهای آسیای میانه را  مدیترانه متصل کرده ایم و این کشورها راه دریایی ندارند .همجنین محور ایران - عراق  و سوریه مدیرترانه یک محور امنیتی است  و در مقابل خطراتی مثل رژیم صهیونیستی  می توانیم از این محور امنیتی  برای  عمق بخشی  وبرای دفاع و امنیت ملتمان بکار بگیریم، از طرفی اگر بتوانیم حوزه گردشگری مذهبی و یا سیاحتی  این چند کشور را با ایران مرتبط کنیم ، یعنی از لبنان  و سوریه و عراق به ایران بیایند حوزه گردشگری این چند کشور   می تواند منبع در آمد خوبی برای کشور تامین کند ، البته 15 کشور همسایه ایران نیز می تواند سهم خوبی در در آمد حاصل از گردشگری  برای ایران  تامین کند.