سه شنبه 28 آذر 1396 | به روز شده: 1 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
دوشنبه 17 مهر 1396 - 20:51:28 | کد مطلب: 384644 چاپ

جزئیات تازه از جنایت تهرانپارس

اجتماع > اجتماعی - با گذشت یک‌ماه از جنایت خانوادگی در تهرانپارس که در جریان آن پدری پس از قتل ۲ دخترش به زندگی خود پایان داده بود، روز گذشته همسر او (مادر مقتولان) با مراجعه به دادسرای جنایی تهران حقایق تازه‌ای از این حادثه را فاش کرد.

بيستم شهريور جنايت هولناكي در تهرانپارس رخ داد. مردي پس از اينكه 2دخترش را با ضربات قداره به قتل رساند، با خوردن سم اقدام به‌خودكشي كرد و همزمان با خواهرش تماس گرفت و ماجرا را به او اطلاع داد. وقتي مأموران به محل حادثه رسيدند با صحنه هولناكي روبه‌رو شدند. اجساد غرق خون 2دختر در آشپزخانه افتاده بود و پدرشان درحالي‌كه هنوز نفس مي‌كشيد به بيمارستان منتقل شد اما ساعتي بعد جانش را از دست داد. در ادامه بررسي‌ها يك دست‌نوشته از قاتل كشف شد كه در آن نوشته بود به‌خاطر اختلافات خانوادگي دست به اين جنايت زده است.

روز گذشته اما با گذشت حدود يك‌ماه از حادثه، همسر قاتل به شعبه هشتم دادسراي جنايي تهران رفت و درباره حادثه به قاضي ايلخاني گفت: 26سال پيش با شوهرم ازدواج كردم. از همان ابتدا ناسازگار بود و اذيتم مي‌كرد. وقتي بحث‌مان مي‌شد مرا به باد كتك مي‌گرفت. حتي يك‌بار رويم آب جوش ريخت و يك‌بار با خورشت داغ مرا سوزاند به حدي كه راهي بيمارستان شدم.

وي گفت: حاصل اين زندگي دو دختر 25و 17ساله بود كه هنوز هم باورم نمي‌شود كه اينچنين توسط شوهرم به قتل رسيده‌اند. آخرين بار 12يا 13مرداد‌ماه بود كه با شوهرم درگير شديم. او مي‌خواست شبانه مرا از خانه بيرون كند اما دخترهايم واسطه شدند. قرار شد فرداي آن روز از خانه بيرون بروم. البته اين را بگويم كه شوهرم بارها شبانه مرا از خانه بيرون كرده بود و اين نخستين بارش نبود. فرداي آن روز وسايلم را برداشتم و از خانه رفتم اما اين‌بار به خانه برادرم رفتم.

چون پدرم مريض است و نمي‌خواستم اذيت شود. در مدتي كه از خانه رفته بودم مدام با فرزندانم در ارتباط بودم. پدرشان رابطه خوبي با دخترانم داشت و خيلي به آنها علاقه‌مند بود. هرشب با دخترانم در تلگرام چت مي‌كردم و احوالشان را مي‌پرسيدم. آنها هم مي‌گفتند اوضاع خوب است و هيچ مشكلي وجود ندارد. زن جوان گفت: دخترانم مي‌گفتند كه پدرشان پشت سر من حرف مي‌زند و به من فحش مي‌دهد اما با آنها كاري نداشت.

در اين هنگام قاضي جنايي از اين زن پرسيد كه چرا دخترانت را با خود نبرده بودي كه او گفت: دختر كوچكم هنوز به سن قانوني نرسيده بود و حضانتش با پدرش بود، دختر ديگرم كه در آتليه كار مي‌كرد به‌شدت به خواهرش وابسته بود و ترجيح مي‌داد او را تنها نگذارد و پيش خواهرش باشد. حالا هم نمي‌دانم شوهرم به چه گناهي جان 2دخترجوانم را كه آرزوهاي بزرگي در سر داشتند گرفت و مرا عزادار كرد. براساس اين گزارش، رسيدگي به اين پرونده در دادسراي جنايي تهران ادامه دارد.