چهارشنبه 1 آذر 1396 | به روز شده: 1 ساعت و 24 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
دوشنبه 22 آبان 1396 - 00:43:51 | کد مطلب: 388265 چاپ

عربستان توان شروع یک جنگ جدید را ندارد

جهان > دیدگاه - مهران کامروا:
طی روزهای اخیر با افزایش بحران‌های ساخته دست سران حکومت عربستان سعودی و با بالا گرفتن تنش میان این کشور با ایران، بسیاری می‌پرسند آیا جنگ دیگری در منطقه درخواهد گرفت؟

واقعيت اين است كه عربستان توانايي آغاز يك جنگ جديد را ندارد؛ بنابراين حركت اين كشور به سمت رويارويي نظامي با هر كشور ديگري در منطقه خاورميانه محتمل نخواهد بود.زمام امور در عربستان اكنون در دست يك وليعهد كم‌تجربه است كه بدون داشتن تحليل صحيح از مناسبات سياسي در منطقه خاورميانه، دست به تحركاتي مي‌زند كه از عواقب آن مطلع نيست.

زماني كه سعودي‌ها به يمن حمله كردند تصورشان اين بود كه طي يك يا 2 هفته مي‌توانند معادلات سياسي در اين كشور را آنگونه كه خود مي‌خواهند تغيير دهند. يمن طي چندين دهه گذشته براي سران عربستان يكي از مسائل عمده بوده است. اين تصور كه چنين مسئله‌ بزرگي را مي‌توان طي چند هفته يا يك‌ماه فيصله داد، ناشي از تحليل و بينش اشتباه سران عربستان است.

به‌همين ترتيب، سعودي‌ها تصور مي‌كردند اگر قطر را تحت فشار قرار دهند، اين كشور طي يك يا 2 هفته به زانو درخواهد آمد اما شاهد آن هستيم كه اكنون 5 ‌ماه از بحران قطر مي‌گذرد و قطري‌ها همچنان در حال استقامت هستند.در نمونه مهم ديگر، سران عربستان تصور مي‌كردند مي‌توانند سعد حريري، نخست‌وزير لبنان را مجبور به استعفا كرده و تقصير آن‌را متوجه ايران كنند و پس از آن با ايجاد يك بحران سياسي دامنه‌دار در اين كشور، لبنان را به‌طور كامل از حلقه نفوذ ايران خارج و تسخير كنند اما شاهد آن هستيم كه تمامي‌جريان‌هاي سياسي لبنان ازجمله حزب‌الله و حزب المستقبل به اتفاق اعلام كرده‌اند كه اين استعفا را قبول ندارند و خواهان بازگشت حريري به بيروت هستند.

در كنار اينها، دستگيري گسترده شاهزادگان سعودي را نبايد فراموش كرد. اين اقدام خود در فضاي سياسي داخلي عربستان زلزله‌اي به پا كرده كه قطعا عواقبي به‌دنبال خواهد داشت. ضعف در دانش سياسي و تحليل استراتژيك باعث شده تا سران حكومت عربستان و در راس آنها محمد‌بن ‌سلمان، تصميماتي اتخاذ كنند كه هيچ‌كدام نتايج مثبتي به‌دنبال نداشته است. به‌عبارت ديگر، هيچ‌يك از معادلاتي كه عربستان در منطقه ترتيب داده‌ معطوف به نتيجه نبوده است.

جالب اينجاست كه آنها از اشتباهاتي كه طي 2سال گذشته مرتكب شده‌اند درس نگرفته‌اند و همچنان به‌دنبال بحران‌آفريني در منطقه هستند. آنچه مشخص است اينكه در رفتار سران عربستان تدبير و سياست پيش‌بيني شده، ديده نمي‌شود.
در چنين شرايطي برخي تحليلگران از احتمال فروپاشي حكومت آل‌سعود در عربستان سخن گفته‌اند اما نبايد فراموش كرد كه خانواده آل‌سعود با ساختار جامعه عربستان در هم تنيده است و اين خانواده به بخش جدايي‌ناپذير اين جامعه تبديل شده است.

هرقدر هم شرايط جامعه عربستان پيچيده‌تر شود، باز هم خانواده آل‌سعود در جامعه عربستان يك جايگاه طبيعي خواهند داشت.
ما شاهد آن هستيم كه در شيخ‌نشين‌هاي خليج‌فارس شامل قطر، امارات، كويت، عمان و عربستان، تحولات سياسي عمده - هرچه باشند - داخل خانواده سلطنتي روي مي‌دهند.

بحرين ساختار اجتماعي متفاوتي نسبت به اين كشورها دارد و شرايط حاكم بر آن به‌گونه‌ ديگري‌ است. به همين دليل در بحرين احتمال سقوط حكومت هميشه وجود داشته است. در ديگر شيخ‌نشين‌هاي خليج‌فارس اما خاندان حاكم با بخش‌هاي مختلف جامعه در هم تنيده است. بنابراين حتي اگر يك تحول سياسي عظيم در عربستان رخ دهد، نتيجه آن متلاشي شدن خانواده آل‌سعود نخواهد بود بلكه تنها يك جناح يا يك بخش از اين خاندان احتمالا از اين تحول متأثر خواهد شد. اصطلاح «كودتاي كاخ» به چنين وضعيتي اشاره دارد؛

اين بدين معني است كه حتي اگر كودتايي هم در اين كشورها رخ دهد، درون كاخ سلطنتي اتفاق مي‌افتد. به‌عبارت ديگر، هر تحولي در شاكله قدرت در حكومت عربستان روي دهد، درون ساختار حكومت سعودي خواهد بود. بر اين اساس، آن انقلاب و تحول اساسي كه خانواده سلطنتي باعث به‌وجود آمدن آن شود كه نتيجه آن ريشه‌كني سلطنت در عربستان باشد، اتفاق نخواهد افتاد.

  • مدير مركز مطالعات بين‌المللي دانشــگاه جورج‌تاون آمريكا