جمعه 3 آذر 1396 | به روز شده: 3 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 24 آبان 1396 - 00:21:39 | کد مطلب: 388526 چاپ

کاش مسئولان «بیدار شو آرزو» را می‌دیدند

سینما و تلویزیون > سینمای‌ ایران - مرتضی کاردر:
کیانوش عیاری فیلمسازی است که یک هفته پس از زلزله بم به این شهر رفت و فیلم «بیدار شو آرزو» را ساخت.

فيلمي كه در جشنواره فيلم فجر در سال 1383به نمايش درآمد، اما به خواست خود كارگردان به نمايش درنيامد. كيانوش عياري معتقد بود فيلم خيلي تلخ است و براي اكران عمومي مناسب نيست. حالا سال‌ها از زلزله بم گذشته است و اكنون زلزله غرب ايران را با آسيب‌هاي بسياري مواجه كرده است. با كيانوش عياري گفت‌و‌گو كرده‌ايم تا ببينيم چرا با اكران فيلم مخالفت كرده است و حالا كه بار ديگر زلزله فاجعه به بار آورده است آيا با اكران فيلمش موافق است يا نه.

  • چرا آن زمان با اكران فيلم «بيدار شو آرزو» مخالفت كرديد؟

به‌دليل اينكه فيلم بيدار شو آرزو فيلم خيلي تلخي بود. نمي‌خواستم كام مردم با ديدن اين فيلم تلخ‌تر شود.

  • پس اصلاً چرا فيلم را ساختيد؟

فيلم مي‌توانست هشداري باشد براي مسئولان. زماني كه جايزه فيلم را در تالار وحدت مي‌گرفتم گفتم كه كاش اين فيلم فقط براي مسئولان به نمايش دربيايد. آن روز آرزويم اين بود كه فيلم در جايي مثل مجلس به نمايش دربيايد و نمايندگان مجلس و ديگر مسئولان مخوف بودن زلزله و آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري را كه به بار مي‌آورد ببينند تا كمي به‌خود بيايند و اينگونه خسارت‌هاي سنگين دوباره تكرار نشود.

  • بله، اما به هر حال خطاب هشدارها فقط مسئولان نيستند، ‌مردم هم هستند. بساز بفروشي كه ساختمان ناايمن مي‌سازد يا از مصالح درست استفاده نمي‌كند.

بله، ‌اما بساز بفروش‌ها ذات كارشان اينجوري ‌است. من نمي‌توانم با نصيحت آنها را اصلاح كنم. وقتي براي بسازبفروش آزادي فراهم باشد او مي‌تواند هر كاري كه دلش مي‌خواهد انجام دهد و ساختمان را هر جور كه مي‌خواهد بسازد. تا وقتي قوانين بازدارنده و محدود‌كننده نباشد چنين اتفاقاتي تكرار مي‌شود. براي همين ما قبل از هر چيز به قوانين بازدارنده احتياج داريم و مسئولان بايد به فكر قوانين بازدارنده باشند.

  • بله، اما با اصلاح قوانين همه مشكلات حل نمي‌شود. همه طيف‌هاي جامعه بايد آگاه باشند. خيلي وقت‌ها مردم آگاه نيستند كه دارند چه كار مي‌كنند، نمي‌دانند كه يك بي‌احتياطي كوچك چه عواقبي دارد و مي‌تواند چه فجايعي به بار بياورد. اكران اين فيلم مي‌توانست بر اقشار مختلف تأثير بگذارد.

اما به هر حال مشكل بيشتر به قوانين برمي‌گردد. چرا ناظري كه براي نظارت بر يك پروژه مي‌رود بايد فريب بخورد. آيا واقعاً فريب مي‌خورد؟ چند روز قبل از زلزله بم زلزله‌اي در آمريكا اتفاق افتاد كه فقط 2نفر كشته شدند آن هم به اين دليل كه در جاي نامناسبي قرار گرفته بودند، اما چند روز بعد زلزله در بم ده‌ها هزار كشته به جا گذاشت. نظارت يك امر هميشگي است. آرمانشهر افسانه‌اي وجود ندارد. نظارت بايد هميشه وجود داشته باشد. در همه كشورها نظارت وجود دارد. تبليغ براي كمربند ايمني در كشورهاي اروپايي هميشگي و دائمي است. حالا در كشورهايي مثل كشور ما اين نظارت بايد چند برابر باشد ولي خيلي كمتر است.

  • فكر مي‌كنيد الان زمان مناسبي براي اكران «بيدار شو آرزو» هست؟

نه، مصرف اين فيلم براي وقت‌هاي اين‌چنيني نيست كه كام مردم تلخ‌تر شود. فيلم در زمان خودش مي‌توانست هشداري باشد براي پيشگيري از اين اتفاقات. حالا هم اميدوارم مسئولان بتوانند فيلم را ببينند.

  • مهران رجبي: جا دارد تلويزيون «بيدار شو آرزو» را پخش كند

مهران رجبي، بازيگر فيلم «بيدار شو آرزو» در گفت‌و‌گو با ايسنا گفت: جا دارد فيلم «بيدار شو آرزو» به كارگرداني كيانوش عياري در همين شب‌ها از تلويزيون پخش شود آن هم نه به‌خاطر اينكه فيلمي ساخته شده و هنوز كسي آن را نديده است بلكه به اين دليل كه مردم ماهيت زلزله را بهتر درك كنند و خدمات و پشتيباني‌هاي مردمي مضاعف شود.

توصيه مي‌كنم اين اتفاق حتما بيفتد چون هم يادي از درگذشتگان زلزله بم خواهد شد و هم مردم كرمانشاه و ايلام و ديگر استان‌هاي زلزله‌زده خواهند دانست كه اين اتفاق پيش از اين هم رخ داده و در فقداني كه پيش‌آمده، همه مردم همدرد و شريك هستند. پخش فيلمي همچون «بيدار شو آرزو» يا ديگر فيلم‌هايي كه در رابطه با زلزله ساخته شده‌اند، تغيير نگرشي را براي همه مردم در ساخت‌وساز خانه‌هايشان به‌وجود مي‌آورد تا لااقل براي محل زندگي خود به‌گونه‌اي ديگر عمل كنيم و مسئولان هم تلاش كنند آمادگي خود را بيشتر كنند،

به همين دليل با وجود تلخي زيادي كه ممكن است اينگونه فيلم‌ها داشته باشند، اما ديدن آنها ارزش دارد. ما «بيدار شو آرزو» را در شرايط سختي ساختيم چرا كه وقتي براي توليد يك فيلم به شهر ديگري مي‌رويم، معمولاً در زمان استراحت به فروشگاه و پارك و جاهاي مختلف مي‌رويم اما در بم چنين چيزي وجود نداشت و غروب كه مي‌شد مردم به چادرهاي خود مي‌رفتند و غم جانكاه از دست دادن عزيزانشان و فاجعه رخ داده تمام شهر را پُر مي‌كرد. يك هفته از زلزله بم گذشته بود كه ما به آنجا رفتيم. شهر در شرايط بحراني بود، حتي يادم مي‌آيد كه به‌دليل حساسيت بوم صدابرداري، توانستيم جان يك نفر را هم نجات دهيم.