پنج شنبه 23 آذر 1396 | به روز شده: 25 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 12 آذر 1396 - 09:03:20 | کد مطلب: 391251 چاپ

سرمقاله‌های روزنامه‌های ۱۲ آذر

ارتباطات > رسانه و روزنامه‌نگاری - همشهری آنلاین:
هفته وحدت، سازمان تأمین اجتماعی و ... از جمله موضوعاتی بودند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه‌های یکشنبه-۱۲ آذر-جای گرفتند.

احمد میدری معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ستون سرمقاله روزنامه شرق با تيتر«محفل‌ها جای نهادهای رسمی»نوشت:

روزنامه شرق،۱۲ آذر

به دو تجربه متفاوت و شاید بی‌ارتباط توجه کنید؛ هنگام رأی‌اعتماد به کابینه دوازدهم، به‌همراه وزیر پیشنهادی رفاه به چند فراکسیون مجلس رفتیم. فراکسیون‌ها یا مانند فراکسیون امید سیاسی بودند یا مانند فراکسیون آذری‌زبان‌ها و زاگرس‌نشینان، قومی بودند. در فراکسیون‌های سیاسی حداکثر٤٠ تا ٥٠ نماینده حضور داشتند اما وقتی به یکی از فراکسیون‌های قومی رفتیم، یک‌مرتبه بهت‌زده شدم. بیش از صد نماینده در یک فراکسیون قومی شرکت کرده بودند و وزرا برای ملاقات با آنها در نوبت بودند. در مجلس ششم که نماینده بودم، دو فراکسیون حزبی داشتیم؛ یکی ١٨٠ عضو و دیگری ٩٠ عضو داشت و خبری از فراکسیون‌های قومی نبود. چه تحولی در این ١٥ سال رخ داده است که فراکسیون‌های سیاسی بی‌اعتبار شده‌اند و جای آنها را فراکسیون‌های قومی گرفته است؟ این مشاهده بیانگر تحولی عمیق در نظام و ساخت سیاسی کشور است. اما مشاهده دوم؛ پس از زلزله کرمانشاه تعدادی از مؤسساتِ خیریه و مردمی را به معاونت رفاه اجتماعی دعوت کرده بودم تا درباره کمک‌رسانی بحث شود. اول جلسه یکی از مؤسسات خیریه گفت این بار دیگر مردم به مؤسسات خیریه هم اعتماد نمی‌کنند و کمک‌هایشان را به شخصیت‌های مشهور می‌دهند.

 او می‌گفت در بم کمک‌های مردمی به مؤسسات خیریه سرازیر شده بود و به دولت اعتماد نداشتند و امروز به ما هم بی‌اعتماد شده‌اند. این فعال اجتماعی نیز مانند نگارنده از این تحول بهت‌زده شده بود و هرچند علتش را می‌دانست اما تحملش برای او سخت بود. این تجربه نیز حکایت از یک تغییر مهم در نظام اجتماعی دارد؛ اشخاص جایگزین نهادها شده‌اند و بدبینی و بی‌اعتمادی دامن مؤسسات خیریه را هم گرفته است. این دو تجربه کاملا متفاوت از یک روند (ویرانگر) خبر می‌دهند: اشخاص و محفل‌ها جای نهادهای رسمی را در نظام سیاسی و اجتماعی گرفته‌اند. شخصیت‌ها، نهادهای مردمی و دولت‌ها در کشورهای دیگر مکمل هم هستند و در ایران نیز نمی‌توان یکی را جایگزین دیگری کرد. هریک بدون دیگری از کارکرد می‌افتد. صادق زیبا‌کلام و علی دایی در صورتی می‌توانند کمک‌های مردمی را به زلزله‌زدگان برسانند که در کنار خود نهادهای مردمی و دولت را داشته باشد.

 به‌زودی شخصیت‌ها نیز بی‌اعتبار می‌شوند زیرا اعتماد به اشخاص زمانی ادامه می‌یابد که آنها بتوانند به‌طور صحیح هدایای مردمی را توزیع کنند و به‌دست زلزله‌زدگان برسانند. شخصیت‌ها برای کمک‌رسانی نیازمند ارتباط با سازمان‌های اجتماعی کارآمد و دولت مؤثر هستند. ناکارآیی و بی‌اعتمادی به دولت و نهادهای مردمی که متأسفانه فراگیر شده است، کارآمدی شخصیت‌ها را از بین خواهد برد و در دوره بعد به علت ناکارآمدی اشخاص که در فقدان نهادهای مردمی و دولت اجتناب‌ناپذیر است، بی‌اعتمادی دامن آنها را هم خواهد گرفت. به نظر من این سؤال از سؤالات مهم پیش‌روی مسئولان کشور است که چرا فراکسیون‌های سیاسی وزن خود را به نفع فراکسیون‌های قومی از دست داده‌اند و چرا نقش شخصیت‌ها پررنگ شده است و مؤسسات خیریه و دستگاه‌های دولتی، مورد اعتماد نیستند؟کاهش نقش سازمان چه سیاسی و چه اقتصادی و اجتماعی، یکی از شاخص‌های پس‌رفتگی است. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب اخیرشان (خشونت و نظم‌های اجتماعی، مترجمان جعفر خیرخواهان و رضا مجیدزاده، ناشر روزنه ١٣٩٦) این را به‌خوبی نشان داده‌اند. معمولا کشورهایی که در آنها مؤسسات اقتصادی بزرگ فعالیت می‌کنند، حزب‌های قوی و مؤسسات مردمی فراگیر دارند. سازمان‌یافتگی و بی‌سازمانی در همه عرصه‌ها (‌اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی) بستر و ریشه مشترک دارد. درباره علل و پیشنهادها می‌توان به تفصیل صحبت کرد اما این بی‌سازمانی در شبکه‌های اجتماعی و افول فراکسیون‌های سیاسی زنگ خطری برای همه محسوب می‌شود. اعتراف به این مشکل مقدمه شناخت علل و پیشنهاد برای رفع آن است.

  • سيستان، نماد وحدت

علي‌اوسط هاشمي استاندار سابق سيستان و بلوچستان در ستون سرمقاله اعتماد نوشت:

روزنامه اعتماد،۱۲ آذر

 استان سيستان و بلوچستان از جهات مختلف داراي اهميت خاصي است؛ نخست اين استان در شرق كشور از يك موقعيت استراتژيك برخوردار است كه ايران را به آب‌هاي آزاد متصل مي‌كند.

از سوي ديگر تنها استاني است كه كشور پهناور ايران را به اقيانوس نيز متصل مي‌كند. دولت دوازدهم اهميت اين استان را به‌خوبي درك كرد و بر اساس يك برنامه‌ريزي درست، توجه خود را به آن منطقه نشان داد. از نظر تركيب جمعيتي نيز استان سيستان و بلوچستان نماد وحدت مليتي است. به دليل حساسيتي كه دشمنان بر آن تمركز كردند اين منطقه از اهميت خاصي برخوردار شده است اما آگاهي مردم، سيستان را به نمادي براي همزيستي مسالمت‌آميز تبديل كرده است كه با وجود تمام ناامني‌هاي حاكم بر منطقه امروز صحبت از امنيت، توسعه و پيشرفت در آن منطقه مي‌شود. اين امنيت، توسعه و پيشرفت هنري است كه حاصل سياست‌ها و برنامه‌هاي نظام جمهوري اسلامي ايران است. اين هنر يعني در اوج ناامني، صحبت از پيشرفت و امنيت در منطقه سيستان است و اين از يك رويكرد خاص نشات گرفته است كه دوام آن قامتي منطقه‌اي و ويژه به سيستان اهدا مي‌كند.

طرح بندري ٥/٢ ميليون تني كه در سال ٦٢ افتتاح شد به ٥/٨ ميليون تن ارتقا پيدا خواهد كرد كه اين اتفاق مهم با برخورداري از امكانات وارد شده از اروپا در حال وقوع است. اين اتفاق يكي از مهم‌ترين نتايج برجام است. اين ارتقا مي‌تواند نقشي نو براي بندر شهيد بهشتي و كلانتري تعريف كند كه اين تنها فاز اول و دوم اين پروژه عظيم است و اين فرصتي طلايي براي كشورهايي است كه به دريا مي‌انديشند؛ چون قرار است ظرفيت اين بنادر به ٨٥ ميليون تن ارتقا يابد كه اين مهم مي‌تواند راه ابريشم دريايي را افتتاح كند. اين يكي از مصاديق اقتصاد مقاومتي با رويكرد درون‌گرايي است كه دولت با سياستگذاري صحيح بر روي اين موضوع متمركز شده است. امروز براي نخستين‌بار شاهد كلنگ‌زني پروژه سه‌هزار هكتاري آبياري تحت فشار در سطح منطقه خواهيم بود. اين خود مي‌تواند يك الگو براي كشور باشد. در گذشته ما تنها ٢٥٠ هكتار آبياري گلخانه‌اي داشتيم كه اين سير صعودي خبر از مسير توسعه‌اي استان سيستان مي‌دهد و اين موضوع بر اهميت منطقه سيستان بيش از پيش صحه مي‌گذارد. پتانسيل‌ها و اقدامات انجام شده در اين منطقه سبب سرازير شدن سرمايه‌گذار‌هاي داخلي، خارجي و دولتي به اين استان شده است كه بايد اين فرصت غنيمت شمرده شود.

اقدامات انجام شده در استان سيستان و بلوچستان در دولت يازدهم آنقدر براي مردم ملموس بود كه باعث ايجاد همگرايي ميان مردم شد. اين استان بالاترين راي ملي را به آقاي روحاني داد. ٧٥ درصد از واجدين شرايط راي، در دوازدهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري در استان سيستان به پاي صندوق راي آمدند و از اين مشاركت، ٦/٧٣ درصد به روحاني راي دادند. اين اعتماد مردم سيستان به دولت اعتدال اين تكريم را مي‌طلبيد كه رييس‌جمهور به اين استان سفر كنند. سفر رييس‌جمهوري يك نوع تكريم آگاهي منطبق با نياز زمان مردمان آن ديار بوده است كه اين ارزش‌گذاري، موجب پايداري اين نقش‌ها و حركت مي‌شود.

رييس‌جمهوري در آغاز هفته وحدت به استان سيستان و بلوچستان سفر كردند كه اين اتفاق به نظر من ارزشمند‌ترين انتخاب زماني براي اين سفر مهم بوده است تا امنيت حاصل از معرفت مردم و وحدت حاصل از زيستن مردم با يكديگر به نمايش گذاشته شود. اين معرفت مردم را ما مسوولان بايد سرمايه و سرلوحه رفتار خود در اداره مملكت قرار دهيم. اگر به همين روال پيش رويم و آگاهي، شعور و روش مردم را ارزش‌گذاري كنيم اين موارد در زيست كشور كثير القومي چون ايران بر پايه وحدت امنيت زا بسيار موثر خواهد بود. مردم سيستان در پايه‌گذاري زندگي خود بسيار موفق عمل كرده‌اند. در سيستان روابط اقوام بايكديگر بسيار عالي است و ما مامور به تقويت و صيانت از اين نوع زيستن هستيم. تقويت و صيانت از اين نوع زيستن يك وظيفه ملي بر دوش همگان است.

  • رنجی که می‌بریم

روزنامه كيهان در ستون سرمقاله‌اش نوشت:

روزنامه کیهان،۱۲ آذر

سال 35 هجری است و امیرمؤمنان علی علیه‌السلام پس از اصرار و ابرامی که هجوم جمعیت به گونه‌ای بود که تاریخ می‌گوید حسنین کوفته شدند و بیم کشته شدنشان می‌رفت خلافت را پذیرفت. او امام برحق بود چه آن زمان که مغضوب بود و حقش از او ممنوع و چه آن زمان که مطلوب مردم شد و محل رجوع آنان. امام چون حکومت را در دست گرفت، انبوه مشکلات و معضلاتی که مزمن بلاد اسلام بود پاپیچش شد. صحابی‌هایی که عمدتاً گرفتار چرب و شیرین دنیا شده بودند. تابعانی که اسلام را در رفتار و گفتار همین صحابی می‌دیدند و نسل جدید آقازادگان بی‌فضیلتی که بی‌هیچ زحمتی با نام پدران خود امیر و تاجر و سرشناس و متوقع شدند. و در مقابل، معاویه‌ای که در شیطنت، شیطان بزرگ بود و گروهی کج فهم و متحجر و متهور که از دین همان می‌فهمیدند که می‌دیدند و می‌شنیدند. نه تدبری و نه تعقلی.

هرکدام از این سه مشکل بزرگ برای مشغول کردن و از پا درآوردن هر حکومت اخلاق محوری حتی اگر حکومت علی باشد، کافی است. همان علی که از بیت‌المال نمی‌گذرد حتی اگر مهر زنان طلحه و زبیر شده یا در خانه ‌اشراف باشد. امام در طول حکومت کوتاه خود با این سه غده سرطانی جنگید. ناکثین را زخم کاری زد و از کارانداخت. تا خیمه کثیف قاسطین شمشیر رساند ولی دست نامرئی شیطان، ظاهربینانِ کم‌خرد را فریفت و چشم فتنه مارقین را کور کرد ولی کشتن معاویه چیز دیگری بود اگر می‌شد. روح آن خبائث در جامعه ماند و ماند تا کربلا و داغ عدل ستمدیده و تا امروز. اگرنبود آن سه جنگ طاقت فرسا که وقت تربیت مردم را از مربی بی‌نظیر گرفت، اسلام به مصائب بعد از علی گرفتار نمی‌شد و اکنون جامعه اسلام به بلای افراط و انحراف دچار نبود. وهابی کج فهم و نادان که بازیچه صهیون است، ثمره همان روح خبیث است که از تلفیق ناکث و قاسط و مارق به جا ماند.

یقیناً جنگیدن با صاحبان این روح خبیث که تا بن دندان توسط دشمنان خونی اسلام مجهز شده‌اند و از هیچ جنایتی فروگذار نیستند و امروزه همراهانشان را یافته و متحد گشته اند، کار ساده‌ای نیست. داستان غمبار یمن که دوسال و 8 ماه است گرفتار طاعون سعودی شده و چشمان محاکمه‌گر کودکان بی‌رمق و مادران ناامیدش که غیرت را به رخ ما آسودگان می‌کشد، از آن رنج است. پیکر تکیده شیخ بحرینی که به جرم خداپرستی در محاصره قبیله سعودی است از همین رنج است. بوی دودِ گوشت و استخوان مسلمانان میانماری از همین رنج است. حضور کفار نحس و نجس صهیون در بیت‌الله الحرام از همین رنج است. دوشیده شدن گاو سعودی و ثروت مسلمین و به آتش کشیده شدن جهان اسلام با رذالت رجاله‌های سعودی و نقشه‌های پی درپی اولاد یهودا و ملکه انگلیس و... و فریب و فتنه سست عنصران نارفیق از همین رنج است.

سرداران بصیر سپاه اسلام چشم فتنه را کور کردند و سرزمین غصب شده مسلمین را آزاد کردند و عراق و سوریه پس از 5 سال، سرآرام بر بالین می‌گذارند و خیال ما هم راحت است. آنها که دیده‌اند داعش چگونه در می‌شکند و بچه کنار سفره را سرمی‌بُرد و خانواده‌اش را مجبور می‌کند بقیه غذا را با خون او بخورند، یا به رسم اروپای سی سال پیش در مقابل شوهری برای جنسیت جنین شرط می‌بندد و همسرش را شکم می‌دراند، یا نوزاد را در مقابل والدینش به دیوار می‌بندد و هدف دارت می‌کند، یا به رسم کلینتونِ شوهر، زنده زنده آدم می‌سوزاند و... می‌دانند آرامش یعنی چه و مدافعان حرم چه خدمتی به بشریت کرده‌اند و تاریخ خواهد گفت مردانی از نسل محمد حلف الفضول بستند و شاهرگ به راه خدا نهادند و تن را سپر مظلومان کردند و خود و خانواده‌هاشان در شهر خود غریب بودند و کسانی سراغی از آنان نگرفتند و در آن زمان جای لسان‌الغیب خالی که بخواند رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کَس/گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت.

دو هفته‌ای است که سرداران سرافراز پیروزمندانه برگشته و در میان مایند. همان‌گونه که ما در کنار خانواده‌های شریف شهدای مدافع حرم هستیم و در کنار خانواده‌های عزیز و غریب فاطمیون و زینبیون که شرح جهاد همسرانشان با ملائک و اجر صبر اینان با خداست. شرط عقل و جوانمردی آن بود که به جای روبان زدن و گرفتار تقلیدهای لوس شدن، از زنان مردآفرین مدافعان حرم تجلیل شود. «روزِ نه به خشونت علیه زنان» برای آمریکاست که مردمانش از ترس با اسلحه می‌خوابند و زنان پلیس، خود، قربانی همکارانشان هستند. برای کشورهایی است که زنان حق رأی ندارند یا اروپاییانی که پلیس‌شان زنان را در ساعاتی از شب منع رفت و آمد می‌کنند و زنان مجبورند برای سیر کردن شکم، پابه پای مردان در کارخانه‌ها کار کنند. و نماینده و وزیر و وکیل و مجری آنها درکارنامه تجاوز به عنف دارند و... جای این اطوار در ایران شریف نیست. نهایت تدبیرتان برای حضور بانوی ایرانی در اجتماع که می‌گفتید همین ایستادن کنار ماشین بود؟ شما زنان کارتن خواب را عقیم نکنید، «نه به خشونت» پیشکش‌تان.

می شد نه مثل آن همایش و توزیع مدال و عنوان برای تقدیر از تحمیل کنندگان پاکت خالی و «تقریباً هیچ» به ملت، بلکه مراسم مختصری برای آنان که واقعاً سایه جنگ را از کشور برداشتند گرفت و چفیه و نهج‌البلاغه‌ای داده می‌شد. یا می‌شد دست‌کم یک‌روز نشریاتی که مأمورند در مواقع حساس حواس مردم را پرت کنند تأدیب کرد تا وقت سؤال صلوات ندهند و دغدغه مردم در رفع بیکاری و رکود و واردات را به حصر فتنه‌گران و ورود 4-5 دختر به استادیوم تنزل ندهند. چندسال تلخی است که کشور به تفکر سازش و خواهش مبتلا شده و هزینه آن برای کشور از هزینه جنگ هم بالاتر رفته است. زمانی مردم مجبور بودند فقط تحریم را تحمل کنند و امروز باید علاوه ‌بر آن تحقیر برجامی را نیز تحمل کنند. و برخی چون مارکوپولو از کشوری به کشوری بروند تا شاید دل گرگان به رحم آید و بیش از این مُرده برجام را به دندان نکشند. اکنون ارزش کار سردار سلیمانی و یارانش دیده می‌شود که دو کشور را از سقوط نجات دادند و می‌توانند برای آنان که نتوانستند منافع کشور در قرارداد با یک خودروساز فرانسوی را تأمین کنند الگوی مناسبی باشند. مدیریتی که موشکِ بردِ بلندِ نقطهِ زن را با موفقیت به رخ ابرقدرتان کشید الگوی مناسبی است برای مدیریت‌اشرافی که به جای حتی همان هواپیماهای دسته دوم مرجوعی، شتر وارد می‌کند.

آنها که می‌خواهند شریک پیروزی شوند بشوند ولی بدانند دیپلماسی این جبهه از نوع انفعال و امتیازدهی محرمانه نیست. از نوع «مقاومت» است و شجاعتی که امثال سلیمانی و باقری ژنرالهای آنند. این پیروزی حیرت‌آور بر جبهه متحدان آمریکا و اسرائیل، نشانه مدیریت پاک و مقتدری است که به جای توهین و تنبلی، عمل انقلابی می‌کند. زمانی که سیاست‌بازان حراف، مشغول لجبازی کودکانه با سایه دولت اسبقند، مجاهدانی که از جبهه می‌آیند باید به کمک زلزله‌زدگان بشتابند. بی‌آنکه فرشی را به کفشی بیالایند یا از سان روف، بوسه پرتاب کنند یا تصویرشان در شبکه‌های صدا و سیما دست به دست شود. در مجلسی که خود زخم خورده داعش است نیز هنوز 84 نفر هستند که به هر دلیل مگو، اختیار یا سعادت تشکر با یک امضاء خشک و خالی را از افتخارآوران ملی و اقتدار آفرینان فراملی ندارند. همان‌گونه که برای پرتاب موشک به لانه دشمن هم تشکر نکردند. آری توقعی بزرگ است از کسانی که افتخارشان، گرفتن سلفی حقارت و تصویب 20 دقیقه‌ای برجام است. سالگرد شهادت مدرس است، روحش شاد.

از ساده‌دلانی که فریب فراریان خارج نشین را می‌خورند و هنوز بر قبر کورش در جنگ عرب و ایران مانده‌اند و از میهن‌پرستی تنها دو سه سرود می‌خوانند نیز خبری نیست که بیایند و پهلوانان زنده شاهنامه بستایند. از سالمندان ملی‌گرا و یقه‌دران دوره صلح نیز خبری نداریم که برای سربازان وطن ریسه‌ای ببندند وشعری بخوانند. گویی در این برهوت انصاف، پهلوانانی که همچون پوریای ولی و تختی، به رسم جوانمردی طرف مظلوم را می‌گیرند و حاضر به حضور در مقابل نماینده کودک‌کشان صهیون نمی‌شوند نیز باید تخطئه شوند و به تیغ رسانه‌های زنجیره‌ای و دلالان دشمن سپرده شوند. جوانمردانی که چون مثل برخی آقازادگان بی‌هنر، سفارش نشده‌اند و به جای رانت و مفت‌خواری، با زور بازوی خود بزرگ شده‌اند باید مذمت شوند. عیبی ندارد وقتی خدا می‌بیند و مردم نظاره‌گرند.

از این غصه‌ها اگر بگذریم قصه مردان خدا شنیدنی است. آنان که سرشان برود قولشان نمی‌رود و برخلاف هزار وعده صد روزه دیگران که یکی وفا نشود، قبل از موعد به قول سه ماهه خود وفا کردند و به قول حافظ مرید پیر مغانم زمن مرنج ‌ای شیخ/چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد. این رنج انقلاب است که گروهی پرخورترین و پرحرف‌ترین و کم‌کارترین، همیشه پهن نشسته بر سفره انقلابند و در دوران مختلف فقط دور سفره جابجا می‌شوند. زمان تلاش و جهاد به بهانه تحصیل ژنهای بی‌استعدادشان در فرنگ ویلانند و در وقت غنیمت پیداشان می‌شود و آنچه در آنجا نداشته‌اند را نیز از جیب مردم می‌برند. این طبقه مدعی همان طبقه رنج‌آور صدر اسلام است که نجومی می‌خورند و توان می‌گیرند و فرصت می‌سوزانند و وقت خدمت را از مسئولین واقعی می‌گیرند.