دوشنبه 20 آذر 1396 | به روز شده: 17 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
سه شنبه 14 آذر 1396 - 00:02:00 | کد مطلب: 391518 چاپ

درگیری مرگبار در مغازه پتو فروشی

اجتماع > اجتماعی - درگیری در مغازه پتوفروشی، با قتل مردی جوان پایان یافت.

به گزارش همشهري، ساعت 17يكشنبه افسركلانتري 113بازار تهران با قاضي محسن مديرروستا تماس گرفت تا گزارش قتل مردي جوان را به وي اعلام كند. پس از اين تماس، قاضي جنايي دستور تحقيق در اين خصوص را صادركرد. بررسي‌ها حكايت از اين داشت كه درگيري در يك مغازه پتوفروشي در حوالي بازار رخ داده است.

آنطور كه مشخص بود مقتول به نام مهدي در مغازه‌اي در مركز تهران كار مي‌كرد و روزحادثه به مغازه پتوفروشي رفت تا درخصوص اختلافات مالي خود با صاحب مغازه صحبت كند. اما در آنجا به‌دليل ناسزاگويي با كارگر مغازه درگير شد و جوان كارگر كه دوماهي بود در مغازه پتوفروشي استخدام شده بود، با چاقو به سمت مهدي هجوم برد و پس از مجروح كردن وي از مغازه گريخت.

پس از آن مرد مجروح به بيمارستان سينا منتقل شد اما با وجود تلاش پزشكان جان خود را از دست داد. اين گفته‌هاي شاهدان بود، با وجود اين قاضي جنايي دستور بازبيني فيلم‌هاي دوربين مداربسته كه در مغازه بود را صادر كرد كه نشان مي‌داد گفته‌هاي شاهدان صحت دارد و قاتل كسي جز كارگر مغازه نيست كه فراري شده بود. از سوي ديگر صاحب مغازه پتوفروشي كه خودش در درگيري از ناحيه دست زخمي شده بود بازداشت شد.

او ديروز براي انجام تحقيقات به شعبه ششم دادسراي جنايي تهران منتقل شد و درخصوص جزئيات ماجرا گفت: مقتول به نام مهدي از دوستانم بود اما از يك سال پيش بر سر مسائل مالي با هم اختلاف پيدا كرديم. من به او يك ويلا فروخته بودم كه او نتوانست پول آن را كامل بپردازد و ويلا را پس داد.

از سوي ديگر يك خودرو هم به او فروختم كه نزديك 54ميليون تومان به من بدهكار شد. براي پس گرفتن پولم وكيل گرفته بودم و او پيگير كارهايم بود تا اينكه روز حادثه با همسرم قرار گذاشتم تا براي انجام كاري به محضربرويم. لحظاتي بعد محسن كارگر مغازه‌ام با من تماس گرفت و گفت در غياب من، مهدي به مغازه زنگ زده و فحاشي كرده است. ظهر وقتي كارم تمام شد به مغازه رفتم و به همراه محسن و كارگران ديگرمشغول خوردن ناهار شديم كه حدود ساعت 14:30مهدي(مقتول) وارد مغازه‌ام شدتا درخصوص مسائل مالي با هم صحبت كنيم اما چون ظهر تلفني با محسن (كارگرمغازه) درگير شده بودند وقتي يكديگر را ديدند باهم بگو مگو كردند و درگيري آنها بالا گرفت.

ناگهان محسن از جيبش چاقو بيرون آورد حتي در فيلم هم مشخص است، من براي ميانجيگري وارد دعواي آنها شدم تا چاقو را از دست محسن بگيرم اما دست خودم هم زخمي شد. ناگهان ديدم مهدي چاقو خورده است. براي همين به سرعت با اورژانس تماس گرفتيم. كسبه‌هاي ديگر هم كه صداي درگيري را شنيده بودند، وارد مغازه‌ام شدند كه در اين ميان محسن (عامل جنايت) بي‌آنكه كسي متوجه شود از ميان جمعيت عبور كرد و از مغازه‌ام خارج شد. البته من در آن لحظه متوجه نشدم، بعد از جنايت، لحظه فرار محسن را در فيلم دوربين مداربسته ديدم.در همين حال قاضي جنايي، دستور آزادي صاحب مغازه را صادر كرده و جست وجو براي دستگيري متهم فراري ادامه دارد.