چهارشنبه 22 آذر 1396 | به روز شده: 52 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
پنجشنبه 16 آذر 1396 - 00:10:39 | کد مطلب: 391701 چاپ

دانشکده‌های من

سینما و تلویزیون > سینمای‌ ایران - مجتبی راعی-نویسنده و کارگردان سینما :
سال ۵۴ که من وارد دانشگاه شدم، فضای دانشگاه‌ها بسیار سیاسی بود. وقتی با پایان تحصیلات متوسطه، در آزمون کنکور سراسری شرکت می‌کردی و به دانشگاه راه می‌یافتی وارد فضای شگفت‌انگیزی می‌شدی.

داخل پرانتز این را هم باید متذکر شوم که در دهه۵۰ تعداد دانشگاه‌ها مثل امروز زیاد نبود و قبول شدن در کنکور اصلا کار ساده‌ای محسوب نمی‌شد.

در ميانه‌هاي دهه50 فضاي دانشگاه به‌شدت ملتهب بود. گروه‌هاي چپ در دانشگاه‌ها پايگاه داشتند و به‌شدت فعال بودند. همين‌طور بچه‌هاي مذهبي كه در آن سال‌ها اغلب شيفته دكتر شريعتي بودند. نكته كليدي اين بود كه در آن سال‌ها واقعا جوان‌هاي نخبه وارد دانشگاه مي‌شدند. جوان‌هايي با عقايد و افكار متفاوت و حتي متضاد كه صفت مشتركشان آرمان‌گرايي بود. خاطرم هست كه در آن سال‌ها اگر دانشجويي وضع مالي خوبي داشت، سعي مي‌كرد ساده لباس بپوشد و با ماشين آنچناني به دانشگاه نيايد.

بحث ميان دانشجو‌ها بسيار داغ و پرحرارت دنبال مي‌شد. يكي از ماركسيسم دفاع مي‌كرد و ديگري با ادله اسلامي نقدش مي‌كرد. فضاي گفت‌وگو وجود داشت و حتي اگر در نهايت طرفين نمي‌توانستند يكديگر را متقاعد كنند بازهم ديالوگ قطع نمي‌شد. به خاطر دارم كه سطح علمي استادان بسيار بالا بود. ما در دانشكده‌مان استادهاي بسيار عالم و توانايي داشتيم كه از نظر سواد و دانش سرآمد بودند. به انقلاب كه نزديك شديم دانشجوها با هر گرايش فكري و سياسي حول محور امام گرد آمدند و مجذوب جاذبه بي‌نظير ايشان شدند. نقش، سهم و تاثير نهاد دانشگاه در خيز‌ش‌هاي بزرگ اجتماعي غيرقابل انكار است.

جنبش دانشجويي پس از پيروزي انقلاب هم در بزنگاه‌هاي مهم نقش‌آفرين بود. وقتي به خاطرات سا‌ل‌هاي دانشجويي‌ام رجوع مي‌كنم، دوران پرالتهاب و پرافتخاري را به ياد مي‌آورم؛ دوراني پر از جوش و خروش؛ دوراني كه جوان‌ها در فضاي خاص و شگفت‌انگيز دانشگاه‌ها «ساخته» مي‌شدند.

سال‌هاي زيادي از دوران دانشجويي نسل من گذشته. حالا نه فضاي جامعه شبيه آن سال‌هاست و نه حال و هواي دانشگاه‌ها. الان آنقدر دانشگاه، دانشكده و مراكز مختلف علمي- آموزشي داريم كه پشت كنكور ماندن تقريبا معنايي نمي‌يابد. هر دوره‌اي مقتضيات خاص خودش را دارد و شايد نشود الگوهاي دهه‌هاي50 و 60 را با حال و هواي زمانه امروز كه از ميانه دهه90 هم عبور كرده‌ايم منطبق ساخت. هرچند نمي‌توان منكر برخي ضرورت‌هاي محيط‌هاي دانشگاهي هم شد؛ ضرورت‌هايي مثل علم‌آموزي و كسب دانش در سطوح بالا كه اساسا فلسفه تشكيل نهاد دانشگاه است و آرمان‌گرايي كه اين يكي هم جزو ويژگي‌هاي شخصيتي دانشجويان بايد به‌شمار آيد. الان دانشگاه زياد داريم و دانشجو و استاد هم. بايد ببينيم در اين مسابقه «كميت» تا چه اندازه توانسته‌ايم «كيفيت» را حفظ كنيم.