جمعه 4 خرداد 1397 | به روز شده: 12 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 17 دی 1396 - 10:15:21 | کد مطلب: 393734 چاپ

خلق شگفت‌انگیز با آشغال

اجتماع > اجتماعی - همشهری آنلاین:
این هنرمند ایرانی برای اولین بار در ایران صندلی‌هایی از ضایعات بازیافتی ساخت که وزن ۲۰۰ کیلوگرم را هم تحمل می‌کند

از امروز كمي بيشتر به وسايلي كه دور مي‌اندازيد توجه كنيد!

افرادي هستند كه با خلاقيت بسيار مي‌توانند همين‌هايي را كه امروز به عنوان «به درد نخور»‌ها از آن‌ها ياد مي‌كنيد به وسايل قابل استفاده و شگفت‌انگيز تبديل كنند.

«سپيده معمارزاده» با ساخت وسايل مختلف از مواد بازيافتي مي‌تواند شما را حسابي شگفت‌زده كند.

او از اين اشيا در خانه‌اش استفاده مي‌كند و طي اين گزارش ما را از سطل‌هاي زباله شهرداري به خانه‌ها و باغ‌هاي بزرگي مي‌برد كه از دست‌سازهايش استفاده مي‌كنند.

  • عملي كردن يك ايده‌ي كهنه و خلاقانه

همه‌ي ما دورريزهاي مختلفي داريم كه براي خلاص شدن از شرشان آن‌ها را درون سطل زباله‌ي شهرداري مي‌اندازيم. اما كمتر كسي به اين فكر مي‌كند كه سرنوشت اين اشياي مندرس و كهنه چه مي‌شود.

همه‌ي دور ريزهاي ما سر از كارخانه‌هاي بازيافت در نمي‌آورند. عده‌اي هستند كه براي درست كردن ميز و صندلي و هر شيء تزئيني و به درد بخور ديگري ، اين دورريختني‌ها را بر مي‌دارند و با خلاقيتي كه دارند وسايلي درست مي‌كنند كه با ديدن آن‌ها شگفت‌زده خواهيد شد.

«سپيده معمارزاده» هنرمندي است كه از دورريختني‌هاي مختلف وسايلي نو و دست اول مي‌سازد.

او با سير به گذشته روايت مي‌كند كه چطور براي به دست آوردن وسايل اوليه‌ي مورد نيازش به سطل‌هاي زباله‌ي شهرداري سرك مي‌كشيده تا بتواند وسايل به درد بخوري را با مواد اوليه‌ي موسوم به «آت و آشغال» بسازد:« درست كردن كاردستي با وسايل بازيافتي و به قول معروف اشياي دور ريختني از سن هشت سالگي شروع شد.

بعدها اين خلاقيت را به بچه‌هاي كوچك‌تر هم ياد دادم تا اين‌كه توانستم در مهدكودك‌هاي مختلف كلاس‌هاي آموزشي برگزار كنم.

هر شيء دورريختني كوچكي از درب قوطي نوشابه گرفته تا تكه‌هاي چوب را به وسايل نو و قابل استفاده تبديل مي‌كردم. كلاس‌ها ادامه پيدا كرد تا اين‌كه يكي از خانه‌هاي بازيافت تهران سراغم آمد و گفتند مي‌خواهند در و ديوار آن‌جا را با ضايعات مختلف تزئين كنند.

پس از تزئين اولين خانه‌ي بازيافت، شناخته شدم. كلبه‌ي بازيافت كرج و ديگر خانه‌‌هاي مربوط به جمع‌آوري مواد دورريز هم از جمله مكان‌هايي بودند كه با آن‌ها همكاري داشتم.»

  • ضايعات ، جمع‌آوري و ضدعفوني مي‌شوند

نام «خانه‌ي بازيافت» ما را ياد يك ساختمان يك يا دو طبقه‌ي قديمي مي‌اندازد كه سال‌هاست سقف آن چكه مي‌كند.

درختان حياطش زرد و پ‍ژمرده شده و پنجره‌هايش را غبار گرفته اما درست است كه درون خانه‌هاي بازيافت پر از ضايعات و دورريختني‌هاست اما شكل و شمايل آن رنگارنگ و پر انرژي است. تزئينات روي ديوارها از دور، گل‌هاي رنگي و از نزديك در‌هاي قوطي نوشابه و سي دي‌هاي از كار افتاده است.

اين‌جا بطري‌هاي يك بار مصرف، قوطي‌هاي فلزي كنسرو و نوشيدني، شانه‌ي تخم مرغ و خرده‌هاي چرم و پارچه‌هاي كهنه، تكه‌هاي كوچك لوله پوليكا و حتي مهره‌هاي كوچك تبديل به اشيايي مي‌شوند كه اگر كسي آن‌ها را بعد از ساخت ببيند باورش نمي‌شود كه روزي يك مشت ضايعات به درد نخور بوده‌اند:« من براي درست كردن ميز و صندلي حتي قاب آينه براي خانه‌ام از اشياي دورريختني خانواده استفاده مي‌كنم.

براي ساخت تزئينات مربوط به خانه‌هاي بازيافت بايد از گروهي كمك بگيرم تا درون زباله‌هاي خشك بگردند و دورريختني‌هاي مختلف را جمع‌آوري كنند.» ضايعاتي كه از آن‌ها صحبت مي‌كنيم قبل از تبديل شدن به وسايل مختلف بايد خوب ضد عفوني و شست و شو شوند:

« افرادي كه از اين وسايل ساخته شده با مواد اوليه بازيافتي استفاده مي‌كنند نبايد نگراني خاصي بابت آلودگي آن‌ها داشته باشند.»

كارهاي خانم معمار زاده را مي‌شود در چند نمايشگاه مربوط به هنرهاي دستي پيدا كرد. زماني كه مسولان با كارهاي او رو به رو شدند تعجب كردند. او براي توليد آثار نمايشگاهي از پت هاي دست اول و نو استفاده كرده بود.

كارهاي اين بانوي ايراني زبانزد خاص و عام است. هر كسي با آن‌ها رو به رو مي‌شود اولين سوالش اين است كه چطور با وسايلي كه ما روزانه درون سطل آشغال رهاي‌شان مي‌كنيم مي‌تواند اشياي قابل استفاده درست كند و او پاسخ مي‌دهد:«فقط كافي است خلاقيت، سليقه و كمي هنر داشته باشيد.»

  • ماجراي قاب آينه‌ي شگفت‌انگيز

از خانم معمارزاده مي‌خواهيم ماجراي قاب آينه‌اي را كه چند سطر بالاتر به آن اشاره كرد برايمان روايت كند.

اين كار يكي از عجيب‌ترين دست‌سازهاي او به شمار مي‌رود:« يادم هست روزي در خيابان نزديك خانه‌ خود‌مان راه مي‌رفتم كه يك قاب آينه‌ي كهنه و رنگ و رو رفته نظرم را جلب كرد.

مي‌دانستم كه مي‌شود آن را با كمي سليقه مرمت كرد و دوباره روي ديوار چسباند. كنار قاب تعدادي صدف شكسته و مهره‌هاي يك تسبيح پاره‌شده درون زباله‌ها ريخته شده بود.

آن‌ها را برداشتم و با خود به خانه آوردم. قاب را خوب ترميم كردم و صدف‌ها و مهره‌ها را به گونه‌اي روي آن چسباندم كه شكستگي‌شان به چشم نخورد. اين روزها هر كسي اين قاب را مي‌بيند دنبال نمونه‌اي از آن مي‌گردد.»

  • كارهايم فروشي نيست!

از خانم معمارزاده مي‌پرسم با توجه به اين‌كه در نمايشگاه‌هاي بسياري هنرش را در معرض ديد عموم قرار داده، قصد دارد كارگاهي راه‌اندازي كند و وسايل ساخت دستش را بفروشد؟

« در آينده شايد. اين روزها اصلا به فروش كارهايم فكر نمي‌كنم. معمولا آن‌ها را هديه مي‌دهم و سعي مي‌كنم دغدغه‌ي پول درآوردن را كنار بگذارم. اغلب درآمدم از راه آموزش تبديل ضايعات بازيافتي به وسايل مختلف است.»

منبع:همشهري سرنخ