شنبه 27 مرداد 1397 | به روز شده: 10 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
سه شنبه 17 بهمن 1396 - 20:14:05 | کد مطلب: 397656 چاپ

گفتگو با ستاره سرشناس سینمای اسپانیا | «همه می‌دانند» فرهادی سخت‌ترین نقش کارنامه من است

سینما و تلویزیون > سینمای‌ جهان - همشهری آنلاین:
هر چند پنه‌لوپه کروز برای دهمین مرتبه نامزد دریافت جایزه گویا شده بود اما جایزه بهترین بازیگر زن این دوره اسکار سینمای اسپانیا سرانجام به ناتالی پوزا برای «نمی‌توانم بگویم خدانگهدار» رسید تا او و همسر نامدارش دست خالی سی و دومین دوره مراسم اهدای جوایز گویا را ترک کنند.

به گزارش همشهري آنلاين به نقل از ال‌پاييس، بازيگر 43 ساله و همسر خاوير باردم كه براي سومين بار در زمستان امسال سرما خورده است، پيش از حضور در مراسم اهداي جوايز گويا از خانه خود در مادريد با خبرنگار يكي از معتبرترين رسانه‌هاي اسپانيا به گفتگو نشست. او ماه مارس آينده يك جايزه سزار افتخاري از سينماي فرانسه دريافت مي‌كند و در فصل تابستان هم مقابل دوربين پروژه‌اي تازه مي‌رود. آنچه مي‌خوانيد، متن مصاحبه گرگوريو بلينچون با ستاره «همه مي‌دانند» اصغر فرهادي البته چند روز پيش از برگزاري مراسم است.

  • تو دومين اسپانيايي پس از پدرو آلمودووار هستي كه يك جايزه افتخاري از صنعت سينماي فرانسه مي‌گيري.

دارم روي ابرها سير مي‌كنم و بسيار خوشحالم. هر چند كمي هم نگرانم چون بايد در مراسم سزار سخنراني كنم. اصلا انتظارش را نداشتم و شوكه شدم وقتي فهميدم پدرو تنها اسپانيايي برنده سزار است. اين اتفاق‌هاست كه باعث مي‌شود يادم بماند چه كساني به شكل گرفتن كارنامه من كمك كردند. روزها از پي هم مي‌آيند و پيش از آنكه بفهمي، سال‌ها آمده و رفته‌اند. آن وقت به اين فكر مي‌كني كه چطور ممكن است از 15 سالگي از اين راه زندگي كرده باشي و اين همه تجربه كسب كني. من از هر كاري كه بكنم، درس مي‌گيرم.

  • تو مسيري شگفت‌انگيز را در زندگي پشت سر گذاشته‌اي.

بله. هر چند بچه‌هايم كوچك هستند و من در سال‌هاي ابتدايي زندگي آنها گام‌هايم را آهسته‌تر كردم. حتي حالا هم با هيجان دوران 25 يا 30 سالگي كار نمي‌كنم؛ فيلم پشت فيلم بازي كنم و مثلا زندگي‌ام سر صحنه بگذرد. بزرگ‌ترين هديه‌ اينكه مي‌توان پروژه‌هايم را خودم انتخاب كنم داشتن زمان كافي براي گذراندن كنار خانواده و برقرار كردن تعادل در زندگي است. به نداي قبلم گوش كردم و همه چيز خوب پيش رفت. در چند پروژه سرگرم‌كننده حضور يافتم كه هر كدام دو سه ماه از وقتم را گرفت. البته جز فيلم اصغر فرهادي «همه مي‌دانند» كه فيلمبرداري آن چهار ماه طول كشيد. هر چند اين هم به معني جدا شدن از خانواده در دوران فيلمبرداري نيست.

  • و همه اينها را با كارهاي ديگر تركيب مي‌كني.

بله. در شركت توليد فيلم، مجموعه‌هايي كه با خواهرم مونيكا طراحي مي‌كنم، همكاري با لنكوم... اين چيزها به من اجازه مي‌دهد در كمال آرامش فيلم‌هايم را انتخاب كنم. در مقام يك مادر، برقرار كردن تعادل ميان كار و زندگي خانوادگي بسيار مهم است.

  • براي دهمين بار نامزد جايزه گويا شدي. آيا اين نتيجه همان دقت در انتخاب فيلمنامه است؟

پيش از آنكه بتواني انگشت روي يك فيلم درست بگذاري، بايد اقبال خوب داشته باشي كه نقش‌هاي خوب به تو پيشنهاد شود. اينكه فيلم‌هاي تو به دل تماشاگران و حرفه‌اي‌هاي سينما بنشيند يك قمار هر ساله است و تو چندان نقشي در خروجي كارت نداري. هر نامزدي براي من هيجان‌انگيز و بردن حسي فوق‌العاده دارد. هر چند نمي‌گذارم لذت نامزد شدن زايل شود و اين را تقديري از جانب همكارانم مي‌دانم. راستش را بخواهيد، هنوز هم با شنيدن خبر نامزدي گريه‌ام مي‌گيرد.

  • با توجه به رقيباني كه در مراسم امسال داري، فكر مي‌كني جايزه را ببري؟

من همه‌شان را تحسين مي‌كنم و تقريبا اطمينان دارم كه برنده نخواهم شد. كم پيش مي‌آيد برنده را اشتباه پيش‌بيني كنم و خيلي خوب مي‌دانم امسال چه كسي جايزه را مي‌برد و براي همه آنها بسيار خوشحالم.

  • داري اينطور القا مي‌كني كه جايزه را ناتالي پوزا از آن خودش مي‌كند؟

ترجيح مي‌دهم اسم كسي را نگويم (مي‌خندد) همه نامزدها شايسته دريافت جايزه هستند.

  • ظاهرا قرار است در پروژه بعدي تاد سولوندز كار كني.

اميدوارم. فيلم «دوست داشتن بچه» نام دارد و من در آن نقش مادر را بازي مي‌كنم. ادگار راميرز هم ديگر بازيگر فيلم است كه در مادريد و حومه آن فيلمبرداري مي‌شود و اگر همه چيز طبق برنامه مالي پيش برود، در طول تابستان مشغول آن خواهيم بود. مي‌خواهم با فيلمسازاني كار كنم كه خطر مي‌كنند. عاشق كارهاي فرهادي هستم و وقتي با من تماس گرفت و گفت كه مي‌خواهد يك نقش برايم بسازد، وارفتم. اصغر بسيار خاص است، بسيار حساس. آنقدر كه تو مي‌خواهي همه چيزت را برايش بدهي. يك روز پس از ايفاي نقش مربوط به حمله عصبي، كارم به آمبولانس كشيد. وقتي بيرون آمدم، بسيار به من محبت كرد و خواست كه دوباره آن صحنه را بگيريم. من هم با آغوش باز پذيرفتم. «همه مي‌دانند» سخت‌ترين كار كارنامه حرفه‌اي من بود.

  • مي‌خواهي همچنان به همكاري در پروژه‌هاي تجاري و مستقل ادامه بدهي؟

از آنجا كه نقش‌هاي فريبنده تمامي ندارند، دوست دارم در هر دو بخش كار كنم. هر چند تازگي‌ها احساس مي‌كنم به سمت فيلم‌هاي كم‌هزينه‌تر ميل كرده‌ام.