دوشنبه 30 مهر 1397 | به روز شده: 1 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 - 18:58:17 | کد مطلب: 405465 چاپ
تکلیف ویژه نخبگان در تبیین چهره دشمن

اسماعیلی: توسعه آموزش‌های دینی وظیفه حکومت است

دین و اندیشه > اندیشه - همشهری آنلاین:
عضو مجلس خبرگان رهبری با برشمردن تکلیف ویژه حاکمان و نخبگان در تبیین چهره دشمن، گفت: توسعه آموزش‌های دینی وظیفه حکومت است.

به گزارش همشهري آنلاين، دكتر محسن اسماعيلي در یکصد و بیست و دومین جلسه شرح و تفسير نهج‌البلاغه در محل مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه)، با بيان اينكه دشمن از طریق نفوذی‌های منافقی که سنگ دلسوزی برای دین را به ظاهر محکم‌تر از همه به سینه می‌زنند، متدین‌های ظاهربین و ساده‌لوح را فریب می‌دهد، گفت: دشمن با تحریک احساسات ارزشی، میان آنان اختلاف و درگیری بوجود می‌آورد.

وي افزود: بنابراين طبیعی است که هر کس وظیفه دارد تا با ارتقای آگاهی‌های دینی و اجتناب از سطحی‌نگری، و همچنين با دشمن‌شناسی و پرهیز از اعتماد به هر کس که قیافه دینی می‌گیرد و شعارهای مذهبی سر می‌دهد، با توطئه همیشگی بدخواهان مقابله كند. قرآن و نهج‌البلاغه آکنده از همین دو توصیه است و مرتب و مکرر به تفقه در دین و بصیرت نسبت به زمان دعوت می‌کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: با اینکه شناخت دین و زمانه، وظیفه یکایک مسلمانان است، حاکمان و عالمان مکلف هستند که مقدمات این شناخت را برای جامعه فراهم كرده و به مردم کمک كنند تا هم تفقه در دین پیدا کنند و هم بصیرت نسبت به اوضاع زمان و شخصیت‌های موثر در هر دوران.

وي درباره توسعه آموزش‌های دینی و گسترش آگاهی‌های عمومی اظهار داشت: اگر حاکمان و عالمان بتوانند شناخت مردم نسبت به دین را صحیح و عمیق کنند، شیادان و ریاکاران نمی‌توانند آنان را به سادگی فریب دهند و تحریک كنند. موقعی عمروعاص‌های زیرک می‌توانند دیگران را بفریبند که آنان شناخت درست و کاملی از دین نداشته باشند و ندانند که قرآن ناطق را نباید فدای قرآن‌های صامتی کنند که بر سر نیزه رفته‌اند.

محسن اسماعيلي ادامه داد: هنگامی دست‌های پشت پرده می‌توانند قتل علی علیه‌السلام را برای ابن‌ملجم‌های احمق به عنوان جهاد و عبادت؛ آن هم در شب قدر و داخل خانه خدا نمایش دهند که آنان درک درستی از جهاد و عبادت نداشته باشند. لشکریان انبوه برای جنگ با مولا و فرزندانش زمانی فراهم می‌آید که مردم گرفتار جهل توأم با احساسات شوند و امثال معاویه فرصتی برای تحریک آنان بیابند. اینجاست که امام علی علیه‌السلام به مردم می‌فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ»؛ اى مردم مرا بر شما و شما را بر من حقى است. «فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا ...»؛ اما حق شما بر من آن است كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيت‌المال شما را در راه شما صرف كنم، و شما را تعليم دهم تا از جهل و نادانى نجات يابيد و تربيت‌تان كنم، تا فراگيريد.

عضو حقوقدان شوراي نگهبان با تاكيد بر آموزش دشمن‌شناسی و افشای چهره‌های نفوذی و خائن، گفت: شناخت منافقان و نفوذی‌ها ساده نیست. آنان دقیقاً خود را به شکل ما درمی‌آورند و بلکه مسلمان‌تر و دلسوزتر از ما جلوه می‌کنند. پس بر آنان که چهره واقعی اینان را می‌شناسند واجب است که به مردم کمک کنند و نسبت به معرفی دشمن و افشای چهره‌های منافق کوتاهی نکنند. به همین جهت است که شمار بسیار زیادی از خطبه‌ها و نامه‌های حضرت امیر سلام الله علیه به معرفی چنین کسانی اختصاص دارد. تلاش دلسوزانه امام برای برداشتن نقاب از چهره امثال معاویه، عمروعاص، طلحه و زبیر کاملاً محسوس است.

وي افزود: برخورد امام علي(ع) با اشعث بن قیس از همین باب افشای چهره‌های نفوذی و خائن است. ابن ابی الحدید که بخشی از کارنامه سیاه اشعث را به تصویر کشانده، در نهایت نوشته است: «او از منافقان در دوران خلافت على علیه‌السلام بود و در ميان اصحاب آن حضرت مانند همان نقشی را ایفا می‌کرد که عبد اللّه بن اُبىّ در ميان ياران رسول خدا صلی الله علیه و آله ایفا کرده بود؛ یعنی هر كدام سردسته منافقان روزگار خویش بوده‌اند.» با این حال او همواره چهره‌ای دلسوز و خیرخواه از خود نشان می‌داد و مردم را می‌فریفت و تحریک می‌کرد.

در ادامه اين جلسه شرح و تفسير نهج‌البلاغه عنوان شد: سید رضی نقل می‌کند که روزی امام در مسجد كوفه بر منبر بود. سخنى فرمود كه اشعث بن قيس به امام اعتراض كرد كه اى امير مؤمنان اين مطلب به زيان تو است نه به سود تو. امام علیه‌السلام با بى‏اعتنایى نگاهى به او كرد و فرمود: «مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي؟ عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ!»؛ تو چه مى‏دانى چه چيز به سود من است يا به زيان من؟! نفرين خدا و نفرين‌كنندگان بر تو باد اى دروغگوی پسر دروغگو و اى منافق فرزند كافر. بعد نیز اشاره‌ای به سوابق او فرمود.

دكتر اسماعيلي، سفارش‌های مکرر و موکد امام علي(ع) بر آشنایی با تاریخ و بیان تاریخ پیشینیان را در راستای انجام وظیفه دشمن‌شناسی دانست و تصريح كرد: علاوه بر مطالعه در «اخبار گذشتگان»، انسان مومن و خردمند نباید از شناخت تاریخ معاصر خویش نیز غفلت کند. کسی که از شناخت تحولات دوران خویش و چهره‌ها و شگردهای آنان غفلت کند، هنگامی از خواب غفلت بیدار می‌شود که همه هستی‌اش را از دست داده باشد. این سخن امیرمومنان(ع) است که فرمود: «كسى كه زمانش را نشناسد، به تاراج مى‌رود.»

استاد دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: نباید خیال کرد که آشنایی با حوادث تاریخی بیهوده است. خیر! این حوادث هر روز قابل تکرار است؛ البته احتمالاً با شگردها و ویرایش‌های جدید! باید تاریخ خواند و از آن درس عبرت گرفت تا تاریخ تکرار نشود. در تاریخ معاصر نیز تجربه‌های مکرری از کسانی داریم که با شعارها و قیافه‌های جذّاب، از سطحی‌نگری برخی از ما سوءاستفاده کرده و پس از نفوذ و دستیابی به قدرت جنایت‌های فجیعی آفریدند و ضربه‌های جبران‌ناپذیری وارد کردند.

وي افزود: منافقین با نام مجاهدین، از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت سازمان یافته همین کار را کردند و حتی بسیاری از بزرگان را نیز فریب دادند. امام خمینی(ره) نقل کرده‌اند که: «من نجف (که) بودم، اينها آمده بودند كه من را گول بزنند ... (يكى‏) شان بيست و چند روز آمد در يك جايى، من فرصت دادم به او حرف‌هايش را بزند. آن به خيال خودش كه حالا من را مى‌‏خواهد اغفال كند. مع‌الأسف، از ايران هم بعضى از آقايان كه تحت تأثير آنها واقع شده بودند، خداوند رحمت‌شان كند آنها هم اغفال كرده بودند آنها را، آنها هم به من كاغذ سفارش نوشته بودند. بعضى از آقايان محترم، بعضى از علما، آنها هم به من كاغذ نوشته بودند كه اينها: انَّهم فِتْيَةٌ؛ قضيه اصحاب كهف. من گوش كردم به حرف‌هاى اينها كه ببينم اينها چه مى‏‌گويند. تمام حرف‌هايشان هم از قرآن بود و از نهج‌البلاغه، تمام حرف‌ها .... اينها با خود قرآن، با خود نهج‌البلاغه مى‌‏خواهند ما را از بين ببرند و قرآن و نهج‌البلاغه را از بين ببرند.»

عضو حقوقدان شوراي نگهبان در پايان گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همین جریان با نفوذ دادن چهره‌های فریبنده‌ای به نام کلاهی و کشمیری در میان نیروهای خودی، جنایاتی مانند انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری را مرتکب شدند و کسانی چون بهشتی، رجایی و باهنر را به شهادت رساندند.