جمعه 29 تیر 1397 | به روز شده: 7 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 13 تیر 1397 - 18:52:31 | کد مطلب: 409854 چاپ

مرهمی بر ۱۱۰ سال فراموشی شهیدان شهیر شهر

فرهنگ > میراث و تمدن - سیدمحمد فخار - خبر‌نگار: ۱۱۰ سال از استبداد صغیر می‌گذرد اما آرامــگاه شـهدای روزنامه‌نگار مشروطه‌ هنوز روی خوش به‌خود ندیده است.

شاید خبر تملک آرامگاه شهدای مشروطه توسط شهرداری تهران مرهمی بر زخم‌های این یادگاران آزادی باشد. روز گذشته بود که در سالگرد 110سالگی شهادت جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین، شهیدان شهیر و روزنامه‌نگار پایتخت، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران از تملک آرامگاه شهدای مشروطه توسط مدیریت شهری و آغاز عملیات مرمت تا پایان تیرماه خبر داد.

در ماجرای استبداد صغیر و به توپ بسته شدن مجلس، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین، 2روزنامه‌نگار شهیر مشروطه‌ در باغ شاه به قتل رسیدند و پیکرشان شبانه در خندق پشت دیوارهای باغ دفن شد. این محل امروز یکی از کوچه‌های خیابان کمالی منطقه11 است که البته شرایط نامناسبی دارد و مخروبه‌ای در تملک بیمارستان لقمان است.

آرامگاه این 2روزنامه‌نگار مشروطه‌خواه در سال1383 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید اما برای ساماندهی این قبور به بودجه و نگاه دلسوزانه مسئولان نیاز بود که توفیق رفیق صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین نشد تا سن فراموشی آرامگاه شهدای مشروطه به 110سال برسد.

  • توجه اعضای شورا

طی 10سال اخیر، مدیران شهری بارها وعده مرمت و احیای بنا را دادند اما سنگی از روی قبر آنها برداشته نشد تا اینکه هفته گذشته جریان جدیدی در این‌باره به راه افتاد.

موج خبری ساماندهی آرامگاه شهدای مشروطه از سه‌شنبه هفته گذشته آغاز شد؛ زمانی که احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران خواستار ساماندهی آرامگاه شهدای مشروطه شد. او از شرایط نابسامان مزار گروهی از نویسندگان در ضلع جنوبی باغ شاه گفت. سال96 مسجدجامعی همزمان با 17مرداد‌ماه همراه گروهی از خبرنگاران در این مجموعه حضور پیدا کرده بود و وعده ساماندهی آرامگاه را از مسئولان میراث شنیده بود اما باوجود گذشت یک سال متأسفانه اقدامی برای ساماندهی این مزار انجام نشده و شرایط به‌مراتب بدتر شده بود.

همچنین هفته گذشته علی اعطا و الهام فخاری 2 تن از اعضای شورا پس از ایراد تذکر نسبت به نحوه نگهداری از بنا، از محل بازدید کردند و خواستار تملک آرامگاه مشروطه توسط شهرداری تهران و رسیدگی به آن شدند.

حالا اما معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران از تملک آرامگاه مشروطه در سال‌جاری و مرمت بنا در آینده‌ای نزدیک خبر داد. از سویی دیروز الهام فخاری عضو شورای شهر تهران در توییتر خود نوشت: «به مناسبت سالروز اعدام این بزرگان، پیگیر چرایی نپرداختن به بازسازی شدم و امروز هم به همراه آقای دکتر اعطا، شهردار منطقه ۱۱ و رئیس سازمان زیباسازی به مکان رفتیم. پیشنهاد نخست، رفع تصرف و برداشتن سقف سایبان ویران‌شده و پاکیزه‌سازی پیرامون آرامگاه است.»

  • خبر خوش معاون شهردار

ولی‌الله شجاع‌پوریان دیروز از برنامه‌های شهرداری تهران برای رسیدگی به خانه مشاهیر چنین گفت: یکی از برنامه‌های جدی مدیریت شهری در این دوره تملک خانه مشاهیر است، اما از آنجا که برخی از آنها مشکلاتی از حیث مالکیت، معارض و... دارند، تملک زمانبر است. در این‌باره، شرکت توسعه فضاهای فرهنگی مأمور شده تا املاک ارزشمند میراثی را در شهر تهران شناسایی کند و در این حوزه کار کارشناسی انجام دهد.

معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران ادامه داد: با وجود تمام محدودیت‌ها در تأمین اعتبار، به‌دلیل شرایط نامناسب نگهداری از آرامگاه شهدای مشروطه، اقدامات مربوط به تملک بنا در سال97 انجام شد و متصرف به‌زودی ملک را تحویل خواهد داد. شجاع‌پوریان با بیان اینکه از 6‌ ماه گذشته اقدامات اولیه برای خرید آرامگاه شهدای مشروطه آغاز شد، گفت: هم‌اکنون فاز اول مطالعاتی برای مرمت بنا به اتمام رسید و تا انتهای تیر پروژه وارد فاز عملیاتی می‌شود. به گفته وی، پیش‌بینی می‌شود عملیات مرمت یک‌سال به درازا بکشد و پس از آن بنا برای بازدید در اختیار شهروندان قرار بگیرد.

  • یاد آر ز شمع مرده یاد آر

میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین سرشناس‌ترین چهره‌های تاریخ روزنامه‌نگاری ایران هستند. شهرداری تهران می‌تواند کارساماندهی و نگهداری از آرامگاه شهدای مشروطه را درصورت نداشتن متولی در اختیار نهادهای صنفی مطبوعاتی مانند انجمن صنفی روزنامه‌نگاران قرار دهد. احمد کسروی درباره نحوه به قتل رسیدن آن دو می‌نویسد: «امروز (2تیر 1287) در شهر همچنان آزادی‌خواهان را جست‌وجو می‌کردند و هر که را می‌یافتند، دستگیر کرده به باغ شاه می‌بردند. از آن‌سو، ملک‌المتکلمین و میرزا جهانگیرخان را بی‌آنکه بازپرسی کنند یا به داوری کشند، به گردن‌شان شکاری زدند و بردند و کشتند. آخرین جمله ملک چنین بود که: ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما / بر بارگه عدوان آیا چه رسد خذلان.»