پنج شنبه 26 مهر 1397 | به روز شده: 3 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 14 مرداد 1397 - 18:02:22 | کد مطلب: 412786 چاپ

اداره تهران با شهردارانی از دو مکتب اصفهان و مشهد

شهر  > شهری - تهران در طول عمر ۱۱۱ ساله شهرداری اگرچه توانست در چهار دوره گام‌های بزرگی بردارد، اما همواره مدیران شهری‌ عمدتا توسعه طلب بودند و دغدغه رشد کالبدی شهر را داشتند یا دست‌کم به‌منظور تأمین اعتبار مالی بیشتر برای شهرداری در برابر وسوسه توسعه کالبدی شهر یارای مقاومت نداشتند.

به گزارش همشهری، آنان کمتر به توسعه پایدار شهری فکر کردند و کمتر شهر را بر موازین اقلیم‌اش توسعه دادند؛ گام‌هایی که هر بار تهران را به سمت توسعه کالبدی بیشتر سوق داد و البته نواقص بزرگی را نیز در پس فعالیت‌های گسترده به همراه داشت.

در طول این 111سال، 59شهردار بر مسند مدیریت کلانشهری تکیه زده‌اند و گاه عمر مدیریت این افراد به کمتر از یک‌ماه می‌رسید و گاه نیز به بیش از 9سال و همین دوره قبل هم به 12سال رسید. با نگاهی به تاریخ فعالیت شهرداران مختلف پایتخت می‌توان عمدتا دو نوع رویکرد را در میان شهرداران مختلف دید؛ شهرداران مکتب اصفهان و شهرداران مکتب مشهد. بارزترین نمایندگان شهرداران مکتب اصفهان، کریم آقا بوذرجمهری، غلامرضا نیک پی و غلامحسین کرباسچی هستند.

الزاما زادگاه این شهرداران شهر اصفهان نبود. اگرچه نیک پی اصفهانی بود و کرباسچی نیز تجربه 10سال مدیریت در اصفهان را داشت، اما عمدتا دیدگاه نمایندگان این مکتب توسعه عرضی و کالبد شهر بود. در مواجهه با این دیدگاه، مکتب مشهد قرار داشت.

شهردارانی که به توسعه پایدار شهری بیشتر تکیه می‌کردند و تلاش داشتند تهران را برای شهروندانشان، زیست‌پذیرتر کنند. نمایندگان بارز این مکتب موسی مهام و جواد شهرستانی هستند. اگرچه زادگاه محمدباقر قالیباف مشهد است و هیچ‌گاه مدیریت شهری را از مشهد آغاز نکرد- موسی مهام و جواد شهرستانی شهرداران مشهد بودند- اما محمدباقر قالیباف هم بیشتر رویکرد کالبدی در سطح شهر داشت و در کنار نیک‌پی و کرباسچی قرار می‌گیرد.

  • اولین جلوه توسعه پایدار شهری

اواسط دهه 30 اتفاق تازه‌ای در تهران افتاد. «موسی مهام» که قبلا رئیس بلدیه شهر مشهد بود پس از رسیدن به شهرداری تهران، شروع به ایجاد آب‌نما، بلوار و گل و گلکاری کرد. وی که عاشق زیبایی‌های شهری بود و برعکس شهرداران قبلی و بعدی تهران به عابر پیاده اهمیت می‌داد، با این تفکر که تهران باید برای ساکنان شهری، جالب و جذاب باشد، برای نخستین بار «آب کرج را به تهران آورد» یکی از مهم‌ترین کارهای رئیس روشنفکر بلدیه، ساختن بلوار آب کرج (بلوار کشاورز) و میدان ولیعصربود.

  • تداوم توسعه پایدار

جواد شهرستانی 5سال پیش از آنکه شهردار تهران شود، در مشهد شهردار بود. او در سال 1342به شهرداری مشهد رسید. در زمان فعالیت او در شهرداری مشهد، توسعه این شهر با تکیه بر فضاهای بوستانی و درختکاری افزایش یافت و طرح‌ توسعه حرم نیز با سرعت و جدیت بیشتری پیش رفت.

او در شهرداری مشهد به‌عنوان شهردار نمونه کشور انتخاب شد و به همین دلیل در سال ۱۳۴۷ برای نخستین بار انجمن شهر تهران او را به‌عنوان شهردار تهران انتخاب کرد. شهرستانی پیش از نیک پی شهردار تهران شد. مقدمات طرح جامع اول تهران که عبدالعزیز فرمانفرمائیان آن را طراحی کرد، کار تهیه آن برای نخستین بار در دوره او آغاز شد. او شهرداری با روحیه توسعه پایدار و برای توسعه شهر، متکی بر برنامه ‌بود.

او در سال‌های 1347تا 1348به‌مدت 11‌ماه شهردار تهران شد و بعد از روزگار نیک پی نیز مجدد به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شد که با وقوع انقلاب اسلامی، نخستین مقام دولتی رژیم شاهنشاهی بود که از سمت خود استعفا داد و سپس به دستور امام خمینی(ره) به‌عنوان شهردار موقت تهران در روزهای انقلاب مشغول به‌کار شد.

  • طلیعه توسعه عرضی تهران

غلامرضا نیک‌پی، شهرداری که از اصفهان به پایتخت آمده بود تا این شهر را اداره کند. در سال‌های 1345نیک پی به شهرداری تهران منصوب شد. در روزگار 89ماهه شهرداری وی، تهران باز هم بزرگ شد. در روزگار مدیریت نیک‌پی بیش از 19پارچه آبادی حاشیه‌ای تهران به پایتخت پیوستند و تهران بزرگ‌تر شد. نخستین طرح جامع شهری تهران که به ابتکار شهرستانی پایه‌ریزی شده بود، به تصویب رسید. نیک‌پی هرروز حریم شهر را بیشتر توسعه می‌داد.

  • سلطان شاهراه‌های پایتخت

پس از نیک‌پی تهران شهرداران بسیاری به‌خود دید. انقلاب اسلامی رویکردی تازه در اداره کشور و شهرها ایجاد کرد. توجه به مناطق کم برخوردار ازجمله برنامه‌هایی بود که همواره مورد توجه مسئولان و مدیران شهری بود. اما در طول تمام این سال‌ها کمتر به آن توجه شد.

8سال دفاع‌مقدس زمینه را برای توسعه شهرها از بین برد و نه در تهران که در بیشتر شهرهای کشور شهردارانی مشغول به‌کار شدند که بیشتر به فکر حفظ وضع موجود شهرها بودند نه مدیریت آنها. بالاخره پس از پایان 8سال دفاع‌مقدس در سال 68غلامحسین کرباسچی به تهران آمد و شهردار شد.

او هم توسعه تهران را با رویکرد مکتب اصفهان آغاز کرد. مبنای کار او هم طرح جامع فرمانفرمائیان بود؛ طرحی که از سال 50تا 68همچنان ناتمام مانده بود و شهر نیز هر روز بیشتر توسعه می‌یافت. در دوران او بود که دو منطقه به شهر تهران اضافه و حریم شهر بزرگ‌تر شد تا بزرگراه‌های جدید ساخته شود. غلامحسین کرباسچی نیز سرنوشتی بهتر از سایر شهرداران توسعه طلب نداشت.

پس از کرباسچی نیز 4شهردار مدیریت پایتخت را در دست گرفتند اما هیچ‌کدام نتوانستند کاری بیشتر از احداث پل مکانیزه و افتتاح پله برقی در تهران انجام دهند. پس از ریاست‌جمهوری84 و با انتخاب شهردار سابق تهران به ریاست‌جمهوری نوبت به محمدباقر قالیباف رسید. قالیباف پیش‌تر در نیروی انتظامی نشان داد که مردی توسعه طلب است. بنابراین شهرداری تهران با حضور او گام‌های تازه‌ای در مسیر توسعه کالبدی برداشت.

در دوران او تهران دیگر حاشیه‌ای جذاب برای سکونت نداشت. بنابراین مسیر توسعه تهران در دوران او توسعه عرضی نبود، بلکه توسعه فضایی بود و برج‌های بلند در باغات قدیمی سربرافراشت. محمدباقر قالیباف در کارنامه‌اش طولانی‌ترین دوره شهرداری تهران را به‌عهده دارد. او نیز با تکیه بر تجربه‌های مدیران توسعه طلب، تنها به توسعه تهران بدون توجه به معیارهای زیست پذیری روی آورد و حالا شهرداری تهران را به یکی از بزرگ‌ترین بدهکاران بانکی تبدیل کرده‌است.