شنبه 31 شهریور 1397 | به روز شده: 40 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
شنبه 17 شهریور 1397 - 18:41:05 | کد مطلب: 415782 چاپ

تغییرات بزرگ منطقه و نشست تهران

ایران > سیاست‌خارجی - سیاوش فلاح‌پور- روزنامه‌نگار:
«منطقه در آستانه تغییرات بزرگی است، تغییراتی که ماهیت آنها به موفقیت نشست سه‌جانبه تهران بستگی دارد؛ به ایجاد ائتلافی توانمند برای پایان بخشیدن به جنگ در سوریه، شکست معامله قرن و کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه»؛

 اینها جملات دکتر حسن نافعه، متفکر و استاد دانشگاه مصری است که همچون بسیاری دیگر از تحلیلگران، چشم به نتایج نشست سه‌جانبه تهران دوخته است. چرا نشست تهران تا این اندازه مهم است؟ تفاوت آن با سایر نشست‌های میان این 3 کشور در آستانه، آنکارا، سوچی و همچنین دیگر مذاکرات بین‌المللی مرتبط با بحران سوریه چیست؟

بحران 8ساله سوریه به گواه واقعیت‌های میدانی این کشور رو به پایان است، مستحکم‌ترین پایگاه‌های معارضین، از حلب و حمص گرفته تا غوطه و درعا، یکی بعد از دیگری به‌دست محور نوظهور نظامی سقوط کرده‌اند؛ محوری که در جریان جنگ داخلی سوریه به‌وجود آمد و طیفی گسترده از ارتش سوریه، نیروی هوایی روسیه، مستشاران نظامی ایران، حزب‌الله لبنان و شبه‌نظامیانی از سرتاسر منطقه را شامل می‌شود.

درحالی‌که نیروهای مقابل، به‌تدریج طی 3سال اخیر، حمایت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای خود را تا اندازه قابل توجهی از دست داده‌اند. به این ترتیب با حذف یا به حاشیه رفتن بازیگران متعدد این بحران، از آمریکا و فرانسه گرفته تا قطر و عربستان، مقدمات ظهور مکانیسم جدیدی به‌نام آستانه برای نقش‌آفرینی تنها بازیگران مؤثر در بحران سوریه فراهم شد؛ مکانیسمی سه‌جانبه که 2عضو آن (روسیه و ایران) حامی دولت سوریه بوده و یک عضو دیگر (ترکیه)، معارضین این دولت را نمایندگی می‌کند. به‌عبارت دیگر، بازیگرانی که بحران سوریه را با هدف برکناری اسد کلید زدند، حالا جای خود را به بازیگرانی داده‌اند که در ادامه برای جلوگیری از سقوط دولت وارد این بحران شدند.

بدون شک در این میان جایگاه ویژه ترکیه، اهمیت بیشتری به این مکانیسم می‌بخشد؛ چراکه این کشور از یک سو پایگاهی مهم برای حمایت از معارضین بوده اما از سوی دیگر، به‌تدریج در اثر افزایش حمایت‌های واشنگتن از کردهای سوریه و همچنین کودتای ناکام سال2016 در پرونده سوریه از آمریکا فاصله گرفت و سعی کرد با وجود حفظ مواضع خود از طریق تعامل با ایران و روسیه منافع و اهداف خود را تامین کند.

به این ترتیب ضرورت برکناری اسد و حمایت از جریانات اسلامی در استان‌های شمالی سوریه، به‌تدریج جای خود را به پاکسازی نوار مرزی میان دو کشور از نیروهای مسلح کردی داد. اکنون و با عبور موفق سوریه از گذرگاه سرنوشت‎ساز درعا (که با توجه به حساسیت‌های اسرائیل می‌توانست گرفتاری‌های جدیدی برای این کشور جنگ‌زده خلق کند)، ادلب به تنها گره باز نشده این بحران 8ساله تبدیل شده است؛

استانی در مرزهای شمالی سوریه که به گفته استفان دیمیستورا میزبان ده‌ها هزار نیروی مسلح جهادی و از سوی دیگر، حجم نامشخصی از تسلیحات راهبردی همچون موشک‌های کوتاه‌برد و پهپاد است. حالا تنها بازیگران مؤثر جنگ داخلی سوریه، در تهران و در بالاترین سطح سیاسی برای حل اختلافات خود برای چگونگی حل آخرین گره بحران به مذاکره نشستند.

این مذاکرات در حالی صورت گرفت که با اقدام اخیر دولت ترکیه در تروریستی خواندن هیأت تحریرالشام، اکنون این 3کشور درک کاملا مشترکی از مصادیق تروریسم در منطقه و مشخصا بحران سوریه در اختیار دارند؛ درک مشترکی که به‌نظر می‌رسد به نوعی در تقابل با درک محور مقابل این 3کشور (آمریکا و متحدان آن در خاورمیانه) شکل گرفته باشد که گروه‌هایی همچون حماس و حزب‌الله را تروریستی می‌دانند. از سوی دیگر، نشست سران روسیه، ایران و ترکیه در تهران در شرایطی برگزار شده که هر 3کشور از سوی آمریکا در معرض تحریم‌های اقتصادی قرار گرفته و ارز ملی آنها دستخوش تغییرات چشمگیری شده است.

رایزنی 3کشور برای حل اختلافات بر سر پرونده ادلب ممکن است ادامه داشته باشد، اما برگزاری نشست سران در تهران، با توجه به مواضع آمریکا و اسرائیل نسبت به ایران نشان داد معادلات اساسی بحران سوریه در نقطه‌ای خارج از منظومه سیاسی واشنگتن تعیین می‌شود و این رخدادی بی‌سابقه و نشانه‌ای از کاهش نفوذ بی‌رقیب آمریکا در خاورمیانه به‌حساب می‌آید.