|
سهميه المپيك پكن مال من
افشين نوروزي، ركورددار پينگ پنگ ايران پس از 57 سال اولين كسي بود كه توانست يك بار ديگر مقابل ژاپني ها برنده شود پينگ پنگ ايران در جهان جزو بزرگ ها نيست، ولي او پشت ميز يك مدعي است كه براي چين 2008 نقشه مي كشد
|
|
|
افشين در اسفند سال 81 وقتي 17 سال بيشتر نداشت در مسابقه قهرماني آسياي تايلند دومين ركوردش را زد او در آن سال اولين مسابقه رسمي اش را براي تيم ملي بزرگ سالان برگزار كرد
مهدي رنجبر
دونده نيست، اما ركورددار است، آن هم در پينگ پنگ. افشين نوروزي را مي گويم. پسر 20 ساله تيم ملي پينگ پنگ. او كم تر از همه هم قطارانش تمرين مي كند، اما هميشه آماده تر از بقيه است؛ سه روز در هفته، روزي دو ساعت. همين زمان براي آماده شدنش كافي است. افشين از همان بچگي تا به حال همين طور تمرين مي كند، حرف بقيه را هم قبول ندارد كه مي گويند در تمرين كردن تنبل است: تنبل نيستم، در اهواز حريف تمريني گير نمي آورم. اكثر خوزستاني ها تفريحي كار مي كنند، برايشان سخت است كه صبح و بعدازظهر وقت شان را در اختيار من بگذارند. به همين خاطر در اردوهاي تيم ملي با روزي 4 ساعت تمرين، آماده آماده مي شوم.
افشين در اسفند سال 81، وقتي 17 سال بيشتر نداشت در مسابقه قهرماني آسياي تايلند دومين ركوردش را زد. برد مقابل پينگ پنگ باز ژاپني، بعد از 57 سال. او در آن سال اولين مسابقه رسمي اش را براي تيم ملي بزرگ سالان برگزار كرد. برد يك پينگ پنگ باز 17 ساله ايراني - آن هم ناشناس - در مقابل يوزا واريوي ژاپني، با رنكينگ 110 جهان غيرقابل باور بود: من يار ذخيره تيم بودم. در قسمت تيمي فقط يك بار با كويت بازي كردم. در قسمت انفرادي اول قطر را بردم و بعد يوزا. رنكينگ او حداقل 280 پله بالاتر از من بود، اما من 4 به يك او را بردم. هيچ كس باور نمي كرد. يوزا در مسابقه هاي جهاني، قهرمان جهان را برده بود. بازي نزديكي بود. همه ست ها 12 به 10 شد. بعد با كيم تك سوي كره اي، نايب قهرمان المپيك و قهرمان جهان بازي كردم. در ست اول 9 به 7 من جلو بودم. در آن بازي، در چند پوئن مربي كيم هم مرا تشويق مي كرد. بعد از آن شد كه در مسابقه هاي جوانان، وقتي آسياي شرقي ها مرا مي ديدند، با انگشت نشانم مي دادند. من بعد از امير احتشام زاده، دومين ايراني بودم كه يك بازيكن آسياي شرقي را برده بودم؛ بعد از 57 سال.
اما ركوردهاي افشين به همين جا ختم نمي شود. او در همه رده هاي سني مقام قهرماني دارد. در هر گروه سني كه بازي كرده، در يك رده بالاتر هم مسابقه داده و قهرمان شده. افشين هميشه جزو تركيب اصلي تيم ملي است. بعد از درخشش در تايلند، يار سه تيم ملي شده و بعد هم يك به يك جلو آمده، اما ويژگي مهم افشين، جسارتش در بازي با خارجي هاست. خودش هم اين مساله را مي داند، اما او دليل بازي خوبش در مقابل حريفان خارجي را سبك بازي اش مي داند: من سرويس خوب دارم، خوب هم كنترل مي كنم و البته حمله و دفاع را هم بايد به آن اضافه كنم.
انگيزه زيادش در بازي با حريفان خارجي در خيلي از مسابقه ها او را جلو انداخته؛ حتي اگر 5-4 ماه دست به راكت نزده باشد و فقط يك ماه تمرين كند. نمونه اصلي اش، بازي هاي كشورهاي اسلامي بود. افشين نيمه دوم سال قبل، سرباز بود. همين مساله باعث شد تا او به جز كاپ آسيا در هيچ مسابقه اي شركت نكند، اما در بازي هاي كشورهاي اسلامي، يار يك عربستان را برد. اگر در بازي انفرادي بدشانسي نمي آورد و به مهران احدي نمي خورد، به جمع 8 نفر اول مي رسيد. در دوبل هم با مهران احدي نايب قهرمان شد؛ با اين حال خودش از بازي اش راضي بود؛ هر چند از نظر تمرين و تكنيك نسبت به هم تيمي هايش عقب افتاده بود.
ركورد دار پينگ پنگ ايران از جمع 6 فرزند، تنها ورزشكار حرفه اي خانواده است. او با اين كه به قول خودش اشتباهي به سراغ پينگ پنگ آمده، اما در بالا رفتن از پله هاي پيش رفت، اشتباه نكرده. خودش مي گويد: من اشتباه كردم، مي خواستم بروم يك سالن ديگر اما به سالن پينگ پنگ آمدم.(باخنده). در سه - چهار سالگي با برادرم به سالن پينگ پنگ مي رفتم، اما قدم كوتاه بود و به ميز نمي رسيد. به همين خاطر توپ را مي گرفتم و به ديوار مي زدم. تا اين كه 6 ساله شدم و قدم هم بلند شد. بعد پشت ميز رفتم. از همان موقع تا سه سال پيش در باشگاه نفت اهواز بازي مي كردم.
اما افشين بعد از بازيكنان خارجي و اكبر بهمني، گران ترين بازيكن ليگ برتر پينگ پنگ ايران است. او در سال قبل 13 ميليون و 200 هزار تومان از تيم پتروشيمي بندر امام گرفت و شايد هم امسال با مبلغي بيشتر از اين قرارداد ببندد، آن هم با يك تيم تهراني.
با اين كه به قول بعضي ها، او در تمرين پينگ پنگ تنبل است، اما در عوض تا دل تان بخواهد درس خوان است. مهم نيست كه نتوانسته خلبان شود، مهم اين است كه نمي خواهد درس و دانشگاه را كنار بگذارد. افشين رشته رياضي خوانده و حالا هم دانشجوي تربيت بدني است. او مي خواهد حداقل اگر پينگ پنگش را تعطيل نكرده و خلبان نشده، دكتراي تربيت بدني اش را بگيرد. به قول خودش زندگي اش كاملا ورزشي ورزشي شود.
اما برخلاف بقيه ورزشكاران، او ورزش ديگري نمي كند. آن هم به خاطر ترس از مصدوميت. هر چند جاي تعجب دارد كه بچه خوزستان باشي و فوتبال و شنا نكني، اما بالاخره او هم كوتاه مي آيد و اقرار مي كند كه هم فوتبال خوب بازي مي كند و هم خوب شنا مي كند، اما غيرحرفه اي، يعني هر زماني كه وقت داشته باشد، بدش نمي آيد تني به آب بزند يا يك فوتبال گل كوچك بازي كند.
افشين در خوردن كم نمي آورد. با اين كه به هيچ خوراكي و غذايي نه نمي گويد، اما برايش قرمه سبزي دست پخت مادرش و پيتزا چيز ديگري است. او در بين بچه هاي ملي پوش پينگ پنگ از اين نظر هم معروف است. حتي اگر در كشورهاي شرق آسيا جلوش خرچنگ هم بگذارند، مي خورد و اعتراضي هم نمي كند. البته شايد روز اول برايش مشكل باشد، اما از روز دوم همه چيز عادي است. مثل بقيه خودش را با دسر و پيش غذا سير نمي كند.
راستي او كتاب هم مي خواند. آخرين كتابي كه خوانده شعر كارو بوده. زندگي بزرگان و رمان، كتاب هاي مورد علاقه او هستند. هر چند يك سالي مي شود كه ديگر لاي هيچ كتابي را باز نكرده.
افشين يك بار شانس حضور در المپيك را از دست داد، اما مي خواهد اين بار خودش پسر المپيكي پينگ پنگ باشد؛ آن هم در پكن. براي همين هدفش هم برنامه دارد. به قول خودش حالا كه به تهران آمده، مي تواند بهتر تمرين كند و خودش را آماده كند تا سهميه المپيك 2008 پكن به او برسد. به قول او، پيش رفت افشين در پينگ پنگ، از امسال خودش را نشان مي دهد.
|