كار جالب در همدان
پرويز پرستويي، مدرسه شد!
ـ هي بچه! كدوم مدرسه درس مي خوني؟
ـ مدرسه پرويز پرستويي .
ـ شَتَ... رق!!
ـ چرا مي زني؟!
ـ پسره [...]!، چرا دروغ مي گي؟ پرستويي كه همسن باباته! تو با پرستويي مدرسه مي ري؟ ها!
دَق... تَرَق!!
ـ نزن! بابا، اسم مدرسه مون پرويز پرستوئيه!
البته ما مبالغه كرده ايم وگرنه يك اسم مدرسه پرسيدن اين قدر كتك كاري و كودك آزاري ندارد! اما احتمالا بچه هايي كه از مهر به دبيرستان پرويز پرستويي در روستاي چالو كبودرآهنگ مي روند، با همچين سوء تفاهم هايي روبه رو مي شوند. كل اين سوء تفاهم ها هم از جايي شروع شده كه وسط جشنواره شاد فيلم كودك همدان، آموزش و پرورش اين استان جوگير شده و يك دبيرستان نيمه كاره 4 كلاسه را به اسم اين هنرمند كرده است. دليل اين كار هم اين است كه پرستويي چشمش را در اين روستا به دنيا باز كرده. حالا قرار است اگر مدرسه 4 ماه ديگر تمام شد، خود پرويزخان هم برود و همه با هم به ميمنت، روبان مدرسه را ببرند و افتتاحش كنند. ما كه از اين ابتكار خيلي خوشمان آمد و پيشنهاد مي كنيم باز هم از اين كارها كه باعث شادي، قدرداني، مهرباني و كلي كلمات خوب ديگر مي شود، انجام شود.
بازي كامپيوتري ايراني
پلي استيشن در بندر انزلي
داشتيم عقده اي مي شديم. در همه جريان هاي كامپيوتري بايد خودمان را مي كشتيم! بايد تمدن ايراني ـ پرشيايي را نابود مي كرديم. لامسب ها قيافه هايمان را هم طوري طراحي كرده بودند كه به آدم نمي رفت! اين طرف هم هر چي بازي طراحي مي شد يا تكنولوژي اش بازي دووز بود يا با گرافيك درپيتش بعد از آنكه دهان كامپيوتر را قيرگوني مي كرد- پس از مرحله سوم- قفل مي كرد و بايد ويندوز را كمپلت پايين مي آورديم. اما بزنيم به تخته(!) انگار بچه هاي تبيان يك بازي استراتژيكي طراحي كرده اند كه خودشان مي گويند بعد از 2 سال كار و 5 هزار ساعت برنامه نويسي چيز خوبي از آب درآمده.
اسم بازي نجات بندر، دفاع در خط آتش است و
7 مرحله دارد و در هر مرحله، ناخداي ايراني بايد دشمن را نابود كند.
فضاي بازي، مربوط به جنگ جهاني دوم است و اتفاقات در بندر انزلي مي افتد. هر كس هم زودتر بازي را تمام كند و خونش كمتر تمام شود، برنده است. آخر سر هم 4 مدال شجاعت به كاربر برنده اهدا مي شود؛ البته به طور مجازي ها! مي گويند اين بازي بيشتر فكري است و خشونتش كم است. اما ما با توجه به فيلم ها و سريال هاي خارجي كه از تلويزيونمان ديده ايم كه درجه خشونتشان فول بوده، از سازنده ها مي خواهيم يك مسلسلي، توپي، چيزي بگذارند تا بعد از فشار دادن همزمان دكمه هاي Ctrl+Alt+Delet، مخزن آنها به بي نهايت وصل شود و ما عين هو رمبو، تمام دشمنان را با كليك كردن بدرانيم. تفكر كيلو چنده؟
بينوش در فيلم كيارستمي
قصه ما دروغ بود...
امروز صبح كه وارد محله شديم ديديم آقاي... با تيغ به جان شناسنامه اش افتاده و دارد سال تولدش را مي تراشد. اول فكر كرديم راه فرار تازه اي براي معافيت سربازي پيدا شده اما وقتي چند دقيقه بعد ديديم دارد كتاب ترس و لرز سورن كي ير كگارد ( يك كتاب روشنفكري است، چرا اين طور نگاه مي كنيد. ما نخوانده ايم كه ... ما آخرين كتابي كه خوانده ايم رنگ آميزي كودكان بوده) را مي خواند شك برمان داشت نكند آقاي... قرص برنج و گندم خورده؛ تا اينكه ديديم يك تكه كاغذ جلويش است كه رويش نوشته: كيارستمي براي نقش مقابل ژوليت بينوش در فيلم كپي برابر اصل دنبال مردي بين 50 تا۵۵ساله روشنفكر نما مي گردد . ديگر حساب كار دستمان آمد كه آقا گلويش كجا گير كرده! غافل از اينكه خود ژوليت خانم گلويش جاي ديگري گير كرده! اين هم آخرين حرف هاي ژوليت كه البته ما خودمان نشنيديم و مجله نيويورك آنها را شنيده و ما فقط آن را نقل مي كنيم و مسئوليت هرگونه بدبختي به عهده خود نيويورك است و طبيعتا صحت و سقم آن به پاي مصاحبه هفته قبل نمي رسد: من پارسال به تهران رفتم تا چند روزي را با عباس كيارستمي بگذرانم. يك روز او داستاني براي من تعريف كرد كه براي خودش اتفاق افتاده بود. وقتي تمام شد از من پرسيد باورت مي شود؟ گفتم بله كاملا. بعد خنديد و گفت همه اين داستان دروغ بود. من حسابي خنديدم. يك بعدازظهر تمام به اين جريان خنديديم. (اين ژوليت خانم اگر بيشتر با ما ايراني ها مي چرخيد و خالي بندي هاي ما را مي شنيد كه از فرط خنده، وقت نمي كرد بخوابد (اين را ما اضافه كرديم) عباس واقعا ديوانه است. ( به خدا، اين را خود ژوليت گفته فردا نياييد به ما فحش بدهيد. اين را هم ايضا خودمان اضافه كرديم) او بعد از اينكه ديد مرا گول زده است و من اين همه به اين داستان مي خندم، تصميم گرفت كه همين داستان را بسازد و ما هم با هم اين داستان را مي سازيم! .
|
|
|
تازه ترين فيلم آتكينسن
مستربين به دنبال پياله آش
در حالي كه تعطيلات مستربين در اكران جهاني اش با فروش 160ميليون دلاري چند هفته است به طاق جدول چسبيده (جالب اينجاست كه اكران آن هنوز در آمريكا شروع نشده) تعطيلات خودمستربين تمام شده. به اوكه در خارج، روان آتكينسن صدايش مي كنند، پيشنهاد داده اند بيا در يك فيلم ديگر بازي كن، آن هم فيلم ديويدكاپرفيلد كه پر از بدبختي است و همه دنبال يك پياله آش اضافه اند. (اين البته مال فيلم اليور تويست است ولي خب همه شان ته اش عين هم اند!)تازه قرار است نقش صاحبخانه كاپرفيلد را هم بازي كند كه خيلي نقش اساسي اي است.
البته به نظر مي آيد دست تقدير باعث اين اتفاق شده چون كارگردان كار، 10سالي بوده مي خواسته اين فيلم را بسازد و به هر دليلي نشده اما عدل در روزهايي كه آتكينسن در شرايط آرماني و فروش و محبوبيت جهاني است، شرايط فراهم شده تا او در كاري كه نام چارلز ديكنز پشت آن است، بازي كند.
جالب است اين دست تقدير باعث شده تا بازسازي ديويدكاپرفيلد، 70سال بعد از نسخه اوليه آن يعني سال 1935، اين جوري شكل بگيرد.
موميايي 3ساخته مي شود
اينكه ساخته شده بود
موميايي 3 كه ساخته شده بود؟! همان فيلم كمدي محمدرضا هنرمند كه پرويز پرستويي در آن بازي مي كرد. اين چه خبري است؟! همين خبر كه اجانب مي خواهند سري سوم موميايي را بسازند؛ در حالي كه زهي خيال باطل، ما آن را قبلا ساخته ايم و مي توانيم از آنها شكايت كنيم! چون اين درست كه ما قانون كپي رايت نداريم ولي آنها كه دارند؛ پس مي توانيم پدرشان را در بياوريم!
اما در سري سوم، سازنده ها از سر ميت پارچه پيچ شدة فرعون اينها دست برداشته و رفته اند سراغ چيني و موميايي چيني. اين دفعه قرار است نقش اول با كلي جنگولك بازي در كوه هاي هيماليا و تبت، موميايي چيني را بشكند و پودرش كند. نكته جالب اينكه نقش موميايي را قرار است جت لي بازي كند و احتمالا اين اتفاق، فروش فيلم را در آسياي شرقي تضمين مي كند، اين فيلم چندماه قبل از آغاز
المپيك 2008 پكن اكران عمومي مي شود و احتمالا مقداري سر و صداي چيني ها را در مي آورد. البته سازنده ها بيشتر به فكر جيبشان هستند و اميدوارند بعد از اينكه با 2موميايي قبلي،
۸۴۱ ميليون دلار به جيب زده اند، با موميايي 3 بيشتر به مال و منال برسند. اين كپي كاري از هنرمندان ايراني باعث شده تا شايعات غيرموثقي به گوش برسد مبني بر اينكه به زودي، فيلم زيرتيغ را هم خارجي ها مي سازند!
پيام هاي كوتاه
گلشيفته فراهاني در فيلم ديوار هارون يشايايي بازي مي كند.
فيلم سينمايي تولدي ديگر عباس رافعي با حضور ضرغامي كليد خورد.
پرويز پورحسيني در فيلم تلويزيوني مدار۱۲۱ فياض موسوي، بازي مي كند.
گوردن اسكات، بازيگر فيلم هاي تارزان درگذشت.
فيلم سنتوري مهرجويي با صداي محسن چاووشي اكران مي شود.