تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۱:۲۰

مریم رضایی: منصور مهدی زاده یکی از نوابغ کشتی ایران است. می خواستیم با او از وضعیت امروز کشتی و مسئولیتی که پذیرفته است صحبت کنیم

اما نوستالژی های شخصی و میدان های بزرگ قهرمانی جهان و پهلوانی که به میان آمد، پهلوان راز موفقیت خود را از دوران کودکی با بیانی شیرین برایمان تعریف کرد.

منصور مهدی زاده از معدود قهرمانان کشتی جهان است که پهلوانی کشور را نیز یدک می کشد.

بی پیرایه دعوت ما را پذیرفت و به تحریریه روزنامه آمد. هنوز استواری را در اندام پهلوان می توان دید، اما زانوان خسته از کنارماندن و چشمان تیز کم سوی، فاصله های جوانی را نشان می دهد.

دل پری داشت. روحش آزرده بود، اما صبور و پرحوصله نشان می داد و بالاخره در فدراسیون یزدانی خرم دعوت به کار شد. حاجی توان فکری و تجربه گران بهای او را خوب می دانست و منصورخان هم به خواسته های او جواب مثبت داده است.

او درد کشتی را در ریشه های بلند تاریخی می شناسد. او کمبودهای موجود را در بعد روانشناسی قهرمانی درک می کند و به دلیل ریشه داشتن در این رشته سنتی و انسانی، اخلاقیات را در لابه لای قهرمانی یافته است.

مهدی زاده، صادقانه آنچه را که در سینه حبس کرده بود برایمان با شیرینی کلام و واژه های قدیم و جدید گفت. او از عشقش به خاک ایران هرگز دریغ نکرد. بازوان ستبر او اگرچه قهرمان افکن نبود، اما نشانه هایی از پهلوانی داشت که در تاریخ، ماندگار شده بود.

  • چه عاملی باعث شده است تا شما به عنوان شخصی که هیچ نوع نیاز مادی یا ریاستی و معنوی ندارید، بعد از این همه سال، قبول مسئولیت کنید؟

من سال های مفید عمرم را صرف کشتی کرده و عاشق کشتی بوده ام اما در سال هایی که گذشت، نسبت به تجربه من بی تفاوتی نشان داده شد و این بی تفاوتی فاقد استدلال بود. من در طول زندگی، تجربه های بسیاری در عرصه کشتی اندوخته ام و در دانشکده تربیت بدنی تحصیل کرده و افسر بوده ام.

مسئولیت های مختلفی را تجربه کرده ام و با مقوله مدیریت آشنا هستم و نسبت به جوانان امروز صاحب تجربیاتی هستم که در یک پست مدیریتی بدون این تجربیات، نتایج خوبی نمی توان گرفت. با مقوله قهرمانی جهان و پهلوانی ملی آشنا هستم و نسبت به مسائل کشتی گیران حساس هستم. یادم هست که در سال ۱۳۴۳ یک شب علی غفاری را دیروقت در خیابان دیدم و حالش هم خوب نبود و تا من را دید، زد زیر گریه و گفت: مهدی جان! بچه ام کفش می خواهد و ندارم که برایش بخرم! ناچارم دیرتر بروم تا بخوابد!

هنوز که هنوز است این موضوع مرا ناراحت می کند و به نظر من این نوع مسائل، اثر منفی در کار یک کشتی گیر می گذارد. این بار آمده ام تا نروم و آمده ام که بسازم.

  • چه دیده اید که به این جمع نظر رسیده اید؟ چه تفاوتی با گذشته احساس کرده اید؟

امروزه ورزش کشتی دچار از هم پاشیدگی شده است و صفات و سجایای کشتی به فراموشی سپرده شده؛ صفاتی مانند راستی، درستی، متعهدبودن به جامعه و مردم و پهلوانی.

شما امروزه می بینید بچه هایی که در کشتی به مقام هایی رسیده اند همه مایلند مشاغل سیاسی بگیرند و این وضعیت خوبی نیست.

کشتی گیر برای کشتی است و قهرمانان، هر چه دارند از این مردم دارند که به اینجا رسیده اند. تخصص ها را باید در جای خودش خرج کرد و آدم ها باید در جایگاه خودشان کار کنند و کشتی گیر باید در کشتی خدمت کند.

  • قدیم‌ترها، این چنین نبود؟

شاید فقط یکی اینگونه رفتار کرد؛ حبیبی بود که او هم از دید مردم طرد شد. امروزه شما ببینید که بچه های ما حاضر به فداکاری نیستند. تحقیق کنید چرا؟!

انگیزه و هدف اصلی من خدمت کردن به کشتی و زنده نگاه داشتن ورزش کشتی و پهلوانی در کشور است. رسالت ما از این جهت خیلی مهم است تا جوانان امروز هم الگوهای پهلوانی و قهرمانی را به دنیا بازگردانند.

  • آیا این نگاهی که شما امروز دارید، به دلیل مساعدبودن شرایط موجود در کشتی است؟

خیر! امروز شرایط مناسبی نداریم اما من معتقدم که ما توانایی آن را داریم که اول از نشدنی ها شروع کنیم. من آمده ام بگویم که مدیرانی در این کشور وجود دارند که احساس تعهد به مردم و جوانان می کنند و می آیند تا کاری انجام دهند.

  • آیا منتظر نتیجه هم هستید؟

من همین قدر که می بینم برای اولین بار بعد از این همه سال که افرادی مثل من نبودند اما امروز دعوت شده اند، آرزو می کنم که کارها هم به خوبی پیش برود. اکنون کشتی ما ایده آل نیست اما با تشکیل انستیتو و گزینش افراد تحصیل کرده از خانواده کشتی، ما به انتظار دگرگونی در کشتی هستیم. ۳۰ سال بود که ما منتظر بودیم کسی بیاید که با زبان کشتی بگوید و زبان کشتی را بفهمد. باید بگویم که مدیریت یزدانی خرم از نظر من خیلی بی ادعاست. او یک مدیر راستگوست و همه امکانات را در طبق اخلاص گذاشته تا کشتی، جان تازه بگیرد. یادم هست وقتی ایشان تازه مسئولیت فدراسیون کشتی را قبول کردند به من تلفن زدند و گفتند: آقا ما آمدیم «خانه شما» میهمانی و شما میهمان آمده را نمی خواهید بپذیرید!؟

همان لحظه فکر کردم که او با زبان خاص اهالی کشتی می گوید. به طور طبیعی این موضوع گوارای وجودمان شد. او آمده تا از اهالی کشتی مدد بگیرد و کار را به اهالی کشتی واگذار کند.

  • در چه سنی وارد میدان کشتی شدید؟

من در سن ۱۴سالگی وارد کشتی شدم. در محله درخوانگاه به دنیا آمدم و در امیریه بزرگ شدم. اول به باشگاه فردوسی رفتم و در آنجا یک معلم و مربی دلسوز و علاقه مند به نام عنایت الله ضیایی بود. روز اولی که رفتم، فردا دیگر به باشگاه نرفتم.

 برایم تمرین ها خیلی سخت بود اما آقای ضیایی همان شب به منزل ما آمدند و پی گیر شدند. من خودم در مدرسه رازی والیبال بازی می کردم. به هر حال در آن زمان در وزن ششم(۷۵کیلوگرم) کشتی گرفتم.

  • پدرتان برای حضور شما در کشتی مخالفت نکردند؟

نه، اما من را زیر نظر داشت. وقتی یک سال تمام کشتی گرفتم و قهرمان تهران شدم، شب پدر با شیرینی به خانه آمدند و مادرم گفتند که شیرینی برای توست. آن زمان نقش پدر و حرف او در خانه حجت برای ما بود و این کار پدرم برای من خیلی مهم بود.

در حقیقت با همت یک مربی دلسوز و رابطه مستقیم او با خانواده ام من در کشتی مسیر خوبی را طی کردم.

  • مربیان شما چه کسانی بودند؟

اول در باشگاه فردوسی عنایت الله ضیایی بودند و بعد از مدتی هم مرحوم سیدتقی اشراق و علی عرب زاده مربیان من بودند. بعد از چند ماه تمرین در باشگاه پولاد هم زیر نظر عبدالحسین فیلی تمرین کردم و بعد مرحوم مجتبوی و مرحوم بلور مربیان من بودند. در آن زمان در باشگاه پولاد قهرمانان بزرگ حضور داشتند و ضمن تمرین کشتی، ورزش باستانی هم تمرین می کردیم.

  • چه سالی به تیم ملی رفتید؟

در سال ۱۳۴۸ در سن ۱۹سالگی به تیم ملی رفتم و در وزن ۷۹ کیلوگرم. در این وزن نبی سروری حضور داشت و از ستاره های کشتی زمان خود و با اخلاق ترین آنها بود. در آن زمان با مرحوم سیاوش تیموری کشتی گرفتم و بردم و با سروری هم مساوی کردم و این آخرین حضور سروری بر تشک کشتی بود. در مجموع با سروری دو بار کشتی گرفتم؛ یکی را باختم و یکی را مساوی کردم.

  • در وزن بالای شما چه کسانی بودند؟ 

در وزن هفتم(۸۷کیلوگرم) مرحوم تختی بود و در وزن هشتم (۹۶ کیلوگرم-سنگین وزن) حسین نوری بود. پدر خادم ها در وزن سوم، سیف پور وزن اول و یعقوبی وزن دوم بودند.

  • مدال های جهان شما در چه سال هایی بوده است؟

در سال ۱۹۶۱ همراه تیم ملی در ژاپن قهرمان اول جهان شدیم و مدال طلا را گرفتم. در سال ۱۹۶۲ در تولیدو آمریکا باز هم این افتخار تکرار شد. در سال ۱۹۶۳ در صوفیه مدال برنز جهان و در سال ۱۹۶۵ در مسابقات جهانی منچستر مدال طلای قهرمانی را به دست آوردم.

  • درباره مسابقات ۱۹۶۰ و مشکلاتی که موجب ناکامی تیم ملی ایران شد، بگویید؟

۱۹۶۰ سالی بود که در المپیک رم شرکت کردیم؛ با یک تیم خوب و با مهره های قوی اما علیرغم این ویژگی ها ما موفق از این میدان بیرون نیامدیم. متاسفانه هرگز دلیل این عدم موفقیت هم بررسی نشد.

یادم هست که شب اول با وجود اختلاف ۱۳ امتیازی، من از نیوزلندی جلو بودم، زمین خوردم! بعد محمد خادم از حریف روسی شکست خورد و بعد حبیبی از بلوباخ آمریکایی و تاجیک هم در ۳۰ ثانیه آخر مسابقه بازی را باخت. در آخر هم مرحوم تختی به میدان آمد و به عصمت آتلی که می خواست فقط به دست تختی ضربه نشود، باخت!

دلیل این ناکامی بزرگ که آن روز را عزای عمومی نام گذاشتند مدیریت و کوچینگ تیم ملی بود که با اشکال مواجه بود. بی توجهی و عدم هدایت صحیح مدیریت فنی تیم باعث این شکست ها شد! اما در سال ۱۹۶۱ بلو ر کار خود را اصلاح و تکمیل کرد و شکست ها جبران شد.

در آن سال ایران ۵ مدال طلا گرفت. سیف پور، حبیبی، صنعت کاران و مرحوم تختی و من اول شدیم و سلطانی هم دوم شد.

حسین نوری در وزن هفتم مقام پنجم و توکل هم مدال گرفتند. این موفقیت در ۱۹۶۵ باز هم در آمریکا تکرار شد.

به نظر من اگر در هر کاری افراد لایق و دلسوز عاشق حاضر شوند و کار را بخوبی بشناسند باید منتظر ترقی و شکوفایی شد. چه در کشتی و چه در مدیریت کشتی، شجاعت، گذشت و جسارت می خواهد.

شما پرسیدید چرا آمدم؟ دوباره می گویم آمده ام که تا آن اشتباهاتی که در گذشته ما را رنج داد دیگر اتفاق نیفتد. در طول سالهای گذشته ورزش به دلیل فقر مدیریتی دچار لطمات سنگینی شده است. من دیدم با این همه تجربه و دانش باید چه کنم آن را به گور ببرم!

ما در المپیک ها شکست خوردیم و گریه کردیم. اگر اکنون تا این حد ناراحت می شوم هم به دلایلی است که گفتم.

  • شما اشاره کردید که کشتی جسارت و شجاعت می خواهد، یکی از این نوع تجربه ها در کشتی گرفتن شما چه بوده است؟

در المپیک ۱۶۶۴ آمدم کشتی گرفتم و در حین تمرین ماهیچه زیربغلم قطع شد. پروفسور عدل گفت که دستت را باید عمل کنیم. پرسیدم باز هم می توانم کشتی بگیرم؟ گفت: نه دیگه باید با کشتی وداع بگویی. لباسم را پوشیدم و بیرون زدم.

این جوری نبود که تا یک جایی از بدنمان دچار لطمه شود کنار بکشیم. ما می گفتیم مگر نمی گویند که قطع می شود بگذار قطع شود، بعد دیگر کشتی نمی گیریم!

در مسابقات ۱۹۶۲ در آمریکا حبیبی با یک دست موبرداشته و شکسته کشتی  گرفت و مرحوم تختی با مشکل پروستات کشتی می گرفت که وقتی دکترها دیدند با تعجب گفتند چطور تو زنده ای؟! در مسابقات ۱۹۶۳ پایم شکسته بود و تازه از گچ باز کرده بودم با یک بار نرمش راهی شدم و در حین تمرین ها و مسابقات پایم ساخته شد و نفر سوم شدم .

  • آخرین باری که روی تشک کشتی گرفتید در کجا و در چه زمانی و با چه کسی بود؟

در ۱۹۶۸ در مکزیک من کاپیتان تیم و به عنوان قدیمی ترین عضو کشتی حاضر بودم. همه آرزوی من این بود که پرچم دار المپیک باشم. هر ورزشکار یک اهدافی را دنبال می کند. هدف من این بود که به نام کشورم پرچم را بدست بگیرم.

 آقای بهمنش آمدند پرچم را از دست من گرفتند و به دست انوری دادند. وقتی پرسیدم که چرا پرچم را از من می گیرید؟ گفتند تیمسار گفته که قد انوری بلندتر است. آنجا تمام آمال و آرزوی من که گرفتن مدال بود، از بین رفت! دچار یک یأس شدید شدم. در آن زمان رئیس فدراسیون خسروانی و رهنوردی دبیر کمیته المپیک و زندی مربی تیم بود.

با چنین حرکتی آن هم با یک ورزشکار قدیمی، تفسیر کنید یعنی چه؟ در حین مسابقه با کاهش زیاد وزن دچار نارسایی قلبی شدم و سکته قلبی کردم و هنوز هم که هنوز است از این موضوع رنج می برم.

در کشتی اول یعنی با بالو رومانی دچار این مشکل شدم که او کشتی گیر خیلی خوبی هم نبود اما دارای دستهای بزرگی بود و دست من بزرگ نبود و در هر صورت این ضربه روحی بدی برایم محسوب شد.

وقتی از بیمارستان هم مرخص شدم دیگر سراغی هم از من نگرفتند و پرونده من بسته شد! المپیک ۱۹۶۸ آخرین کشتی من بود. در ۱۹۶۹ دیگر شرکت کننده نبودم و سرمربی تیم های نظامی شدم و این مشکلات با من بود.

در ۱۹۷۳ آمدم سرمربی تیم ملی شدم که خاطرات آن سالهای سرمربیگری من حداقل این شد که اثرات مدیریتی آن را بچه هایی که با من بودند، از خود برجا گذاشتند.

  • مثل چه کسانی؟

مثل آقا برزگر، فره فرشی، سوخته سرایی، نه از نظر فقط قهرمانی بلکه از نظر ابعاد اجتماعی، راههایی برای آنها ایجاد شد که بعدها اثر خود را نشان داد.

  • در سطح داخلی چند دوره قهرمان و پهلوان بودید؟

۱۳ - ۱۲ سال قهرمان اول کشور بودم. یعنی از سال ۱۳۴۲ قهرمان و مدت ۳ سال هم پهلوان ایران بودم.

  • به نظر شما بین قهرمانی و پهلوانی چه تمایزی وجود دارد؟

قهرمانی یعنی ارائه خوب تکنیک با هنرهای فردی خاص و بیشتر در آن فرد به پیشرفت خودش فکر می کند و اینکه آن مقام را حفظ کند. اما یک پهلوان فردی است که خودشکن و صبور است.

حتی اگر ظلم هم بر او واقع شد، او از شجاعت و صبر بالایی برخوردار است و در مقام سکوت بی نظیر است. پهلوان به کار ناحق تن نمی دهد و دچار روابط و دسته بندی نمی شود. رنج خود را بر آسودگی بقیه می پذیرد و ادب و متانت را داراست. ریا و تزویر ندارد و حسن نیت دارد و صداقت و درستی منش یک پهلوان است و ورزش هدف پهلوانی نیست.

امروزه آن چه که ضرورت دارد ورود پهلوانی در جرگه قهرمانی است.


  • مدیریت های امروز را در امر ورزش و کشتی چگونه ارزیابی می کنید؟

امروزه مدیریت ها غیرمتخصص و متشبثی و با رابطه سازی است. به نظر من مدیر با بینش یک مدیر هدفدار و پرقدرت با افکار نو برای بهبود و توسعه کار خود است. تخصص و سلسله مراتب حرف اصلی را در آن می زند.

  • امروزه مدیریت از شکل سنتی خود خارج شده و علمی تر شده، به نظر شما کشتی تا چه حد به این سو حرکت کرده است؟

مدیریت کشتی سنتی در گذشته بویژه در بخش تیم های ملی کمتر به مسائل اجتماعی و خانوادگی اعضا رسیدگی می کرد، اما امروزه این مهم جزو اصول کار شده و زندگی قهرمانی در ابعاد وسیع مورد توجه مدیریت قرار می گیرد.

  • شما خودتان را با روند کشتی روز دنیا تا چه حد هماهنگ و منطبق می بینید؟

من سعی کرده ام که تکنیک را زنده نگاه دارم و فرهنگ تفاهم را در کشتی برقرار کنم؛ فرهنگ احترام گذاشتن به یکدیگر، تفاهم و نزدیکی بین قدیمی ها و جدیدترها و اگر می خواهیم بقا یابیم، باید با این فرهنگ همسو شویم. به نظر من در کشتی باید داوری، مسئولیت ها و کارهای اجرایی را به اهالی آن واگذار کرد و کشتی گیر را درگیر همه مراحل کار کرد. آنهایی که راستگو بوده و فرهنگ پهلوانی را طالب هستند.

البته امروزه بیشتر داوران ما از بین قدیمی ترها هستند. به هر حال هدف این است که با مدیریت راحتی که ایجاد شده در جهت اتحاد و یکپارچگی گذشته با حال و سازندگی آینده حرکت کرد. وعده وعیدها و ریا با کشتی یک جا قابل جمع نیست.

  • تعریف شما از کشتی با تکنیک روز و علمی چیست؟

تکنیک قدیم را داشته باشیم و سرعت را به آن اضافه کنیم. همان کاری که حبیبی در آن سالها انجام داد و بنیانگذار کشتی سرعتی در حقیقت اوست. کارشناسان کشتی دنیا به این امر رسیدند که کشتی هم تکنیک و هم سرعت و هم زیبایی است. این علم برای ما تازه نیست، بلکه تجربیات و اتفاقاتی است که در گذشته وجود داشته و باید از آنها استفاده کرد.

در گذشته هنر ما زیرگیری و بدل کاری ها بود. اکنون کار ما به جایی رسیده که زیرگیری را در بغل ما می گذارند، اما نمی دانیم با آن چه کار کنیم! تحلیل رفتن اجرای فنون و زحمت نکشیدن، پرتوقع بودن، قناعت را توشه راه خود در زمان آموزش و فراگیری برای دوران قهرمانی قرار ندادن، به اینجا کشانده می شود.

باید خیلی زیاد زحمت کشید و کمتر توقع داشت، زیرا توقع زیاد مانع رشد و فعالیت می شود. رقابت های مادی، تکنیک و اخلاقیات و اتحادها را به فراموشی می کشاند. اگر با هم متحد باشیم مسائل مادی ما هم تامین می شود.

  • با این اوصاف می توان این نتیجه را گرفت که کشتی پسرفت داشته نه پیشرفت؟

یک اصل مهمی است که باید به آن توجه کرد و آن را فراموش نکنیم. وقتی بزرگترین معلم و مربی کشتی در دوره ای بوده که فقط ۳۵هزار تومان درآمد داشته است و امثال مثل او دوام آورده اند تا کشتی به اینجا رسیده است. باید یک بازبینی در امر آموزش ها رخ دهد و در زندگی همه مربیان تاثیر بگذارد.

ما از مربیان شهرستانی که اخیراً جمع شدند، خواستیم که اسامی مربیان خود را اعلام کنند و در برنامه ای از همه مربیان پیشکسوت تقدیر کردیم و البته این نوع کارها را باید تداوم داد و با قدرشناسی باید به جلو حرکت کرد.

  • جایگاه کشتی ایران چگونه است؟

کشتی ما بنا به گذشته ای که پشت سر گذاشته و آن نامی که از بزرگمردان ایران و هنر کشتی گیری باید باشد، امروز نداریم. کشتی ما اکنون تحلیل رفته و امروزه فقط از کشتی به بیرون هل دادن و آمادگی جسمانی محدود شده ایم. در حالی که آمادگی جسمانی برای توانایی  انجام تکنیک هاست نه هل دادن به بیرون، این که کشتی گرفتن نیست!

کشتی ما باید زمان اکنون را غنیمت بداند، زیرا همیشه برزگرها و افرادی در این سطح وجود ندارند تا مسائل را پیگیری کنند.

آنچه که واقعیت دارد آنهایی که امروز مسئولیت کشتی را قبول کرده اند به فکر بچه های کشتی هستند و اصل هم باید این باشد. اینها افرادی هستند که به شغل و جایگاهشان اعتبار می دهند نه اینکه جایگاه ها به آنها اعتبار دهند!

  • بهترین دوران داوری کشتی ایران چه زمانی بوده است؟

مربوط به زمان هایی بود که افراد بی نظر بودند. نه اینکه عناوین و القابی برای خودشان درست کنند. اینها دلچسب کشتی نیست.

اگر به کسی لقب بزرگی می دهیم باید کارهای بزرگی هم انجام داده باشد.

  • الگوهای شما در کشتی چه کسانی بودند؟

اگر بخواهم از کسی نام ببرم از عباس زندی به عنوان الگو نام می برم. وقتی شما چندین بار قهرمان شوید دیگر آن تازگی را برایتان ندارد و خیلی ها هم تلاش می کنند آن جایگاه را از شما بگیرند. من هم روزی به این جا رسیدم که دیگر کشتی نگیرم.

اما وقتی دیدم که بزرگترهای من هنوز کشتی می گیرند و مرحوم تختی هنوز نگفته و زندی نگفته، خب طبیعی است که بررسی کردم ببینم رمز موفقیت آنها چیست و   فقط یک اصل را یافتم؛ اصل خدمت در تخصص و بدون نظر.

به نظر من کسانی که در کشتی می آیند و ماندگار می شوند کسانی هستند که ادعایی نداشته اند و با تلاش بی حد برای بیدار نگه داشتن کشتی قدم گذاشته اند و این موضوع را در همه اعمال و رفتارشان بروز داده اند.

  • آقای مهدی زاده دو میدان سنگین جهان پیش روی کشتی قرار دارد. اولی مسابقات مقدماتی جهان در چین و دومی بازی هایی ۲۰۰۶ دوحه. چه پیش بینی هایی برای این دو بازی با توجه به شرایط موجود دارید؟

پیش بینی من این است که حتی اگر بازنده هم شویم، باید سرفراز جهان باشیم و این یک موفقیت است. تیم حاضر اغلب جوان و جدید هستند، البته یکی دو نفر قدیمی هم داریم.
همه تلاش ما این است که در مسابقات چین براساس توانایی هایمان تلاش و مقام کسب کنیم و نتایج خوبی بیاوریم. البته آنچه که پیش بینی شده این است که نتایج غیرقابل باوری هم در این بازی ها نصیب کشتی ایران شود.

در کمیته فنی سعی شده است که رقابت های تیمی و رقابت های داوری را ایجاد کنیم. سعی شده تا فرهنگ سازی شود و احترام به یکدیگر تاکید شود و همه کارها براساس سلسله مراتب انجام شود. تیم ملی این آمادگی را دارد که چنانچه براساس اصول قانونمند و اتحاد رفتار کند به عزت و موفقیت دست یابد. مدیریت جدید تلاش کرده است که یک سری ناهنجاری ها و حسابرسی ها و تعهدات به موقع انجام شود تا تاثیر بدی بر روی جریان فنی نگذارد.

  • با توجه به اینکه فاصله کمی بین این دو رقابت جهانی وجود دارد، آیا قصد تدارک دو تیم ملی را دارید؟

چنانچه حضور تیم ملی کشتی در چین قدرتمندانه ثابت شود، بر مبنای آن تیم را ارنج خواهیم کرد.
البته یک نکته را تاکید می کنم در روند کلی تیم ها تلاش شده است که از جنجال ها کاسته شود و پرخاشگری نباشد و تحمل ها را بالا ببریم و با ملایمت و گذشت در عین قدرت رفتار شود.
وقتی آدم های بزرگ گماشته شوند نتایج بزرگی هم به دست می آید.