محمد کرباسی: با نزدیک شدن پایان دومین دوره ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین، از یک سال پیش سؤالی بسیار مهم درباره آینده این کشور بزرگ مطرح می‌شد؛

اینکه آقای پوتین سرانجام چه پستی را برای ادامه نفوذ سیاسی خود در روسیه برخواهد گزید؟

آیا او جانشینی وفادار را انتخاب خواهد کرد؟ آیا رهبر ملی خواهد شد؟ رهبری اتحادیه روسیه و بلاروس را بر عهده خواهد‌گرفت؟ رئیس پارلمان می‌شود و یا نخست وزیری را انتخاباب خواهدکرد؟

آقای رئیس جمهور دوشنبه اعلام کرد درصورتی که دیمیتری مدودف در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، به عنوان نخست وزیر در دولت باقی خواهد ماند؛ این خبر در واقع به ماه‌ها تردید جامعه بین‌الملل درخصوص جایگاه آینده پوتین در روسیه پایان داد.

اکنون همه ملت روسیه می‌دانند رای به مدودف در واقع یک تیر است با 2 نشان. ریاست جمهوری مدودف و از آن مهم‌تر نخست وزیری پوتین.

هر چند پوتین برای تثبیت جایگاه خود در آینده روسیه نیازی به انتخاب شدن مدودف ندارد، زیرا وی هفته گذشته سرنوشت سیاسی خود را در انتخابات دوما به رفراندوم گذاشت و پاسخی بسیار امیدوار کننده دریافت کرد.

واقعیت این است که اگرچه پوتین نخست وزیر آینده کشور خواهد بود اما به واقع او رهبر کشور است. مردم روسیه وی را به عنوان یک مرجع و منجی می شناسند.

مردی که در روزهای سخت و سیاه روسیه به قدرت رسید و جایگاه و احترامی که مردم از وی انتظار داشتند را به کشور بازگرداند؛ او برای مردم کشور بیش از یک نخست وزیر می‌ارزد.

اما نکته‌ای بسیار مهم درباره این تغییر جایگاه وجود دارد. آنچه در ظاهر شاهد آن هستیم این است که حزب پوتین اکثریت کرسی‌های دوما را در اختیار دارد، نامزد مورد حمایت وی به عنوان رئیس جمهوری آینده روسیه معرفی می شود و وی نخست وزیر خواهد شد.

اما یک نکته مهم در این وجود دارد و آن نظامی است که پوتین برای مدیریت کشور تعریف کرده است.

در مکتب پوتین اساس دولت را افراد تشکیل می دهند، بدان معنی که افراد برگزیده برای هر پست، از آن پست در دولت ویا سازمان دولتی مهم‌تر هستند.

اگرچه تصور کوچک‌ترین بده و بستان سیاسی بین مدودف و پوتین احمقانه به نظر می‌رسد، زیرا مدودف را به جرات می‌توان مستعدترین شاگرد مکتب پوتین تلقی کرد اما موضوع این است که نخست وزیر، نخست وزیر است و از نظر قانونی، مسئولیت های بسیاری دارد که وی را در مقام پاسخگویی قرار می‌دهد؛ پیشرفت های اقتصادی، کشاورزی، تولید نفت و ...

به‌طور خلاصه می‌توان گفت؛ پوتین از میزان شکنندگی نظام دولتی خود و به بیان دیگر شخص محور بودن آن آگاه است. نظامی که شاید تنها خود پوتین توانایی اداره آن را داشته باشد.

اما یک نکته دیگر، پوتین، پوتین است. او میخائیل فرادکوف (نخست وزیر پیشین) یا ویکتور زوبکوف (نخست وزیر فعلی) نیست.

در چنین شرایط سؤال این است که مدودف چگونه درباره وظائف پوتین از استاد خود گزارش خواهد خواست و به عبارت ساده تر وی را بازخواست خواهد کرد؟ پاسخ هر چه باشد باید واقعیت را پذیرفت؛ «این مشکل مدودف است نه پوتین».

برچسب‌ها