متاسفانه در ایامی که از ثبت ردیف سخن رفت، نام هومان اسعدی، پژوهشگر فروتن اما صاحب بصیرت که در تامین اسناد و محتوای این پرونده و ترجمه آن به زبان انگلیسی سهمی جدی داشت، کمتر از سوی مسئولان برده شد، اما وی در این گفت وگو و به رغم بیماری جسمی که این روزها گریبانگیرش شده، سعی کرده است تا آنجایی که حافظهاش یاری میکند سهم هر کسی را که در این مسیر تلاش کرده را نگاه دارد و از وی نام ببرد.
به امید سلامتی و بهبودی این پژوهشگر خستگیناپذیر گفتوگوی زیر را بخوانید.
- آقای اسعدی!شما از جمله کسانی بودید که در ماجرای ثبت ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی در یونسکو سهیم بودید، میخواستم از شروع این کار بگویید واین که چه شد بحث ثبت ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی در یونسکو در گرفت و ماجرا از کجا شروع شد؟
در سال 1383 یکی از استادان اتنوموزیکولوژی از خارج از کشور، پروفسور استیون بلام که به دعوت دانشکده موسیقی دانشگاه تهران و جشنواره موسیقی نواحی به ایران آمده بود، به من گفت کشورهای همجوار و همخانواده با ایران در حال ثبت رپرتوار موسیقی سنتی خودشان هستند و گفت که شایسته است ایران هم اقدام مشابهی در جهت ثبت ردیف در فهرست شاهکارهای میراث معنوی بشری انجام دهد.
- یعنی پیشنهاد آقای بلوم باعث شد که شما پی ماجرا را بگیرید؟
دقیقا. بعد از صحبت آقای بلوم به صرافت افتادم در این زمینه جست و جو کنم.بعد از کمی جستجو دریافتم که ششمقام تاجیکـازبک، نظام مقامیـدستگاهی موسیقی آذربایجان، مقامالعراقی و چند رپرتوار دیگر این فرایند را با موفقیت طی کردهاند.
- از کجا این اطلاعات را به دست آوردید؟
از طریق سایت یونسکو به اطلاعاتی دربارۀ کم و کیف این روند دست یافتم و دیدم که شرایط برای ثبت ردیف مهیا است و میتوان این کار را هم انجام داد.
- چه شد که به صرافت ثبت این ردیف از سوی خانه موسیقی افتادید؟
روند ثبت ردیف باید از طریق یکی از متولیان موسیقی در کشور و بهطور حقوقی انجام میشد و نمیشد یک شخص به طور حقیقی این کار را سرخود انجام دهد. فکر کردم بهترین جایی که میتواند این مهم را بر عهده بگیرد خانۀ موسیقی است، چرا که خود من هم اکنون عضو کانون نویسندگان و پژوهشگران این نهادم واز سوی دیگر زمانی هم رئیس این کانون بودم که به گمان من فعالترین کانون خانه موسیقی هم به شمار میرود و معتقدم خانه موسیقی به عنوان یک نهاد مدنی را میتوان با توجه به تکثر کانونهایش، نمایندهای از جامعۀ موسیقی ایران دانست.
به همین دلیل در همان سال نامهای به هیئت مدیرۀ خانۀ موسیقی نوشتم و گفتم که شایسته است ایران هم مثل دیگر کشورهای همسایه و همخانواده اقدام به ثبت ردیف به عنون یکی از شاهکارهای میراث فرهنگی بشر کند و آمادگی خودم را برای هر گونه همکاری و توضیح روند انجام کار، با توجه به مطالعاتی که انجام داده بودم، اعلام کردم.
خوشبختانه این پیشنهاد از سوی خانۀ موسیقی با گرمی پذیرفته شد و متعاقباً هیئت مدیره خانۀ موسیقی از من دعوت کرد که در جلسهای با آنها دیدار کنم و در این باره بیشتر توضیح دهم. این کار انجام شد و خانۀ موسیقی رسماً موافقت کرد که متولی حقوقی این جریان بشود.
- شما بعد از این ماجرا یونسکو را هم در جریان گذاشتید؟
نه.چون مطابق قوانین باید یونسکو هم در جریان قرار میگرفت و یکی از مراکز دولتی متولی موسیقی هم از این طرح حمایت میکرد. در پی پیشنهاد من برای ثبت ردیف، کمیتۀ ملی موسیقی یونسکو (وابسته به شورای جهانی موسیقی) در ایران احیاء شد و چند نفر، از جمله من، به عنوان اعضای آن برگزیده شدیم که ریاست این کمیته را هم آقای دکترمحمد سریر بر عهده داشت که در همین جا باید از تلاشهای ایشان هم قدردانی کنم.
قرار شد این کمیته مسئلۀ ثبت ردیف را پیگیری کند و در کنار آن کارهای دیگری را هم مطابق با برنامههای یونسکو در دستور کار خود قرار دهد. مدتی این جلسات تداوم داشت و علاوه بر نفراتی از خانۀ موسیقی، نمایندهای از کمیسیون ملی یونسکو در ایران و نیز نمایندهای از دفتر موسیقی وزارت ارشاد در آن حضور داشتند.
- علاوه بر تلاشهایی که ذکر کردید، ثبت ردیف و ارسال آن برای یونسکو بایدچه ویژگیهایی داشته باشد؟
ثبت ردیف مستلزم انجام چند پروژه بود: یکی تهیۀ گزارش مکتوب و پر کردن فرمهای مفصلی که یونسکو برای این کار تدارک دیده بود، و دیگر تهیه و ساخت یک فیلم مستند دربارۀ ردیف که با محتوای پرونده همخوانی داشته باشد و در واقع مکملِ صوتیـتصویری گزارش مکتوب باشد.
- وظیفه شما اینجا چه بود؟
قرار شد نظارت علمی بر روند ثبت و تهیه گزارش و پر کردن فرمها را من بر عهده بگیرم و از یک مستندساز هم برای ساخت فیلم مورد نظر دعوت به همکاری شود. خانۀ موسیقی با چند مستندساز وارد مذاکره شد و در نهایت قرار شد دکتر احمد ضابطی جهرمی ساخت فیلم را بر عهده بگیرند. تا اینجا همه چیز آماده بود و کار داشت پیش میرفت که برخوردیم به مسئلۀ بودجه و هزینهها، به ویژه برای ساخت فیلم. قرار بر این شد که دفتر موسیقی وزارت ارشاد حمایت مالی از این فیلم و به طور کلی دیگر ملزومات این طرح را بر عهده بگیرد.
- اما آنگونه که در خبرها اعلام شده است، وزارت ارشاد هیچگونه کمکی به این پروژه نکرد؟
بله.در حالی که بحث دربارۀ حمایت دفتر موسیقی از این طرح در میان بود، تغییراتی در دفتر موسیقی انجام شد و مدیریت آن تغییر کرد. مدیران جدید هم ابتدا قول همکاری مساعد دادند. اما در نهایت پس از مدتی طولانی هیچ نوع حمایتی از این طرح نشد.
- بعد چه شد؟
طرح به تدریج مسکوت ماند. دیگر ارتباطات قطع شد و جلسات هم برگزار نشد. حتی کمیته ملی موسیقی یونسکو هم به تدریج فعالیت خود را متوقف کرد. تا اینکه یک سال پیش، در حدود تابستان 1387، نامهای از سازمان میراث فرهنگی برای خانۀ موسیقی ارسال شد مبنی بر اینکه آن سازمان آمادگی حمایت از پروندۀ ثبت ردیف را دارد. ظاهراً سازمان میراث فرهنگی متولی ثبت پروندههای ملی و انجام مراحل برای پروندههای یونسکو شده بود. در هر حال آقای دکتر سریر،رئیس هیئت مدیره خانۀ موسیقی با من تماس گرفتند و گفتند که ظاهراً شرایط برای ثبت ردیف و انجام مراحل ساخت فیلم و تکمیل پرونده مهیا شده است. من هم فوراً استقبال کردم و متعاقباً چندین جلسه با حضور مسئولین خانۀ موسیقی و میراث فرهنگی برای بررسی روند تکمیل پرونده برگزار شد.
- از قرار این پرونده باید درتاریخ معینی ارسال میشد؟
بله. به همین دلیل یکی از مشکلات کمبود شدید وقت بود، چون سازمان میراث فرهنگی اصرار داشت که تا پایان تابستان، یعنی ظرف چند هفته، همۀ کارها انجام شود و پروندۀ کامل آماده شود. دوباره مسئلۀ ساخت فیلم مستند پیش آمد که متأسفانه با توجه به کمبود وقت آقای دکتر ضابطی جهرمی فرمودند که زمان برای ساخت یک فیلم مستند تحقیقاتی، چنانکه ایشان در نظر داشتند، کافی نیست.
آقای دکتر محمد سریر تلاش کردند تا با مستندسازان دیگری وارد مذاکره شوند تا در نهایت آقای مصطفی شیری پذیرفتند که در زمان مقرر فیلم مستند را بسازند. کمیتهای تشکیل شد با ریاست آقای دکتر سریر، متشکل از من، آقای بهروز وجدانی و آقای مصطفی شیری به علاوۀ یک یا چند نماینده از سازمان میراث فرهنگی (خانم لیلا صمدی و دیگران). قرار شد نظارت علمی بر پروژه و پر کردن فرمهای تفصیلی یونسکو را من بر عهده بگیرم و در ساخت فیلم هم به عنوان مشاور علمی و موسیقایی همکاری داشته باشم.
آقای وجدانی هم با توجه به سابقهشان در سازمان میراث فرهنگی و عضویت در هیئت مدیره کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی و نیز کارها و پیش زمینۀ پژوهشهای موسیقایی با این تیم همکاریهای ارزندهای داشتند.
در هر حال پس از چند هفته کار طاقتفرسای شبانهروزی فرمها تکمیل شد، اسناد و مدارک مورد نیاز (مانند منابع صوتی، مکتوب، عکسها و غیره) آماده شد و نسخۀ نهایی فیلم هم به همت آقای مصطفی شیری و گروه همکارانشان به موقع آماده شد. چند جلسه برای بررسی پروندۀ تکمیلشده پیش از ارسال نهایی به یونسکو در دفتر سازمان میراث فرهنگی، با حضور متخصصانی از آن سازمان و کمیتۀ تکمیل پرونده، برگزار شد و نواقصی جزئی بر طرف شد تا اینکه پرونده در نهایت به موقع آماده و به یونسکو ارسال شد.
خوشبختانه با فعالیتهای شبانهروزی تیم تکمیل پرونده همه چیز به موقع انجام شد و اخیرا هم که خبرش اعلام شد که این کار در فهرست نمونه شاهکارهای میراث ناملموس بشری یونسکو ثبت شده است که در هر حال برای هنر ایران و به خصوص موسیقی افتخاری است.[روایت سریر از ثبت ردیف موسیقی ایرانی در یونسکو]
- آقای اسعدی!درباره محتوای کاری که ارسال شد، سخنی نگفتید، و متاسفانه دیگران هم توضیح ندادند که این محتوای چیست و آیا روایت خاصی از ردیف ارسال شده است و یا این که کار دیگری صورت گرفته است؟
از جمله کارهایی که صورت داده شد،نظارت بر تهیه گلچینی از اجراهای مبتنی بر ردیفهای موسیقی ایرانی به منظور نشاندادن تکثر ردیف، سازها و شیوههای اجرایی با همکاری آقای سعید کردمافی بود که در این کار ما حدود 250 گوشه موسیقی کلاسیک ایرانی را گنجاندیم و سعی کردیم بیش از آنکه به ردیف روایت شده از سوی استادی خاص تکیه کنیم، به ماهیت هر گوشه ودستگاه تاکید داشته باشیم.
به همین دلیل در این بستهای که برای یونسکو ارسال شده است، شما گوشههای مختلف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را با سازهای مختلف از استادان مختلف دارید. به تعبیر دقیقتر ما سعی کردیم تمامی چهرههای راوی ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی که اسم و رسمی داشتند را روایتی ازآنها را در اینجا گرد آوریم و به یونسکو ارائه دهیم.