تاریخ انتشار: ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۵

شعر طنز > عبدالرضا صمدی: ایده‌ای در ذهن من گوشه‌ای کز کرده است

صورتش را غصه‌ها

زرد و قرمز كرده است

 

پلك خود را مي‌كشد

مثل پرده روي هم

غصه دارد مي‌خورد

او از امكانات كم

 

هي نشسته روي او

لايه‌اي از گرد و خاك

ذهن او آلوده است

مثل تهران و اراك

 

در خيابان‌ها قدم

مي‌زند بي‌حوصله

ذره‌ذره مي‌شود

مثل كاغذ باطله

 

ايده‌ام را مي‌برم

پيش يك كارآفرين

او تراشش مي‌دهد

مي‌شود يك ذره‌بين

 

تصويرگري: آلاله نيرومند