پنج شنبه 3 فروردین 1396 | به روز شده: 4 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 15 بهمن 1385 - 17:28:05 | کد مطلب: 14906 چاپ

سلوک معنوی درخوشنویسی

فرهنگ > هنر - هادی راشد:
کتاب باغ ملکوت، دربردارندة مجموعه کارهای ارزشمند خوشنویسی و نقاشی‎خط جلیل رسولی، هنرمند صاحب سبک معاصر، در 275 صفحه، به چاپ رسیده است.

حضور جستجوگر و سخت‎کوشانه رسولی در چهل ساله گذشته، او را به یکی از تأثیرگذارترین چهره‎های خوشنویسی معاصر تبدیل کرده است؛ به طوری که سخن گفتن درباره او و کارهایش، معنایی ندارد جز، کاوش در ابعاد و زوایای خوشنویسی و هنر روزگار ما.
گفتگو با جلیل رسولی، به بهانه چاپ نفیس کتاب باغ ملکوت صورت گرفته، و از استاد خواسته‎ایم تا روند شکل‎گیری آثار کتاب، و برخی از جنبه‎های فنی کار خود را برای ما بازگو کنند و ایشان نیز، با رویی گشاده، خواهش ما را پذیرفتند.

  • نگاهی گذرا به کتاب باغ ملکوت، نشان می‎دهد که آثار چاپ شده در آن، شامل انواع خط‎ها،  سبک‎ها، رنگ‎ها و شیوه‎های اجرای متفاوتی از کارهای خوشنویسی و نقاشی‎خط است. در آغاز گفت و گو، مایلیم بدانیم این آثار در قالب یک مجموعه چگونه شکل‎ گرفته‎اند؟

کتاب باغ ملکوت، بعد از «جان جانان»، «جهار فصل»، «یادگار عشق»، و «برگ سبز»، پنجمین مجموعة آثار خوشنویسی و نقاشی‎خط من است. در هر یک از این کتاب‎ها، آثار مربوط به دورة زمانی خاصی گردآوری و چاپ شده‎اند. طبیعت کارهای خوشنویسی و نقاشی‎خط، به ویژه در ابعاد بزرگ به صورتی است که نمایش اصل کار را طلب می‎کند. از این‎رو، از حدود 35 سال پیش که نخستین نمایشگاهم را برگزار کردم، تا امروز، کارهایم را نخست در نمایشگاه‎های انفرادی ارائه داده‎ام.

اما، گذشت زمان نشان داد با توجه به این که کارها آرام آرام، به مجموعه‎های خصوصی افراد و اغلب به خارج از کشور انتقال پیدا می‎کنند و به دلایل مختلف، فرصت تماشای گسترده آن‎ها از علاقه‎مندان سلب می‎شود؛ گردآوری آن‎ها در قالب کتاب می‎تواند امکان ارتباط مستمر کار با مخاطبان خاص و عام را حفظ کند. بر پایة چنین نگاهی و در پاسخ به اظهار لطف فراوان علاقه‎مندان، به گردآوری آثار و چاپ آن اقدام کردم و کوشیدم تا کارهای مربوط به دوره‎های مختلف را در دسترس دوستداران آثارم قرار بدهم.

  • با توجه به توضیحات بالا، آثار چاپ شده در کتاب «باغ ملکوت»، چه دورة زمانی را در بر می‎گیرند؟

به طور کلی، کارهای چاپ شده در باغ ملکوت، پس از تجربة نمایشگاهی‎ام در تالار وحدت   (1372) شکل گرفته‎اند. یکی از دغدغه‎های همیشگی من در طول سال‎های متمادی این بوده که در هر نمایشگاه حرف تازه‎ای برای گفتن داشته باشم.

 بنابراین، بعد از ارائة مجموعة آثارم در تالار وحدت، در خلوت با خود عهد کردم به افق‎های دیگری چشم بدوزم؛ از تکرار بپرهیزم و تا وقتی که زبان و فرم مناسب با احساسات درونی‎ام را پیدا نکنم، دست به اجرای کار تازه‎ای نبرم.

حاصل دورة تازه تأملاتم در آن سال‎ها، روی آوردن به فرم‎های مدرنی بود که تا آن زمان در خوشنویسی ایرانی تجربه نشده بودند. نمایش این آثار در فرهنگسرای ارسباران، تعجب همگان را برانگیخت. به طوری که خیلی از خوشنویسان سنتی را عصبانی کرد.

 این کارها، هم‎اکنون در فصل باغ خیال دیده می‎شوند. آثار چاپ شده در فصل‎های «باغ فردوس» و «باغ ملکوت» نیز به ترتیب، مجموعه‎های آثار نمایشگاهی من در فرهنگسرای نیاوران، و فرهنگستان هنر است که به ترتیب، در سال‎های 1379 و 1384 برگزار شدند. بر روی هم، آثار منتشر شده در کتاب باغ ملکوت، حاصل ده سال تلاش و فعالیت هنری است.

  •  مهم‎ترین ویژگی‎ آثار شما، خلاقیت در به کارگیری انوع و سبک‎های گوناگون خط، و بهره‎گیری از ابزارهای مختلف در اجرای آثار خوشنویسی و نقاشی‎خط است. در دوره‎ای که به شکل‎گیری آثار گردآوری شده در این کتاب انجامیده است؛ چه قالب‎ها، و سبک‎ها و نیز ابزارهای جدیدی را تجربه کرده‎اید؟

در آثار فصل «باغ خیال» که نخستین بار در فرهنگسرای ارسباران به نمایش درآمدند، علاوه بر تنوع بخشیدن به رنگ‎ها، کوشیدم تا عنصر سرعت را از نگاه زیبایی‎شناسی، وارد خوشنویسی کنم. این تلاش به پدیدآمدن فرم‎ تازه‎ای انجامید که در آن جلوه‎های بصری خط و رنگ، با حرکت توام شد. ولی، برخی واکنش‎های ناسنجیده در برابر این تجربه، تا مدت‎ها مرا به این فکر فرو برد که چگونه می‎توان قواعد و اشکال سنتی خط نستعلیق را با رویکردی نو اجرا کرد؟ به طوری که در هویت سنتی خط، و قواعد و اشکال هندسی آن چنان که در آثار متقدمان دیده می‎شود، هیچ تغییر و تصرفی صورت نگیرد.

تا این که روزی، به طور اتفاقی، از من خواهش کردند خطی برای چاپ روی جلد کتابی درباره معماری بنویسم و بعد از چاپ، نسخه‎ای از آن را نیز برای من فرستادند. مرور و مشاهدة گاه به گاه تصاویر این کتاب، به یک‎باره ذخایر ناخودآگاه تصاویر و خاطرات من از معماری را در ذهنم به چرخش در آورد و دانستم که گم‎شده من در معماری پیدا می‎شود.

فضاهای معماری، طاق‎ها، مقرنس‎ها، کاشی‎ها، شیوه‎های تابش نور و شکستگی آن در عبور از شیشه‎ها؛ شیشه‎هایی که شکستگی تابش نور از خلال آن‎ها در خانة پدری، ذهن کودکی‎ام را از طیف‎های گوناگون نور و رنگ انباشته بود.

 پس بر آن شدم تا اجراهای سنتی خط را در هاله‎ای از جلوه‎های بصری بر گرفته از معماری سنتی به نمایش در آورم. این فکر،‌ به تلفیق خط با فضاهای معماری انجامید، و جای خالی تذهیب، و صفحه‎آرایی خط را در برخی از آثارم پر کرد. برای ارائه بهتر کار، و درآوردن این طرح‎ها در قالب‎ها و اشکال مدور، مجبور شدم از مقواهای ماکت و تیغ برش استفاده کنم که بسیار سخت بود، و تکنیک اجرای آن برای بسیاری از خوشنویسان، هنوز هم ناشناخته است و تا به حال ندیده‎ام که کسی آن را با همة ظرافت‎هایش اجرا کند.

در برخی دیگر از آثارم بریده‎هایی از تذهیب‎های قدیمی را کنار خط نشاندم، تا پیوستگی خط با میراث گذشتگان را، نه فقط در سبک و اجرای سنتی آن، که در دیگر جلوه‎های بصری آن نیز نشان داده باشم.

در کارهای فرهنگسرای نیاوارن، هر چند برای اولین‎بار، از خط غبار تا قطعه‎نویسی را اجرا کردم؛ از گرایش اصلی خودم که همان نقاشی‎خط است غافل نبودم و برای تنوع بخشیدن به اجراهای گذشته، تکنیک‎های نقاشی‎خط را به صورت ظریف و در مقیاس ریز، کنار کارهای نزدیک به خوشنویسی سنتی به کار گرفتم. این شیوة اجرا از برجستگی نقاشی‎‎خط در کنار اجراهای سنتی می‎کاست، و برای همین، دیدن آن به اندکی دقت، و تأمل بیشتر نیاز دارد.

  •  آثار نمایش داده شده در فرهنگسرای نیاوران را به طور کامل چاپ کرده‎اید؟

بله، شما می‎توانید این کارها را که بر روی‎هم 78 تابلو بودند، در فصل «باغ فردوس»، از کتاب باغ ملکوت ببینید.

  • در مجموعة آثار نمایشگاهی باغ ملکوت، که در فصل «باغ ملکوت» از همین کتاب، به چاپ رسیده‎اند؛ چه فرم‎ها، امکانات بیانی، و ابزارهای جدیدی را تجربه کرده‎اید؟

اجرای کارهای باغ ملکوت، پس از وقفة کوتاهی که برگزاری نمایشگاه نیاوران پیش آورد، شروع شد و بالطبع، با توجه به تکنیک‎ها و شیوه‎های اجرای جدیدی که در طول بیش از چهل سال خوشنویسی بدان دست‎ یافته بودم، کوشیدم تا کارهای قوی‎تری پدید آورم. از حیث ابزار، وسیلة تازه‎ای در اجرای این کارها به کار نبرده‎‎ام. در عوض،‌ از تجربه‎های گذشته در استفاده از ابزار به طور آزادتر و گسترده‎تری استفاده کرده‎ام.

مثلاً، به نوشتن با قلم‎های چوبی بزرگ روی آوردم. می‎دانید زمانی که من قلم‎های شش تا هفت سانتی را تجربه کردم، نوشتن با چنین قلم‎هایی، آن‎هم در میان خوشنویسان سنتی بی‎سابقه بود.

از طرف دیگر، کادرها و نمادهای یادآور فضای معماری ایرانی را که در کارهای نمایشگاهی نیاوران، برای تزئین به کار بسئه بودم، این‎بار به زمینة کار کشاندم و برای بیان مفاهیم و القای بهتر آن، به کار گرفتم. مثلاً در کار صفحة 187 کتاب، به کمک کادربندی با کاشی توانستم مفهوم نهفته در متن شعر را که همان آرزوی پرواز و رهیدن از کالبد خاکی است؛ به نمایش در آورم.

  •  در برخی از کارهای شما، تمایل فراوانی به تلفیق اختصاصات ذاتی، و هنجارهای هندسی انواع مختلف خط، به ویژه خط شکسته نستعلیق، یا خط تعلیق، با خط‎های عربی، مانند ثلث و محقق و ریحان، دیده می‎شود؛ و این غیر از هم‎نشینی چند نوع خط در یک صفحه است.
    تا جایی که به یاد می‎آوریم، این گرایش از گذشته‎های دور در کارهای شما دیده شده است؛ آیا در این تجربه‎ها، به ابداع خط خاصی نظر داشته‎اید؛ یا تنها در پی تنوع بخشیدن به جلوه‎های بصری و نمایشی خوشنویسی بوده‎اید؟

از دید من ابداع خط، پدیده‎ای جمعی و اجتماعی است و در پاسخ به نیازهای کاربردی مشخص صورت می‎بندد و این‎طور نیست که به ارادة فردی بستگی داشته باشد.
از سوی دیگر، تلاش برای ابداع خطی تازه از راه تغییر تراشیدگی حروف، و نحوة اتصال آن‎ها با یک‎دیگر، دست کم در خط نستعلیق به جایی نمی‎رسد.

 به ویژه از نظر زیبایی‎شناسی، چرا که گذشتگان ما در این کار، خط نستعلیق را به تکامل رسانیده‎اند. تغییرات سبکی خط نیز،‌ از نظر تاریخی به تدریج صورت گرفته است. در این باره می‎توان به برخی اختصاصات سبکی، مانند کشیده‎ها اشاره کرد که در فاصلة زمانی میان میرعلی تبریزی، تا میرعماد، و پس از او تا کلهر، به تدریج از میزان بلندی آن کاسته شده؛ یا بزرگی داویر، که به تدریج جمع‎تر شده است.

کار اصلی هنرمند خوشنویس، دادن بْعد زیبایی‎شناختی به خط است که در نهایت به ماندگاری آن، و آثار نگاشته شده بدان خط کمک می‎کند. تجربة کار با خطوط مختلف، به من شناساند که دوایر، سطوح، کلفتی و نازکی خط‎های متفاوت هر گاه با بینش زیبایی‎شناسی همراه شود و با سرعت اجرا، و جلوة بصری و رنگ بیامیزد، می‎تواند به پدیدآمدن فرم‎هایی پویا و ماندگار کمک کند.

 از این‎رو، همواره ‎کوشیده‎ام تا در برخی از کارهایم، بسته به نوع خط و جنس قلم، فارغ از چارچوب سنتی قواعد آن خط، به تلفیقی از هم‎نشینی سطوح و دوایر در کنار هم بپردازم. این کار، هرگز به منزلة ابداع خط خاصی صورت نگرفته، بلکه تنها تلاش برای گسترش بخشیدن به امکانات بیان شخصی و مفاهیم فرهنگی ناب بوده است.

  • پیش از این، در میان کارهای مربوط به دوره‎های گذشته شما، ـ نظیر کارهایی که در نمایشگاه چهار فصل به نمایش درآمدند، و بعدها نیز در کتابی به همین نام به چاپ رسیده‎اند؛ ـ با اجرای یک تم، یا فرم، در چند قالب مختلف، با رنگ‎ها و زمینه‎های متفاوت آشنا شده بودیم.
    شما در نمایشگاه باغ ملکوت، مصراعی از سروده‎های مولانا را، دست‎مایه اجرای چهل اثر، با فرم‎ها، جلوه‎های بصری و شیوه‎های اجرای چندگانه نموده‎اید؛ چه شد که به چنین تجربه‎ای رهنمون شدید؟

اگرچه استفاده از رنگ و ابزارهای نقاشی در کارهای من، از اولین نمایشگاه تا کنون ادامه داشته؛ اما، توجه به فرم و تکنیک‎های اجرای کارهای مدرن، با نمایشگاه چهار فصل شروع شده است.

در آن دوره من شعرهای مولانا را در چند تابلو به صورت آبستره و مدرن کار کردم. در این نوع کار، همان‎طور که بارها در مصاحبه‎هایم گفته‎ام، یک شیفتگی به انسان دست می‎دهد و حالت بی‎خودی چنان در انسان اوج می‎گیرد که اصلا خودش را حس نمی‎کند.

در چنین حالتی وقتی قلم به دست می‎گیرید بیشتر حس می‎کنید که دارید نقاشی می‎کنید تا خوشنویسی. یعنی یک احساس رهاشدگی ناب و مطلق، با رنگ و اشکال مختلف ترکیبی کلمات و حروف یگانه می‎شود و به پدید آمدن فرم می‎انجامد. 

در کارهای باغ ملکوت، فرم را به عنوان شخصی‎ترین امکان بیان احساسات درونی کشف کردم، و تلاش نمودم تا فراتر از ابزار، نوع خط، انواع طرح‎ها و زمینه‎ها با آن روبرو شوم. در واقع آن طرح‎های از پیش‎اندیشیده و طرح‎ریزی شده، در لحظه اجرای کار، با حسی از بداهه‎پردازی تؤام شد و به پدیدآمدن فرم‎هایی انجامید که حتی برای خود من نیز دیگر تکرار شدنی نیستند.

واقعیت این است که برای من، خط، رنگ، ابزار، مفاهیم و ... مقوله‎هایی هستند که من از طریق آن‎ها به کشف خودم می‎پردازم. من به خوشنویسی هم‎چون یک‎ گذرگاه و سلوک روحی نگاه می‎کنم.

این را هم بگویم که در کارهای نمایشگاهی باغ ملکوت، نسبت فرم با ابزار کار بسیار حساب شده است. مثلاً، در باغ ملکوت از حیث ابزاری، رنگ اکرولیک را به طور گسترده‎ای به کار گرفتم. رنگ اکرولیک بر خلاف رنگ روغن که فرصت بیشتری برای پرداخت می‎دهد؛ به سرعت خشک می‎شود، و فرصت هر نوع تغییر و ساخت و ساز را از هنرمند می‎گیرد.

 در نتیجه پای عنصر سرعت به اجرای کار کشیده می‎شود و همین ویژگی، به هنرمند جسارت می‎دهد تا در اجرای کار، به آن حس درونی که در لحظه شکل می‎گیرد و شناخته می‎شود، مجال بروز بدهد. در سایه همین حس است که فرم اثر هنری در حالتی مکاشفه‎آمیز، کامل می‎شود.

  • در فصل باغ خیال، در میان آثاری که نخستین بار در فرهنگسرای نیاوران به نمایش درآمده‎اند، توجه ویژه‎ای به اجراهای سنتی خوشنویسی نشان داده‎اید.
    تا جایی که با اطمینان می‎توان گفت در این آثار به سبک ویژه خود در خط نستعلیق دست‎یافته‎اید.
    از آن‎جا که دلبستگی به اصول، قواعد، و نگرش‎های سنتی به خوشنویسی در آثار شما جلوة بارزی دارد؛ به نظر شما آیا تاکنون از همة ظرفیت‎های خوشنویسی سنتی، در کارهای مدرن بهره‎برداری شده است؟

حقیقت این است که حتی خود من هم، تا پیش از اجرای کارهای نمایشگاهی چهار فصل، به ظرفیت‎های گسترده‎ خوشنویسی سنتی برای اجرای کارهای مدرن آن‎طور که باید وقوف نداشتم. با تجربه آن کارها بود که دریافتم این تنها نگاه هنرمند است که موجب ایستایی و رکود در اجرای کار هنری می‎شود، و نه ابزار، قواعد و شالوده‎های سنتی خوشنویسی.

امروزه، با اطمینان کامل می‎گویم که ظرفیت خوشنویسی سنتی برای الهام‎بخشی و ایجاد کارهای مدرن به حدی است که مدرن‎ترین خوشنویسان روزگار ما حتی اگر دویست سال هم زنده بمانند و کار کنند، نمی‎توانند همة آن ظرفیت‎ها را به کار گیرند.

  •  در یکی دیگر از فصل‎های کتاب، به نام «باغ ماندگار»، با تصویر چهره، و نیز تصویری از دست‎خط استاد سیدحسن میرخانی، خوشنویس بزرگ روبرو می‎شویم که در آن بر «متشخص» بودن چهره‎ هنری «استاد» رسولی در خوشنویسی معاصر ایران تاکید شده است، با توجه به این که، استاد میرخانی از استادان پایه‎گذار انجمن خوشنویسان، و از مروجان خوشنویسی سنتی بوده‎اند؛
    لطفاً بفرمایید که چه شد در میان شاگردان ایشان، برخی به اجراهای مدرن خوشنویسی گرایش پیدا کردند، و چنان چه مقدور است لطفاً بگویید ایشان، مشخصاُ دربارة آن دسته از آثار نقاشی‎خط شما که در زمان حیات مبارک‎شان پدید آمده و به نظر ایشان رسیده بود، چه نطری داشتند؟

درست است. اکثر هنرمندان روزگار ما که گرایش به اجرای کارهای مدرن در خوشنویسی دارند، از شاگردان استادان گرانقدر سیدحسین و سیدحسن میرخانی بوده‎اند. اما از این سخن، نمی‎توان چنین نتیجه‎گیری کرد که آن بزرگواران در آموزش خوشنویسی، به گونه‎ای رفتار می‎کردند یا ترفندهایی را تعلیم می‎دادند که راه را برای خوشنویسی مدرن می‎گشود.

آنچه در مورد خودم به یاد دارم، اینکه مرحوم استاد سیدحسن میرخانی، لحظه‎ای از تشویقم کوتاهی نفرمودند. هنگام بازدید از نمایشگاه‎های مختلف، همواره با تحسین به کارهایم نگاه می‎کردند.

خوب به یاد می‎آورم که وقتی سرمشق‎های کلاس ایشان را که به قلم مشقی تحریر شده بود، به آتلیه می‎بردم و بعد از ساعت‎ها تمرین، از روی آن‎ها، مشق خود را با دانگ‎های بزرگ قلم و مرکب‎های رنگی می‎نوشتم و به کلاس می‎آوردم.

استاد نه تنها، هیچگاه روی ترش نمی‎کردند؛ بلکه همواره با رویی گشاده و لبخندی مهربان، شاگردان را به دور خود فرامی‎خواندند و می‎گفتند: «بیایید ببینید جلیل جانم چه کرده!» همین شیوة سلوک استاد، که از خوی عارفانه و روح تعالی‎جوی او سرچشمه می‎گرفت، برق تکاپو و نوجویی را در من شعله‎ور ساخت؛ و نیز سبب ‎شد در کنار نوجویی از کسب ورزیدگی و مهارت در ارائه سنتی خوشنویسی غفلت نکنم، تا آن‎که، سرانجام به افتخار دریافت مدرک استادی از سوی ایشان نایل شدم.

  • در جایی گفته‎اید که استاد این مدرک را به خاطر خط به شما داده‎اند، نه نقاشی، یا نقاشی‎خط. ایا چنین تفکیکی در سخنان استاد هرگز دیده شده بود؟

من این سخن را در مقام احتجاج با مدعیانی که تصور می‎کردند خط در آثارم زیر سایة نقاشی قرار گرفته و همواره می‎کوشیدند تا جایگاه من در خوشنویسی معاصر را نادیده بینگارند، گفته بودم. وگرنه در سخنان استاد هرگز چنین تفکیک و تمایزی دیده نشده است.

ضمن این که ایشان خوشنویس صاحب سبک معاصر بوده‎اند و اعطای عنوان استادی از طرف ایشان، بیش از هر چیز، استادی در مقام خوشنویسی است؛ در چارچوب همان قواعد خوشنویسی سنتی که از دوران میرعلی، و میرعماد تا کلهر و میرزا غلامرضا، و از آن دوره تا عصر میرخانی‎ها، و تاکنون ادامه یافته است.

چاپ یک اثر هنری را می‎توان تجربه‎ای هم‎‎سنگ اجرای آن به شمار آورد. با توجه به این که در باغ ملکوت، مجموعه‎ای نزدیک به 200 اثر نفیس و رنگارنگ به چاپ رسیده، و شما در کلیه مراحل، بر کار چاپ و تولید فنی کتاب نظارت داشته‎اید، این تجربه را چگونه ارزیابی می‎کنید؟

همان‎طوری که در آغاز گفت و گو نیز گفتم، از دست دادن آثار هنری، طبیعتاً امری ناراضی‎کننده است. در برابر، گردآوری و چاپ آثار، به ماندگاری آن کمک می‎کند. البته این کار خالی از زحمت نیست. تجربة چاپ کتاب‎های قبلی نشان داده بود که نظارت دائمی بر مراحل مختلف چاپ بسیار ضروری است.

من در این کتاب، برخی از مراحل کار نظیر عکس‎برداری را به تنهایی انجام دادم، و در مراحل دیگر، مانند لیتوگرافی، بررسی نمونه‎های آزمایشی چاپ، و صحافی، و سایر مراحلی که معمولاً خوانندگان محترم این گفت و گو با آن سر و کار ندارند، به طور شبانه‎روزی در کنار دست‎اندرکاران زحمت‎کش بخش‎های مختلف حضور داشته‎ام؛ تا این که به لطف حضرت حق، موفق شدم شاهد چاپ نفیس کتاب در هیأت کنونی آن باشم.

طبیعی است که چاپ کتابی با این کیفیت از حیث صفحه‎آرایی و رنگ‎بندی، بدون همکاری و لطف و زحمت کلیه عزیزانی که در مراحل مختلف با آن سر و کار داشته‎اند، مقدور نبود. این عزیزان برای من احترام هنری ویژه‎ای قائل بودند و از هیچ تلاشی برای بهتر شدن کار دریغ نکردند. از لطف همة آنان سپاسگزارم.

  • در صفحات آغازین کتاب، باغ ملکوت را به «سلطان کربلا»، تقدیم نموده‎اید، آیا در اهدای کتاب اشاره خاصی نهفته است؟

عشق به اهل بیت علیهم‎السلام، در کلیه آثار من تنیده است. الان به درستی یادم نیست که دقیقاً در چه زمانی تصمیم گرفتم این عبارت را در صدر صفحات کتاب بگنجانم.

اما، در مواقع مختلف، از خدا خواسته‎ام یاری‎ام دهد تا این عبارت در صفحة نخست کتابم درج شود. من از جوانی، هر سال در مراسم محرم شرکت کرده‎ام، و توانایی قلمم را از برکت عشق به اهل بیت، به ویژه، حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) می‎دانم.

  • در صفحات پایانی کتاب، به رسم یادگاری، برخی تصاویر و قطعاتی به چاپ رسیده‎اند که از حضور شما در کشورهای مختلف و دیدار با هنرمندان آن سامان حکایت می‎کنند.
    با توجه به این که شما فعال‎ترین و شناخته‎شده‎ترین چهره‎ی خوشنویسی ایران در عرصه‎ی جهانی و منطقه‎ای به حساب می‎آیید، تصور می‎کنید نمایش آثار شما در کشورهای مختلف چه بازتاب‎هایی داشته است و مهم‎ترین دستاورد آن برای شما چه بود؟

طی 30 سال گذشته که اغلب آثارم را در نمایشگاه‎های انفرادی کشورهای مختلف شرکت داده‎ام، همواره با استقبال بازدیدکنندگان، و هنرمندان خارجی روبرو شده‎ام.

از حیث فنی، ارائه کارهای من، در میان خوشنویسان کشورهای مختلف بی‎تإثیر نبوده است. آثار و کتاب‎های من در بین آن‎ها به خوبی شناخته شده‎اند. اکنون به وضوح کارهای زیادی هست که رنگ و بوی کارهای خوشنویسی و نقاشی‎خط مرا دارند.

در بعد فرهنگی، کوشیده‎ام با آثارم، چهرة شایسته‎ای از فرهنگ و هنر ایران در ذهن بازدیدکنندگان خارجی بر جای بگذارم. به طوری که بخش قابل توجهی از آثار خریداری شده‎ام، در مجموعه‎های خصوصی خارج از کشور نگهداری می‎شود.

برای خود من تجربة برگزاری نمایشگاه در کشورهای چین و ژاپن و برخورد بازدیدکنندگان آن کشورها با کارهایم بسیار جالب بود و اطمینان پیدا کردم که هر گاه در خوشنویسی به مرزهای هنر ناب نزدیک شویم، فرم‎های خوشنویسی، فارغ از ارتباط کلامی می‎توانند با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند.