پنج شنبه 2 آذر 1396 | به روز شده: چند لحظه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
چهارشنبه 25 مرداد 1391 - 14:08:57 | کد مطلب: 181007 چاپ

نگاهی به کتاب اندیشه آزادی؛ تجربه ایران معاصر از منظر اقتصاد سیاسی

فرهنگ > ادبیات - محمود صدری:
کتاب «اندیشه آزادی؛ تجربه ایران معاصر از منظر اقتصاد سیاسی» ویرایش تازه‌ای از کتاب آزادی‌خواهی نافرجام تالیف دکتر طبیبیان، غنی‌نژاد و عباسی علی کمر است که از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.

ورود اندیشه های نو یا اصطلاحا تجدد به  سرزمین‌هایی که امروزه خاورمیانه نامیده می‌شوند از جمله ایران، سیمایی دوگانه داشت و همین سیمای دوگانه محمل تعارض ها ،نتاقض ها و کج فهمی هایی شد که هنوز رنگ و نشانشان بر سیاست واقتصاد  این کشورها باقی است.سیمای نخستِ تجدد، جنگ بود. مصری‌ها و دیگر اجزای امپراتوری عثمانی ،جهان نو را از لابلای ساز و برگ ارتش ناپلئون شناختند و ایرانیان پس از دوبار شکست از روسیه تزاری در سه دهه اول قرن نوزدهم متوجه تحولی بزرگ ورای مرزهای خود شدند. عباس میرزای نایب السلطنه که بار اخلاقی شکست از روس‌ها را بر گرده خود احساس می کرد زودتر از دیگران متوجه این تحول شد و در قالب پرسشی نمادین، از ژوبر مستشار فرانسوی پرسید: «اجنبی حرف بزن!بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟» در تاریخ،گزارش مستندی از پاسخ فرستاده ناپلئون به این پرسش ثبت نشده است اما رفتار بعدی عباس میرزا گویای اعتنای جدی وی به نوسازی ارتش است و یحتمل، ژوبر به وی چنین مشورتی داده است. این مشورت خواهی عباس میرزا -فارغ از وجوه تاریخی و داستانی آن-در عین حال که یکی از جلوه های مهم توجه ایرانیان به مدرنیسم در ربع اول قرن نوزدهم به شمار می رود،این واقعیت را نیز نشان می دهد که نخستین نگاههای ایرانیان به غرب،بیشتر با تمنای فن آوری بوده است تا اندیشه‌های نو.

سیمای دومِ تجددخواهی ایرانیان یعنی ساحت‌های سیاست و اقتصاد از آنچه عباس میرزا در حوزه دانش فنی فهمیده بود، مبهم‌تر بود.از روزی که عباس میرزا، نوسازی نظام قجرها را با تمنای تکنولوژی آغاز کرد تا روزی که ایرانیان به نخستین قانون اساسی دست یافتند در بخش بزرگی از جهان غلغله‌ای در حوزه اندیشه -از نوع تجددخواهی و فراتر از آن- برپا بود  که فقط همهمه های محو آن در گوش ایرانیان پیچید و نکات جوهری آن به این سرزمین نرسید و از جهاتی هنوز نرسیده است. در همین دوران پنجاه، شصت ساله بود که صف بندی های محافظه کار/رادیکال، نومینال/ یونیورسال،لیبرال/ سوسیال/ و بلافاصله پس از آن صف بندی های درون گروهیِ این نحله ها در مغرب زمین شکل گرفت و در نهایت در کشورهای عقب مانده تری مانند روسیه و ژاپن به ابزار نوسازی سیاسی اقتصادی تبدیل شد. در همین دوران بود که ایرانیان از میان دوگانه های ذکر شده صورت رادیکال، یونیورسال و سوسیال  این آراء را اخذ کردند و به جز گروه اندک شماری از علما و روشنفکران، قاطبه اهل نظر مروج «تغییر همه چیز» شدند.این «تغییر همه چیز» چون مستظهر به اندیشه محوری مدونی نبود،دستگاه اندیشگی را مقهور عمل سیاسی مبتنی بر پراگماتیسم کرد. چیرگی عملگرایی بر اندیشه ،همه حوزه های تفکر را در برگرفت اما تاثیر آن بر فهم اقتصادی و بی پشتوانه کردن عمل اقتصادی،بیش از دیگر حوزه ها بود.

اندیشه آزادی

کتاب «اندیشه آزادی» که چاپ سوم آن اخیرا وارد بازار شده تلاشی موفق برای واگویی این دغدغه اخیراست. اهمیت این کتاب در ارائه اطلاعات تازه نیست (گرچه این ویژگی را دارد) و مولفان محترم آن هم چنین ادعایی ندارند، بلکه در خوانش بدیع از نسبت اقتصاد و آزادی و غفلت همگانی از این نسبت در دوران جدید تاریخ ایران یعنی روزگار پس از انقلاب مشروطیت است.نویسندگان آزادیخواهی نافرجام (دکتر محمد طبیبیان، دکتر موسی غنی نژاد و دکتر حسین عباسی علی کمر) در فصول شش گانه این کتاب و فصول هفتگانه بازچاپ آن یعنی اندیشه آزادی، آنگونه که در پیشگفتار هر دو ویرایش کتاب آمده، کوشیده‌اند علل مغفول ماندن نظام اقتصاد آزاد در اندیشه معاصر ایرانیان را در حوادث تاریخ معاصر ردیابی کرده و برای آن فرضیه هایی ارائه کنند.

افزون بر تبیین موضوع، مبانی تئوریک اندیشه مدرن و ساختار و عملکرد نظام های سیاسی و اقتصادی جوامع مدرن را به طور خلاصه مورد بحث قرار دهند تا امکان مقایسه و ارائه راه حل برای برون رفت از بن بست فراهم آید.  دغدغه اصلی کتاب، آن‌گونه که در پیشگفتار آن آمده، «ارائه بسیار خلاصه‌ای از خردورزی در امور سیاسی و اقتصادی» و نشان دادن این است که «بی‌اعتنایی و حتی تلقی منفی نسبت به اقتصاد آزاد و غفلت از منطق حاکم بر آن و ناشی از آن، ریشه در مهجور ماندن مفهوم آزادی در اندیشه‌ورزی ایرانیان معاصر دارد» . فصول اول، دوم و سوم کتاب به تلاش‌های تجددخواهانه در ایران می‌پردازد.  فصل چهارم، مبانی نظری اندیشه اقتصادی مدرن را واکاوی می‌کند و فصل‌های پنجم تا هفتم، ساختار و عملکرد نهادهای مهم سیاسی و اقتصادی جامعه مدرن را به صورت چکیده بررسی می‌کنند.

جانمایه کتاب را در همان صفحات نخست آن می‌توان دید. در فرضیه آغازین کتاب به درستی گفته شده است که «آنچه در اندیشه و عمل بسیاری از اندیشمندان ایران غایب بوده است، توجه به این مبنای فکری مهم - یعنی ارزش و اصالت و حقوق فرد انسانی - است.» تمام فصل نخست کتاب، تلاش برای مستندسازی این فرضیه است. اقوال و افکار و آراء تجددطلبان و جهان‌دیدگان ایرانی از سفرکردگان عصر صفوی تا روشنفکران عصر قاجار در این فصل و البته دو فصل بعدی به اجمال بازگویی و به‌گونه‌ای درخشان این واقعیت بازنموده شده است که «در نوشته‌های باقیمانده از این دوران، نمی‌توان نشانه‌ای از توجه نویسندگان به علل پیشرفت اروپائیان یافت. در نخستین رویارویی ایرانیان با تمدن غرب، بیشتر نمادهای ظاهری غرب مانند کارخانه‌ها، جاده‌ها، شهرهای تمیز و مظاهر صنعتی، توجه ایرانیان را جلب کرده است... .»

اندیشه آزادی اگرچه حاوی نقدی رادیکال بر آراء همه-یا تقریبا همه-روشنفکران،چپگرایان و ملی گرایان معاصر ایران است،زبان آن آمیخته با مروت و مدارا است. مولفان کوشیده اند به جای نقد مواضع و باورهای افراد و احزاب مورد نقد،بنیان های معرفتی سخنان ایشان و نتایج ناگزیر آن باورها را واکاوی کنند این واکاوی به صورت مضمر و البته گاهی آشکار مبتنی بر نقد آراء رادیکال، یونیورسال و سوسیال  و تالی سیاسی-اقتصادی آنها است. مثلا توضیح داده شده است که کارگزار عدالت در اندیشه هر سه جریان یادشده «دولت یا بخش عمومی» است و در نقد این نگاه اینگونه نگاشته‌اند: « اساس اقتصاد آزاد، آزادی انتخاب، آزادی قراردادهای داوطلبانه، و پی‌گیری هدف‌های فردی در چارچوب قواعد کلی است. پیشرفت جوامع مدرن در قالب نهادهایی چون حقوق مالکیت خصوصی، مسئولیت‌پذیری فردی، آزادی گردش اطلاعات و رقابت امکان‌پذیر شده است. اما، منطق حاکم بر حوزه عمومی زندگی اجتماعی منطق جبر و تعبد است که دولت نمود آن است، و به‌طور طبیعی انحصار اعمال عمومی زور مشروع در جامعه را در اختیار دارد. دولت مسئول تولید کالاهای عمومی است که مهم‌ترین آن‌ها امنیت است. چنین است که مداخله دولت در حوزه خصوصی در تضاد با منطق اقتصادی این حوزه است؛ این مداخله به معنای تحمیل نظم دستوری بر عرصه‌ای است که نظم آن می‌باید ناشی از مبادله آزادانه و رقابت باشد. با این دخالت نابجا است که تخصیص منابع از مسیر سازوکار رقابتی قیمت‌ها انجام نمی‌شود، و به تخصیص ناکارآمد منابع به‌شکل اداری و بوروکراتیک می‌انجامد. تخصیص ناکارآمد دولتی غیر از فقدان انگیزه پیشرفت، ابتکار و رقابت، دلیل دیگری هم دارد. »

نتیجه قهری چنین مناسباتی،سپردن اراده آزاد انسان ها به قوه اجبار دولت است و انتظار استحصال آزادی از این مناسبات،انتظار بی حاصل است؛هم به حکم برهان و هم به شهادت تجربه.

بر اساس آنچه گفته شد می‌توان، کتاب اندیشه آزادی را سندی مهم در حوزه اندیشه سیاسی و اقتصادی در ایران به شمار آورد که خواندن آن برای همه دلبستگان حوزه‌های سیاست، اقتصاد، اندیشه و تاریخ ، ضرورت تام دارد. زیرا چشم‌اندازی که در این کتاب ترسیم شده، الهام‌بخش و محمل صدها مقاله و کتاب دیگر می‌تواند باشد.

 اندیشه آزادی؛تجربه ایران معاصر از منظر اقتصاد سیاسی :نوشته: محمد طبیبیان، موسی غنی نژاد، حسین عباسی علی کمر/ناشر:انتشارات دنیای اقتصاد:چاپ سوم 1391 با افزوده و ویرایش تازه، قطع رقعی،قیمت:10000 تومان،272 صفحه