پنج شنبه 8 مرداد 1394 | به روز شده: 4 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
سه شنبه 30 مهر 1392 - 20:30:33 | کد مطلب: 236043 چاپ

پلیس بازی ۲مالباخته برای به‌دام انداختن مادر و دختر سارق

حادثه > داخلی - گروه حوادث:
مادر و دختر که در جریان ۲سرقت جداگانه به خانه دوستانشان دستبرد زده بودند، در دامی گرفتار شدند که مالباخته‌ها برایشان پهن کرده بودند.

مدتی قبل زن جوانی نزد پلیس رفت و خبر از سرقت 30میلیون تومانی از خانه‌اش داد. وی به مأموران گفت: چند روز پیش همراه همسرم به سفر رفتیم اما وقتی برگشتیم متوجه شدیم که دزد به خانه‌مان زده و جعبه‌ای را که داخلش سکه و طلا به ارزش 30میلیون تومان بود، به سرقت برده است.

بعد از شکایت این زن، به دستور قاضی شاهنگیان، بازپرس شعبه چهاردهم دادسرای ناحیه 2تهران، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سارق آغاز شد. شواهد موجود در محل سرقت نشان می‌داد که سارق یا سارقان جزو آشنایان بوده و از قبل کلید خانه مالباخته را در اختیار داشته‌اند.

درحالی‌که بررسی‌ها در این زمینه ادامه داشت، زن جوان دیگری به اداره آگاهی رفت و شکایت مشابهی را مطرح کرد. وی گفت: با همسر و فرزندانم به خانه یکی از بستگانمان رفته بودیم که بعد از بازگشت متوجه شدیم دزد وارد خانه‌مان شده و در حدود 15میلیون تومان طلا سرقت کرده است.ماموران در بررسی صحنه دومین سرقت نیز متوجه شدند که دزدی کار یک آشنا بوده است.

یک مظنون

دومین مالباخته چند روز بعد از سرقت نزد پلیس رفت و این بار گفت که مطمئن است دزد طلاهایش، یکی از دوستانش به نام میترا و مادرش است. او گفت: یک روز قبل، میترا را دیدم. گوشواره‌های بدلی به گوش داشت که خیلی شبیه به گوشواره‌های من بود. من در بین طلا و جواهراتم جعبه کوچکی داشتم که داخل آن بدلیجات زیادی نگهداری می‌کردم که آن هم سرقت شده بود. وقتی میترا فهمید گوشواره هایش را دیده‌ام، سعی کرد آنها را مخفی کند و من با دیدن آن گوشواره‌ها، مطمئن شدم که وی و مادرش سارق خانه‌ام هستند؛ چرا که فقط آنها به خانه‌ام رفت‌وآمد داشتند.

وقتی زن جوان در حال توضیح دادن این ماجرا به افسر پرونده بود، نخستین مالباخته که 30میلیون‌تومان طلا و جواهراتش دزدیده شده بود نیز در اداره پلیس حضور داشت.او وقتی نام میترا را شنید شوکه شد. به سمت شاکی دوم رفت و با پرسیدن مشخصات میترا، متوجه شد که این زن دوست مشترک آنهاست.

سرنخ مهم

هر دو مالباخته تازه متوجه شده بودند یک دوست مشترک به نام میترا دارند. کسی که همراه مادرش بارها به خانه آنها رفت‌وآمد کرده بود و آنها مطمئن بودند که این مادر و دختر سارق طلاهایشان هستند. بنابراین تصمیم گرفتند نقشه‌ای اجرا کنند تا دست آنها را رو کنند.

نقشه زیرکانه

مالباخته‌ها یک راننده استخدام کردند تا میترا و مادرش را به‌عنوان مسافر سوار کند. سپس ضبط کوچکی زیر صندلی ماشین جاسازی کردند تا صداهای اطراف را ضبط کند. وقتی راننده استخدام شده، میترا و مادرش را سوار ماشین کرد، همان موقع یکی از مالباخته‌ها با میترا تماس گرفت و گفت: پلیس آگاهی از من خواسته تا درخصوص پرونده سرقت طلا و جواهراتم همه دوستانمان را معرفی کنم تا ازآنها انگشت نگاری کنند.

وی از میترا عذرخواهی کرد و از او خواست برای این کار به اداره آگاهی برود و بعد تلفن را قطع کرد. پس از آن مادر و دختر به‌شدت به‌هم‌ریختند و داخل تاکسی شروع به حرف زدن کردند. مادر می‌گفت نگران نباش دخترم، اثر انگشتمان در محل سرقت وجود ندارد. ‌دختر جوانش اما خیلی ترسیده بود و می‌گفت اگر انگشت نگاری کنند و گیربیفتیم چه می‌شود؟ من دسته‌کلیدی که ساخته بودم را در سطل زباله‌ای در خیابان انداختم.

مادر و دختر وحشت زده حرف می‌زدند غافل از اینکه همه صحبت‌هایشان ضبط می‌شود.همین مدرک، آنها را لو داد و وقتی مالباخته‌ها صدای ضبط شده مادر و دختر را به مأموران ارائه کردند، ‌قاضی شاهنگیان دستور بازداشت میترا و مادرش را صادر کرد.

اقرار

مادر و دختر سارق هفته گذشته در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر شدند و در بازجویی‌ها به سرقت میلیونی اعتراف کردند. مادر جوان که طراح نقشه دزدی است به مأموران گفت: هر دو مالباخته از دوستانمان بودند و وضع مالی خوبی داشتند. برای همین از دخترم خواستم که دسته‌کلیدشان را بردارد تا از روی آنها بسازیم. پس از آن زمانی که مطمئن شدیم آنها در خانه نیستند، دست به سرقت زدیم. ما با فروش طلا و جواهرات مسروقه برای خودمان لباس خریدیم و بخشی از اجاره‌خانه عقب افتاده را پرداخت کردیم.
این مادر و دختر بعد از اعتراف به سرقت با قرار قانونی در اختیار مأموران پایگاه دوم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفتند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.

انتخاب سردبیر

وقتی سطل‌های زباله تابستانی می‌شوند!

اصغر بادپر: شما هم این بوها را حس‌ کرده‌اید؟

پارک زیرزمینی برای کود‌کان سوری

د‌مشق فعالان حقوق بشر د‌ر پایتخت سوریه برای کود‌کان پارکی زیرزمینی ساخته‌اند‌ تا آنها از گزند‌ بمباران‌های گروه‌های تروریستی د‌ر امان باشند‌.

تایری که با جاد‌ه منطبق می‌شود‌

رم شرکتی ایتالیایی تایر‌هایی را طراحی کرد‌ه است که عاج آن براساس ویژگی‌های جاد‌ه تغییر می‌کند‌.

یکـ پرش کوچک رو به جلو

ترجمه‌ی عباس تربن: تغییر بخشی از زندگی نیست، خودِ زندگی است!

رابین‌هود‌ بیماران هند‌ی

د‌هلی‌‌نو پیرمرد‌ ۷۹ ساله هند‌ی آنقد‌ر د‌ارو و پول از ثروتمند‌ان گرفته و به فقرا د‌اد‌ه است که برخی او را رابین‌هود‌ بیماران هند‌ می‌نامند‌.

تأیید خبر مرگ ملاعمر

انتشار خبر مرگ ۲ نفر از رهبران گروه‌های افراطی افغانستان و پاکستان روز گذشته صحنه سیاسی این کشورها را تکان داد.

ایستگاه مسابقه‌های تابستانی

تیرماه هم تمام شد و به میانه‌ی تابستان نزدیک می‌شویم. این یعنی به ایستگاه دوم مسابقه‌های تابستانی رسیده‌ایم!

نیایش و دو شعر دیگر

از تو ممنونم

کتابی برای توصیف د‌قیق مناسبات انسانی

سعید‌ ابراهیمی‌فر: به‌واسطه شغلم و البته علاقه‌ام به سینمای د‌استانی، د‌امنه مطالعاتم بیشتر د‌ر حوزه د‌استان و رمان می‌گنجد‌.

جشنی برای اسباب بازی‌ها

اسباب‌بازی‌ها خیلی مهم‌اند. آن‌ها در دوران کودکی و نوجوانی در شکوفایی خلاقیت و هوش نقش مهمی دارند.

انصارالله یمن خواستار اجرای بیانیه قانون اساسی شد

همشهری آنلاین: محمد علی الحوثی رئیس کمیته عالی انقلابی جنبش انصارالله ضمن تاکید بر ضرورت تکمیل بیانیه قانون اساسی صادر شده در فوریه گذشته خواستار اجرای آن، قبل از دستیابی گروه های سیاسی به توافق درباره تشکیل دولت وحدت ملی برای خروج یمن از بحران کنونی شد.

پادتن ۱۴ سـالگی

از بیماری‌های نوجوانانه که خبر داری؟

داســتان بی‌پایــان

ترجمه‌ی سحر منصوری: یک بچه‌خرس قهوه‌ای از عمیق‌ترین و تاریک‌ترین جنگل‌های پرو، با یک کلاه لبه‌دار قرمز، بارانی آبی و یک چمدان پر از مارمالاد پرتقال!

داستان خرچنگ و ساعت

هدا حدادی: شاید شما ندانید اما هر چیزی یا هروسیله‌ای یک مخترع دارد.

تا حالا یک گوریل نقاش دیده‌ای؟

ربابه میرغیاثی: «ایوان» برمی‌گردد به‌طرف خانواده‌اش، زندگی‌اش و خانه‌اش.

خدا از پنجرهاى باز صدایت می‌زند

یاسمن رضاییان: فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّی مُهاجِرٌ إِلی‏ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی ۲۶)