یکشنبه 2 مهر 1396 | به روز شده: 30 دقیقه قبل

HAMSHAHRIONLINE

The online version of the Iranian daily Hamshahri
ISSN 1735-6393
یکشنبه 17 بهمن 1395 - 16:22:10 | کد مطلب: 361095 چاپ
محسن اسماعیلی در جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه:

مسئولیت اصلی زمامداران اصلاح فضای عمومی و فرهنگ جامعه است

دین و اندیشه > دین - همشهری آنلاین:
دکتر محسن اسماعیلی در ادامه تفسیر نامه شصت‌ونهم نهج‌البلاغه، با بیان اینکه امیرالمومنین(ع)، مسلمانان را از اماکن و مجالسی که زمینه‌ساز غفلت و جفاء هستند برحذر داشته‌اند، گفت: دلیل بر حذر داشتن از چنین مکان‌هایی، تاثیر حتمی و تدریجی فضای جلسات و فرهنگ حاکم بر آن در اعتقاد و رفتار آدمی است. مسئولیت اصلی و دشوار مسئولان و زمامداران هم همین است که فضای عمومی و فرهنگ جامعه را اصلاح و الهی کنند.

به گزارش همشهري آنلاين، دكتر محسن اسماعيلي در نودمین جلسه شرح و تفسیر نهج‌البلاغه در مجموعه فرهنگي سرچشمه، با يادآوري كلام اميرالمومنين(ع) مبني بر توصيه به مسلمانان براي سكونت در «شهرهای بزرگ»، گفت: پس از امر به سکونت در شهرهای بزرگ که محل اجتماع مسلمانان است، امام علی(ع) هشدار می‌دهند که باید از اماکن و مجالسی که سه خصوصیت دارند، بر حذر بود؛ اماکن و مجالسی که زمینه‌ساز غفلت و جفاء هستند و در آنجا کمتر کسانی ما را برای بندگی خدا یاری می‌رسانند: «وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ». (برحذر باش از مکان‌هایی که بستر غفلت و جفاء؛ یعنی گناه و ظلم هستند و در آنجا یاوران اطاعت پروردگار اندک هستند.)

وي افزود: «منازِل» جمع «مَنْزِل» به معنای محل فرود و نزول است. پس «مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ» به معنای جاهایی است که غفلت‌آفرین هستند. هر مکان و محل و جلسه‌ای که زمینه‌ساز غفلت از خدا و قیامت شود، مصداق «مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ» است که باید از آن بر حذر بود. «غفلت» نیز به معنای «عدم توجه» به یک چیز و رها کردن آن است. پس ضد غفلت عبارت از توجه، هوشیاری و يقظه است. يقظه يعنى بيدارى؛ چنان‌که امام علی(ع) نیز فرموده‌اند: «ضادُّوا الغَفلَةَ باليَقَظَةِ»؛ با بيدارى، به جنگ غفلت برويد.

اين استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: واژه «الْجَفَاءِ» نيز به معنای دور شدن و کناره‌گیری است. اگر چیزی در جای معمول خود قرار نگیرد، از واژه جفاء برای آن استفاده می‌کنند. به عنوان مثال جای پهلوی انسان در شب، رختخواب است. پس اگر برخلاف معمول از آن دوری گزیند و برای راز و نیاز با خدا برخیزد، «تجافی» کرده است؛ چنان‌که در قرآن شریف است که مومنان واقعی «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِ «ِ (پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می‌شود و پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند). برای همین است که اگر انسان در مقابل خوبی دیگران واکنش مناسب با مقام انسانیت خود نشان ندهد و بی‌وفایی کند، می‌گویند که «جفاء» کرده است. ظلم و ستم را نیز به همین مناسبت جفاء می‌گویند؛ چرا که به طور معمول و مناسب با شأن انسان نیست.

عضو مجلس خبرگان رهبري در ادامه به تشريح لطایف و ظرایفی در جمله «وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ» پرداخت و مواردي نظير مبنای این هشدار و اهمیت لحظه‌ها در سعادت و شقاوت را بيان كرد.

  • مبنای این هشدار

اسماعيلي در تشريح مبنای این هشدار، گفت: دلیل بر حذر داشتن از چنین مکان‌هایی، تاثیر حتمی و تدریجی فضای جلسات و فرهنگ حاکم بر آن در اعتقاد و رفتار آدمی است. مسئولیت اصلی و دشوار مسئولان و زمامداران هم همین است که فضای عمومی و فرهنگ جامعه را اصلاح و الهی کنند. حضرت ابوتراب صلوات الله علیه فرموده‌اند: «وَاعْلَمُوا ... َمُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلاِِْيمَانِ وَمَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ»؛ آگاه باشيد و این را بدانید که همنشينى با هواپرستان ايمان را به‏دست فراموشى مي‌سپارد و شيطان را به حضور مي‌كشاند.

وي افزود: در چنین محل و با چنان کسانی بودن موجب غفلت ما از خدا و رها نمودن ما از جانب پروردگار و محرومیت‌مان از رحمت او می‌شود؛ چنان‌که امام سجاد(ع) در دعای ابو حمزه عرضه داشته‌اند که «ای آقای من! ... شايد مرا از همنشينى با علما غايب يافتى که خوارم نمودى، يا شايد مرا در گروه غافلان ديدى که از رحمتت نااميدم كردى، يا شايد مرا انس يافته با مجالس بيكاره‌ها ديدى که مرا به آنان واگذاشتى.» در نقطه مقابل، مجلسی که غفلت‌زدا و بیدارکننده است، انسان را ذاکر و هوشیار می‌کند و لذا امام علی(ع) فرمود: «علَيكَ بمَجالِسِ الذِّكْرِ»؛ بر تو باد به شرکت در مجالس ذکر!

  • اهمیت لحظه‌ها در سعادت و شقاوت

محسن اسماعيلي در بخش ديگر سخنانش در اشاره به اهمیت لحظه‌ها در سعادت و شقاوت، گفت: يک تفاوت لطیف میان این جمله با جمله قبلی آن است که در آنجا حضرت امر به «سکونت» در شهرهای بزرگ فرمودند و در اینجا امر به «دوری» از چنین مکان‌هایی. «سکونت» دربردارنده مفهوم دوام نسبی است؛ یعنی برای حضور و زندگی دائم، شهرهای بزرگ را برگزین. اما در نقطه مقابل نفرموده‌‍ اند که «وَاحذَرِ السُّکونَةَ فی مَنازِلِ الغَفلَة...»؛ بلکه اطلاق دارد؛ یعنی از حضور در چنین مکان‌هایی بپرهیز؛ حتی اگر طولانی‌مدت نباشد. زیرا حتی لحظه‌‌ای حضور در مکان‌های واجد این سه خصوصیت، خطرناک و خسارت‌بار است و باید از آن ترسید.

عضو حقوقدان شوراي نگهبان افزود: برای تهذیب نفس و رسیدن به کمال باید دائماً مراقب بود و کافی نیست که گه‌گاه در محافل و اماکن ذکر قرار بگیریم و لذا باید «ساکن» در آنها باشیم. اما برای سقوط از انسانیت و هلاکت، گاهی یک لحظه غفلت و جفا کافی است. خداوند متعال می‌فرماید: «وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِه»؛ هرگاه کسانی را دیدی که به قصد تمسخر آیات الهی مشغول بحث و گفتگو هستند، از آنان روی برگردان و جدا شو؛ تا دست از این کار بردارند و وارد بحث دیگری شوند. در چنین جلسه‌ای نباید ماند. ماندن در چنین مکان‌ها و جلسه‌هایی خطرناک و دارای آثار ویرانگری بر اعتقادات انسان است.

وي ادامه داد: جالب است که پیامبر خدا صلى الله عليه و آله این آیه شریفه را بر مجالسی تطبیق فرموده‌اند که در آنها از رهبران عادل یا عیب‌جویی می‌شود یا از مسلمانان غیبت می‌کنند. از ایشان نقل شده است که «مَن كانَ يؤمنُ باللّه ِ و اليَومِ الآخِرِ فلا يَجْلِسْ في مَجلِسٍ يُسَبُّ فيه إمامٌ، أو يُغتابُ فيه مسلمٌ»؛ هر كه به خدا و روز واپسين ايمان دارد، نبايد در مجلسى كه در آن از امامى بدگويى يا از مسلمانى غيبت مى‌شود، بنشيند. بعد هم به همین آیه استناد فرمود. در همین لحظه‌های کوتاه است که گاهی سرنوشت انسان تغییر می‌کند و با شبهه و تردیدی دین و ایمان خویش را از دست می‌دهد؛ ضمن آنکه شاید در همان لحظه مرگ فرا برسد و ما از چنین مجلسی به سوی خدا برگردیم!

  • تفاوت جلسه با جلساء

به گفته اين استاد حوزه و دانشگاه، امام(ع) ما را از حضور در مکان‌هایی با سه خصوصیت برحذر داشته‌اند. اما باید توجه داشت که دو خصوصیت نخست از یک جنس هستند و خصوصیت سوم از جنسی دیگر. در آنجا می‌فرماید که این مکان‌ها زمینه‌ساز غفلت و جفاء هستند؛ فارغ از اینکه افراد حاضر در آنجا چه کسانی باشند! حتی گاهی ممکن است افراد متدین و خوبی هم در آن جلسه باشند، اما اصولاً چنان جلساتی غفلت‌آفرین است، به گونه‌ای که آن افراد صالح نیز نتوانند آن را تغییر دهند و یا حتی حضور آنان در آنجا هم ناشی از غفلت و نسیانی باشد که شیطان آفریده است.

وي افزود: برای مثال، جلسه‌ای که در آن شٌرب خمر می‌شود یا مشغول لهو و لعب هستند، باید فوراً ترک شود؛ و به این نگاه نشود که آدم‌های سالمی هم در آنجا نشسته‌اند یا نه. ممکن است واقعا هم سالم باشند‌، اما غافل! اما در ادامه می‌فرماید: از حضور در جاهایی هم برحذر باش که افراد صالح و کمک‌کننده در اطاعت خدا کم هستند. در اینجا دیگر ملاک، افراد حاضر در آن مکان هستند؛ نه خود آن مکان. ممکن است جایی زمینه‌ساز غفلت و جفاء نباشد، اما زمینه‌ساز ذکر و طاعت هم نباشد، از این مجالس نیز باید برحذر بود. کافی نیست که مجلسی ما را به فساد نکشاند، بلکه باید محل صلاح و رشد و کمال باشد و با کسانی همنشین شویم که به ما در اطاعت خدا و دور شدن از غفلت و جفاء کمک کنند.

اسماعيلي با اشاره به كلام اميرالمومنين(ع) كه می‌فرماید «از محل‌هایی که حاضران در آن خوب و یاور تو در بندگی خدا هستند، اما تعداد آنها کم است، برحذر باش»، گفت: به جایی برو که «کثرت» و «اکثریت» با اینها باشد؛ نه اینکه در «قلّت» و «اقلیّت» باشند. پس گاهی خود مجلس ملاک است نه جلساء و حاضران در آن. اگر یک میهمانی یا محفلی اصولاً مستعدّ غفلت و گناه است باید از آن پرهیز شود؛ و فریب حضور افراد خوب در آن را هم نباید خورد. در فقه هم گفته‌اند ملاک حرمت غناء دو چیز است؛ یکی آنکه برای خود فرد موجب طرب باشد، و دیگر آنکه مناسب مجالس اهل لهو و لعب باشد؛ ولو افراد حاضر اهل لهو و لعب نباشند یا بر این فرد اثر نگذارد.

  • حکم افراد استثنایی

عضو مجلس خبرگان رهبري تصريح كرد: باز هم تکرار می‌کنیم که ممکن است کسی استثنایی باشد و بتواند یک‌تنه در برابر همه غافلان و جفاکاران بایستد و حتی آنها را بیدار و اصلاح کند. آری! چنین کسانی حکم خاص خود را دارند اما باید مراقب بود که خود را فریب ندهیم و خودمان را بی‌دلیل استثنایی فرض نکنیم. تغییر فضا و شنا کردن بر خلاف جریان آب دشوار است و از هر کسی برنمی‌آید. امام صادق(ع) چنین کاری را به ایستادن و جنگیدن در میان کسانی تشبیه فرموده است که همگی در حال فرار و عقب‌نشینی از میدان جنگ هستند.

وي در پايان گفت: اگر چنین هنری داریم باید بایستیم؛ وگرنه مشمول گفته دیگر امام ششم سلام الله علیه هستیم که فرمود: «لا يَنبغي للمؤمنِ أنْ يَجلِسَ مَجلسا يُعصى اللّه ُ فيهِ و لا يَقدِرُ على تغييرِهِ»؛ سزاوار نيست مؤمن در مجلسى بنشيند كه در آن معصيت خداوند مى‌شود و او نمى‌تواند آن وضع را تغيير دهد.